مهرورزی عاطفی و جنسی[1]

دین مبین اسلام به همه ابعاد وجودی انسان توجه كرده و حیات مادی و این جهانی را از حیات معنوی و آن جهانی جدا ندانسته و بر جاذبه‌ها و زیبایی‌های واقعی زندگی صحّه گذاشته است و برای هریك از دو بُعد زندگی، زیبایی‌ها، لذت‌ها و جاذبه‌هایی قائل است؛ البته همانند برخی از مكاتب بشری، قائل به اصالت لذت نیست لیكن به لذّت‌بردن و كمّ و كیف آن مثبت می‌نگرد، و ترك لذت‌های درویشانة صوفیه، و راهبانة مسیحی، و مرتاضانة هندی و بودایی و فرقه‌های تابع آنها را مردود می‌شمارد. از این رو، به همسرگزیدن و ازدواج‌كردن اهمیت می‌دهد و كام‌وری انسان‌ها را از این لذت، در چارچوب قوانین اسلامی، درست و مشروع می‌داند و حتی این كام‌وری‌های هدایت شده و در حدّ اعتدال را در حیات معنوی انسان تأثیرگذار دانسته و آن را مایة تكامل روحی و قرب الهی می‌داند.

این نگرش اسلامی مخصوصِ بخش یا جریان ویژه‌ای از مسائل زندگی این دنیایی نیست؛ بلكه مجموع لذت‌ها و زیبایی‌ها و كام‌وری‌های این زندگی، در صورتی كه به افراط نیانجامد با دیدِ مثبت ارزیابی می‌گردد، و ارزشمند و سازنده شناخته می‌شود.

آری ازدواج و همسر دوستی و عمل زناشویی از این دیدگاه، یكی از پرجاذبه‌ترین و لذت‌بخش‌ترین و باارزش‌ترین بخش‌های زندگی به ­شمار می‌آید. چنان‌كه امام صادق (علیه السلام) می‌فرماید:

مَا تَلَذَّذَ النَّاسُ فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَةِ بِلَذَّةٍ أَكْثَرَ لَهُمْ مِنْ لَذَّةِ النِّسَاءِ وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ- زُینَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَواتِ مِنَ النِّساءِ وَ الْبَنِینَ إِلَى آخِرِ الْآیةِ ثُمَّ قَالَ وَ إِنَّ أَهْلَ الْجَنَّةِ مَا یتَلَذَّذُونَ بِشَی‏ءٍ مِنَ الْجَنَّةِ أَشْهَى عِنْدَهُمْ مِنَ النِّكَاحِ لَا طَعَامٍ وَ لَا شَرَابٍ .[2]

مردم در دنیا و آخرت، لذتی بهتر ازکامجویی با همسر،[3] نچشیده‌اند...حتی بهشتیان  در بهشت از چیزی به‌اندازة نكاح، لذت نمی‌برند، نه از خوراكی‌ها و نه از آشامیدنی‌های آن.

در حدیثی دیگر می‌فرماید:

أَلَذُّ الْأَشْیاءِ مُبَاضَعَةُ النِّسَاءِ .[4]

لذّت بخش‌ترین چیزها، کامجویی از همسر است.[5]

اساساً یكی از حكمت­های مهم سفارش به همبستری در آموزه ­های دینی، همان عفاف‌افزایی و در امان ماندن از انحرافات جنسی است. چنان­كه امام صادق (علیه السلام) می­فرماید:

مَنِ اتَّخَذَ جَارِیةً فَلَمْ یأْتِهَا فِی كُلِّ أَرْبَعِینَ ثُمَّ أَتَتْ مُحَرَّماً كَانَ وِزْرُ ذَلِكَ عَلَیه‏.[6]

اگر كسی با زنی ازدواج كند و دست­كم چهل روز یكبار با او آمیزش نداشته باشد چنان­چه این زن مرتكب حرام و بی­عفتی شود گناهش بر عهده اوست. 

و در حدیثی دیگر فرمود:

مَنْ جَمَعَ مِنَ النِّسَاءِ مَا لَا ینْكِحُ فَزَنَى مِنْهُنَّ شَی‏ءٌ فَالْإِثْمُ عَلَیهِ .[7]

کسی‌که همسران متعدد گردآورد ولی با آنها مجامعت نداشته باشد چنان‌چه برخی از آنان مرتکب زنا شوند گناهش برعهده او خواهد بود.

 

آمیزش جنسی و پاداش معنوی

از آنجا كه در فطرت انسانی، مسأله حفظ عفت و پاكدامنی بسیار پرفایده و بااهمیت است اگر كسی به­ منظور حفظ عفت، به کامجویی از همسرش بپردازد، از پاداش معنوی و آن‌جهانی نیز بهره‌مند می‌گردد. چنان‌كه رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) به ابوذر غفاری فرمود:

اِئْتِ أَهْلَكَ تُؤْجَرْ فَقَالَ یا رَسُولَ اللَّهِ ص آتِیهِمْ وَ أُوجَرُ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص كَمَا أَنَّكَ إِذَا أَتَیتَ الْحَرَامَ أُزِرْتَ وَ كَذَلِكَ إِذَا أَتَیتَ الْحَلَالَ أُجِرْتَ‏ .[8]

با همسرت آمیزش كن تا خدا پاداشت دهد. ابوذر با شگفتی پرسید: با همسرانم آمیزش كنم و پاداش بَرم؟! رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: آری! همان‌گونه كه اگر زنا كنی عذاب می‌شوی، چنانچه با همسرت آمیزش كنی پاداش می‌بری.

امام صادق(علیه السلام) نیز فرمود:

أَ لَا تَرَى أَنَّهُ إِذَا خَافَ عَلَى نَفْسِهِ فَأَتَى الْحَلَالَ أُجِرَ .[9]

هرگاه شخصی كه می‌ترسد گرفتار انحراف و بی‌عفتی شود [به جهت آن‌كه مرتکب بی‌عفتی نشود] اگر به کامجویی با همسرش بپردازد، پاداش می‌برد.

در حدیثی آمده است كه رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) در روز جمعه‌ای به یكی از یاران خود فرمود:

آیا امروز روزه گرفته‌ای؟ او پاسخ داد: نه، یا رسول الله. حضرت فرمود: آیا امروز صدقه داده‌ای؟ او گفت نه، پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) فرمودند: پس برخیز نزد همسرت برو و به کامجویی با او بپرداز؛ زیرا این كار از سوی تو، صدقه‌ای است برای او .[10]

در روایتی دیگر آمده است روزی یكی از زنان مدینه به نام حولا، خدمت رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) رسید و عرض كرد: پدر و مادرم فدایت باد. همسرم به من توجّهی ندارد و از من روی می‌گرداند. حضرت فرمود: برای او بیشتر آرایش و زینت كن. حولا گفت: هیچ رنگ و بویی نیست،[11] مگر این‌كه من خود را با آن زینت كرده‌ام، ولی همسرم باز از من روی می‌گرداند! حضرت فرمود: اگر همسرت می‌دانست وقتی به تو روی می‌آورد چه اندازه برای او پاداش نوشته می‌شود، از تو روی نمی‌گرداند! حولا پرسید: وقتی او به من روی می‌آورد چه پاداشی دارد؟ حضرت فرمود: در این هنگام دو فرشته او را در برمی‌گیرند و او به منزله كسی است كه در راه خدا شمشیر كشیده است. پس وقتی آمیزش می‌كند، گناهانش همانند برگ درختان [پاییزی] فرو می‌ریزد و آنگاه كه غسل كند، از گناهان پاك می‌گردد.[12]  

حضرت در حدیثی دیگر فرموده است:

إِنَّ الْمُؤْمِنَ إِذَا جَامَعَ أَهْلَهُ بَسَطَ سَبْعُونَ أَلْفَ مَلَكٍ جَنَاحَهُ وَ تَنْزِلُ الرَّحْمَةُ فَإِذَا اغْتَسَلَ بَنَى اللَّهُ بِكُلِّ قَطْرَةٍ بَیتاً فِی الْجَنَّة.[13]

انسان باایمان هرگاه به کامجویی از همسرش بپردازد، هفتاد هزار فرشته بال و پر خویش را برایش  بگسترانند و رحمت فرود آید و هنگامی كه غسل كند به هر قطرة آب غسل، خداوند خانه‌ای را در بهشت برایش بیافریند.

 

یك نكته

با توجه به این دسته از روایات كه ذكر شد، شاید بتوان یكی از مصادیق «  وَقَدِّمُواْ لأَنفُسِكُمْ »   در آیه شریفه « نِسَآؤُكُمْ حَرْثٌ لَّكُمْ فَأْتُواْ حَرْثَكُمْ أَنَّى شِئْتُمْ وَقَدِّمُواْ لأَنفُسِكُمْ » [14] - را همان ثواب و پاداش اُخروی عمل زناشویی دانست؛ بدین صورت كه لازم است آدمی، برای آخرت خویش، اعمال صالح و از جمله عمل زناشویی مشروع را ذخیره كند و آنها را برای دنیای ابد، از پیش بفرستد. و البته فرزندآوری نیز یكی دیگر از مصادیق « وَقَدِّمُواْ لأَنفُسِكُمْ»  می‌باشد.[15]

 

نمونه‌هایی از اهمیت آمیزش جنسی در نگرش اسلامی

مسئلة ارضای غریزة جنسی برای تقویت عفت و پاكدامنی، به­ اندازه‌ای اهمیت دارد كه قرآن كریم شب‌های ماه مبارك رمضان را برای كام‌گیری از همسر بی‌اشكال دانسته است. چنان‌كه فرموده:

« أُحِلَّ لَكُمْ لَیلَةَ الصِّیامِ الرَّفَثُ إِلَى نِسَآئِكُمْ هُنَّ لِبَاسٌ لَّكُمْ وَأَنتُمْ لِبَاسٌ لَّهُنَّ عَلِمَ اللّهُ أَنَّكُمْ كُنتُمْ تَخْتانُونَ أَنفُسَكُمْ فَتَابَ عَلَیكُمْ وَعَفَا عَنكُمْ فَالآنَ بَاشِرُوهُنَّ وَابْتَغُواْ مَا كَتَبَ اللّهُ لَكُمْ ...» [16]

آمیزش جنسی با همسرانتان در شب‌های ماه رمضان حلال است؛ آنها جامه و پوشش شما هستند و شما پوشش آنهایید. خداوند می‌دانست [كه اگر آمیزش در این شب‌ها را حرام كند] شما به خود خیانت می‌كنید [و این كار ممنوع را انجام می‌دهید] پس توبه شما را پذیرفت و از شما درگذشت. اكنون  [اجاز دارید] با آنان آمیزش كنید و آنچه را كه خداوند [در این كار] برای شما مقرر داشته [از ثواب، حفظ عفت و فرزند شایسته] طلب نمایید.

از این آیة شریفه استفاده می‌شود كه شاید بهتر آن بود كه مسلمانان در تمام مدت ماه مبارك رمضان، از آمیزش با همسرانشان بپرهیزند، لیكن از آنجا كه تحمل چنین قانونی برای عموم مردم دشوار بود خداوند در این شب‌ها آمیزش با همسران را حلال كرد تا گرفتار خیانت و لغزش نشوند.

از دیدگاه دین مبین اسلام ارضای غریزة جنسی - چه به جهت حفظ عفت و چه برای تولید نسل - حتی در آستانة جهاد با دشمنان نیز جایز شمرده شده است چنان‌كه در بعضی از روایات آمده است پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) در حالی‌كه با اصحاب و یاران مشغول به مشورت دربارة جنگ اُحد بودند، یكی از سربازان اسلام به نام «حَنظَله» نزد پیامبر (صلی الله علیه و آله) آمد و درخواست کرد كه اگر حضرت به او اجازه دهد آن شب نزد همسر خود رود و عروسی كند؛ در این هنگام بود که آیة شریفه262 نور نازل گشت و اختیار اجازه به پیامبر خدا واگذار گردید:

« فَإذا اسْتَأْذَنُوكَ لِبَعْضِ شَأْنِهِمْ فَأْذَن...» [17]

بنابراین حنظله به اجازه پیامبر، آن شب نزد همسر خود رفت و صبحگاهان، برای حضور در صحنة نبرد به­اندازه‌ای شتاب ورزید كه موفق به انجام غسل نگردید و با همان حال جنابت وارد میدان كارزار گردید و سرانجام شهد شیرین شهادت را نوشید. و رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود:

فرشتگان را دیدم كه حنظله را در میان آسمان و زمین غسل می‌دهند.

به همین جهت حنظله به «غَسِیلُ المَلائكة» نامیده گشت. یعنی غسل داده شده توسط فرشتگان.[18]

نمونة دیگر از اهمیت آمیزش جنسی در دیدگاه اسلامی، جواز این عمل در ایام حج است تا اگر كسی نیاز به ارضای غریزة جنسی دارد پس از پایان مراسم عمره، به همسرش رجوع كند و در قلب خود زمینه‌ای برای وسوسة شیطان و نفس امّاره و لغزش باقی نگذارد. چنان‌كه قرآن كریم می‌فرماید: « ... فَمَن تَمَتَّعَ بِالْعُمُرَةِ إلَی الحَجِّ...» [19]

نمونة دیگر آیة شریفه129 نساء می‌باشد كه به مردانی كه ازدواج كرده‌اند دستور می‌دهد كه حق ندارند به طور كامل از آمیزش با همسرانشان امتناع ورزند و آنان را سرگردان واگذارند.[20] « ... فلا تَمیلُوا كُلَّ المَیلِ فَتَذَرُوها كَالمُعَلَّقَةِ...» [21]

دیگر از نمونه‌های اهمیت آمیزش جنسی در دیدگاه اسلامی، روایتی است از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) كه فرمود: زن نبایستی همسرش را (از كام‌گیری) منع كند اگرچه  بر شتر سوار باشد.             وَ لَا تَمْنَعَهُ نَفْسَهَا وَ إِنْ كَانَتْ‏ عَلَى‏ ظَهْرِ قَتَب‏.[22]

به نظر می‌رسد كه مراد از این‌گونه احادیث اهتمام‌دادن به این قضیه است تا زن را متوجه حال و روز شوهرش كند! به این معنا که از نیاز جنسی شوهرش غفلت نورزد وگرنه بیم آن می‌رود كه شوهرش در كوچه و بازار و محل كار، گرفتار بی‌عفتی و انحراف جنسی شود!

نمونه دیگر حدیثی است از حضرت كه می‌فرماید:

لاتُطَوِّلْنَ صَلَوتَكُنَّ لِتَمْنَعْنَ أزواجَكُنَّ .[23]

شما زنان [در صورت نیاز شوهرانتان] نباید نمازتان را طولانی نمایید تا شوهرانتان را [از سر وا كنید و از كام‌گیری] مانع شوید.

آری طول‌دادن نماز، مستحب است لیكن حفظ عفت شوهر واجب؛ و در صورت تزاحم،  عمل واجب، مقدم بر عمل مستحب می‌شود.

نمونه دیگر این‌كه زن نمی‌تواند بدون اجازة شوهر روزة مستحبی بگیرد؛ زیرا ممكن است گرفتار ضعف جسمی و بی‌نشاطی و سردمزاجی گردد و در نتیجه مانع از كام‌وری خود و شوهرش شود. چنان‌كه رسول خدا (صلی الله علیه و آله) می‌فرماید:

وَ لاتَصُوم تَطَوُّعاً إلاّ بِإذْنِهِ .[24]

زن نباید روزة مستحبی بگیرد، مگر به اجازة شوهرش.

نمونة دیگر از اهمیت آمیزش جنسی این است‌كه رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) در حدیثی فرمودند:

وَ تَعَرَّضَ نَفْسَها عَلَیهِ غُدوَةً وَ عَشِیةً .[25]

زن صبح و شام خود را به شوهرش عرضه نماید.[26]

البته به مرد هم دستور داده شده تا از این جهت متوجه همسرش باشد و دست‌كم عمل زناشویی را بیش از چهار ماه به تأخیر نیاندازد اگرچه مصیبت‌دیده باشند؛ زیرا پس از چهارماه تأخیر، برایش گناه نوشته می‌شود.[27]

پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) در حدیثی دیگر می‌فرمایند:

هُلْكٌ بِذِی الْمُرُوءَةِ أَنْ یبِیتَ الرَّجُلُ عَنْ مَنْزِلِهِ بِالْمِصْرِ الَّذِی فِیهِ أَهْلُه .[28]

از جوانمردی دور است كه مردی در شهری كه خانواده اش هستند باشد، ولی در غیر خانه خود بخوابد.

امام صادق(علیه السلام) نیز می‌فرماید:

مَنْ جَمَعَ مِنَ النِّسَاءِ مَا لَاینْكِحُ، فَزَنى‏ مِنْهُنَّ شَی‏ءٌ، فَالْإِثْمُ عَلَیه‏ .[29]

اگر كسی زنانی را به همسری برگزیند، ولی به کامجویی با آنان نپردازد هریك از آنها كه گرفتار زنا شود گناهش برعهدة این مرد است. [30]

افزون براین در روایات اسلامی، رضایت واقعی و حقیقی و کامل زن به ارضای نیاز جنسی او معرفی شده است؛ یعنی در صورت تأمین این نیاز، رضایت کامل او به دست می­ آید و گرنه هیچ چیز دیگر جای آن را پر نمی­کند[31]و مردان لازم است در روانشناسی زن این نکته را به‌خوبی بدانند که نه ثروت و نه مقام و موقعیت و نه تحصیلات عالی و نه خانه‌های ویلایی و نه ماشین و طلا و جواهرات و خوراک و پوشاک و ... هیچکدام جای تأمین نیاز جنسی زن را نخواهد گرفت؛ چنان‌كه امیرمؤمنان(علیه السلام) فرموده است:

رِضاهُنَّ فِی فُروجِهِنَّ .[32]                       

رضایت و خشنودی زنان، به رضایت جنسی آنان بستگی دارد.

بررسی‌های میدانی نیز حکایت از این واقعیت دارد که یكی از عوامل مهم بی‌عفتی‌های موجود در اجتماع، عدم ارضای جنسی از همسر می‌باشد كه گاه به ­صورت بدحجابی و خودنمایی و پرسه‌زدن در كوچه و بازار و پارك و تفریح‌گاه و کنار دریا نمایان می‌شود! زیرا این قبیل از افراد از نظر ارضای غریزة جنسی كمبود دارند و به همین جهت می‌خواهند با بدحجابی و خودنمایی و پرسه‌زدن، به ارضاء برسند و كمبود خود را جبران كنند!

خانم «لمبروزو» روان‌شناس معروف می‌گوید:

وقتی زن مرد را نسبت به خود علاقه‌مند دید، دیگر هدف اصلی او عشوه‌گری و خودنمایی در برابر دیگران نیست. چنان‌كه مشاهده می‌شود زنانی كه به شوهر و كودكان خود علاقه دارند، به كلّی از عالم عشوه‌گری و دلبری افراطی و مذموم  بركنار هستند. اگر زنی خودنمایی در برابر دیگران را پیشة خود می‌سازد. به این دلیل است كه پاسخ عواطف درونی خود را نزد شوهرش نیافته است.[33]

نمونه دیگر  از اهمیت ارضای جنسی همسران، حدیثی است از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) كه از زنان «مُسَوِّفه» مذمت كرده است. مُسَوِّفه زنی است كه شوهرش او را به كام‌گیری فرا می‌خواند لیكن او این كار را به بهانه‌های مختلف به تأخیر می‌اندازد تا این‌كه شوهرش خواب‌آلود ‌شود و به خواب ‌رود؛ در این هنگام فرشتگان این زن را همواره لعنت می‌كنند تا زمانی‌كه شوهرش از خواب برخیزد.[34]

در حدیثی دیگر از زنان «حَصان» نیز مذمّت شده است و آن زنی است كه از آمیزش با همسرش خودداری ورزد.[35]

در مقابل این دسته از زنان، زنانِ «عفیفة غَلِمَه» هستند كه از آنها بسیار تمجید شده است. عفیفة غَلِمَه، زنی را گویند كه در برابر نامحرم بسیار عفیف و نفوذناپذیر می‌باشد، ولی در خلوت با شوهرش بسیار جذّاب و با نشاط و فعال و پُرحرارت است.[36]

به‌ نظر می‌رسد در این­دست از احادیث می‌خواهد خاطرنشان سازد بهترین زن آن است كه در رابطة جنسی با همسرش، نقشی فعّال داشته باشد و مدیریت تأمین نیاز جنسی مرد را به عهده بگیرد تا خودنمایی­ها و انرژی­ های جنسی ­اش در همان اتاق خلوت مصرف گردد و خود و شوهرش را از تحریكات جنسی بیرون از خانه ایمن گرداند.

و نیز در روایتی دیگر می‌فرماید:

بهترین زنان شما كسی است كه ... برای شوهرش زینت می‌كند و در خلوتِ با او، هرچه بخواهد در اختیارش می‌گذارد.[37]

و در حدیثی دیگر می­فرماید:

بهترین زنان شما زنان قریش هستند كه نسبت به شوهران خود بسیار مهربانند و فرزندان خود را گرامی می‌دارند و خویش را به شوهر عرضه می‌نمایند  و از غیر شوهر به ­شدت حفظ می‌كنند.[38]

ناگفته نماند كه آنچه در این حدیث، سبب توصیف و تمجید زنان قریش گشته، ویژگی‌های شایستة آنان است و معرفی آنان به ­عنوان الگو می­باشد و  بی‌شك هر زنی كه دارای چنین ویژگی‌ها باشد شایستة تمجید است و مناسب برای ازدواج می­ باشد.

امام صادق(علیه السلام)  نیز می‌فرماید:

بهترین زنان شما كسی است كه وقتی با شوهرش خلوت می‌كند، لباس حیا را برای او از تن بَركَند و هرگاه لباسش را بپوشد، زره حیا بر تن كند.[39]

نمونة دیگر از اهمیت آمیزش جنسی، ماجرای «عثمان‌بن مَظْعُون» است كه همسرش نزد رسول خدا (صلی الله علیه و آله) آمد و عرض كرد:

ای رسول خدا (صلی الله علیه و آله) ! همانا عثمان روزها روزه‌دار است و شب‌ها مشغول عبادت. [و با این كار مرا واگذاشته است و توجّه‌ای به من ندارد]. رسول خدا با عصبانیت خارج شد و كفش‌هایش را پوشید و با شتاب نزد عثمان آمد و او را در حالی كه نماز می‌خواند یافت. عثمان وقتی رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را دید از خواندن نماز منصرف شد. آنگاه حضرت فرمود: ای عثمان! خداوند مرا برای رهبانیت نفرستاده است، بلكه مرا به آیین یكتاپرستی‌ای كه آسان است مبعوث كرده؛ من هم روزه می‌گیرم و هم نماز می‌خوانم و هم با همسرانم مباشرت می‌كنم. بنابراین كسی كه به آیین من علاقه‌مند است بایستی از سنّت من پیروی كند؛ و آمیزش با همسر از سنت من است.[40]

آری برخی از افراد همانند عثمان‌بن مظعون، گمان می‌كنند عبادت تنها نماز و روزه و ذكر و تسبیح است و حال این‌كه چنین نیست، بلكه عبادت واقعی، اطاعت پروردگار و انجام وظیفه است، بنابراین اگر كسی به انگیزة خشنودی پروردگار، به نیازهای طبیعی و مشروعی كه خداوند در وجود انسان نهاده است، پاسخ مثبت بدهد درواقع عبادت پروردگار را كرده  است؛ همانند خوردن و آشامیدن و خوابیدن و ارضای غریزة جنسی در حدّ ضرورت و نیاز.

پس آنچه انسان را به خدا نزدیك می‌كند عبودیت و اطاعت و انجام وظیفه است نه صرف نماز و روزه‌داری.

آری اگر نماز و روزه‌ای كه انسان در زمان و مكانی خاص انجام می‌دهد مورد پسند خداوند باشد و فرمان حضرت حق به آن تعلّق گرفته باشد چنین نماز و روزه‌ای عبادت به حساب می‌آید و آدمی را به خدا نزدیك می‌سازد. ولی اگر همین نماز و روزه در شرایطی آورده شود كه حقوق واجب دیگران، پایمال گردد دیگر چنین نماز و روزه‌ای ارزشی ندارد و آدمی را به خدا نزدیك نمی‌كند!

به عبارت دیگر، اگر نماز و روزه از جانب پروردگار عالم "مأمورٌ بِه" باشد پاداش دارد و مقرِّب است. از سوی دیگر پرداختن به برخی از نیازهای طبیعی و رعایت حقوق دیگران نیز مأمورٌبِه است و مقرِّب. حال اگر شرایطی پیش بیاید كه این دو دسته از عبادات مزاحم یكدیگر شوند، به­ گونه‌ای كه انجام یكی، مستلزم ترك دیگری باشد در اینجا رعایت حقوق دیگران از آن جهت كه واجب است بر عبادات مستحبی مقدم می‌شود.

این مسئله به ­اندازه‌ای مورد توجه قرار گرفته كه گاهی رعایت حقوقِ حیاتی دیگران بر عبادات واجب نیز مقدم می‌شود. مثلاً در جایی كه فردی در حال غرق‌شدن باشد و ما در حال نمازِ واجب باشیم، وظیفه آن است كه نماز واجب را رها كنیم و غریق را نجات دهیم.

اینك در مسئله مورد بحث ما نیز قضیه از همین قرار است و آن این‌كه اگر برای حفظ عفت و پاكدامنی، ارضای غریزة جنسی لازم و ضروری باشد چنین ارضایی مأمورٌبِه پروردگار است و بنابراین مبادرت به آن، عین عبادت و بندگی خداست و پاداش معنوی هم دارد. چنان‌كه رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به «ابوذر غفاری» فرمود: «إئتِ اَهلكَ تُوْجَر»[41] با همسرت آمیزش كن تا پاداش بری. و به خانمی به نام «حولاء» نیز فرمود: اگر همسرت می‌دانست وقتی به تو روی می‌آورد چه اندازه برای او پاداش نوشته می‌شود، از تو روی نمی‌گردانْد. «... أما لَو یدری ما لَهُ بإقبالِه عَلیكِ...».[42]

نتیجه این‌كه، آنچه آدمی را به خدا نزدیك می‌كند انجام وظیفه است حال اگر وظیفه اقامة نماز و روزه و ذكر و جهاد و مبارزه باشد یا خوردن و آشامیدن و مباشرت با همسر.

البته این‌كه در هر شرایطی انسان بتواند وظیفه‌اش را درست تشخیص دهد و از عهدة انجام آن كار نیز به­ خوبی برآید و همواره اخلاص در عمل هم داشته باشد، كاری است بس دشوار، كه نیاز به تهذیب نفس و علم و آگاهی فراوان دارد[43] و همة این‌ها نیز تنها به یاری خداوند منّان امكان‌پذیر خواهد گشت. «و لا حول و لا قوّة إلاّ بالله العلی العظیم».

 

یك پرسش و پاسخ

این همه تاكید و سفارش به روابط جنسی سالم و لذت­بخش با همسر، برای چیست؟!

همان‌گونه كه در میان بحث‌ها، بارها و بارها بیان گشت یكی از حكمت‌های مهمِ روابط جنسی با همسر، تقویت عفاف و پاكدامنی است؛ چنان‌كه رسول خدا (صلی الله علیه و آله)  به یكی از یاران خود فرمود:

تَزَوَّجْ، تَسْتَعِفّ مَعَ عِفَّتك .[44]

ازدواج كن و با توجه به عفّتی كه داری، عفّت فزون‌تری را به­دست آور.

زیرا حفظ عفاف (كه یكی از صفات والای انسانی است) فایده‌های فراوان دنیوی و اُخروی دارد و به­عكس، بی‌عفتی و انحرافات اخلاقی، زیان‌های فراوان دنیوی و اُخروی در پی­دارد.[45]

افزون براین، رابطة جنسی سالم و لذت‌بخش، فایده‌های دیگر نیز دارد.


[1] . بهرامی معاون پشتیبانی و برنامه‌ریزی مجموعه دارویی درمانی هلال ایران خاطرنشان کرد: اگر بپذیریم سلامت جنسی، رضایتمندی، استحکام زندگی خانواده‌ها را در پی دارد باید به این موضوع اهمیت دهیم. بیش از ۷۰ درصد طلاق‌ها منشأ نارضایتی‌های جنسی دارد. شرایط را طوری کرده‌ایم که برخی مسائل دینی نیز به تابو تبدیل شده و کسی به آنها نمی‌پردازد. اکنون مسئله رضایت جنسی یک معضل در جامعه ما محسوب می‌شود که مسئولین باید گام‌های اساسی برای حل آن بردارند چون حل این موضوعات هم راه حل دینی دارد و هم علمی. یکی از مهمترین بحث‌ها، لذت جنسی است که باید به صورت مشروع همه مردم از آن برخوردار شوند. اگر این موضوع را به عنوان یک حق برای افراد در نظر بگیریم سپس می‌توانیم به حل معضل آشیانه‌های خالی بپردازیم.

وی با بیان اینکه اکنون روان‌پزشکان، روان‌شناسان و متخصصان اورولوژی به صورت انفرادی به درمان اختلالات جنسی می‌پردازند، گفت: مجتمع دارویی درمانی هلال ایران یک کار تیمی را راه‌اندازی کرده است تا گره‌ای از معضلات مردم باز شود.

بهرامی خاطرنشان کرد: طی ۲ روز گذشته که صحبت از افتتاح این کلینیک بود تماس‌های بسیاری از مردم برای مراجعه به کلینیک برقرار شده است. وی در خاتمه بر موضوع بحث آموزش مسائل جنسی تاکید کرد و گفت: ما در گذشته واحد تنظیم خانواده را در دانشگاه‌ها داشتیم چه بهتر که این واحد با موضوع سلامت جنسی جایگزین شود چرا که آموزش اینگونه مسائل در دانشگاه‌ها راحت‌تر و منطقی‌تر است. (رجانیوز: شناسه خبر : ۲۱۸۷۷۷سه شنبه ۱۳ مرداد ۱۳۹۴. منشأ ۷۰ درصد طلاق‌ها اختلالات جنسی).

[2]. وسائل الشیعه، ج20، ص23، ح6.

[3] . در مسائل زناشویی همان‌گونه که مرد از همسر خود لذت می‌برد زن نیز از شوهرش لذت می‌برد و چه بسا بیشتر؛ چنان‌که در حدیثی لذت جنسی زن را 99 برابر مرد دانسته است لیکن حیای وافری که خداوند به زن داده، مانع از اظهار آن است. «عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یقُولُ‏ فُضِّلَتِ الْمَرْأَةُ عَلَى الرَّجُلِ بِتِسْعَةٍ وَ تِسْعِینَ مِنَ اللَّذَّةِ وَ لَكِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَلْقَى عَلَیهَا الْحَیاءَ». (وسائل الشیعه، ج20، ص109، ح3).

[4]. وسائل الشیعه، ج20، ص109، ح8.

[5] . البته این در صورتی است كه حدّ اعتدال رعایت گردد و به زن‌بارگی افراطی و زیان‌بار نكشد همانند آنچه در برخی از فرقه‌های ضد معنوی نوظهور غربی (معروف به عرفان‌های سكس) رواج یافته است! در برخی از این فرقه‌ها با مقایسه‌های بسیار سست و بی‌اساس، آدمی را به درخت تشبیه كرده و گفته‌اند: همان‌گونه كه درخت هرچه بیشتر در زمین  ریشه بدواند بزرگ‌تر می‌شود و به آسمان نزدیك‌تر می‌گردد، آدمی نیز هرچه بیشتر به لذت‌های مادی و از جمله لذت‌های جنسی روی آورد و در لذت‌های زمینی ریشه بدواند، بمانند درخت پروبال می‌گیرد و به آسمان معنویت نزدیك‌تر می‌شود!! غافل از این‌كه این‌گونه قیاس‌ها كاملاً باطل است؛ چراكه پرداختن بیش از ضرورت به لذت‌های مادی و زمینی، آدمی را مخلّد و ماندگار در زمین می‌كند و از پرواز در ملكوت و قرب معنوی باز می‌دارد. چنان‌كه قرآن كریم درباره بلعم باعورا و امثال او می‌فرماید: «وَ لَو شئنا لَرَفعناه بها و لكنّه اَخلَدَ إلی الارض وَاتَّبَعَ هواه ...». (برای آشنایی با عرفان‌های سكس، ر.ك: كتاب‌ها و تحقیقات و سخنرانی‌های حجت الاسلام دكتر محمد تقی فعالی و...)

[6] . خصال، ابواب اربعین، ح7 و 8.

[7] . وسائل، ج20، ص141، ب71، ح2.

[8]. وسایل الشیعه، ج20، ص109، ب50، ح1.

[9]. همان (ادامه حدیث).

[10]. وسائل، ج20، ص109، ب49، ح4. «عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ آبَائِهِ ع‏ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص قَالَ لِرَجُلٍ مِنْ أَصْحَابِهِ یوْمَ جُمُعَةٍ- هَلْ صُمْتَ الْیوْمَ قَالَ لَا قَالَ فَهَلْ صَدَّقْتَ‏ الْیوْمَ بِشَی‏ءٍ قَالَ لَا قَالَ لَهُ قُمْ فَأَصِبْ مِنْ أَهْلِكَ فَإِنَّهُ مِنْكَ صَدَقَةٌ عَلَیهَا».

[11]. در برخی روایات گفته شده مراد از استعمال عطر برای زنان، آن چیزی است که دارای رنگ می‌باشد.

[12]. وسایل، ج20، ص108، باب49، ح2. «إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص دَخَلَ بَیتَ أُمِّ سَلَمَةَ فَشَمَّ رِیحاً طَیبَةً فَقَالَ أَتَتْكُمُ الْحَوْلَاءُ فَقَالَتْ هُوَذَا هِی تَشْكُو زَوْجَهَا فَخَرَجَتْ عَلَیهِ الْحَوْلَاءُ- فَقَالَتْ بِأَبِی أَنْتَ وَ أُمِّی إِنَّ زَوْجِی عَنِّی مُعْرِضٌ فَقَالَ زِیدِیهِ یا حَوْلَاءُ فَقَالَتْ لَا أَتْرُكُ شَیئاً طَیباً مِمَّا أَتَطَیبُ لَهُ بِهِ وَ هُوَمُعْرِضٌ فَقَالَ أَمَا لَوْ یدْرِی مَا لَهُ بِإِقْبَالِهِ عَلَیكِ قَالَتْ وَ مَا لَهُ بِإِقْبَالِهِ عَلَیَّ فَقَالَ أَمَا إِنَّهُ إِذَا أَقْبَلَ اكْتَنَفَهُ مَلَكَانِ وَ كَانَ كَالشَّاهِرِ سَیفَهُ فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَإِذَا هُوَ جَامَعَ تَحَاتُّ عَنْهُ الذُّنُوبُ كَمَا یتَحَاتُّ وَرَقُ الشَّجَرِ فَإِذَا هُوَ اغْتَسَلَ انْسَلَخَ مِنَ الذُّنُوبِ».

[13]. امالی صدوق، ص191.

[14]. بقره(2) آیه223. «زنان شما [به منزلة] كشتزاری هستند برای شما».

[15]. تسنیم، ج11، ص4-193.

[16]. بقره (2) آیه187.

چند نکته قابل توجه در باره این آیه شریفه:

الف) طبق قاعده ادبیات عرب خبر باید تابع مبتدا باشد و بنابراین هن لباس لکم بشود هن البسة لکم. حال چرا مفرد آمده؟! شاید میخواهد بگوید همه زنها و مردها مثل هم هستند و کارکرد یک لباس را دارند تا هرگز گرفتار تنوع طلبی جنسی، تجدید فراش یا خیانت نشوند. روایت هم داریم که امیرمؤمنان به مردهای چشم چران فرمودند: هرگاه یکی از شما زنی را دید و از او خوشش آمد [و تحریک گشت] برود با همسر خویش همبستر شود؛ زیرا آن زن، زنی همانند زن خویش است. (إن ابصار هذه الفحول طوامح ... فانما هی إمرأةٌ کَإمرأتِه. نهج البلاغه، حکمت420). و در روایتی دیگر فرمود: هرگاه فردی از شما زنی را دید و از او خوشش آمد، برود و با همسرش همبستر شود، زیرا نظیر آنچه دیده است در همسر خود او نیز هست. (فلیأت اهله فإن عند اهله مثل ما اری ... بحارالانوار، ج10، ص115).

ب) لباس را معرفه نیاورده و مثلا نگفته لباسکم بلکه نکره بیان کرده است و فرموده لباسی هستند برای شما. چرا؟! شاید میخواهد کارکردها و ابعاد و لایه ­های فراوان و ناشناخته لباس را تبیین و متذکر شود! همانند: محافظت از سرما و گرما، پوشاندن عیوب و عورت و خواسته ­هایی که اگر برآورده نشود و آشکار گردد مایه آبروریزی می­شود، زینت بودن لباس، قابلیت شستشو داشتن و نو شدن، تشخص یافتن با لباس، (ممکن است مایه تفاخر، تکبر، شهرت و ... نیز شود و بنابراین باید از لباس­هایی که مایه شهرت می­شود پرهیز کرد. به لحاظ رنگ و مدل و جنس نیز باید مشروع و مطابق با عرف متشرع باشد و با فرهنگ انسان همخوانی داشته باشد). و ... .

 

[17]. خداوند در این آیه می‌فرماید: «مؤمنان واقعی كسانی هستند كه ایمان به خدا و رسولش آورده‌اند و هنگامی‌كه در كار مهمی با او باشند بدون اجازة او به‌جایی نمی‌روند، كسانی‌كه از تو اجازه می‌گیرند آنها به‌راستی به‌خدا و پیامبرش ایمان آورده‌اند در این ‌صورت هرگاه از تو برای بعضی از كارهای مهم خود اجازه بخواهند، هركس از آنها را می‌خواهی (و صلاح می‌بینی) اجازه ده».

[18]. نورالثقلین، ج3، ص628.«رأیت الملئكة تغسل حنظلة بماء المزن فی صحائف فضة بین السماء و الأرض» فكان یسمى غسیل الملائكة.

[19]. بقره (2) آیه196. «تَمتُّع» به معنای لذّت بردن و بهره‌مندشدن است و مقصود از تمتع در عمره و حج كه از آن به «متعة الحجّ» تعبیر می‌شود این است كه حج‌گزار در ماه‌های حجّ (شوال، ذیقعده و ذیحجّه) در میقات برای عمره تمتع مُحْرِم شود و در مكه، طواف، نماز طواف و سَعی را انجام دهد و با تقصیر از احرام خارج شود كه از این راه همه محرّمات احرام، حتی كام‌گیری از همسر برای او حلال می‌شود و این معنای (تَمَتُّعَ بِالعُمَرة) است و این حلال‌بودن تا احرام مجدد برای حجّ ادامه دارد كه این معنای (الی الحج) است. (برگرفته از تفسیر تسنیم، ج10، ص28. برای توضیح بیشتر. ر.ك: همان، ص58 و تفسیر نمونه، ج2، ص28).

[20]. ر.ك: سبحانی، ص198.

[21] . نساء (4) آیه 129.

[22] . کافی، ج5، ص507.

[23]. وسائل الشیعه، ج20، ص164، ب83، ح1.

[24]. همان، ص158، ب79، ح1.

[25]. وسائل الشیعه، ج20، ص158، ب79، ح2.

[26] . در این روایت که سفارش شده زن همواره پیش‌قدم شود و خود را به شوهرش عرضه كند برای آنست كه هم خودش ارضاء گردد و هم شوهرش؛ و این سبب می‌شود ‌كه محبت‌ها افزایش یابد و بدین ترتیب عفت‌‌شان در بیرون از خانه آسیب نبیند.

[27]. وسائل الشیعه، ج20، ص140، ب71، ح1. «عَنْ صَفْوَانَ بْنِ یحْیى عَنْ أَبِی الْحَسَنِ الرِّضَا ع‏ أَنَّهُ سَأَلَهُ عَنِ الرَّجُلِ یكُونُ عِنْدَهُ الْمَرْأَةُ الشَّابَّةُ فَیمْسِكُ عَنْهَا الْأَشْهُرَ وَ السَّنَةَ لَا یقْرَبُهَا لَیسَ یرِیدُ الْإِضْرَارَ بِهَا یكُونُ لَهُمْ مُصِیبَةٌ یكُونُ فِی ذَلِكَ آثِماً قَالَ إِذَا تَرَكَهَا أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ كَانَ آثِماً بَعْدَ ذَلِكَ».

[28] . وسائل الشیعه، ج20، ص171، ب88، ح7.

[29]. وسائل الشیعه، ج20، ص141، ب71، ح2.

[30]. شاید به همین جهات است كه قرآن كریم به مردانی كه ازدواج كرده‌اند دستور می‌دهد كه حق ندارند زنان خود را «كَالمُعَلَّقَة» نمایند. یعنی نباید به­ طور كامل واگذارند و از آمیزش آنان سر باز زنند. « وَ لَن تَسْتَطیعُواْ أَن تَعْدِلُواْ بَینَ النِّسَاءِ وَ لَوْ حَرَصْتُمْ فَلَا تَمیلُواْ کُلَّ الْمَیْل فَتَذَرُوهَا کَالْمُعَلَّقَة»  نساء (4) آیه 129. «كَالمُعَلَّقَة» به زنی می­گویند كه نه طلاق داده شده تا شوهر برگزیند و نه شوهر دارد تا از او نفع و سود برد. مانند زنی كه شوهرش مفقود شده باشد.

[31] . البته اگر زنی به‌چنان رشدی برسد که همواره متوجه نیازهای عقلی و معنوی باشد رضایت این زن با زنان معمولی دیگر متفاوت خواهد بود زیرا نیاز جنسی در مرتبه‌ای پایین‌تر از نیازهای عقلی و معنوی است و حتی روانشناسانی همانند مزلو نیز قائل به این طبقه‌بندی و اولویت‌ها هستند.

[32]. وسائل، ج20، ص94، ح7. 

[33]. همسران سازگار، ص333. به نقل از «روح زن» ج1، ص48. تألیف «جینالمبروزو» ترجمه پری حسام شهرئیس.

[34]. روضة المتقین، ج8، ص376. «المرأة التی یدعُوها زَوجُها لِبَعضِ الحاجَةِ فلا تَزالُ تُسَوِّفُهُ حتّی ینْعِسَ زَوجُها وَ ینام، فَتِلكَ لاتَزالُ  الملائِكَةُ تَلعنُها حَتی یسْتیقِظَ زوجُها».

[35]. وسائل الشیعه، ج20، ص34. «شِرَارُ نِسَائِكُمُ الْمُعْقَرَةُ الدَّنِسَةُ اللَّجُوجَةُ الْعَاصِیةُ الذَّلِیلَةُ فِی قَوْمِهَا الْعَزِیزَةُ فِی نَفْسِهَا الْحَصَانُ‏ عَلَى‏ زَوْجِهَا الْهَلُوكُ عَلَى غَیرِهِ».

[36]. وسائل، ج20، ص30، ح7. «خَیرُ نِسائكُمُ اَلْعَفیفَةُ الغَلِمَةُ؛ العفیفةُ فی فرجِها، الغَلِمَةُ عَلی زَوجِها».

[37]. وسائل، ج20، ص29. «إِنَّ خَیرَ نِسَائِكُمُ الْوَلُودُ الْوَدُودُ الْعَفِیفَةُ الْعَزِیزَةُ فِی أَهْلِهَا الذَّلِیلَةُ مَعَ بَعْلِهَا الْمُتَبَرِّجَةُمَعَ زَوْجِهَا الْحَصَانُ‏ عَلَى غَیرِهِ الَّتِی تَسْمَعُ قَوْلَهُ وَ تُطِیعُ أَمْرَهُ وَ إِذَا خَلَا بِهَا بَذَلَتْ لَهُ مَا یرِیدُ مِنْهَا وَ لَمْ تَبَذَّلْ‏ كَتَبَذُّلِ الرَّجُلِ». بهترین زنان شما زنی است که زاینده و مهربان و عفیف باشد؛ در میان خویشاوندان محبوب؛ در مقابل شوهر، فروتن؛ خود را برای شوهر بیاراید؛ در مقابل نامحرم خود نگه‌دار؛ مطیع شوهر؛ و در خلوتِ با او، هرچه بخواهد به او ببخشد، ولی خود را مانند مرد بی‌حشمت نکند. (بهشت خانواده، ج1، درس بیست و هفتم، ص122). توضیح مطلب این‌که از آنجا كه غرور و تكبّرِ زن در برابر نامحرمان پسندیده است به‌نظر می‌رسد رقیق‌شدة این حالت در خلوت با شوهر به صورت ناز و غمضه و مقاومت جذّاب و شوهرپسند نیز نیكو باشد كه زنان در عین فعّال‌بودن، نباید از آن غفلت ورزند! و این مهارتی است که زن باید بتواند هر دو را با هم جمع نماید. یعنی هم بذل و ببخشش جنسی به شوهرش داشته باشد و هم بذلش را مدیریت کند و مثل بذل مرد نباشد چنان‌که علامه مجلسی در تفسیر «وَ لَمْ تَبَذَّلْ» تَبَذُّل را بر ضد تَصاوُن ذکر کرده و گفته زن طلب وطی نکند آنچنان که شأن مرد است. (ر.ک: مرآت العقول، علامه مجلسی، دارالکتب الاسلامیه، چاپ اول، تهران، 1366، ج 20، ص 10 و11).

[38]. وسائل، ج20، ص37، ب8، ح3. «خَیرُ نِسَائِكُمْ نِسَاءُ قُرَیشٍ أَلْطَفُهُنَّ بِأَزْوَاجِهِنَّ وَ أَرْحَمُهُنَّ بِأَوْلَادِهِنَّ الْمُجُونُ لِزَوْجِهَا الْحَصَانُ عَلَى غَیرِهِ قُلْنَا وَ مَا الْمُجُونُ قَالَ الَّتِی لَا تَمَنَّعُ».

[39]. وسائل، ج20، ص29، ح3. «خَیرُ نِسَائِكُمُ الَّتِی إِذَا خَلَتْ مَعَ زَوْجِهَا خَلَعَتْ لَهُ دِرْعَ الْحَیاءِ وَ إِذَا لَبِسَتْ لَبِسَتْ مَعَهُ دِرْعَ الْحَیاءِ».

[40]. وسائل، ج20، ص106، ب48، ح1. «عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: جَاءَتِ امْرَأَةُ عُثْمَانَ بْنَ مَظْعُونٍ إِلَى النَّبِی ص فَقَالَتْ یا رَسُولَ اللَّهِ إِنَّ عُثْمَانَ‏ یصُومُ‏ النَّهَارَ وَ یقُومُ‏ اللَّیلَ‏ فَخَرَجَ رَسُولُ اللَّهِ ص مُغْضَباً یحْمِلُ نَعْلَیهِ حَتَّى جَاءَ إِلَى عُثْمَانَ فَوَجَدَهُ یصَلِّی فَانْصَرَفَ عُثْمَانُ حِینَ رَأَى رَسُولَ اللَّهِ ص فَقَالَ لَهُ یا عُثْمَانُ لَمْ یرْسِلْنِی اللَّهُ بِالرَّهْبَانِیةِ وَ لَكِنْ بَعَثَنِی بِالْحَنِیفِیةِ السَّمْحَةِ أَصُومُ وَ أُصَلِّی وَ أَلْمِسُ أَهْلِی فَمَنْ أَحَبَّ فِطْرَتِی فَلْیسْتَنَّ بِسُنَّتِی وَ مِنْ سُنَّتِی النِّكَاحُ».

[41]. وسائل، ج20، ص109، ب50، ح1.

[42]. همان، ص108، ب49، ح2.

[43]. با توجه به این‌كه هدف از خلقتِ انسان، عبودیت است به‌نظر می‌رسد علوم اسلامی با همه گستردگی آن، در حقیقت برای سه منظور پدید آمده است: 1- برای تشخیص درست تکلیف 2- انجام درست تکلیف 3- رعایت اخلاص در انجام تکلیف (انجام تکلیف فقط برای خشنودی خدای تعالی). بدین‌صورت‌كه برای تشخیص درست تکلیف، علم اصول فقه و اصول عملیه و قواعد فقهیه؛ و برای انجام درست تکلیف، علم فقه و اخلاق؛ و برای اخلاص در انجام تکلیف، علم عقاید تدوین گشته است. و در روایتی نیز تصریح شده که علم حقیقی فقط بر سه بخش است: قَالَ النَّبِی ص إِنَّمَا الْعِلْمُ ثَلَاثَةٌ آیةٌ مُحْكَمَةٌ أَوْ فَرِیضَةٌ عَادِلَةٌ أَوْ سُنَّةٌ قَائِمَةٌ وَ مَا خَلَاهُنَّ فَهُوَ فَضْل‌. (اصول کافی، ج1، کتاب العلم).

[44] . وسائل الشیعة، ج20، ص36.

[45] . ر.ک: درسنامه عفاف، بخش نخست: فایده‌های عفاف‌گرایی و پاکدامنی و زیان‌های بی‌عفتی و انحرافات اخلاقی.

تهیه و تنظیم : کانون فرهنگی تبلیغی امین 
حق نشر محفوظ / با ذکر منبع بلامانع