شهید ابراهیم هادی | نگاه به نامحرم

شهید_هادی_12.png (535×660)

وقتی بچه ها رفتند.آمدم پیش ابراهیم.هنوز متوجه حضور من نشده بود توی حال خودش بود.با تعجب دیدم. هرچند لحظه،سوزنی را به صورتش و به پشت پلک چشمش می  زند،یکدفعه با تعجب گفتم:چیکارمیکنی داش ابرام؟تازه متوجه حضور من شده بود.جا خورد و برگشت گفت:هیچی چیزی  نشده. اصرار کردم که باید بگی جون من.

مکثی کرد و گفت:سزای کسی که چشمش به نامحرم بیفته همینه. اون موقع نفهمیدم چی می گه.بعدها در تاریخ بزرگان خواندم دیدم آنها برای جلوگیری از آلوده شدن به گناه خودشان را تنبیه می کنند.

از صفات دیگرش این بود که اگر میخواست با زنی نامحرم حتی از بستگان صحبت کند به هیچ وجه سرش را بالا نمی آورد.به قول دوستانش:ابراهیم به زن نامحرم آلرژی داشت!

 

مجموعه عکس نوشته های عفاف و حجاب (8)

تعداد تصاویر در این مجموعه (30)

jn1m6tk6yhky.jpg (807×415)

 

 دانلود همه تصاویر به صورت یکجا (26MB)

 

مجموعه عکس نوشته های تلگرام و اینستاگرام عفاف و حجاب (1)

مجموعه عکس نوشته های تلگرام و اینستاگرام عفاف و حجاب (2)

مجموعه عکس نوشته های تلگرام و اینستاگرام عفاف و حجاب (3)

مجموعه عکس نوشته های تلگرام و اینستاگرام عفاف و حجاب (4)

مجموعه عکس نوشته های تلگرام و اینستاگرام عفاف و حجاب (5)

مجموعه عکس نوشته های تلگرام و اینستاگرام عفاف و حجاب (6)

مجموعه عکس نوشته های تلگرام و اینستاگرام عفاف و حجاب (7)

 

تهیه و تنظیم : کانون فرهنگی تبلیغی امین

حق نشر محفوظ / با ذکر منبع بلامانع

حیا و عفت شهید عباس بابایی

در دوران تحصیل در آمریکا روزی در بولتن خبری پایگاه «ریس» که هر هفته منتشر می­شد، مطلبی نوشته شده بود که توجه همه را به خود جلب کرد. مطلب این بود:

«دانشجو بابایی ساعت 2 نیمه شب می­دود تا شیطان را از خود دور کند».

من و بابایی هم اتاق بودیم. ماجرای خبر بولتن را از او پرسیدم. او گفت: چند شب پیش بی­خوابی به سرم زده بود رفتم میدان چمن و شروع کردم به دویدن. از قضا «کُلُنِل باکِستِر» فرمانده پایگاه با همسرش مرا دیدند و شگفت زده شدند . کُلُنِل ماشین را نگه داشت و مرا صدا زد. نزد او رفتم. او گفت در این وقت شب برای چه می­دوی؟ گفتم : خوابم نمی­آمد خواستم کمی ورزش کنم تا خسته شوم. گویا توضیح من برای کلنل قابل قبول نبود او اصرار کرد تا واقعیت را برایش بگویم . به او گفتم مسائلی در اطراف من می­گذرد که گاهی موجب می­شود شیطان با وسوسه­هایش مرا به گناه بکشاند و در دین ما توصیه شده که در چنین مواقعی بدویم یا دوش آب سرد بگیریم. آن دو با شنیدن حرف­های من تا دقایقی می­خندیدند، زیرا با ذهنیتی که نسبت به مسائل جنسی داشتند، نمی‌توانستند رفتار مرا درک کنند.

(پرواز تا بی نهایت، صفحه 36)

 

تهیه و تنظیم : کانون فرهنگی تبلیغی امین

حق نشر محفوظ / با ذکر منبع بلامانع

حیا و عفت در سیره شهید سید احمد رحیمی

نوجوانی شهید دکتر احمد رحیمی

سال آخر دبیرستان که با احمد همکلاسی بودم قرار شد دختر خانم ها را بیاورند و کلاس ها را به صورت مشترک برگزار کنند. وضع ظاهری شان خوب نبود. ما به این مسأله اعتراض کردیم. البته خیلی از بچه های کلاس هم بدشان نمی آمد! احمد خیلی جدّی و محکم به معلم ریاضی که این کار را کرده بود، اعتراض کرد و گفت: بچه های مردم به گناه می افتند
معلم ریاضی هم رفته بود دفتر و گفته بود: اگر رحیمی توی کلاس باشه من دیگه درس نمی دم. خلاصه قرار شد احمد این درس را غیرحضوری بخواند
اینقدر پشتکار داشت که همان سال در رشته پزشکی دانشگاه تهران با رتبه عالی پذیرفته شد

(ظرافت های اخلاقی شهدا ص22) 

آزار جنسی دختر 13 ساله پس از دوستی اینستاگرامی

پسر جوانی که از طریق شبکه اجتماعی اینستاگرام با دختر 13 ساله ای ارتباط برقرار کرده و هنگام قرار ملاقات او را مورد سرقت و آزار و اذیت جنسی قرار داده بود توسط پلیس شناسایی و دستگیر شد.

به گفته دختر شاکی پروند : داخل شبکه اینستاگرام در حال چرخیدن بودم که به صورت کاملا اتفاقی، شماره متعلق به جوانی بنام امیر که تصویر خودش را نیز بر روی پست خود گذاشته بود، دنبال(FOLLOW ) کردم، چند روز اول ارتباط ما صرفا در حد پیام دادن و فرستادن چند عکس...

ادامه نوشته