نهم) رفیق‌بازی

یکی دیگر از موانع مهرورزی، رفیق‌بازی است. کم نیستند کسانی که بیشترین وقت خود را با دوستان و یاران می‌گذرانند و عیش و نوش‌هایشان با آنهاست و کمک‌ها و محبت‌هایشان متوجه آنان؛ ولی خانواده‌های آنها از نظر زندگی یا از نظر محبّت و صفا و صمیمت در محرومیت شدید هستند! امیرمؤمنان  (علیه السلام) می‌فرماید:

وَلاَ یکُنْ أَهْلُکَ أَشْقَی الْخَلْقِ بِکَ .[1]

مبادا خانواده ات به سبب تو بدبخت‌ترین مردمان باشند.

حضرت در این توصیه اشاره دارد به اینکه نباید با خانواده‌ات چنان بدرفتاری کنی که با تو مخالف شوند آن‌چنان که تمنای مرگ تو و زوال نعمت تو را داشته باشند.

در تفسیر این جمله این احتمال نیز وجود دارد که نباید همة توجه خود را به دوستان و افراد مورد علاقة خویش داشته باشی و از خانواده‌ات غافل شوی و آنها در درد و رنج و بدبختی زندگی کنند!

 

دهم) محدودیت‌های غیرمنطقی

ازدواج‌كردن و تشكیل خانواده دادن به ­طور طبیعی شرایطی را فراهم می‌سازد و تعهّدات و مسؤولیت‌هایی را برای هریك از زن و شوهر در پی می‌آورد كه اساساً در دوران تجرّد مطرح نمی‌باشد. بنابراین اصلِ محدودیت كه از مسؤولیت و تعهدات میان زن و شوهر، ناشی می‌شود یك امرِ معقول و پذیرفتنی است، لیكن سخن در محدودیت‌های غیرمعقول و غیرمنطقی و افراطی همسران نسبت به­ یكدیگر است كه به نزاع و اختلافات خانوادگی می‌انجامد و مانع از مهرورزی می‌شود.

مردی كه بدون دلیلِ موجّه و عقلانی، اجازة خروج از خانه را به همسرش نمی‌دهد و او را از دیدارِ پدر و مادر و فامیل منع می‌كند و یا او را از ادامة تحصیل یا شغلِ مشروع و مورد علاقه‌اش باز می‌دارد، درواقع دچار نوعی وسواس یا خودخواهی و اِعمالِ محدودیت غیرمنطقی شده است.

البته ممكن است در مواردی، این‌گونه محدودیت‌ها دلیل منطقی داشته باشد -مثلاً به علّت كم‌تجربه بودنِ همسرِ جوان برای خریدِ اجناسِ مورد نیازِ منزل؛ و یا به دلیل رفتار نه چندان متین او در اماكن عمومی كه ممكن است سبب مزاحمت برای او شود؛ و یا در شرایط خاصی كه زن در معرض تأثیرپذیری منفی و تخریب‌كننده از سوی برخی بستگان و دوستان خویش است- که در این‌گونه موارد نیز باید از شیوه‌های اقناعی یعنی توضیح و تفاهم و نه از روش‌های خشن، استفاده شود.

در چنین مواردی باید دلیل منطقی نگرانی را برای همسرش توضیح بدهد، چه بسا كه با یك گفتگوی صمیمانه دیدگاهش نسبت به او اصلاح شود و یا همسرش با دركِ نگرانی او چاره‌ای بیندیشد.

آری هر نوع محدودیت در روابط زن و شوهر، می‌بایست حاصل تفاهم و دركِ مشترك از موضوع باشد. اگر معاشرت با كسی به مصلحت نیست، باید هردو طرف در این مورد توافق داشته باشند. گمان نكنیم كه با قدرت نمایی و آزار و جنگ اعصاب می‌توانیم حصارِ خانواده را حفظ كنیم. محدودیت‌های غیرمنطقی زندگی را به ­كام زن و شوهر تلخ می‌كند و مانع از مهرورزی و استحكام خانواده می‌شود.[2]

 

یازدهم) الگوبرداری‌های بی‌اساس و غیرمنطقی از والدین و ...

بهره‌گیری از تجربیات مثبت و سازندة والدین و نیز الگوبرداری از صفات نیكو و پسندیدة آنان در زندگی مشترك، كاری بسیار مطلوب و ستودنی است. اگر مادر شما در زندگی مشترك با پدرتان، رفتاری دلسوزانه و خیرخواهانه داشته و اقتصاد خانواده را در حد میانه و  به ­دور از اسراف حفظ كرده است و یا اگر با استفاده از هنر و مهارت و توانایی‌های مشروعِ خود، بخشی از هزینه‌های زندگی مشترك را تأمین نموده، این الگوی مطلوبی برای شماست.

و نیز اگر پدر شما در زندگی مشترك با مادرتان عادت داشته كه بخشی از كارهای داخل خانه را انجام دهد و به مادرتان كمك كند و از انجامِ كارهای فوق طاقت یك زن در خانه جلوگیری می‌كرده و برای رسیدگی به وضعیت تحصیلی فرزندان وقت می‌گذاشته و همة كارهای درونِ خانه را بر گردة مادرتان تحمیل نمی‌كرده، بی‌شك شایسته  است از این الگوی ارزنده، تقلید و پیروی شود.

اما سخن اصلی در الگوبرداری‌های بی‌اساس و بی‌مبنای عقلی و شرعی است كه برخی از زن و شوهرها گرفتار آن می‌شوند و زندگی را به اختلاف و چالش می‌كشانند و خود را از نعمت مهرورزی محروم می‌كنند.

دختری كه پس از ازدواج سعی می‌كند همان‌گونه با همسرش رفتار كند كه مادرش با پدر او رفتار می‌كرده است، چه بسا زمینة اختلاف و ناهماهنگی را در خانواده فراهم آورد؛ زیرا شخصیت همسرش با پدر او متفاوت است و یا پایگاه اجتماعی شوهر و شرایط و مقتضیات روزگار، تفاوت‌هایی را به­ وجود آورده است كه نمی‌توان به­ طور كامل از او پیروی كرد. و اساساً در مواردی نباید پیروی كرد!

به ­عنوان مثال اگر مادر دختر شخصیتی خودمحور داشته و نظام خانوادة او مادرسالاری بوده آیا شایسته است دختر نیز او را الگو قرار دهد و از او تقلید و پیروی كند؟! و همچنین اگر پدر شوهر شخصیتی خودخواه داشته و نظام خانوادة او پدرسالاری بوده آیا پسر هم باید از او تقلید كند؟! در صورتی­كه از دیدگاه آموزه‌های دینی نه پدرسالاری درست است و نه مادرسالاری؛ بلكه ادارة نظام خانواده بایستی براساس احكام و دستورات دینی باشد كه شرح وظایف هریك از زن و شوهر را مشخص كرده است.

و یا ممكن است پدری عادت به دست و دل‌بازی و ولخرجی داشته باشد و حتی با قرض و بدهكاری به دیگران، بخواهد زندگی پرتجملی برای خود فراهم سازد و یا چه بسا مادری بدون توجه به وضعیت درآمد همسر مایل باشد هزینه‌های گوناگونی را برای تهیه لباس‌های رنگارنگ و مُد روز یا آرایش و تجملات دیگر بر شوهر خود تحمیل كند! آیا درست است كه پسر و دختر این پدر یا مادر نیز پس از ازدواج اصرار داشته باشند كه با همان روش زندگی كنند و از همسر خود توقع داشته باشند كه او هم این روش را بپذیرد؟!

قرآن كریم در مذمت پیروی از كارهای نادرست و بی‌اساس نیاكان می‌فرماید:

« وَإِذَا قِیلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا مَا أَنزَلَ اللّهُ قَالُواْ بَلْ نَتَّبِعُ مَا أَلْفَینَا عَلَیهِ آبَاءنَا أَوَلَوْ كَانَ آبَاؤُهُمْ لاَ یعْقِلُونَ شَیئاً وَلاَ یهْتَدُونَ » [3]

هنگامی كه به آنها گفته شود از آنچه خدا نازل كرده پیروی كنید می‌گویند، بلكه ما از آنچه پدران خود را بر آن یافتیم پیروی می‌كنیم آیا نه این است كه پدران آنها چیزی نمی‌فهمیدند و هدایت نیافتند؟!

پس بیابیم از الگوبرداری‌های سطحی و بی‌اساس و غیرمنطقی از روش والدین بپرهیزیم و هرگز روش‌های نادرست «بابا» و «مامان» را به رخ همسرمان نكشیم.


[1] . نهج البلاغه نامه31.

[2]. برگرفته از رازها و كرشمه‌ها، ص39-38.

[3]. بقره (2) آیه170.