غریزه جنسی، فرصت است يا تهديد؟!
خداي مهربان كه انسان را آفريده، بر اساس حكمت، غرايزی گوناگون همانند: گرسنگي، تشنگي، خواب و استراحت، ثروت اندوزي، مقام خواهي و جاه طلبي و از جمله غريزة جنسي را در وجود انسان نهاده است و بيشك وجود اين غرايز براي حيات آدمی بسیار ضروري است و افزون براين ماية ابتلا و آزمايش نيز ميباشد و به همين جهت براي كنترل و ارضاي مشروع هر يك از اين غرايز دستورات و قوانيني نازل فرموده كه پيروي از آنها، سعادت دنيا و آخرت آدمي را تأمين ميكند و عدم پيروي از دستورات ديني به گرفتاري در دنيا و آخرت مي انجامد.
به تعبیر دیگر هر یک از غرایز به مانند سرمایه ای است عظیم، كه خدای مهربان همراه با دفترچة راهنما در اختیار انسان قرار داده تا آدمی با اراده و اختیار خویش، چگونگی زندگی دنیا و آخرتش را رقم بزند.
ناگفته نماند که نیرومندی و دامنة تحريكپذيري غريزة جنسي نسبت به ساير غرايز بسيار گسترده تر است. چرا كه اين غريزه از سوي محرك هاي جنسي گوناگون كه از طريق حواس پنجگانه ـ بينايي، شنوايي، بويايي، چشايي(خورد و خوراك) و بساوايي ـ دريافت ميشود تحريك ميگردد و علاوه بر آن، نوعِ پوشش، خلوت، اختلاط و چگونگي رفتار، گفتار، افكار و تمایلات قلبی نيز در تحريك آن مؤثر است و در اغلب محیطها و رسانه ها نيز اين محركها يافت ميشود و در همة مقاطع عمر هم اين تحريكها به گونه اي خاص وجود دارد. چنانكه در آموزه هاي ديني آمده است كه اگر كودك در خلوتِ خاصِ والدين حضور داشته باشد و آنان را ببيند و صدايشان را بشنود، در بزرگسالي به اعمال نامشروع جنسي روي مي آورد.
و البته فراتر از اين هم توصيه شده، و آن اينكه برخی از زمانها و مكانها و حالات خاص زن و شوهر به هنگام انعقاد نطفه نيز ميتواند در انحراف اخلاقي فرزند تأثيرگذار باشد.[1]
پس از اين جهات ميتوان گفت وجود اين غريزه در نهاد انسان، يك تهديد است و عدم مدیریت آن براي فرد و جامعه يك بحران! ولي در عين حال از جانب دين مبين اسلام براي مدیریت اين غريزه قوانين و دستورات فراوان صادر شده كه عمل براساس آنها آدمي را رشد ميدهد و به قرب حضرت اِلاه مي رساند كه بي شك از اين جهت ميتوان گفت غريزة جنسي يك «فرصت طلايي» است كه نبايد از آن غفلت كرد چرا كه هم كنترل بجاي آن، فوايد فراوان دنيوي و اخروي دارد و هم ارضاي بهموقع و مشروع آن.
اما در رابطه با کنترل این غریزه، در آموزه هاي ديني به عفت طلبي در امور جنسي بسيار سفارش و تأكيد شده و دستورات فراوان در رعايت عفت بينايي، گويايي، شنوايي، بويايي، چشايي(خورد و خوراك)، بساوايي(لامسه) و رعايت عفت در پوشش، خلوت، اختلاط، رفتار، گفتار، افكار و عشق و دوستي و ارتباط بيان شده است كه در صورت رعايت آنها، قرب الهي و تكامل روحي و معنوي و سعادت و نيكبختي محقق ميشود. به عنوان نمونه، رسولخدا ميفرمايد:
« ما مِنْ مُسلِم يَنْظُرُ إمْرَأةً اَوَّلَ رَمْقَةٍ ثُمَّ يَغُضُّ بَصَرَهُ إلاّ أحْدَثَ اللهُ تعالي لَهُ عبادةً يَجِدُ حَلاوَتَها في قَلْبِهِ »[2]
هيچ مرد مسلماني نيست كه نگاهش به زني بيفتد و چشم خود را پايين اندازد مگر اينكه خداي تعالي به او توفيق عبادتي دهد كه شيريني آنرا در دل خويش بيابد.
بنابراين هرچه در جامعه اي زمينة بي عفتي فراهم تر باشد به همان اندازه عفاف ورزي بیشتر اهميت مي يابد. افزون براين از عفاف ورزي و كنترل غريزه جنسي در آموزه هاي ديني به خودي خود به عنوان «عبادت» ياد شده است كه از اين طريق، آدمي به هدف خلقت كه عبوديت و بندگي پروردگار است سريعتر نائل ميشود. چنانكه اميرمؤمنان ميفرمايد:
اَفضَلُ العِبادَةِ العَفافُ.[3]
برترين عبادت، عفاف و پاكدامني است.
پس غريزة جنسي با دامنة تحريك پذيري گسترده اش و با مقاصد سياسي و اقتصادي سياستمداران و سرمايه داراني كه در پي دامن زدن به آن وجود دارد بالفعل يك تهديد بزرگ است كه ميتواند به يك بحران بزرگ نيز بيانجامد! ليكن از سوي ديگر اگر براي كنترل آن براساس آموزه هاي ديني و عقلي، همگان بسيج گردند و با طرح و برنامه، دست به اقدام زنند، اين تهديد ميتواند به بهترين فرصت تبديل شود و فرد و جامعه را به رشد و تعالي در دنيا و آخرت برساند. چنانكه قرآن كريم در اينباره، مريم را به عنوان الگو معرفي كرده، ميفرمايد:
« وَ مَرْيَمَ ابْنَتَ عِمران ألَّتي أحْصَنَتْ فَرْجَها فَنَفَخْنا فيه مِن رُوحِنا... » [4]
مريم ـ دختر عمرانـ كه دامان عفت خويش را [از هرگونه آلودگي] به شدت حفظ كرد، در نتيجه ما از روح خود در او دميديم.
از اين آيه 12 سوره تحريم، كه حضرت مريم را بهعنوان الگوي همة مؤمنان معرفي كرده و فرموده: « وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذِینَ آمَنُوا امْرَأَتَ فِرْعَوْنَ... وَ مَرْيَمَ ابْنَتَ عِمران ألَّتي أحْصَنَتْ فَرْجَها فَنَفَخْنا فيه مِن رُوحِنا...» [5] يك ملاك و قانون فراگير ميتوان برداشت كرد و آن اينكه: «هر كس، گوهر عفاف و پاكدامني خود را پاس بدارد و دامن عفت خويش را از هرگونه آلودگي حفظ كند مورد عنايت و توجه ويژه خداي مهربان قرار ميگيرد و در دنيا و آخرت خوشبخت ميگردد».
البته ممكن است كيفيت و چگونگي عنايات و توجهات اِلاهي نسبت به هر فردي بهگونهاي خاص باشد. بدينصورتكه هر كسي كه در ميدان مبارزة با نفس پيروز شود و خود را از آلودگي جنسي، پاك نگه دارد و قهرمان اين عرصه گردد از سوي خداي مهربان، مدال و جايزهاي ويژه و مخصوص بهخود دريافت ميدارد. همانند ابن سيرين، سيد محمد باقر ميرداماد، شهيد برنسي، شهيد امين 17 ساله، كه داستانهاي عفافورزي آنان در آینده خواهد آمد.
آری از رهگذر عفافورزي و کنترل غريزة جنسي بسياري از استعدادهاي علمي، اخلاقي، معرفتي، هنري، مديريتي، و... به رشد و شكوفايي ميرسد كه ميتوان از آن تعبير به تصعيد و والايش اين غريزه نمود[6] و از فوايد فراوان آن بهره برد.
امیرمؤمنان میفرماید:
« مَن أَحَبَّ نَيلَ الدَّرَجاتِ العُلي فَلْيَغلِبِ الْهَوي » [7]
هر كه دوست دارد به درجات عالي برسد بايستي بر هوي و هوس خويش غالب شود.
نیز فرموده است:
« اَلرُّشدُ فِي خلافِ الشَّهوَةِ »[8]
رشد و تكامل، در مخالفت با شهوت است.
و در بیان دیگر فرموده:
« اِسْتَرشِدِ الْعَقَلَ وَ خالِفِ الْهَوي، تَنجَح »[9]
از عقل راهنمايي بخواه و با هوس مخالفت فرما تا كامياب و پيروز گردي.
و نیز فرموده:
« طَهِّرُوا اَنفُسَكُم مِن دَنَسِ الشَّهَواتِ تُدرِكُوا رَفِيعَ الدَّرَجاتِ » [10]
جانهاي خود را از آلودگي شهوت ها پاك كنيد تا به درجات عالي نائل شويد.
و اما در رابطه با ارضاي به موقع و مشروع این غریزه که تنها از طریق ازدواج ممکن و میسر می باشد رسول خدا فرموده است:
« ما بُنيَ بَناءٌ في الاسلامِ اَحَبّ إلي اللهِ عَزَّوَجَلّ مِنَ التَّزويج » [11]
هيچ بنايي در اسلام برپا نشده كه نزد خداوند محبوبتر از ازدواج باشد.
امام صادق نيز ميفرمايد:
« رَكعَتَانِ يَصَلِّيهِما الْمُتَزَوِّج أفضَل مِن سَبعِينَ رَكعَةً يُصَلِّيهِما أعزَب » [12]
دو ركعت نماز كسي كه ازدواج كرده، برتر است از هفتاد ركعت نماز انسان بيهمسر.
در روايات آمده است هر يك از اصحاب رسول خدا كه ازدواج ميكرد حضرت در بارة او ميفرمود: دينش كامل شد.
« لَم يَكُن اَحَدٌ مِن اَصحابِ الرَّسُولِ يَتَزَوَّجُ إلّا قال رَسولُ اللهِ كَمُلَ دينُهُ » [13]
آري يكي از فايدههاي ازدواج همان دوستي و مهرباني ميان زن و شوهر است كه هر اندازه اين محبت و دوستي بيشتر شود ايمان انسان نيز كاملتر ميشود. چنانكه امام صادق ميفرمايد:
« اَلْعَبدُ كُلَّمَا ازْدَاد لِلنِّساءِ حُبًّا اَزدَاد فِي الايمانِ فَضلًا » [14]
هر اندازه محبت مرد به همسرش افزايش يابد به همان اندازه ايمانش برتر ميشود.
از سوي ديگر همين محبت و دوستي سبب ميشود تا زن و شوهر نسبت به يكديگر نيكي كنند و نيازهاي همديگر را برآورند و بدين طريق از پاداشهاي فراوان معنوي بهرهمند گردند. چنانکه امام صادق ميفرمايد:
هيچ زني نيست كه شربتي از آب (يك ليوان آب) به همسرش بنوشاند إلّا اينكه بهتر است براي او از عبادت يكسال كه روزهايش روزهدار باشد و شبهايش شبزندهداري كند؛ و هر بار كه آبي به همسرش بنوشاند خداوند برايش در بهشت شهري بنا ميكند و هفتاد گناهش را ميآمرزد.[15]
و همچنين هرگاه كه مردي به همسرش آب بنوشاند؛[16] يا لقمهاي در دهانش گذارد اجرا و پاداش دريافت ميدارد.[17]
رسول خدا در حديثي ميفرمايد:
هر زني كه در خانة همسرش به منظور سر و سامان دادن امور زندگي، چيزي را بردارد و در جايي ديگر بگذارد خداوند به ديده رحمت به او بنگرد و هر كه را كه خداوند به ديده رحمت به او بنگرد، عذابش نميكند.[18]
از سوي ديگر، از مرد هم به خاطر توجّهاش به زن و فرزندانش تجليل شده است تا جايي كه رسول خدا ميفرمايد:
« خِيارُكُم خِيارُكُم لِأهلِه » [19]
بهترين شما كسي است كه براي زن و فرزندانش بهتر باشد.
زن نیز با خوب شوهرداري خود[20]، و با تحمّل برخي از كجخلقيهای شوهرش، مدال پرافتخار مجاهدت در راه خدا را دریافت میکند. چنانکه پیامبر گرامی اسلام می فرماید:
« مَا مِنِ امْرَأَةٍ تَحَمَّلُ مِنْ زَوْجِهَا كَلِمَةً إِلَّا كَتَبَ اللَّهُ لَهَا بِكُلِّ كَلِمَةٍ مَا كَتَبَ مِنَ الْأَجْرِ لِلصَّائِمِ وَ الْمُجَاهِدِ فِي سَبِيلِ اللَّهِ عَزَّوَجَل » [21]
هیچ زنی نیست که بدگفتاری های شوهرش را تحمل کند مگر آنکه خداوند برای هر کلمه، پاداش روزه دار و مجاهد در راه خدای عزوجل را بنویسد.
امام باقر نیز می فرماید:
جِهَادُ الْمَرْأَةِ أَنْ تَصْبِرَ عَلَى مَا تَرَى مِنْ أَذَى زَوْجِهَا وَ غَيْرَتِهِ.[22]
جهاد زن، این استکه در برابر برخی از اذیتها و غیرت ورزی هاي بیجای شوهرش بردباری ورزد.
در بعضی از روایات آمده که زن به خاطر تحمل اذیتها و آزارهای شوهرش پاداشی همانند پاداش حضرت آسیه دریافت میدارد[23] و شوهر نیز به خاطر تحمل اذیتها و آزارهای همسرش پاداشی همانند پاداش حضرت ایوب دریافت میکند.[24]
جالب است بدانيم كه در دين مقدس اسلام حتي براي همبستری نيز ثواب و پاداش معنوي در نظرگرفته شده است. چنانكه رسول خدا در حديثي به ابوذر غفاري ميفرمايد:
« إِئْتِ اَهلَكَ تُؤْجَر » [25]
با همسرت آميزش كن تا پاداش بري!
و آنگاه كه چنين شخصي، غسل جنابت كند خداوند در نزد فرشتگان به آن فرد مباهات ميكند.[26] و با غسل كردن گناهانش ميريزد (آمرزيده ميشود).[27]
و نيز هرگاه زن آبستن شود بهمانند روزهدار شب زندهداري استكه با جان و مال خود در راه خدا جهاد ميكند و هنگامي كه وضع حمل كند اجر و پاداش آن به اندازهاي زياد است كه كسي عظمت آن را درك نميكند. و وقتي به فرزندش شير بدهد براي هر بار مكيدن، معادل ثواب آزاد نمودن يك برده از فرزندان حضرت اسماعيل پاداش دريافت ميدارد و وقتي از شير دادن فارغ گردد فرشتهاي كريم نزد او ميآيد و به او ميگويد: «گناهانت بخشيده شد اكنون اعمال خود را شروع كن».[28]
و آنگاه كه مرد، ساعتي نزد زن و فرزندانش بنشيند، در نزد خدا، محبوبتر است از اعتكاف در مسجد النبي(ص).[29]
و با بوسيدن فرزند، خداوند برايش حسنهاي ثبت مينمايد.[30] و با گذاشتن اسم با مسمّي بر روي فرزندان؛[31] و با آموزشهاي ديني؛[32] و تربيت صحيح آنان؛ و تحمّل رنج و غم و غصّه براي اين منظور، و تأمين نيازمنديهاي مادي زن و فرزندان از طريق کسب حلال و مشروع،[33] هركدام پاداشهاي بيكران دارد كه در واقع سبب تكامل روحي و معنوي انسان ميشود. بهویژه که اگر فرزندان، شخصیتهای علمی و معنوی برجسته و تأثیرگذاری همانند امام خمینی(ره) گردند.
بنابراين پايه و اساس زندگي بشر، و حقوق متقابل زن و شوهر، و پدر و مادر و فرزندان و در پي آن، حقوق جوامع بزرگتر، و رشد شخصیتهای علمی و معنوی برجسته و تأثیرگذار، همگي از ازدواج نشأت ميگيرد و ازدواج هم در صورتي ممكن و ميسر است كه غريزة جنسي در انسان وجود داشته باشد.
ناگفته نماند غريزة جنسي در حيوانات و گياهان هم وجود دارد و سبب توليد مثل و تكثيرشان ميشود ليكن فرقي كه در اين جهت ميان انسان و گياه و حيوان وجود دارد اين است كه اراده و اختيار حيوان و گياه در ارضای غريزة جنسي دخالت ندارد و به همين جهت ثواب و عقاب و تكامل هم براي آنها در نظر گرفته نشده است. در حالي كه كنترل و مديريت غرايز در انسان، به عهدة خود انسان و در تحت اراده و اختيار انسان ميباشد و با همين اراده و اختيار است كه ميتواند بر اساس قوانينِ دينی و عقلی، راه درست را بپيمايد و به نهايت كمال و سعادت و خوشبختي برسد و حتي از فرشتگان نيز برتر شود. و يا بهعكس، برخلاف قوانين دينی و عقلی عمل كند و راه خطا و گمراهي را بپيمايد و در شقاوت و بدبختي از هر حيواني فرومايهتر گردد.
پس غريزة جنسي در واقع به مانند يك وسيله و ابزار است كه در اختيار انسان گذاشته شده، و اين انسان است كه با اراده و اختيار خود ميتواند با پرداختن به انحراف جنسي، اين غريزه را در جهت منفي بهكار گيرد و فروتر از چارپایان گردد و يا با كنترل آن و ازدواج مشروع، از اين غريزه در جهت مثبت بهره ببرد و برتر از فرشتگان شود.[34]
نکته آخر و از همه مهمتر اینکه اگر ما آموزه های دینی ای که در ارتباط با مدیریت غریزة جنسی بیان شده است را بهخوبی فرا بگیریم و به آنها عمل کنیم و در تبلیغ و ترویج و گسترش آن بکوشیم شکی نیست که به زودی همة انسانهای سرگشته در سراسر دنیا متوجه دین کامل اسلام خواهند شد و به آموزه های دینی روی خواهند آورد و بدین ترتیب نقشه های شوم دشمنان انسانیّت که با برنامه ریزی های دقیق و حساب شده به انحرافات اخلاقی دامن میزنند خنثی خواهد شد.
آری اگر ما هوشیار و زمانشناس باشیم میتوانیم تهدید بزرگ تحقق «انقلاب جنسی» در جوامع بشری را، تبدیل به فرصت استثنایی تحقق «انقلاب اخلاقی» کنیم، چرا که آموزه های دینی در ارتباط با مدیریت غریزة جنسی به اندازه ای غنی و پرمحتوا و گسترده است که همة دانشمندان را به تعظیم در برابر این آموزه ها وا میدارد و همه انسانها را از آب حیات حقیقت بهرهمند میکند
[1] . ر.ک: بخش پنجم: «وظایف والدین در تربیت جنسی صحیح فرزندان».
[2] ـ ميزان الحكمه، ح20282.
[3] ـ ميزان الحكمه، ح13116.
[4] - تحريم (66) آيه 12 .
[5]ـ « وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذِینَ آمَنُوا امْرَأَتَ فِرْعَوْنَ... وَ مَرْيَمَ ابْنَتَ عِمران ألَّتي أحْصَنَتْ فَرْجَها فَنَفَخْنا فيه مِن رُوحِنا ... » و خداوند برای مؤمنان، به همسر فرعون مثل زده است، ... و همچنین به مریم دختر عمران که دامان خود را پاک نگه داشت، در نتیجه از روح خود در او دمیدیم و ... .
[6] ـ تصعید و والایش در اینجا، معنایی فراتر از تصعید در روانشناسی غربی است که به مناسبت توضیح آن خواهد آمد.
[7]ـ ميزان الحكمه، ح 21486.
[8]ـ همان، ح21463. حضرت در حدیثی مشابه میفرماید:«مَنْ لَمْ يُعْطِ نَفْسَهُ شَهْوَتَهَا أَصَابَ رُشْدَه». هرکس به شهوتی که نفس از او می خواهد تن ندهد، به رشد وکمال میرسد.(وسائل، ج15، ص250)
[9]ـ همان، ح 21440.
[10]ـ همان، ح 21518.
[11]ـ وسائل الشيعه، ج 14، ص 3، ح 4. ابواب مقدمات نكاح، ب 1.
[12]ـ همان، ص 6، ب 2، ح 1.
[13]ـ مكارم الاخلاق، ص 99، عن اميرالمؤمنين.
[14]ـ وسائل الشيعه، ج 14، ص 11، ب3، ح 10.
[15]ـ همان، ص 123. «مَا مِنِ إمْرَأةٍ تَسقِي زَوجَهَا ...».
[16]ـ ميزان الحكمه، ح 7880، عن الرسول الله : «إذا سَقي الرَّجُلُ أمرَأتَهُ اُجِرَ».
[17]ـ همان، ح 7885. « إنَّ الرَّجُلَ لَيُؤجَر فِي رَفعِ اللُّقمَةِ إلي فِی إمرَأتِه».
[18]ـ وسائل الشيعه،ج 21، ص 451،ب 67، ح 1. «أَيُّمَا امْرَأَةٍ رَفَعَتْ مِنْ بَيْتِ زَوْجِهَا شَيْئاً مِنْ مَوْضِعٍ إِلَى مَوْضِعٍ تُرِيدُ بِهِ صَلَاحاً نَظَرَ اللَّهُ إِلَيْهَا وَ مَنْ نَظَرَ اللَّهُ إِلَيْهِ لَمْ يُعَذِّبْه ...».
[19]ـ ميزان الحكمه، ح 7882.
[20] . رسول گرامي اسلام در پاسخ به زني كه پرسيد: «چرا تمام ثوابها و ارزشهاي عالي مثل جهاد در راه خدا به مردان اختصاص دارد و زنان از آنها بهرهاي ندارند؟!» فرمود: «جَهادُ المرأةِ حُسنُ التَّبَعُّل». جهادِ زن، خوب شوهرداري است.
[21] . مستدرک الوسائل، ج14، ص245.
[22] . مکارم الاخلاق، ص215.
[23] . ميزان الحكمة، ح8090. رسول خدا : «هر زني كه در برابر بداخلاقي شوهرش شكيبايي ورزد، خداوند همانند [ثواب] آسيه دختر مزاحم [همسر فرعون] به او عطا كند».
[24] . همان، ح8089. رسول خدا : «هر مردي كه بهخاطر خدا و به اميد پاداش او، در برابر بداخلاقي همسرش صبر كند، خداي متعال براي هر روز و شب كه شكيبايي ميورزد همان ثوابي را به او دهد كه به ايوب در قبال بلايي كه ديد عطا كرد و گناه زن نيز در هر روز و شب بهاندازة ريگهاي ريگستان باشد.
[25]ـ فروع كافي، ج 5، ص 494، ح 3. لازم بهذكر است كه افراط در آميزش زيانآور است. چنانكه در برخي ديگر از روايات به اين واقعيت اشاره شده است.
[26]ـ مستدرك الوسائل، ج 1، ص 488، ب 37، ح 12.
[27]ـ فروع كافي، ج5، ب139، ح4.
فَقَالَ أَمَا إِنَّهُ إِذَا أَقْبَلَ اكْتَنَفَهُ مَلَكَانِ وَ كَانَ كَالشَّاهِرِ سَيْفَهُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَإِذَا هُوَ جَامَعَ تَحَاتُّ عَنْهُ الذُّنُوبُ كَمَا يَتَحَاتُّ وَرَقُ الشَّجَرِ فَإِذَا هُوَ اغْتَسَلَ انْسَلَخَ مِنَ الذُّنُوبِ. (وسائل الشيعة، ج20، ص109)
[28]ـ وسائل الشيعه، ج 21، ص451، ب 67، ح 1.
[29]ـ ميزان الحكمه،ح 7884. عن الرسول الله(ص): «جُلُوسُ الْمَرءِ عِندَ عِيالِهِ اَحَبّ اِلَي اللهِ مِن إعتِكاف فِي مَسجِدي هذا».
[30]ـ وسائل الشيعه، ج 21، ص485، ب 89، ح 2.
[31]ـ همان، ب 22، ح 2 و ب 24، ح 4 و 6 و 8 و 9 و 10 و ب 26، ح 1.
[32]ـ همان، ب 83 و 84 و 86.
[33]ـ وسائل الشيعه، ج21، ابواب نفقات، ب3، ح1.
[34] . اميرمؤمنان در حديثي ميفرمايد: همانا خداي عزّوجل، فرشتگان را با عقل آمیخته است بدون شهوت، و چارپايان را با شهوت آمیخته است بدون عقل، و آدميزاد را با هر دو (عقل و شهوت) سرشته است، پس هر كه عقلش بر شهوتش پيروز شود بهتر از فرشتگان است و هر كه شهوتش بر عقلش چيره گردد بدتر از چارپايان است. « إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ رَكَّبَ فِي الْمَلَائِكَةِ عَقْلًا بِلَا شَهْوَةٍ وَ رَكَّبَ فِي الْبَهَائِمِ شَهْوَةً بِلَا عَقْلٍ وَ رَكَّبَ فِي بَنِي آدَمَ كِلَيْهِمَا فَمَنْ غَلَبَ عَقْلُهُ شَهْوَتَه فَهُوَ خَيْرٌ مِنَ الْمَلَائِكَةِ وَ مَنْ غَلَبَتْ شَهْوَتُهُ عَقْلَهُ فَهُوَ شَرٌّ مِنَ الْبَهَائِمِ». علل الشرايع، باب6.
تهیه و تنظیم : کانون فرهنگی تبلیغی امین
حق نشر محفوظ / با ذکر منبع بلامانع