واکاوی سینمای روشنفکری ایران بعد از انقلاب اسلامی با تأکید بر فمینیسم|دانشگاه فردوسی مشهد| 98/2/18

دکتر حسین زاده:
نوعاً علاقه عموم به فیلم های اکشن و وسترن، به دلیل علاقه به بعد منفی انسان هاست که در دنیای واقعی چندان نمی توان به آن دست یافت. به گفته فروید، تمایل مردم به بعد منفی خود، باعث شده تا آنها به داستان و فیلم و نمایش این چنینی رو آورند.
با بررسی ای که بر روی فیلم های هالیوود و بالیوود و بررسی دیدگاه های فلسفی این فیلمها صورت گرفته است مشخص شده است که مبنای این فیلمها، در اتاق فکرهایی توسط اندیشمندان تدوین شده است.
روشنفکری در مقابل تاریک فکری به کار می رود.
تعریف جلال از روشنفکری: آزاداندیشی و کار فکری، غرب زدگی و تقلید از روشنفکران فرنگی، تحصیل کرده و اهل اندیشه و تفکر بودن، سنت گریزی، جهان بینی علمی داشتن، اهل سیاست بودن، اعتقاد به تجدید حیات فرهنگی.
مرتضی آوینی: روشنفکری به معنای واقعی در ایران شکل نگرفته و آنچه که ما با آن مواجهیم، شبه روشنفکری است.
اختلاف نظرها از روشنفکری به سینما هم منتقل شده است.
انواع فیلمها: غربی، بی مخاطب، جشنواره ای، طنز، اعتراضی، مفاهیم جامعه مدنی و لیبراستی، سیاه نمایی، دختر و پسری، سکولار، فمینیستی و ...
در دهه 70، شاهد به وجود آمدن فیلم های دختر پسری بودیم. سعی شد که فرهنگ لیبراستی غربی و مفاهیم عامه پسند فیلم فارسی گونه که مورد پسند بود، لحاظ گردد.
زن و ساختار وجودی اش، نقطه افتراق تفکرها و تمدن هاست. یکی از مهمترین موضوعات، صحبت از دین است که در آن صورت نیز از زن صحبت می شود؛ از نوع پوشش و رفتار و صحبت او.
مراحل سه گانه تکامل زن از دید شوالتر: مرحله زنانه، مرحله زن باوری و مرحله زن شدن یا مرحله خودیابی.
قبل از انقلاب، روشنفکری در مقابل فیلم فارسی بود. فیلم فارسی ترویج پورن بود و سطحی بود و عامه پسند.
سینمای انقلاب به سینمای روشنفکری کمک کرده است.
البته نقاط مشترکی بین سینمای انقلاب و سینمای روشنفکری وجود دارد. از قبیل اهداف ملی، استقلال، اهداف اجتماعی، عدالت، آزادی و ... هر چند که مبانی آنها متفاوت است.
جریان روشنفکری سینمای ایران، ریشه در مکاتب سینمایی سایر کشورها دارد.
دوره های سینمای بعد از انقلاب
دوره گذار و بلاتکلیفی: جمهوری اسلامی می خواهد با سینما چه کار کند؟
تولد سینمای نوین: با مدیریت بهشتی بر بنیاد فارابی اتفاقات خوبی افتاد.
بی ثباتی مدیریتی و فرهنگی در سینما: رشد فیلمهای فمینستی و
اصلاحات و تثبیت سینما: در این دوره سینمای کمدی در داخل کشور رونق گرفت.
همزمان با تحریم و فشارهای اقتصادی، برای برون رفت از مشکلات اقتصادی، فیلمهای کمدی رشد خوبی پیدا کرد.
غربی ها هیچکاک را استاد می نامند و ایرانی ها بیضایی را.
عمده فیلمهای بیضایی فمینیستی است. هر چند که خودش بر این باور نیست.
سگ کشی از فمینیستی ترین فیلم های اوست که زمان اکران، بسیار مورد توجه قرار گرفت.
فیلمهایی مثل روسری آبی، زیر پوست شهر، کاغذ بی خط، شبهای روشن و ... فمینیستی هستند و کارگردان هایی مثل جعفر پناهی، کیارستمی، کیانوش عیاری، بنی اعتماد، مخلباف و ... هم به همین صورت.
خرده جریان های سینمای روشنفکری: رئالیسم اومانیستی، فمینیستی، اعتراضی، طبیعت گرا، شبه مارکسیستی و ...
فیلمهای روشنفکری، ترویج اخلاق و اخلاق مداری، منهای مذهب است.
فیلم های اصغر فرهادی، هیچ گونه نگاه مذهبی ندارد.
زنجیره آرایش فکری در حوزه های سینمای روشنفکری: فردی، خانوادگی، جامعه جهانی و جامعه.
بیضایی در فیلم های خود زن را یک اسطوره معرفی می کند.
در فیلم سگ کشی ناصر معاصر نماینده مردانی است که اخلاقیات، انسانیت و عقلانیت برای آنها مهم نیست و فقط به پول پرستی و هوسرانی فکر می کنند.
بازیگران فیلم سگ کشی، تعهدی به زن ندارند و به زن نگاه کاملاً جنسی و نه انسانی دارند.
بیضایی در این فیلم می گوید که گلرخ کمالی (شخصیت اصلی فیلم) خودش را خوب نشان می دهد، کتک می خورد، به او تجاوز می شود، اخلاق مدار است و در پایان فیلم نیز علیرغم وجود شرایط، همسرش را به خاطر کلاهی که سر او گذاشته و او را بازی داده است نمی کشد و احساس شکست نمی کند. گریه آخر او نیز به خاطر خودش نیست؛ بلکه او برای جامعه و زنان گریه می کند.
گلرخ کمالی در این فیلم با شرخرها روبرو می شود و نظر تمام طلبکاران را که کار بسیار مشکلی است، جلب میکند. برای هر کاری که میکند با پدرش مشورت میکند، مطالعه می کند و در طول این مدت، در ارتباط با افراد مختلف، می گوید بیش از آنکه به همسرم وفادار باشم، به خود وفادارم.
در این فیلم از مردانی استفاده می شود که معمولاً در سایر فیلمها، زیر بار حرف زن نمی روند ولی در اینجا برای این نقش انتخاب شده اند (داریوش ارجمند) و در مقابل گلرخ کمالی حرفی برای گفتن ندارند.
سیروس مقدم نیز در برخی سریال های خود به زنان اقتدار و قدرت زیادی می بخشد. از جمله سریال مدینه که هم اکنون نیز در حال پخش است.
گزیده ای از برخی نظرات اعضای محترم کارگروه:
خانم درویش زاده: من متوجه نشدم که چطور سینمای ایران به سمت کمدی پیش رفت. توضیح کمی در این خصوص ارائه شد. در فیلم سگ کشی نیز اخلاق مداری چندانی در فیلم مشاهده نشد. در جایی که گلرخ کمالی به همسر حاجی فیلم می گوید اگر پای چک همسرت را مهر نکنی با او به شمال می روم، نشانی از اخلاق مداری نبود!
دکتر شیبانیان: آیا تفاوتی بین سیر معرفتی غرب و شرق وجود دارد؟
خانم داودی پور: در مجموع تعریف مشخصی از روشنفکری ارائه نشد. به نظرم شهید آوینی آن طور که شما گفتید نمی خواستند روشنفکری را سیاه نشان بدهند. دقیقاً منظورتان چه بود؟ یعنی ایشان کلاً روشنفکری را رد کردند؟
دکتر صابری فتحی: در غرب مفهوم روشنفکری با ایران متفاوت است. شبه روشنفکری به معنای غرب زدگی است. روشنفکری در این مدت که وارد جامعه ما شده است، موفق نبوده است، چون راه خودش را پیدا نکرده است.
دکتر رسولی: من در نهایت متوجه نشدم که سینمای روشنفکری فعلی خوب است یا بد؟ آیا شما راهکار ارائه می دهید یا دارید؟ شکی در ارزشمندی کار شما نیست، اما من چیزی در کار شما ندیدم. در اسلایدی نظر برخی از فلاسفه را از قبیل کانت و فیخه و دکارت و اردکانی آوردید. شما چقدر با این فلاسفه آشنایی دارید؟ اردکانی به عنوان یک فیلسوف حال حاضر ایران، طوطی دکارت است. این فرد نفوذ بسیاری در شورای عالی انقلاب فرهنگی دارد و بزرگترین خیانت را به فرهنگ کشور می کند. چرا که افکار دکارت و کانت را پیاده می کند. اکنون فلسفه حاکم بر سینما مشکل ما است. فلسفه تثلیثی، فیلم های آواتار و ارباب حلقه ها را ساخته است.
لینک سایت کارگروه عفاف گرایی و تربیت جنسی دانشگاه فردوسی مشهد
لینک کارگروه عفاف گرایی و تربیت جنسی دانشگاه فردوسی مشهد در ایتا
تهیه و تنظیم : کانون فرهنگی تبلیغی امین
حق نشر محفوظ / با ذکر منبع بلامانع