2- تأمین سلامتی جسمی و روانی

رعایت اعتدال در روابط جنسی افزون بر فایده‌های روحی و معنوی، سلامتی جسم و روان آدمی را نیز تأمین می‌كند.

سلامت جسم از آن جهت كه دفع ترشحات جنسی، از طریق مشروع، در میزان جذب مواد غذایی و ویتامین‌ها مؤثر می‌باشد و در نتیجه برای تأمین سلامتی بدن سودمند است.

این‌كه قرآن كریم فرموده است ازدواج مایة سكونت و آرامش است،[1] شامل آرامش جسمی كه در اثر سلامتی به­دست می‌آید نیز می‌شود.

امیرمؤمنان (علیه السلام) دربارة تأثیر آمیزش در تسكین و آرامش بدن می‌فرماید:

هرگاه یكی از شما در اثر غلبه حرارت به دردهایی در بدن مبتلا گردید بایستی با همسرش همبستر شود؛ از امام باقر (علیه السلام) پرسیدند مراد از همبستری چیست؟ حضرت فرمود: مراد آمیزش با همسر است؛ زیرا آمیزش، تسكین‌بخش است و حرارت بدن را فرو می‌نشاند [و برخی از امراض را از بدن خارج می‌كند].[2]

دكتر محسن ناصری نیز معتقد است:

جماع یكی از انواع استفراغ طبیعی[3] و جزئی از ستّة ضروری[4] است. جماع طبیعی باعث احساس سبكی و نشاط و رفع اندیشة بد و وسواس می‌شود و اگر این استفراغ اتفاق نیفتد احساس سنگینی، تب، خیرگی چشم، تپش قلب و سرگیجه پدید می‌آید.[5]

براساس تحقیقات دكتر «ژان پاول» - از انجمن تحقیقات سرطان مركز پزشكی ملكه الیزابت بیرمنگام - زنان میان‌سالِ مجرد، نسبت  به زنان هم‌سنّ خود كه شوهر دارند (در دهة1960-1970) بیشتر مبتلا به سرطان كولون[6] شده‌اند.[7]

دكتر پاك‌نژاد می‌گوید:

در هر سنّی كه دختر بتواند تحمّل آمیزش داشته باشد و هورمون‌هایش به او شلاقِ كِشش بزنند و قدرت جلب مرد را در آنها تحریك نمایند آمار بیماری‌ها در همان سن نزد شوهر كرده‌ها كمتر از مجردهاست.[8]

و اما نقش روابط جنسی در سلامت روان نیز از آن جهت می‌باشد كه آدمی را به آرامش می‌رساند[9] و نیز برخی از انواع افسردگی‌ها و عصبانیت‌ها را برطرف می‌سازد.[10]  و به­ویژه سبب رضایت و خشنودی زن می‌گردد و بدین طریق سلامت روانش را تأمین می‌کند. چنان‌كه امیرمؤمنان (علیه السلام) فرموده است: رضایت و خشنودی زنان، به رضایت جنسی آنان بستگی دارد. «رِضاهُنَّ فِی فُروجِهِنَّ ...».[11]

البته خودِ محبت ورزیدن و محبوب‌شدن نیز یكی از نیازهای روانی انسان می‌باشد كه با روابط جنسی سالم و لذت‌بخش، تا حدودی برآورده می‌شود و در نتیجه سلامت روانی انسان را در پی می‌آورد. چنان‌كه قرآن كریم فرموده است:

Cوَمِنْ آیاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْکُنوا اِلَیْهَا وَجَعَلَ بَینَكُم مَّوَدَّةً وَرَحْمَةًB[12]

روان‌شناسان نیز از منظر سلامت روانی به مسئله سكس درمانی توجه كرده‌اند. سكس درمانی[13] با كارهای مسترز[14] و جانسون[15] (1970) شناخته شد. مسترز و جانسون اصول منسجمی را در مدیریت و درمان مشكلات روانی ـ  جنسی وضع كردند. این اصول رفتاری كه اساساً در رابطه با مشكلات روانی ـ جنسی افراد بود با درمان‌های سیستمی و روان درمانی زوج‌ها در كارهای «هلن كاپلان»[16] (1974-1995) و سایرین تركیب شد.[17]


[1]. سوره روم، آیه21. «وَمِنْ آیاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِّتَسْكُنُوا إِلَیهَا...». بی­شك یكی از مصادیق سكونت، آرامش جسمی و روانی­ای است كه از طریق ارضای میل جنسی نصیب زن و شوهر می­شود.

[2]. بحار، ج103، ص291، ح34. « عَنْ مُحَمَّدٍ الْبَاقِرِ عَنْ أَبِیهِ ع قَالَ  قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع‏ إِذَا كَانَ بِأَحَدِكُمْ‏ أَوْجَاعٌ‏ فِی‏ جَسَدِهِ‏ وَ قَدْ غَلَبَتْهُ الْحَرَارَةُ فَعَلَیهِ بِالْفِرَاشِ قِیلَ لِلْبَاقِرِ ع یا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ مَا مَعْنَى الْفِرَاشِ قَالَ غِشْیانُ النِّسَاءِ فَإِنَّهُ یسَكِّنُهُ وَ یطْفِئُهُ».

[3]. استفراغ یعنی خارج نمودن هر چیزی است كه با كمیت و كیفیت خود موجب آزار بدن است. (مروری بر كلیات طب سنتی ایران، ص146).

[4]. ر.ک: مروری بر كلیات طب سنتی ایران، ص146.

[5]. مروری بر كلیات طب سنتی ایران، ص151.

[6] . سرطان کولون همان سرطان روده بزرگ است (به انگلیسی(Colorectal cancer : همچنین به نام‌های سرطان رکتوم یا چنگار روده بزرگ نیز شناخته می‌شود.

[7]. ازدواج مكتب انسان‌سازی، ص104. شهید دكتر رضا پاك‌نژاد. به نقل از «اخبار پزشكی، ش499، سال دهم، صفحه آخر.

[8]. همان.

[9]. چنان‌كه قرآن كریم می‌فرماید: C وَمِنْ آیاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِّتَسْكُنُوا إِلَیهَا...B بی­شك یكی از مصادیق سكونت، آرامش جسمی و روانی­ای است كه از طریق ارضای میل جنسی نصیب زن و شوهر می­شود.

[10]. دكتر پاك‌نژاد در این‌باره می‌گوید: «پسر و دختر همین كه به سن بلوغ جنسی رسیدند و تخلیه مربوط را انجام ندادند – به­ویژه در تأخیر آنها - حالات عصبانیت پیدا خواهند كرد مخصوصاً نزد دخترها. آمار مراجعه‌كنندگان دختر در بابت موضوع مذكور چشمگیر است و از این جهت كه اعصاب ناراحت دارند خود زمینه پذیرش بیماری‌های مختلف را فراهم می‌آورد». (ازدواج مكتب انسان‌سازی، ص104).

شایان ذکر است برای این‌كه تناقضی میان این مطلب و مطلبی که در صفحه 67 درسنامه عفاف بیان شده پیش نیاید باید بگوییم كه اگر آدم مجرد واقعاً خود را در معرض تحریكات جنسی قرار ندهد و از محرك‌های جنسی بپرهیزد و با ایمان و عبادت و اشتغال و ورزش از محرك‌ها منصرف و منقطع شود، فعالیت غدد جنسی و میزان هورمون‌ها و ترشحات نیز تا حدودی كاهش می­یابد و اندكی هم به­طور طبیعی به هنگام خواب از طریق احتلام دفع می­گردد و بنابراین آسیب جسمی ندارد. چنان­كه شاهدیم جوانان با ایمان، دوران تجرد را در حدود پنج تا ده سال (15الی20 یا تا25سالگی) با سلامتی سپری كرده و می­كنند. آن­هم با رعایت عفاف در حوزه­های بینایی، گویایی، شنوایی، چشایی، بویایی، بساوایی، و رعایت عفت در پوشش، خلوت، اختلاط، رفتار، افكار و عشق و دوستی و ارتباط.  

البته دین مبین اسلام تجرّد كامل و رهبانیت در سراسر عمر را نمی‌پذیرد چنان‌كه از خودِ آیة Cولیستعفف الذین لا یجدون نكاحاB این معنا قابل برداشت است زیرا در ادامة آیه فرموده: Cحَتَّى یغْنِیهُمْ اللَّهُ مِن فَضْلِهِB یعنی عفاف پیشه كنند تا این‌كه خداوند از فضلش امكانِ ازدواج آنان را فراهم آورد. لیكن كسانی كه ازدواج كرده‌اند نباید از روابط جنسی سالم و لذت‌بخش محروم گردند ولو به بهانه حامله‌بودن همسر؛ زیرا ممكن است سلامتی‌شان به مخاطره افتد و گرفتار ضرر و زیان جسمی و روانی شوند. چنان‌كه قرآن كریم فرموده: Cوَلاَ تُضَآرَّ وَالِدَةٌ بِوَلَدِهَا وَلاَ مَوْلُودٌ له بولدهB 223 بقره. بنابراین‌كه «لاتُضار» مجهول باشد. چنان‌كه روایتی هم این معنا را تقویت می‌كند. (ر.ك: تفسیر تسنیم، ذیل آیه223 بقره).

[11]. وسائل، ج20، ص94، ح7.   

رضایت جنسی زنان یک فرآیندی است که با تحقق مهرورزی‌ها در حوزه اندیشه و انگیزه و گفتار و رفتار حاصل می­شود. میثم حدادی؛ پژوهشگر حوزه خانواده و زنان در گفتگو با خبرنگار مهرخانه، (پایگاه تحلیلی خبری خانواده و زنان)  به جایگاه نیاز جنسی در هرم مازلو اشاره کرد و افزود: از مهم‌ترین رفتارهای بیولوژیک، رابطه جنسی در راستای نیاز جنسی است و نیاز جنسی در سلسله ‌مراتب نیازهای انسانی در پایین‌ترین سطوح قرار گرفته است، اما بایستی توجه کنیم که این نیاز در ارتباط با نیازهای مهم انسان همچون نیاز به امنیت روانی و نیاز به احترام شکل می‌گیرد و به همین دلیل است که کیفیت رابطه جنسی نه فقط توسط نیاز جنسی، بکه در ارتباط با ارضای نیازهای روحی انسان صورت می‌پذیرد. حدادی معتقد است که مردان و زنان نگرش متفاوتی به رابطه جنسی دارند؛ مردان این رابطه را جدای از همه مسائل و مشکلات زندگی می‌‌بینند، اما زنان با تمام مسائل و مشکلات زندگی وارد رابطه جنسی می‌شوند و اگر دلخوری از همسرشان داشته باشند، این دلخوری مانع از حضور متمرکز آنان در رابطه می‌شود. 
حدادی به نارضایتی جنسی در زنان اشاره کرد و گفت: نارضایتی جنسی زنان پدیده‌ای است که در پژوهش‌هایم به آن پرداخته‌ام و بر این اساس معتقدم که به رغم آن‌که در ایران نارضایتی جنسی زنان به عنوان یکی از علل اصلی طلاق مورد اجماع محققان است، باید این نکته را مدنظر داشت که ارضای جنسی زنان مقدمه‌ای برای ارضای نیازهای عاطفی و روانی آنان است و به همین دلیل نوع تعاملات جنسی و واکنش همسر به نیازهای زن نیز به حوزه عزت نفس زنان تسری پیدا می‌کند؛ بنابر این زنان اگر از زندگی عاطفی خود رضایت کافی نداشته باشند، از رابطه جنسی نیز رضایت نخواهند داشت.

علل نارضایتی جنسی در زنان چیست؟         
حدادی معتقد است: در جامعه ایران عدم آگاهی برخی از مردان از اهمیت توجه به نیازهای زنان و قدرتمندانه رفتار کردن مردان در روابط روزمره با همسران‌شان، سبب شده تا زنان این نوع رفتار را به حوزه روابط جنسی خود تسری داده و این تسری منجر به ناکامی جنسی زن، مرد یا هر دو می‌شود.

 زنان در برابر نارضایتی جنسی چه راه‌هایی را انتخاب می‌کنند؟       
زنان در مواجه با این قبیل از شوهران با تقلیل نیاز عاطفی جنسی خود به نیاز جنسی صرف و در نهایت انطباق خود با شرایط این رابطه، به زندگی مشترک خود ادامه داده و در برخی موارد اقدام به طلاق می‌کنند و یا وارد روابط فرازناشویی و بی‌عفتی می‌شوند! (برگرفته از مهرخانه، ۰۱ شهریور ۱۳۹۳، تحت عنوان «نارضایتی جنسی در زنان ناشی از نارضایتی از روابط روزمره‌ با همسرشان است»). نتیجه اینکه برای تحقق یک رابطة مطلوب و رضایت جنسی، لازم است زن و شوهر بسیار با اخلاق و صمیمی باشند و از احترام گذاشتن به هم و اِعمال انواع مهرورزی در حق یکدیگر دریغ نورزند.

[12]. سوره 21 روم.

[13] .Sextherapy.

[14]. F/ Mesterz.

[15]. B/Jhonson.

               [16]. H/Kaplan.        

[17]. ر.ك: خانواده درمانی، تألیف «آلن كار» ترجمه غلامرضا تبریزی، انتشارات نی‌نگار، چاپ اول، 1384.