2- محل آمیزش

بنابر آنچه در بحث قبلی بیان گشت. پس از آماده‌سازی جنسی، نوبت به ارگاسم و اوج لذت و انزال منی می‌رسد كه در این صورت اگر زن و شوهر خواسته باشند دخول صورت پذیرد بایستی از محل پیدایش نسل باشد نه از محل دیگر. چنان‌كه قرآن كریم در آیة شریفة223 بقره، زنان را تشبیه به مزرعه و كشتزار نموده و به طور ضمنی محل آمیزش و بذرپاشی را هم مشخص كرده است:  

« نِسَآؤُكُمْ حَرْثٌ لَّكُمْ فَأْتُواْ حَرْثَكُمْ » [1]

زنان شما [به مانند] كشتزاری هستند برای شما؛ پس [برای بذرافشانی و انعقاد نطفه] به كشتزار خود درآیید.

و البته روشن است كه برای انعقاد نطفه و رشد و نموّ آن، لازم است عمل آمیزش از محل معمول و متعارف باشد؛ چنان‌كه در روایات اسلامی بدان اشاره گشته است.[2]

افزون بر این زن، اساساً از محل غیرمتعارف به ارگاسم و اوج لذت و انزال منی نمی‌رسد و بنابراین همة آن زیان‌هایی را كه در بحث قبلی بیان گشت، در پی دارد؛ و از این جهت كه با میكروب‌های موجود در روده بزرگ تماس برقرار می‌شود از نظر بهداشتی نیز زیان‌آور است. به‌علاوه كه ممكن است تنفّر از عمل زناشویی را در پی آورد؛ زیرا اغلب زنان از این عمل اظهار نارضایتی می‌كنند و آن را مایة تحقیر خود می‌دانند و گاه همین عمل ممكن است زمینه‌ساز اختلاف و نزاع و بهانه‌جویی گردد و روابط صمیمانة زن و شوهر را به مخاطره افكند.

شاید به همین جهات و یا جهات دیگر است كه این عمل، در برخی از روایات اسلامی بسیار مذمّت شده است. از جمله این‌كه امام صادق (علیه السلام) در پاسخ به پرسشی در این‌باره می‌فرماید:

همسرت [در روابط زناشویی] وسیلة بازی و شوخی و نشاط توست، پس نباید از این طریق آزارش دهی [و نشاط و شادی‌اش را بستانی و افسرده‌اش سازی].[3]

چه این‌كه اگر زن در اثر اذیت و آزار مَرد، افسرده گردد، مرد نیز در نوبت‌های بعدی به مقصود خود نمی‌رسد. پس دست‌كم برای بهره‌مندی خودش هم كه شده، لازم است مراعات حال همسرش را بنماید.

و نیز در روایتی دیگر از امیرمؤمنان (علیه السلام)، این عمل، به مانند عمل قوم لوط معرفی شده و از این باب مورد مذمّت قرار گرفته است.[4]

 

یك نكته

ممكن است این عمل، برای برخی از مردان جایز باشد (آن هم از باب دفع اَفسد به فاسد) و این در صورتی است كه مردی گرفتار گناه بزرگِ لواط و همجنس‌بازی باشد؛ حال برای آن‌كه از این گناه بزرگ دست بكشد می‌تواند از این طریق با همسر خود مواجه شود. چه این‌كه براساس برخی از روایات، مرادِ حضرت لوط (علیه السلام) از معرفی دخترانش برای تزویج، همین معنا بوده است؛ زیرا آن حضرت می‌دانست كه آنها آمیزش از محل معمول و متعارف را نمی‌خواهند.[5]

البته افرادی كه به این معضل گرفتار هستند، بایستی به مرجع تقلید خود مراجعه كند و حكم آن را جویا شوند؛ زیرا به جهت چند وجهی بودن آیات قرآن كریم، و گوناگونی روایات - و ضعف و قوّت اسناد آنها - دیدگاه فقیهان نیز در این مسأله گوناگون است. چنان‌كه برخی این كار را جایز دانسته‌اند و برخی مكروه، و برخی حرام.

آیت الله سبحانی معتقد است: اگر این عمل با رضایت زن باشد شدیداً مكروه؛ و اگر زن راضی نباشد حرام است.[6] ولی به هرحال ایشان با صراحت تمام این عمل را یكی از انواع انحراف جنسی قلمداد كرده است.[7]

 

یك ایراد و پاسخ آن

برخی از افراد معتقدند طرح این‌گونه مباحث، خوب نیست بلکه منافات با عفاف و پاكدامنی دارد.

در پاسخ عرض می‌شود طرح این مباحث نه تنها منافات با عفاف و پاكدامنی ندارد، بلكه یك قطعه از پازلِ گسترده و پُردامنة عفاف‌گرایی و پاكدامنی است؛ زیرا از آنجا كه هم‌اكنون انواع و اقسام آموزش‌های جنسی انحرافی و نامشروع به وفور در دسترس همگان قرار دارد و تحریكات جنسی مخرّب و بنیان‌برافكن، از طرُق گوناگون سبب نزاع و فروپاشی خانواده‌ها می‌شود و حتّی عرفان‌های نوظهور با سوء‌استفاده از فطرت معنویت‌خواه جوانان، آنان را به سوی سكس و انحراف می‌كشانند؛ و در حالی‌كه هزاران جلد كتاب در توصیه به خودارضایی و آموزش آن، انتشار یافته است،[8] چاره‌ای نیست جز این‌كه، آموزه‌های اسلامی درخصوص اخلاق جنسی را از درون متون مذهبی بیرون بكشیم و با آموزش صحیح، افراد جامعه را از انحراف محافظت نماییم چراكه اگر این مباحث به ­شكل درست و برگرفته از آموزه‌های اسلامی به جامعه انتقال پیدا نكند اكثر افراد این مباحث را از آموزه‌های مكتب‌های روان‌شناسی غرب فرا می‌گیرند و گرفتار زشت‌ترین انحرافات می‌شوند همان­گونه ‌كه هم‌اكنون شاهدیم متأسفانه برخی از روان‌شناسان و روان‌پزشكانِ بی­مبنا و سست عنصرِ غربزده، بیماران مبتلا به استمناء را از این انحراف منع نمی‌كنند و حتی توصیه به برخی از انحرافات نیز می‌كنند![9] و ... .

گذشته از این‌ها، همان‌گونه كه در طول مباحث پیشین بارها بیان شد اگر زن و شوهر آگاهی درست از چگونگی مهرورزی‌های عاطفی و جنسی نداشته باشند ممكن است در صورت عدم تأمین نیاز جنسی مشروع، در كوچه و بازار و محل كار و اداره و ... گرفتار لغزش و بی‌عفتی شوند و یا به طلاق و جدایی روی آورند. و شاید به همین دلایل و دلایل دیگر، برخی از سخنوران و نویسندگان و مؤلفینِ دلسوز و باایمان، رسالت خویش را در این دیده‌اند تا بخشی از این مباحث را در كتاب‌های خود بیاورند. همانند ابن سینا در كتابِ «قانون»، آیت الله سبحانی در «مسائل ازدواج و حقوق خانواده»، شهید دكتر پاك‌نژاد در «ازدواج، مكتب انسان‌سازی»،      حجت الاسلام دكتر سیدجواد مصطفوی در «بهشت خانواده»، حجت الاسلام محمود اكبری در «صمیمانه»، حجت الاسلام علی حسین‌زاده در «همسران سازگار»، حجت الاسلام دهنوی در «گلبرگ زندگی»، حجت الاسلام یوسف غلامی در «ازدواج و مسائل جنسی همسران»، حجت الاسلام عبدالحمید صادقی در «مرواریدهای شادی‌آفرین»، و ... .[10]

ابن سینا در پاسخ از ایراد یادشده تحت عنوانِ «زیان اجتماعی ناشی از شرمِ طبیب» می‌گوید:

مسأله لذت‌ دیدن از جماع بین زن و شوهر بسیار جای اهمیت است؛ زن‌ها دیرتر از مردان آب پشتشان بَر می‌جوشد؛ اگر مرد قبل از آسودنِ زن، كارش تمام شود و ذَكَر را بیرون كشد و هنوز لذتی به زن نرسیده باشد، زن را هیجان‌زده می‌كند و به دلیل محروم‌شدن از لذت، رنج می‌برد؛ كه از این‌گونه جماع نیز نسلی به ­بار نمی‌آید و زن كه از جماع شوهر لذّت نمی‌بیند و آرزوی جنسی‌اش ارضاء نمی‌شود، پی هر فرصتی می‌گردد كه ارضا گردد. این‌گونه زنان حتی اگر نتوانستند مردی پیدا كنند، از روی ناچاری همدردی را از میان زنان برمی‌گزینند و از برهم ساییدن فرج [و مساحقه که گناه بزرگی است] آرزو را تا اندازه‌ایی فرو می‌نشانند.

طبیبانِ معالج بیماران، شرم دارند كه دربارة بزرگ‌شدن ذَكَر مردان یا تنگ‌شدن فرج زنان و لذّت‌بردن زنان از جماع، شرحی بدهند و این مسائل را بیان كنند؛ اما نمی‌دانند كه در این پرده‌پوشی چه زیان‌هایی به مردم می‌رسانند. نمی‌دانند كه این مسائل با تولید نسل ارتباط مستقیم دارد یا می‌دانند و خجالت می‌كشند بگویند؛ در حالی‌كه پای مسائل بسیار مهمی در میان است، خجالت معنی ندارد. بسیار اتفاق اُفتد كه ذكر مرد كوچك یا كوتاه است و چون این كوچكی از حد طبیعی كمتر است برای زن هیچ لذتی در برندارد، زن، آبِ پشتش نمی‌ریزد و اگر آب پشتِ زن بَرنَجوشد و با آبِ پشتِ مرد مخلوط نشود، تكوین جنین صورت‌پذیر نیست. شاید همین كوتاهی و كوچكی ذكر موجب شود كه زن از شوهرش نفرت پیدا كند و پی مرد دیگری بگردد. [که این خود گناه بزرگی است و حکمش سنگسار و کشته شدن است] و از آن سوی اگر فرجِ زنان تنگ نباشد، مرد را خوش نیاید و از اثر نفرتِ مرد، زن نیز دلگیر می‌شود و با شوهر نمی‌سازد. آن وقت هم مرد و هم زن می‌خواهند جفتِ خود را عوض كنند.[11]

لازم به یادآوری است كه در دومین كنگره سراسری "خانواده‌ها و مشكلات جنسی" كه در مورخه 2 آذر1384 در دانشگاه شاهد تهران برگزار شد، اعلام گردید كه 50 درصد آمار طلاق كشور، ناشی از مشكلات جنسی است![12]

دكتر "پرویز آزاد فلاح" عضو هیأت علمی دانشگاه تربیت مدرس در این كنگره خاطرنشان كرد:

اگر نتوانیم ارتباط جنسی را در خانواده فراهم كنیم باید منتظر بی‌بندوباری جنسی و انحرافات جنسی باشیم .[13]

حجت الاسلام دكتر سیدجواد مصطفوی نیز در پاسخ به ایراد یادشده می‌گوید:

دین مقدس اسلام، دین صریح اللهجه اسلام، و دین بدون نفاق و دورویی اسلام، زن و شوهر را در خلوت­خانه و در زیر لحاف هم، رهبری و راهنمایی فرموده است؛ رهبری‌هایی بسیار دقیق و مفصّل كه شاید ریاكاران و كج‌اندیشان را خوشایند نباشد؛ ولی به نظر ما اگر اسلام این رهبری‌ها را نمی‌نمود، دینی ناقص و نارسا بود، كوته‌بین و كم‌اندیش بود، عالم به جمیع مصالح انسان نبود، خیرخواه و مصلحت‌اندیش و بالاخره قابل نبود و مورد اعتماد قرار نمی‌گرفت.

مگر در تمام امور زندگی انسان، در تمام ابعاد فعالیت انسان، در تمام اركان و اصول فرهنگ انسان، امری مهم‌تر و اصولی‌تر از تكوین و ایجاد انسان وجود دارد؟ مگر نه این است كه اخلاق و اقتصاد و سیاست و هنر و قضاوت و علم و معرفت، همه و همه، فرعِ وجود انسان است و به خاطر بهترزیستن انسان؟ مگر نه این است كه نزدیكی‌ زن و شوهر، اگر مطابق سننِ طبیعی و مقررات الهی - كه همان راهنمای سنن طبیعی است - نباشد، بیماری‌ها و امراض واگیر و غیرواگیر، به وجود می‌آورد؟ مگر نه این است كه اگر وظیفة زن و شوهر در زیر لحاف معین نباشد، موجب نزاع و درگیری میان آنها می‌شود و گاهی به طلاق منجر می‌گردد؟ مگر نه اینست كه اگر همبستری مطابق دستور الهی نباشد، موجب سقط جنین، نقص عضو و بیماری‌های جسمی و روانی كودك می‌گردد؟ مگر نه این است كه انحرافات غریزی، به واسطه خروج از دستوارات دین در این مسیر است؟

در هیچ‌یك از این امور كوچك‌ترین شك و تردیدی نیست و اسلام باید همه را بگوید و مو به مو تشریح كند و توضیح دهد و خوشبختانه این كار را كرده است. اگر كج‌اندیشان، اسم این كار را دخالت در اسرار زوجین و خلاف عفّت زبان می‌گذارند، ما آن را دلسوزی و راهنمایی و صراحت لهجه می‌نامیم.

اگر خوانندگان گرامی، بخواهند در نظر ابتدایی، نویسنده را به تعبیراتی مانند خلاف عفّتِ قلم متهم كنند، باید بدانند كه آن تعبیرات، ابتدا به منابع وحی و مأخذ اسلامی برمی‌گردد؛ زیرا نویسنده در این مقام، آیات قرآن و احادیث معصومین را نقل می‌نماید و از جانب خودش، چیزی جز توضیح، اضافه نمی‌كند. به علاوه از شخص اعتراض‌كننده سؤال می‌شود، مگر وجودِ خودِ او از همین راه پیدا نشده؟ مگر خودِ او برای بقاء نسل خویش، همین راه را نمی‌پیماید و در این وادی خطرناك راهنمایی عالم و دلسوز را نمی‌خواهد؟

این را هم بدانید كه اسلام عزیز در تمام امور، حدّوسط و اعتدال را ملاحظه نموده؛ تا آنجا كه خیرخواهی و راهنمایی نامیده می‌شود، با كمال صراحت بیان كرده و از آنجا كه عنوان خلافِ عفّت، و تحریك جوانان مجرّد، و توضیح واضحات را پیدا می‌كند [و یا مورد نیاز متخصصان اُرولوژی است و دانستن آن حتی ایجاد تنفر می‌کند][14] خارج از مرز راهنمایی و خیرخواهی دانسته و لب فرو بسته است.[15]

 


[1] . بقره (2) آیه 223.

[2]. وسائل، ج20، ص143، ب72، ح6. «قال الصادق (علیه السلام) فی قوله تعالی: Cفَأْتُواْ حَرْثَكُمْ أنّی شئتمB ای متی شئتم فی الفرج، و الدلیل علی قوله فی الفرج قوله تعالی: Cنِسَآؤُكُمْ حَرْثٌ لَّكُمْB فالحرثُ الزرعُ فی الفرج فی موضع الولد».

و نیز حدیث7: «عن بعض اصحابنا قال: سألت أبا عبدالله (علیه السلام) عن قول الله عزّوجل: Cنِسَآؤُكُمْ حَرْثٌ لَّكُمْ فَأْتُواْ حَرْثَكُمْ أَنَّى شِئْتُمْB قال: مِن قدّامها وَ مِنْ خَلْفِها فی القُبُلُ».

و نیز حدیث8: «عن زرارة، عن أبی جعفر (علیه السلام)، قال: سألتهُ عن قول الله عزوجل C نِسَآؤُكُمْ حَرْثٌ لَّكُمْ فَأْتُواْ حَرْثَكُمْ أَنَّى شِئْتُمْ B قال: مِنْ قُبُل.

[3]. وسائل، ج20، ص143، ب72، ح4. «... سَأَلْتُهُ عَنْ إِتْیانِ النِّسَاءِ فِی أَعْجَازِهِنَّ قَالَ هِی‏ لُعْبَتُكَ‏ فَلَا تُؤْذِهَا».

[4]. وسائل، ج20، ص144، ب72، ح11. «سأل رجلٌ امیرالمؤمنین (علیه السلام): أتُؤتِی النساءَ فی أدبارِهنَّ؟ فقال: سَفَلْتَ، سَفَلَ اللهُ بكَ، أما سَمِعْتَ یقول الله: Cأَتَأْتُونَ الْفَاحِشَةَ مَا سَبَقَكُم بِهَا مِنْ أَحَدٍ مِن الْعَالَمِینَB».

[5]. وسائل، ج20، ص146، ب73، ح3. «سألت أباالحسن الرضا (علیه السلام) عن ایتان الرجل المرأة مِن خلفها؟ فقال: أحلّتها آیةٌ من كتاب الله، قول لوط: Cهَؤُلاء بَنَاتِی هُنَّ أَطْهَرُ لَكُمْB78هود و قد عَلِمَ أنهم لایریدون الفرج».  

افزون بر این دو روایت دیگر در همین مضمون می‌باشد كه به دو آیه دیگر قرآن از قول حضرت لوط استناد شده است. یكی حدیث عبدالرحمن‌بن الحجّاج است كه می‌گوید: «سمعت أبا عبدالله (علیه السلام) و ذكر عنده ایتان النساء فی ادبارهنّ. فقال: ما أعلم آیة فی القرآن أحلّت ذلك إلاّ واحدة (إِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجَالَ شَهْوَةً مِّن دُونِ النِّسَاء)81 اعراف».    (همان، ص148، ح12).

و دیگر حدیث حسین‌بن علی‌بن یقطین می‌باشد از امام رضا (علیه السلام): «أنّه سئل عن إیتان النساء فی أدبارهنّ، فقال: « ما ذكر الله عزوجل ذلك فی الكتاب إلا فی موضع واحد، و هو قوله عزوجل: Cأَتَأْتُونَ الذُّكْرَانَ مِنَ الْعَالَمِینَ وَتَذَرُونَ مَا خَلَقَ لَكُمْ رَبُّكُمْ مِنْ أَزْوَاجِكُم بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ عَادُونَB166شعراء  (مستدرك الوسائل، ج14، ص232، باب55، ح2).

[6]. نظام النكاح، ج1، ص96. «و الأظهر الحرمة بدون رضاها ... و أمّا مع الرضا فالأظهر الكراهة الشدیدة...».

[7]. همان، «... و لا یفوتنّك أنّ هذا النوع من العمل، عملٌ جنسی انحرافی...».

[8]. به عنوان نمونه ر.ك: بهداشت جنسی، افشین تاج الدینی و دکتر عارف راد، مشهد: انتشارات سخن طوس.

[9]. بهداشت جنسی، ص34 الی44. البته مادام كه در دانشگاه‌های ما علوم انسانی غربی مبنا قرار گیرد توصیه‌هایی بهتر از این‌ها انتظار نمی‌رود!!

[10] . ر.ک: مقاله پژوهشی «اثربخشی آموزش مهارت‌های ارتباطی با رویكرد اسلامی بر بهبود رضایت‌مندی زناشویی زوج‌ها» فرزانه منجزی. در نشریه: دانش وپژوهش در روان شناسی كاربردی: بهار1391، دوره13، شماره1 (پیاپی47)؛ از صفحه3 تا صفحه10.

[11]. قانون، ج5، ص260.

[12]. روزنامه شرق، 5/9/1384.

[13]. روزنامه شرق، 5/9/1384.

[14] . متأسفانه برخی از روانشناسان وکارشناسان سِکسُولولژی آنچنان به آموزش و تشریح صفر تا صد مراحل تکوین فرزند می‌پردازند که انگار میخواهند متخصص اورولوژی پرورش بدهند! غافل از این‌که گاهی این آموزش‌ها هم منافات با عفاف و پاکدامنی دارد و هم ایجاد تنفر از هر رابطه را در پی می‌آورد. بنابر این رعایت حد وسط و اعتدال که همان شیوه آموزش اسلامی است باید مراعات شود.

[15]. برگرفته از بهشت خانواده، ج1، ص2-161.

تهیه و تنظیم : کانون فرهنگی تبلیغی امین 
حق نشر محفوظ / با ذکر منبع بلامانع