پرهیز از سحر و جادو

پیش از این اشاره شد كه بخشی از محبت در آغاز ازدواج، موهبتی و اعطایی است كه خداوند رؤف و مهربان در دل زن و شوهر می‌افكند.[1] لیكن تداوم این محبت و افزایش روزافزون آن، بستگی به دانش و تلاش و كوشش و عملكرد درست زن و شوهر دارد.[2] به­ طوری كه اگر آنچه در روش‌های مهرورزی بینشی و انگیزشی و گویشی و كُنشی و عاطفی بیان گردید به‌خوبی عملی و اجرا گردد و از موانع مهرورزی نیز پرهیز شود، مقصود كه همان جلبِ محبت و رضایت همسر است حاصل می‌شود لیكن برخی بدون پیمودن این روش‌ها به سحر و جادو روی می‌آورند تا از این طریق به مقصود خویش (كه محبت همسر است) دست یابند غافل از این‌كه این­كار از دیدگاه شریعت حرام و مردود می‌باشد. چنان‌كه در روایتی آمده است: زنی نزد رسول خدا (صلی الله علیه و آله)  آمد و عرض كرد: ای رسول خدا من شوهری دارم كه نسبت به من خشونت دارد و من دربارة او كاری كرده‌ام (و سحری به كار بسته‌ام) كه نسبت به من مهربان شود. رسول خدا (صلی الله علیه و آله)  فرمود:

افّ بر تو، دینت را تیره و مشوش كردی، فرشتگان نیك‌رفتار و فرشتگان آسمان و زمین تو را لعنت كردند.[3]

آری راه به ­دست‌آوردن محبتِ همسر به سحر و جادو نمی‌باشد، بلكه به پیمودن روش‌های مهرورزی بینشی و انگیزشی و گویشی و كُنشی و عاطفی است اگرچه انجام برخی از آنها برای آدمی مشكل باشد. چراكه لازمۀ آن، شكستن غرور و پاگذاشتن بر نفسانیت و خودیت است و البته همین سبب رشد آدمی می‌شود و نیكبختی و سعادت دو جهان را در پی می‌آورد؛ و اساساً به ­دست آوردن سعادت دو جهان در گرو همین مبارزه ­های با نفسانیت و خودیت است.

ناگفته نماند كه از دیدگاه قرآن کریم و روایات اسلامی، واقعیتی به نام سحر و جادو وجود دارد[4] لیكن یادگیری و به­ كاربستن آن حرام می‌باشد[5] مگر برای آن دسته از افراد متعهّدی كه استعداد یادگیری آن را دارند و از آن برای خنثی‌كردن سحر ساحران بهره می‌برند، به ­ویژه خنثی‌كردن سحر ساحرانی كه با سحرِ خود می‌خواهند میان زن و شوهر جدایی افكنند كه البته رجوع به آنها برای این منظور اشكال ندارد چه این‌كه از برخی روایات چنین مطلبی را می‌توان استفاده كرد.[6]اما به­ نظر می‌رسد راه بهتر آن است كه از طریق آیات و ادعیه به گشودن گره‌ها و خنثی‌كردن سحرها و دفع حسدها و چشم‌زخم‌ها بپردازد. چنان‌كه در كتاب شریف مفاتیح الجنان، بابِ سومِ كتاب باقیات الصالحات، برخی از روایات در این خصوص آمده است. از جمله این‌كه از امیرمؤمنان (علیه السلام)  روایت شده كه برای بطلان و خنثی نمودن سحر این دعا را بر پوست آهو بنویسند و با خود نگه دارند:

بسم الله و بالله، بسم الله وَ ماشاء الله بسم الله و لاحول و لا قوة إلاّ بالله قال موسی ماجئتم به السِّحرُ إنَّ الله سیبْطِلُهُ إنَّ اللهَ لایصلِح عَمَلَ المفسدینَ فَوَقَعَ الحقُّ وَ بَطَلَ ما كانوا یعمَلُون فَغُلِبُوا هُنالِكَ وَ انقَلَبُوا صاغِرین.

و برای دفع شیاطین و جادوگران از رسول گرامی اسلام  (صلی الله علیه و آله)  روایت شده كه آیة "سَخره" را بخوانند:[7]

 «  إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِی سِتَّةِ أَیامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ یغْشِی اللَّیلَ النَّهَارَ یطْلُبُهُ حَثِیثًا وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ وَالنُّجُومَ مُسَخَّرَاتٍ بِأَمْرِهِ أَلَا لَهُ الْخَلْقُ وَالْأَمْرُ تَبَارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِینَ. ادْعُوا رَبَّكُمْ تَضَرُّعًا وَخُفْیةً إِنَّهُ لَا یحِبُّ الْمُعْتَدِینَ وَلَا تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلَاحِهَا وَادْعُوهُ خَوْفًا وَطَمَعًا إِنَّ رَحْمَتَ اللَّهِ قَرِیبٌ مِنَ الْمُحْسِنِینَ  » [8]

استفاده از اسفند و كُندُر نیز برای دفع شیاطین و بلاها سفارش شده است.[9]

و برای در امان ماندن از چشم زخم خواندن آیة  « وَإِن یكَادُ الَّذِینَ كَفَرُوا لَیزْلِقُونَكَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ وَیقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِینَ » [10] وارد شده است.[11]

و از امام صادق (علیه السلام)  روایت شده كه هرگاه بترسد كه چشم زخم او در كسی، و یا چشم زخم دیگری در او تأثیر كند سه مرتبه بگوید: ماشاءَ اللُه لاقُوَّةَ إلاّ بِاللهِ العَلی العظیم .[12]

و نیز برای رفع چشم زخم و کسی را که اثر چشم به او رسیده باشد وارد شده كه «کف دست‌ها را مقابل صورت بگشاید و سورة حمد و توحید و قل اعوذ برب الفلق و قل اعوذ بربّ الناس را بخواند و دست بر پیش سر بكشد».[13]

و وارد شده كه هرگاه كسی خود را به هیئت و قیافه‌ای نیكو آراست به ­هنگام خروجِ از منزل، دو سورة قل اَعوذ را بخواند تا به اذن خدا چیزی به او زیان نرساند.[14]

آری از آنجا كه ممكن است برخی از افراد تنگ‌نظر یا كینه‌توز و بی‌فرهنگ، چشمِ دیدنِ نعمتی را در انسان نداشته باشند و یا به سازگاری و تفاهمِ میان انسان و همسرش حسادت ورزند و برای زوال این نعمت چشم زخم زنند یا به سحر و جادو و بستن گره روی آورند، بایستی همواره از شرِّ آنها به خدا و اولیاء الهی پناه بُرد و از آیات و ادعیة در این خصوص كمك جُست؛ چراكه سحرِ ساحران داخل در عالم اسباب و مسببات است و در تحت علم و قدرت و اراده و مقدرات اِلاهی می‌باشد و هیچ‌گونه استقلالی از خود ندارد.

بنابراین به خدا پناه‌بردن و دعاكردن می‌تواند اثرات زیان‌بار آن را خنثی كند. چنان‌كه از آیة 102 سوره بقره این معنا قابل استفاده است.  « ... یعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ... فَیتَعَلَّمُونَ مِنْهُمَا مَا یفَرِّقُونَ بِهِ بَینَ الْمَرْءِ وَزَوْجِهِ وَمَا هُم بِضَآرِّینَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اللّهِ ... » [15]

در حدیثی قدسی نیز آمده است:

ای محمد! همانا سحر چیزی نیست كه زیان برساند مگر به اذن و اجازة من، بنابراین هر كس دوست دارد از شرّ سحر در عافیت و سلامت باشد پس بایستی این دعا را بخواند: « اللهم رب موسی ...» زیرا هرگاه این دعا را بگوید  هرگز سحر ساحر جنی و انسی به او آسیب نمی­رساند.[16]

 

تأثیر سحر و بی‌مهری همسران در فروپاشی نظام جامعه

در تفسیر گرانسنگ تسنیم آمده است: «تأثیر سوء سحر در فروپاشی نظام جامعه از ایجاد شكاف بین همسران  « یفَرِّقُونَ بِهِ بَینَ الْمَرْءِ وَزَوْجِهِ »  و تولید تنفّر و انزجار آنان از یكدیگر آغاز می‌شود؛ زیرا جامعة مهربان و عطوف، از خانوارهای ودود و رحیم متشكل است؛ اگر عناصر محوری كانونِ زندگی مشترك و كوچكِ همسران با زلزلة سحر ویران گردد، پس‌لرزة آن زلزله دیوار جامعه را فرو می‌ریزد؛ زیرا اساس خانواده با دو اصلِ قوی و قویمِ مودّت و رحمت تحكیم شده است؛ چنان‌كه قرآن كریم در این‌باره می‌فرماید:  « خَلَقَ لَكُم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِّتَسْكُنُوا إِلَیهَا وَجَعَلَ بَینَكُم مَّوَدَّةً وَرَحْمَةً »  یعنی خداوند از جنس شما همسرانی آفرید كه شما به سوی آنان گرایش داشته و مایة سكینت و آرامش شما شوند و برای همین هدف دو اصلِ مهمّ و حیاتی را بین شما قرار داد: یكی دوستی صمیمانه نسبت به یكدیگر، و دیگری انعطاف و رحمت و گذشتِ از لغزش‌های همدیگر، كه هریك از این‌ دو عاملِ اساسی، سهم به­ سزایی در ایجاد ارتباطِ متقَن و پیوند ناگستنی بین زن و شوهر دارد. در چنین حالتِ حسّاسی كه همة عوامل انسجام و هم‌زیستی پیش‌بینی شده است، ویروس سحر و سمِّ طلسم و شرِّ شعبده همة اركانِ معماری شده را درهم می‌كوبد و با ایجادِ انزجار و كینه بین همسران، مودّت مجعول را به عداوت، مبدّل؛ و رحمتِ قرار داده شده را به خشونت و نقمت تبدیل سوء می‌كند. از این‌جا می‌توان به تأثیر فراوان سحر در جایی كه چنین اركانی محقق نشده و چنین عناصر محوری در معماری آن به‌كار نرفته پی برد و خَطَرِ فروپاشی جامعه را از خَتْر و خُدعه ساحران حدس زد.

در میان اهداف مختلفی كه جادوگران دارند و تأثیرات گوناگونی كه از عملِ سحر نشأت می‌گیرد، در آیة موردِ بحث تنها روی جدایی بین زن و شوهر تكیه شده است و این عنایت، گذشته از اهتمام به كانون منسجمِ خانواده به جهتِ شیوع و گسترش این فاجعه اجتماعی بوده است، نه از باب حصر تأثیر سحر در این مصداق».[17]


[1]. این برداشت از آیه 21 روم قابل استفاده است:  « وَمِنْ آیاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِّتَسْكُنُوا إِلَیهَا وَجَعَلَ بَینَكُم مَّوَدَّةً وَرَحْمَةً »

[2].  مولوی: این محبت هم نتیجة دانش است           كِی گزافه بر چنین تختی نشست

[3]. تفسیر تسنیم، ج5، ص727.  «قَالَ عَلِی ع أَقْبَلَتِ امْرَأَةٌ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ ص فَقَالَتْ یا رَسُولَ اللَّهِ ص إِنَّ لِی زَوْجاً وَ لَهُ عَلَی غِلْظَةٌ وَ إِنِّی صَنَعْتُ بِهِ شَیئاً لِأُعَطِّفَهُ عَلَی فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص أُفٍّ لَكِ كَدَّرْتِ دِینَكِ لَعَنَتْكِ الْمَلَائِكَةُ الْأَخْیارُ لَعَنَتْكِ مَلَائِكَةُ السَّمَاءِ لَعَنَتْكِ مَلَائِكَةُ الْأَرْضِ فَصَامَتْ نَهَارَهَا وَ قَامَتْ لَیالِیهَا وَ لَبِسَتِ الْمُسُوحَ ثُمَّ حَلَقَتْ رَأْسَهَا فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِنَّ حَلْقَ الرَّأْسِ لَا یقْبَلُ مِنْهَا إِلَّا أَنْ یرْضَى الزَّوْج».

[4]. بقره (2) آیه102:  « وَاتَّبَعُواْ مَا تَتْلُواْ الشَّیاطِینُ عَلَى مُلْكِ سُلَیمَانَ وَمَا كَفَرَ سُلَیمَانُ وَلَكِنَّ الشَّیاطِینَ كَفَرُواْ یعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ وَمَا أُنزِلَ عَلَى الْمَلَكَینِ بِبَابِلَ هَارُوتَ وَمَارُوتَ وَمَا یعَلِّمَانِ مِنْ أَحَدٍ حَتَّى یقُولاَ... »

[5]. نمونه، ج1، ص435: علی (علیه السلام)  می‌فرماید: «كسی كه سحر بیاموزد، كم یا زیاد، كافر شده است.

[6]. ر.ك: وسائل، ج17، ص145، ب، ح، (22207): «یكی از ساحران و جادوگران كه در برابر انجام عمل سحر، مزد می‌گرفت خدمت امام صادق (علیه السلام)  رسید و عرض كرد: حرفه و شغل من سحر بوده و در برابر آن مزد می‌گرفتم و خرج زندگی من نیز از همین راه تأمین می‌شد و با همان درآمد، حج خانه خدا را انجام داده‌ام، ولی اكنون آن را ترك و توبه كرد‌ه‌ام، آیا برای من راه نجاتی هست؟ امام صادق (علیه السلام)  در پاسخ فرمود: «عقد سحر را بگشا، ولی گره جادوگری مزن».

تفسیر نمونه می‌گوید: از این حدیث استفاده می‌شود برای گشودن گره سحر، آموختن و عمل آن بی‌اشكال است. ر.ك: تفسیر نمونه، ج1، ص436. در تفسیر تسنیم، ج5، ص729 نیز مطلبی در این‌باره آمده است.

[7] . حلیة المتقین، ص278.

[8]. اعراف (7) آیات 54-56. ترجمه: پروردگار شما، خداوندی است که آسمانها و زمین را در شش روز [= شش دوران‌] آفرید؛ سپس به تدبیر جهان هستی پرداخت؛ با (پرده تاریک) شب، روز را می پوشاند؛ و شب به دنبال روز، به سرعت در حرکت است؛ و خورشید و ماه و ستارگان را آفرید، که مسخر فرمان او هستند. آگاه باشید که آفرینش و تدبیر (جهان)، از آن او (و به فرمان او)ست! پر برکت (و زوال‌ناپذیر) است خداوندی که پروردگار جهانیان است! پروردگار خود را (آشکارا) از روی تضرع، و در پنهانی، بخوانید! (و از تجاوز، دست بردارید که) او متجاوزان را دوست نمی‌دارد! و در زمین پس از اصلاح آن فساد نکنید، و او را با بیم و امید بخوانید! (بیم از مسؤولیتها، و امید به رحمتش. و نیکی کنید) زیرا رحمت خدا به نیکوکاران نزدیک است!

[9]. حلیة المتقین، ص288.

[10]. قلم (68) آیه51.

[11] . جامع الاخبار، ص157.

[12]. بحار، ج92، ص128. «الْعَینُ حَقٌّ وَ لَیسَ تَأْمَنُهَا مِنْكَ عَلَى نَفْسِكَ وَ لَا مِنْكَ عَلَى غَیرِكَ فَإِذَا خِفْتَ شَیئاً مِنْ ذَلِكَ فَقُلْ‏ ْ ما شاءَ اللَّهُ لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِی الْعَظِیمُ ثَلَاثا».

[13] . حلیة المتقین، ص278.

[14]. بحار، ج92، ص128. «وَ قَالَ إِذَا تَهَیأَ أَحَدُكُمْ تَهْیئَةً تُعْجِبُهُ فَلْیقْرَأْ حِینَ یخْرُجُ مِنْ مَنْزِلِهِ الْمُعَوِّذَتَینِ فَإِنَّهُ لَا یضُرُّهُ بِإِذْنِ اللَّه».‏

[15] . بقره (2) آیه 102. ترجمه: «ولی شیاطین کفر ورزیدند؛ و به مردم سحر آموختند. و (نیز یهود) از آنچه بر دو فرشته بابل «هاروت» و «ماروت»، نازل شد پیروی کردند. (آن دو، راه سحر کردن را، برای آشنایی با طرز ابطال آن، به مردم یاد می‌دادند. و) به هیچ کس چیزی یاد نمی‌دادند، مگر اینکه از پیش به او می‌گفتند: «ما وسیله آزمایشیم کافر نشو! (و از این تعلیمات، سوء استفاده نکن!)» ولی آنها از آن دو فرشته، مطالبی را می‌آموختند که بتوانند به وسیله آن، میان مرد و همسرش جدایی بیفکنند؛ ولی هیچ‌گاه نمی‌توانند بدون اجازه خداوند، به انسانی زیان برسانند ...».

[16]. بحار، ج92، ص319.  «فی روایة أدعیة السرّ القدسیة: «یا مُحَمَّدُ إِنَ‏ السِّحْرَ لَمْ‏ یزَلْ‏ قَدِیماً وَ لَیسَ‏ یضُرُّ شَیئاً إِلَّا بِإِذْنِی فَمَنْ أَحَبَّ أَنْ یكُونَ مِنْ أَهْلِ عَافِیتِی مِنَ السِّحْرِ فَلْیقُلْ اللَّهُمَّ رَبَّ مُوسَى وَ خَاصَّهُ بِكَلَامِهِ وَ هَازِمَ مَنْ كَادَهُ بِسِحْرِهِ بِعَصَاهُ و مُعِیدَهَا بَعْدَ الْعَوْدِ ثُعْبَاناً وَ مُلَقِّفَهَا إِفْكَ أَهْلِ الْإِفْكِ وَ مُفْسِدَ عَمَلِ السَّاحِرِین‏ ...».

[17]. تفسیر تسنیم، ج5، ص5-674.

تهیه و تنظیم : کانون فرهنگی تبلیغی امین 
حق نشر محفوظ / با ذکر منبع بلامانع