جايگاه عفافگرايی و كنترل غرايز در روان شناسی
تسلط بر خويشتن (خودكنترلي)، يكي از عاليترين رهيافتهاي يك نظام تربيتي بهشمار ميرود. در قرن بيستم، براي چند دهه، ملاك سنجش در موفقيتها، تستهاي مرسوم « بهره هوشي »IQ [1] بود؛ بهگونهاي كه در بسياري از كشورها بخشي از سؤالات كنكور نيز محسوب ميشدند؛ اما با مرورِ زمان و پيشرفت روانشناسي، اين ديدگاه مورد تشكيك واقع شد. بدینصورت که روانشناسان در مشاهدات عینی و مواجهه با سارقان و جنایتکاران و بزهکاران، متوجه شدند که برخی از آنان دارای بهرة هوشی بالایی هستند ولی از زندگی سالم و موفق محرومند! و از سوی دیگر افرادی را شناسایی کردند که بهرة هوشی متوسط داشتند ولی از زندگی سالم و موفق برخوردار بودند![2] و بدین ترتیب نتیجه گرفتند که صِرفِ برخورداری از IQ و بهرة هوشی بالا، موفقیت در زندگی را به ارمغان نمی آورد بلکه چیزی والاتر و پرارجتر از بهرة هوشی وجود دارد و آن مدیریت و کنترل هیجانها و از جمله کنترل هیجان غریزة جنسی میباشد.
توضیح مطلب اینکه مفهوم «بهرة هوشي» كه توسط «آلفرد بينه»[3] و برخي ديگر از روانشناسان مطرح شده بود مورد انتقاد شديد بسياري از محققان قرار گرفت؛ چرا كه تأكيد آن بر توانمندي رياضياتي، منطقي و حافظه بود، در حالي كه بسياري از توانمنديهاي ديگر نيز در انسان هست و در زندگي روزمرّه به كمك افراد بشر ميآيد و در بهتر زندگيكردن، به آنها كمك ميكند و حال آنكه در تعريف سنتّي و تستهاي مربوط به آن، موردِ توجه قرار نگرفته بود.
لذا «گاردنر»[4] با نظریة هوش چندگانه (1- هوش منطقي ـ رياضي[5] 2- هوش کلامی[6] 3- هوش موسيقيايي[7] 4- هوش تجسمی ـ فضایی[8] 5- هوش بدني ـ جنبشی[9] 6- هوشي بین فردی[10] 7- هوش درون فردي[11])[12] ديدگاه سنتي هوش را به چالشي جدّي فرا خواند.
«سالووي»[13] و «ماير»[14] با مددگيري از بخشي از تحقيقات «گاردنر» مفهوم «هوش هيجاني» را مطرح كردند. اين مفهوم در يك كلام به معناي «شناخت، كنترل و مديريت هيجان» استكه از برخی جهات به مفهوم «تقوا» در فرهنگ اسلام نزديك ميباشد.
«هيجان» عبارت است از انگيزشي شديد، كه موجب پيدايش واكنشهاي فيزيولوژيك آشكاري در ارگانيزم ميشود. همانند هيجان گرسنگي، تشنگي، حسد، خشم، ترس و ... كه هر يك از اينها، رفتارهاي آدمي را در جهت خاصي تجهيز ميكند و او را وادار به فرا رفتن از مرزهاي مشروع و قانوني مينمايد، ليكن انسان موفق و نرمال كسي است كه هوش هيجاني خود را به كار اندازد و بحرانها را كنترل و مديريت كند و سپس خواستههاي خود را در چارچوب مشروع و قانوني برآورد.
اينك هيجان غريزة جنسي نيز در همين راستا قابل بررسي ميباشد زيرا آن، انگيزشي شديد است كه آدمي را وادار به انجام رفتارهاي ويژه ميكند، ليكن آن كسيكه از «هوش هيجاني» بهرهاي داشته باشد ميتواند شهوتش را كنترل كند و هيجان غريزة جنسي را مهار نمايد و بدينترتيب از زيانهاي فراوان انحرافات اخلاقي در امان بماند.
در فرهنگ اسلام نيز، انسان عفيف، هيجانهاي جنسي خود را كنترل ميكند و صبوري ميورزد و آنرا در مسير درست و مشروع به جريان مياندازد، ليكن او همة اينها را براي خشنودي خداي مهربان، و وارد شدن در بهشت رضوان، و دوري از آتش سوزان انجام ميدهد. هرچند كه از منافع دنيوي آن بهره ميبرد و از زيانهاي فراوان انحرافات اخلاقي نيز در امان ميماند. چنانكه يوسف به برادرانش فرمود:
« إنَّهُ مَن يَتَّقِ وَ يَصبِر فَاِنَّ اللهَ لايُضِيعُ اَجرَ المُحسِنِينَ ».[15]
بي گمان هر كه تقوا و صبر پيشه كند، بهراستي خداوند پاداش نيكوكاران را تباه نميسازد.
پس طرح مباحثی همانند تقویت «خویشتنداری و خودکنترلی» پرورش «هوش هيجاني»[16] و افزایش «عزّت نفس»[17] در روانشناسي غرب، اگرچه به معناي «تقوا» و خودسازي در فرهنگ اسلامي نيست ليكن از برخی جهات به مفهوم «تقوا» نزديك ميباشد و ميتواند گامي مثبت در اين راستا به شمار آيد و انسان غربي گريزپا را تا اندازهاي متمايل به شريعت كند و او را با راهکارهاي منطقی دین، آشنا سازد و در كنترل و مدیریت هيجانها، و از جمله در کنترل هيجان جنسي ياريش نمايد.
ناگفته نماند که هم اكنون در غرب پژوهشهايي صورت گرفته مبني بر اينكه، کودکان و نوجواناني كه در كنترل غرايز (گرسنگي، تشنگي، خشم و...) سستي ميورزند در آينده افرادي شرور، بزهكار و جاني ميشوند. و بهعكس، نوجوانان صبور، خويشتندار و برخوردار از هوش هيجاني و توانمند بر كنترل غرايز، در بزرگسالي افرادي دلسوز، خير رسان و خدمتگزار به اجتماع ميگردند.[18]
برخی از پژوهش ها نیز نشان میدهد که توانایی به تعویق انداختنِ رضامندیِ کوتاه مدت، عنصر مهمی در پیشرفت و موفقیت است. طی مطالعه ای معلوم شد کودکانی که در 4 سالگی توانایی بیشتری در به تعویق انداختن رضامندی و خوشیِ کوتاه مدت داشته اند، در دوران نوجوانی از لحاظ تحصیلی شایستگی بیشتر، و در کنار آمدن با استرس، توانایی بیشتری از خود نشان دادند. (شودا، میشل و پیک،1990).[19]
خوشبختانه پژوهشهایی از ایندست، سبب گشته تا نسل جديد غرب، رويكردي مثبت به كنترل غرايز داشته باشد. بهعنوان نمونه خانم «وندی شلیت» گزارش ميدهد كه هم اكنون مؤسسه اي تحت عنوان آموزش خويشتنداري جنسي به نام «آبستيننس كليرينگ هوس» در شهر سوفالز امريكا در حال فعاليت است و بيش از 3500 عضو وابسته در سراسر دنيا دارد.
افزون براين در سال 2002 در امريكا بودجه اختصاص يافته به آموزش خويشتنداري جنسي، 119 ميليون دلار براي اقشار و سنين مختلف؛ و 102 ميليون دلار براي نوجوانان بوده است و در سال مالي 2006 براي طرح هاي خويشتنداري 172 ميليون دلار صرف شد.[20] كه اگر هر دلار را معادل 3000 تومان ايران به حساب آورديم تنها در سال2002 براي طرحهاي خويشتنداري جنسي، 663 ميليارد تومان هزينه شده است!
نمونه دیگر اینکه دولت امریکا طی پنج سال گذشته هزینه ای معادل یک میلیارد دلار صرف تشویق جوانان کرده تا به آنها بفهماند سالمترین شکل روابط جنسی تنها از طریق ازدواج امکانپذیر است. آنها در یک پروژه 450 میلیون دلاری ـ که در آن هفده آژانس مستقل شرکت کرده بودند ـ محققان تحت نظارت بیرمن(استاد دانشگاه کلمبیا) بیش از 200هزار دختر جوان را تحت آموزش برنامه «حفظ عفت» قرار دادند.[21]
بنابراین غربیها از این نظریه بی اساس فروید که خویشتنداری جنسی، سبب محرومیت و عقده مند شدن انسان میشود دست کشیدند و با آزمایش و خطاهای فراوان و صرف هزینه ها و سرمایه های فکری و مادی، به همان خویشتنداری جنسی و عفاف دینی نزدیک شده اند. لیکن مشكل بزرگي كه غربیها در پيشرو دارند عدم دسترسي به راهها و روشهاي گوناگون كنترل غرايز و از جمله غريزة جنسي ميباشد؛ زيرا از فرهنگ دين فاصله گرفتهاند و بنابراين در اينجهت آنگونه كه بايد، موفق نميگردند مگر آنكه به شريعت رويآورند و با راهکارها و روشهاي کنترل غرايز در شریعت آشنا شوند.
ما با دلایل فراوان و قاطعیت تمام، معتقدیم اگر کسی اهل خویشتنداری و خودکنترلی باشد و در برابر حرامهای اِلاهی مقاومت ورزد و از گناهان و به ویژه گناهان جنسی بپرهیزد نه اینکه عقده مند نمیگردد بلکه بسیاری از نبوغها و استعدادهای علمی، هنری، مدیریتی و معرفتی اش شکوفا می شود و در دنیا و آخرت سعادتمند می گردد.
دكتر «عطار» ـ پروفسور طب دروني ـ ميگويد:
اين يك اصل انكار ناپذير است كه خويشتنداري فيزيكي، اساس و پايه دستيابي به قدرت است، زماني كه انسان بتواند ميل فيزيكي و نفساني خود را كنترل نمايد، نوعي حس امنيت و اعتماد به نفس خارق العاده در وجودش شكل ميگيرد، نگرش مثبتي كه تمامي ابعاد زندگيش را تحت تأثير قرار ميدهد.[22]
اميد است دانشگاهيان عزيز در رشتههاي روانشناسي و علوم تربيتي بخشي از پژوهشهاي خود را به موضوعِ «اهميت و فايدههاي عفافگرايي، پاکدامني و کنترل غريزة جنسی» اختصاص دهند و با زبان علم، جامعة انساني را از دستآوردهاي خود بهره مند نمايند. بيشک آيات و روايات فراوان در اين موضوع، ميتواند در بهينه شدن تحقيقات اين عزيزان نقش بهسزايي داشته باشد بهعلاوه که اين حرکت علمي به ياري خدا ميتواند بهعنوان يکي از مصاديق وحدت و همکاري حوزه و دانشگاه ـ و تعامل ميان علم و دين ـ بهشمار آيد و بر پيوند هر چه بيشتر اين دو قشرِ تأثيرگذار بيافزايد.
[2] ـ برگرفته از هوش هیجانی، ص18و 61. دانیل گلمن، ترجمه نسرین پارسا، انتشارات رشد، تهران 1389.
[5] ـ هوش ریاضی ـ منطقی، یعنی توانایی انجام محاسبات و استدلالات (مثل هوشی که ریاضیدانان و منطقیون دارا میباشند)
[6] ـ هوش کلامی و زبانشناختی، یعنی توانایی کلامی و آفرینش جملات (مثل آنچه سخنوران و نویسندگان دارند)
[7] ـ هوش موسیقیایی، یعنی توانایی درک یا آفریدن موسیقی (مثل آنچه نوازندگان دارا میباشند)
[8] ـ هوش تجسمی ـ فضایی، یعنی توانایی فکر کردن با تصاویر و درک جزئیات دیداری (مثل آنچه در نقاشها و معماران وجود دارد)
[9] ـ هوش بدنی، یعنی توانایی انجام کارهای ظریف و هماهنگ بدن (مثلا در ورزشکاران)
[10] ـ هوش میان فردی، یعنی توانایی درک احساسات اطرافیان و رابطه با آنها (مثلا در مددکاران اجتماعی)
[11] ـ هوش درون فردی، یعنی توانایی درک حالات درونی (مثلا در عرفا)
[12] ـ برگرفته از روانشناسی تربیتی، ص54، دکتر پروین کدیور، انتشارات سمت، تهران 1390.
[15] ـ يوسف(12) آيه 90.
[16] . ر.ک: پرورش هوش هیجانی نوجوانان، نویسندگان: موریس جی. الیاس، استیون ای. توبیاس و دکتر برایان. اس. فریدلندر، ترجمه فیروزه کاوسی، انتشارات رشد، تهران 1389.
[17] . ر.ک: رشد و افزایش عزت نفس، ماتیو مک کی/ پاتریک فنینگ، برگردان مهرناز شهرآرای، نشر آسیم، تهران1390.
لازم به یادآوریست که مفهوم عزت نفس در آموزه های دینی بسیار متفاوت از مفهوم عزت نفس در روانشناسی غرب است لیکن در برخی مصادیق و موضوعات مشترک می باشند و از این رو میتوان گفت که در موارد اینچنینی به مفهوم تقوا نزدیک است.
[18] - اين گزارش در يک نشست علمي ـ در راديو معارف ـ اسفند84 توسط کارشناسان علوم تربيتي عنوان گرديد. و نيز در كتاب «جوان، هيجان و خويشتنداري» ص85 آمده است: «دانشمندان، یکی از عوامل موفقیت را برخورداری از توانِ «انتظار کشیدن» دانسته اند و بر این باورند که بدون این عامل نمیتوان یک زندگی کامیاب را رقم زد. ... این نظریه پردازان، با آزمایشی که انجام دادند، نشان دادند کسانی که در کودکی، توانِ انتظارکشیدن و به تأخیر انداختنِ خواسته را آموخته اند، در بزرگسالی، زندگی موفقی داشته اند و برعکس، کسانی که فاقد چنین نیرویی بوده اند، در آینده، خلافکار و بزهکار شده اند. نکته جالبی که در این آزمایش به دست آمد، وجودِ روشهایی بود که کودکان، برای به تأخیر انداختن خواسته های خود و بالا بردن توان انتظار کشیدن، به کار برده بودند همه آنها به نوعی (نقاشی کردن، بازی کردن، صحبت کردن با دوست خود و خوابیدن و ...) حواس خود را از موضوعی که باید نسبت به آن انتظار می کشیدند (مثل غذای خوشمزه، پس از یک گرسنگی طولانی) پرت میکردند. (کلیپ «آزمایش هوش هیجانی» که در مهد کودک یکی از کشورهای غربی تهیه شده نیز مؤید مطالب یاد شده میباشد).
[19] . انگیزش و هیجان، ص26، رابرت فرانکن، تهران نشر نی1389. مترجمان: حسن شمس اسفندآباد/غلامرضا محمودی/سوزان امامی پور.
[20] ـ دختران به عفاف روي مي آورند، ص69-70، نويسنده: وندي شليت، ترجمه: سمانه مدني.
[21] ـ زلال عفت، ص51.
[22]- خراسان، 25/7/83، ص9 .
تهیه و تنظیم : کانون فرهنگی تبلیغی امین
حق نشر محفوظ / با ذکر منبع بلامانع
