آداب همبستری (10) | تعداد دفعات آمیزش جنسی
9- كمّیت و دفعات آمیزش
اینكه مقدار و دفعات آمیزش در هفته یا در ماه چند بار باشد مسأله مهمی است كه عدم آگاهی از آن ممكن است آدمی را گرفتار افراط یا تفریط كند و از اینجهت زیانهایی را به بار آورد و گاه زندگی زناشویی را با چالش روبهرو سازد.
بیشك برای همة افراد یك دستورالعمل و نسخة واحد نمیتوان پیچید؛ زیرا انسانها به لحاظ مزاج و طبیعت جسمانی، انواع و اقسامی دارند و جوانی و میانسالی و پیری نیز هریك نسخهها و توصیههایی میطلبد. چه اینكه برخی افراد، گرم مزاج و پرحرارت هستند و نیاز بیشتری به آمیزش دارند و برخی سردمزاج و كمانرژی بوده و نیازشان به آمیزش كمتر است.
دكتر محسن ناصری در اینباره میگوید:
عمل جماع، كمتر باعث زیان در افراد دارای مزاج گرم و تر میشود؛ اما میتواند در افراد دارای مزاجِ گرم و خشك، باعث غلبه خشكی، و در افراد دارای مزاج سرد و خشك و همچنین افراد دارای مزاج سرد و تر، منجر به غلبة ضعف گردد.[1]
قرآن كریم در بارة كمیت آمیزش یك ملاك فراگیر ارائه كرده و فرموده: « نِسَآؤُكُمْ حَرْثٌ لَّكُمْ فَأْتُواْ حَرْثَكُمْ أَنَّى شِئْتُمْ » همسران شما كشتزاری برای شما هستند هرگاه خواستید به كشتزار خود وارد شوید. (به آمیزش بپردازید).
از جملة «هرگاه خواستید به آمیزش بپردازید» میتوان تعدد و مقدار آمیزش را كه مبتنی بر خواستن و تمایلداشتن است، برداشت كرد. البته خواستنی كه از روی نیاز و طبیعت جسمانی و روانی انسان باشد؛ چه اینكه در غیر این صورت آمیزش زیانبار است؛ زیرا امام رضا (علیه السلام) میفرماید: جز از سرِ چیرِگی شهوت، آمیزش مكن. «... و لا تُجامِعْ إلاّ مِنْ شَبَقٍ».[2]
بررسی در روایات اسلامی نشان میدهد كه از زیاد آمیزشكردن هم تمجید شده است و هم مذمّت. كه به نظر میرسد تمجید برای جایی است كه سبب سلامتی و حفظ عفت و روابط صمیمی میان زن و شوهر شود و ضریب امنیت آنان را در برابر تحریكات جنسی بیرون از خانه افزایش دهد. و مذمّت هم برای آنجاست كه آمیزش زیاد سبب از دسترفتن قوای جسمانی شود و پیری زودرس را در پی آورد و یا به بیماری روانی زنبارگی و شهوترانی منجر شود و یا به تنفر یكی از زوجین بیانجامد كه بیشك این قسم از آمیزشِ زیاد، همان افراط در آمیزش است كه جای مذمت دارد.
عالمان اسلامی نیز در بحث اخلاقِ جنسی، از شَرَه (افراط) و خُمُود (تفریط) در امرِ آمیزش، نهی نموده و هردو را مذمّت كردهاند و راه درست را همان اعتدال و میانهروی و حدّوسط میان شَرَه و خُمُود دانستهاند.[3]
البته اینكه رعایت اعتدال و میانهروی برای هركس چه اندازه است بستگی به شناختِ طبیعتِ خود انسان دارد. بنابراین اگر گرفتار افراط یا تفریط است بایستی با ممارست و تمرین و رژیم غذایی خود را معالجه و مداوا كند و به حدّوسط و اعتدال برسد و در این میان هرگز خود را با دیگران مقایسه نكند، بلكه حدّ میانه را تنها با توجه به طبیعتِ جسمانی و روانی و نیاز شهوانی خود بسنجد.
اینكه قرآن كریم تعدد زوجات را جایز دانسته[4] و آن را مشروط به رعایت عدالت كرده است، به نظر میرسد یكی از مصادیق رعایت عدالت در مورد زنان، توانایی آمیزش و ارضای جنسی آنان است. چه اینكه در غیر این صورت، اگر مردی زنانی را به همسری برگزیند، ولی با آنان کامجویی نداشته باشد به فرمودة امام صادق (علیه السلام): هریك از آنانكه مرتكب زنا شود گناهش برعهدة این مرد است. «مَنْ جَمَعَ مِنَ النِّسَاءِ مَا لَا ینْكِحُ فَزَنَى مِنْهُنَّ شَیءٌ فَالْإِثْمُ عَلَیهِ».[5]
آری ممكن است گاهی اشتغالات بسیار فراوان و ... آدمی را غافل سازد و او را به طور كلی از تفكر در امور شهوانی و تحریك قوای جنسی باز دارد كه در این صورت بعید نیست خطر خُمُود و سردمزاجی رخ نماید و در نتیجه به روابط صمیمی میان زن و شوهر آسیب برساند و یا خدای نكرده زمینة بیعفتی همسر انسان را فراهم آورد كه البته این روشی درست نمیباشد، بلكه شیوه درست آن استكه آدمی به همة امور فردی، عبادی، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و... بپردازد و از هیچیك غفلت نورزد چنانكه برترین الگوها، یعنی رسول خدا و امامان معصوم (علیهم السلام) با اینكه بیشترین اشتغالات عبادی، سیاسی، نظامی، اجتماعی و ... را داشتند و شدیدترین بحرانها را مدیریت مینمودند در عین حال از توجه به همسران خویش و تأمین نیازهای عاطفی و جنسی آنان غفلت نمیورزیدند و همواره اعتدال در این زمینه را رعایت میكردند.
پس اینكه در برخی روایات سفارش به كثرت آمیزش شده شاید برای آن دسته از افرادی است كه از توجه به ارضای غریزة جنسی و فایدههای آن غفلت ورزیدهاند و این دسته از روایات در مقام به اعتدال رساندن آنان میباشند.
و به عكس، كسانی كه از حدّ معمول و اعتدال عبور كرده اند و در ارضای غریزة جنسی زیادهروی می كنند برای آنكه به ضعف قوای جسمانی و پیری زودرس و بیماری روانی زنبارگی و شهوترانی گرفتار نشوند، از كثرت آمیزش مذمّت شده است تا آنان نیز به اعتدال و میانهروی روی آورند.
اینك سه دسته از روایاتی كه در اینباره وارد شده، تقدیم میگردد:
- روایاتی كه از كثرت آمیزش تمجید نمودهاند
رسول خدا (صلی الله علیه و آله) میفرماید:
لَا یحِلُّ لِامْرَأَةٍ أَنْ تَنَامَ حَتَّى تَعْرِضَ نَفْسَهَا عَلَى زَوْجِهَا تَخْلَعَ ثِیابَهَا وَ تَدْخُلَ مَعَهُ فِی لِحَافِهِ فَتُلْزِقَ جِلْدَهَا بِجِلْدِهِ فَإِذَا فَعَلَتْ ذَلِكَ فَقَدْ عَرَضَتْ.[6]
بر هیچ بانویی روا نیست بخوابد مگر آنكه خویشتن را به شوهر هدیه و پیشكش نماید [بدین صورت كه] لباس از تن به در آرد و همراه او در بسترش وارد شود، پوست بدن خویش به بدن او بچسباند؛ هرگاه چنین كند به راستی خود را هدیه نموده است.
امام صادق (علیه السلام) نیز میفرماید:
لاینبَغِی لِلمُؤمِن أن یبِیتُ لَیلَةٌ مِن غَیرِ وِقاعٍ.[7]
برای مؤمن سزاوار نیست كه شبی را بدون همبستری و کامجویی سپری كند.
امام رضا (علیه السلام) نیز میفرماید:
ثَلَاثٌ مِنْ سُنَنِ الْمُرْسَلِینَ الْعِطْرُ وَ إِحْفَاءُ الشَّعْرِ وَ كَثْرَةُ الطَّرُوقَةِ.[8]
سه چیز از سنت پیامبران است: 1- عطرزدن و خود را خوشبوكردن 2- اصلاح و مرتب كردن موهای سر و صورت و پاك كردن موهای زائد بدن 3- بسیار کامجویی نمودن.
ناگفته نماند كه پیامبران الاهی بیشترِ اوقات عمرشان، صرف عبادت و خدمت به خلق و تبلیغ و آموزش دین و جهاد و مبارزة با كفار و مشركان و طاغوتها میشده است ولی در عین حال از توجه به همسران خویش نیز غافل نبودهاند.[9]
- روایاتی كه از كثرت آمیزش مذمّت كردهاند
رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در اینباره میفرماید:
بِئْسَ الْعَوْنُ عَلَى الدِّینِ قَلْبٌ نَخِیبٌ وَ بَطْنٌ رَغِیبٌ وَ نَعْظٌ شَدِیدٌ.[10]
بد دشمنی است از برای دین: دل ترسو و شكم پرخوار و نُعوظِ[11] بسیار.
و نیز فرموده است:
إنَّ اللَّهَ تَعالى لا یحِبُّ الذَّوّاقِینَ وَ لَا الذَّوّاقات.[12]
به راستی خداوند مردانی را كه مكرّر زن بگیرند و زنانی را كه مكرّر شوهركنند، دوست ندارد.
امیرمؤمنان (علیه السلام) نیز میفرماید:
لاتَجْتَمِعُ الشَّهوةُ وَ الحِكمَةُ.[13]
شهوت و حكمت با هم جمع نمیشوند.
بیشك كثرت آمیزش و بهرهمندی زیاد از شهوت جنسی، همواره فكر و ذهن انسان را مشغول میكند و آدمی را از كسب علم و عمل صالح باز میدارد و از «حكمت» كه ثمرة «علم و عمل صالح» است محروم میگرداند.
امیرمؤمنان (علیه السلام) در پاسخ به پرسشی در بارة آمیزش میفرماید:
شرمی است كه رخ بر میبندد و عورتهایی است كه جمع میشود، شبیهترین چیز است به دیوانگی؛ زیادهروی در آن پیری را در پیآورد و پس از فراغتِ از آن، پشیمانی دست میدهد، میوة حلال آن فرزند است كه اگر زنده بماند آدمی را به فتنه و امتحان میافكند و اگر بمیرد اندهگین میسازد.[14]
افزون بر این، علم و عقل و تجربه ثابت نموده كه زیادهروی در امر آمیزش سبب زیانرساندن به جسم و روان آدمی میشود و بیشك هرچیز زیانآور جایز نمیباشد؛ به دلیل قاعده: لاضرَرَ وَ لاضِرارَ فِی الاسلام.[15]
ابن سینا معتقد است:
كسی كه بیش از حد معمول و طبیعی جماع میكند و در جماع افراط میورزد، بدنش سرد و خشك میشود، بیشتر مواد از بدنش به خارج راه مییابند، حرارت سرشتی و طبیعیاش تحلیل میرود و خسته و ناتوان میگردد ... حواس شنوایی و بینایی ناتوان میگردند، ساقهای پا سست میشوند و به درد میآیند.[16]
فیض كاشانی(ره) نیز در كتاب شریف "المحجة البیضاء" خاطرنشان كرده كه به هنگام نعوظ و غلبة شهوت، دو سوم عقلِ انسان زایل میگردد.[17]
وی در تفسیر آیة « من شَرِّ غاسِقٍ إذا وَقَب » از ابن عباس نقل كرده كه مراد، پناه بردن به خداوند است از شرّ ذَکَر، در آن هنگام که برخیزد.[18]
- روایاتی كه به اعتدال و میانهروی در امر آمیزش تشویق نمودهاند
رسول خدا (صلی الله علیه و آله) كه در اینباره فرموده است:
مَنْ اَرادَ البقاءَ - و لابقاءَ - فلیباكر الغداء و الیجَوَّدِ الحذاء وَلْیخَفِّفِ الرّداء وَلْیقلَّ مجامعة النساء قیل: وَ ما خِفّة الرداء؟ قال: قلّة الدَّین.[19]
هركس بخواهد در این جهان باقی بماند - كه البته بقاء جاودان برای هیچكس نیست - باید صبحِ زود به قدر كافی صبحانه بخورد و كفش خوب بپوشد و لباس را سبك كند[20] و كمتر با زنان بیآمیزد.
امیرمؤمنان (علیه السلام) نیز دربارة اعتدال در امر آمیزش میفرماید:
وَ استبِقْ مِنْ نَفّسِكَ بَقیةً فإنّ إمساكُكَ عَنْهُنَّ وَ هُنَّ یرَینَ أنَّكَ ذُو إقتِدارٍ خیرٌ مِن أن یرَینَ حالك عَلی إنكِسارٍ.[21]
مقداری از شهوت و توان جنسی خود را باقی بدار، زیرا [اندكی] امساك و خودداری تو از همسرانت، و اینكه آنان تو را در امور جنسی همواره توانا بیابند بهتر از آن است كه تو را ناتوان ببینند.
آری از این گفتار امیرمؤمنان (علیه السلام) استفاده میشود كه افراط در آمیزش آدمی را به ضعف و سستی میكشاند و سرانجام به ناتوانی جنسی میانجامد، پس راه درست همان اعتدال و میانهروی میباشد.
از سوی دیگر همانگونه كه در امور جنسی زیادهروی نارواست، كمگذاردن و سستی ورزیدن نیز ناشایست است؛ چنانكه براساس روایات اسلامی، روا نیست، مرد بیش از چهارماه، آمیزش جنسی با همسر جوانِ خود را ترك كند حتی اگر تعزیهدار و مصیبتدیده باشند.[22] زیرا بیم آن میرود كه به برخی از بیماریهای جسمی یا روانی مبتلا شوند.[23] و یا خدای نكرده در اثر نیاز غریزة جنسی و طغیان شهوت، گرفتار بیعفتی گردند.
امام صادق (علیه السلام) در اینباره میفرماید:
مَنْ جَمَعَ مِنَ النِّسَاءِ مَا لَا ینْكِحُ فَزَنَى مِنْهُنَّ شَیءٌ فَالْإِثْمُ عَلَیهِ.[24]
مردی كه زنانی را به همسری برگزیند ولی با آنان آمیزش نكند، هریك از آنها كه مرتكب عمل زنا شود گناهش برعهدة این مرد است.
افزون بر این هرگاه مجموعِ آیات و روایاتی كه از آمیزش در مكانها و زمانها و احوالات گوناگون نهی كرده و یا ناپسند دانستهاند را در كنار هم مورد بررسی قرار دهیم به خوبی اعتدال در امر آمیزش را در مییابیم.
عالمان مسلمان نیز براساس آموزههای اسلامی به اعتدال در امر آمیزش سفارش كردهاند. ملاّ احمد نراقی در كتاب شریف معراج السعادة میفرماید:
حدّ اعتدال آمیزش آن است كه اكتفاء كند بر آن، به قدری كه نسل منقطع نگردد و از وسوسة شیطان فارغ شود و خطرات شهوات از دل او بیرون رود، و منجر به ضعف بدن و اختلال قوا نگردد.[25]
ملاّ مهدی نراقی نیز در كتاب شریف جامع السعادات میفرماید:
اعتدال در آمیزش این است كه بر آن، به اندازهای اقتصار كند كه نسل منقطع نگردد و از گناه مصون بماند و خطر شهوت از دل برود، و به ضعف بدن و قوا منجر نشود.[26]
وی در جای دیگر میفرماید:
دفع شهوتِ ممدوح، آن است كه در تحت اراده و اختیارِ عقل باشد.[27]
[1]. مروری بر كلیات طب سنتی ایران، ص152.
[2]. مكارم الاخلاق، ج1، ص393، ح1328. مؤسسه النَّشر الاسلامی جامعه مدرسین قم، چاپ دوم1416ﻫ.ق.
[3]. ر.ك: معراج السعاده، ص310-318، موسسه انتشارات هجرت.
[4]. نساء (4) آیه3. « فَانْكِحُوا مَا طَابَ لَكُمْ مِنَ النِّسَاءِ مَثْنَى وَثُلَاثَ وَرُبَاعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَوَاحِدَةً »
[5]. وسائل، ج20، ص141، ب71، ح2.
[6]. وسائل، ج20، ص176، ب91، ح5.
[7]. لئالی الاخبار، ج3، ص231.
[8]. وسائل، ج20، ص241، ح1.
طروقه در این روایت دو گونه خوانده شده، طروقه به فتح طاء و طروقه به ضم آن. در صورتی كه طاء مفتوح باشد به معنی همسران خواهد بود بنابراین مراد از آن كثرت همسران و ازدواج خواهد بود (بحار، ج 62، ص 5) و در صورتی كه طاء با ضمه خوانده شود به معنای آمیزش خواهد بود. با توجه بر قرائنی، معمولا این روایت به كثرت آمیزش معنی می شود گرچه احتمال كثرت همسران نیز بعید نمیباشد. در هر صورت كثرت آمیزش در این حدیث به معنای فرو رفتن در شهوترانی و این كه همت شخص معطوف به آمیزش باشد نیست. در روایتی از پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) آمده است: «كسی كه خواستار باقی ماندن است -در حالی كه بقایی در دنیا نیست- صبحانه را صبح زود بخورد و كفش مناسب و خوب بپوشد و رداء خود را كوتاه كند و آمیزش با زنان را كم كند». (وسائل الشیعه، ج 13، ص 77). با توجه به این كه هر دو روایت مستند است، به خوبی آشكار میشود كه باید به قدری با لذتهای حلال، خود را ارضاء و اشباع كنیم كه از فكر هرگونه لذت حرام مصون بمانیم. اما از سوی دیگر باید مراقب حفظ سلامتی خود باشیم و از افراط دوری نماییم. از سوی دیگر چه بسا توصیه به كثرت کامجویی به جهت ایجاد محبت بین زن و شوهر و ازدیاد نسل است كه به حسب روایات به آن توصیه شده است.
[9] . نیازهای جسمانی انسان برخاسته از غرائزی است مشخص، كه خداوند آنرا در انسان قرار داده و این غرائز برای تكامل بخشیدن به حركت وجودی انسان در مسیر پیریزی زندگانی در وجود او نهاده شده است. انسان میتواند به آسانی دریابد كه نیاز جنسی نیز همانند خوردن و آشامیدن یك نیاز طبیعی است و همانطور كه انسان دربر آوردن نیازش به خوردن و آشامیدن احساس شرمساری نمی كند، از نظر اسلام هیچ مانعی ندارد كه انسان برای برآوردن نیاز جنساش نیز اقدام کند. از این رو انسان میتواند از راه های شرعی و بهطور مشخص از طریق ازدواج، از رسیدن به این مقصود سخن به میان آورد و خواست خویش را در این زمینه به صراحت ابراز نماید. در زمینه توجه به این بُعد از نیازها و ارضای متعادل آنها، چندین حدیث نقل شده است. از جمله حدیثی از امیرمؤمنان (علیه السلام) که میفرماید: «حُبِّبَ إِلَی مِنْ دُنْیاكُمْ ثَلَاثٌ الطِّیبُ وَ النِّسَاءُ وَ قُرَّةُ عَینِی فِی الصَّلَاةِ». (معدن الجواهر و ریاضة الخواطر، ص: 31) از دنیای شما سه چیز نزد من محبوب گردانیده شده است: «بوی خوش، زن و نور چشمم، یعنی نماز». حضرت در این حدیث شریف توجه و عنایت طبیعی خویش را نسبت به این نیاز جسمانی و عاطفی بیان میفرماید. آن حضرت میخواهد به ما بفهماند كه او نیز همچون سایر افراد بشر، انسانی طبیعی است و آنچه آنها بدان میل دارند او نیز متمایل است. در عین حال میبینیم آن حضرت همین توجه و عنایت را نسبت به نیاز معنوی خویش، نماز نیز دارد نیازی كه بر آوردن آن، از آندو مهمتر است چرا كه نماز عروج روح اوست به سوی خدا، و میقاتی است كه در برابر حقتعالی میایستد و با او ملاقات میكند. علاقه و محبت به زن در روایات مورد سفارش قرار گرفته است در روایتی ازدیاد محبت به زن با ازدیاد ایمان همراه دانسته شده است. در هر صورت نیاز جنسی امری طبیعی است كه باید بهطور صحیح پاسخ داده شود و بهترین لذتی كه در اختیار است التذاذ از همسر و معاشرت با اوست. كه پیامبر(صلی الله علیه و آله) فرمود: «نور چشم و سرور قلب من در نماز و لذتم به وسیله همسرانم است». این روایت علاوه براشاره بهتامین نیازهای جنسی و لذت بردن از آنها، حرمت و جایگاه زن در اسلام را بیان میكند. در عصری كه زن در آن جامعه ارزش لازم را نداشت پیامبراسلام (صلی الله علیه و آله) اینگونه نسبت به حُب زنان سفارش نموده است. نكته دیگر این روایت پرهیز دادن مسلمانها از عزوبت و رهبانیت مطلق است و توجه به این كه اسلام دینی است كه همه ابعاد انسانرا مد نظر قرار داده و ارضای صحیح غرائز را خواستار است و حركت یك بعدی مورد قبول اسلام نیست.
[10]. كافی، ج6، ص269، ح3.
[11]. برخاستن آلت تناسلی در اثر غلبه شهوت را نعوظ گویند.
[12]. نهج الفصاحة، ص299.
[13]. غررآمدی، ج6، ص370، ح10573.
[14]. غُرَر و دُرَر آمدی، ج3، ص417، ح4943. «خیاءٌ یرْتَفِعُ و عَوراتٌ تَجْتَمعُ، اَشبَهُ شیءٍ بِالْجُنُونِ، اَلإصْرارُ عَلَیهِ هَرَمٌ، وَ الإفاقَةُ مِنهُ نَدَمٌ، ثَمَرَةُ حَلالِهِ الْوَلَدُ اِنْ عاشَ فَتَنَ وَ اِن ماتَ حَزَنَ».
ناگفته نماند مراد از «فتنه» همان گرفتاریها و تأمین نیازمندیها و نحوه تعامل با فرزند است که اگر بتواند از طریق مشروع آنها را برآورد از این آزمایش سربلند بیرون آمده و از پاداش اِلاهی برخوردار میگردد و اگر چنین نباشد در آزمون مردود شده، گرفتار عذاب میشود.
[15]. کافی، ج10، ص437. « عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَلَیهِ السَّلَامُ، قَالَ: «قَضى رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ بِالشُّفْعَةِ بَینَ الشُّرَكَاءِ فِی الْأَرَضِینَ وَ الْمَسَاكِنِ، وَ قَالَ: لَاضَرَرَ وَ لَا ضِرَارَ، وَ قَالَ: إِذَا رُفَّتِ الْأُرَفُ، وَ حُدَّتِ فَاقْلَعْهَا، وَ ارْمِ بِهَا إِلَیهِ؛ فَإِنَّهُ لَاضَرَرَ وَ لَا ضِرَارَ». وَ قَالَ: لَاضَرَرَ وَ لَا ضِرَارَ».
[16]. قانون، ج5، ص225.
[17]. المحجة البیضاء، ج5، ص176. «و قد قیل: إذا قام ذكر الرجل ذهب ثلث عقله». دكتر پاكنژاد نیز این سخن را از قول رسول خدا(ص) نقل كرده است. (ر.ك: ازدواج مكتب انسان سازی، ج2، ص187).
[18]. المحجة البیضاء، ج5، ص176.
[19]. وسائل، ج20، ص241، ب140، ح2.
[20]. مراد از سبككردن لباس، كمكردن دَین و قرض و بدهكاری به دیگران است. چنانكه در حدیث به آن اشاره شده است.
[21]. وسائل، ج20، ص168، ب87، ح1.
[22]. وسائل، ج20، ص140، ب71، ح1. «أَنَّهُ سَأَلَهُ عَنِ الرَّجُلِ یكُونُ عِنْدَهُ الْمَرْأَةُ الشَّابَّةُ فَیمْسِكُ عَنْهَا الْأَشْهُرَ وَ السَّنَةَ لَا یقْرَبُهَا لَیسَ یرِیدُ الْإِضْرَارَ بِهَا یكُونُ لَهُمْ مُصِیبَةٌ یكُونُ فِی ذَلِكَ آثِماً قَالَ إِذَا تَرَكَهَا أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ كَانَ آثِماً بَعْدَ ذَلِكَ».
[23]. دكتر پاكنژاد در این باره میگوید: «امروز به مسمومیت ناشی از عدم مقاربت در صورتی كه طولانی باشد واقف شدهاند كه بدون شك در آینده نزدیك، مدت مذكور را، عادلانه، حد و مرزِ چهارماه تعیین خواهند نمود. (ر.ك: ازدواج مكتب انسان سازی، ج2، ص205).
[24]. وسائل، ج20، ص141، ب71، ح2.
[25]. معراج السعاده، ص318.
[26]. جامع السعادات، ج2، ص23.
[27]. همان، ص16.
تهیه و تنظیم : کانون فرهنگی تبلیغی امین
حق نشر محفوظ / با ذکر منبع بلامانع