ث) رفق و مدارا[1]

یكی دیگر از رفتارهایی كه به سازگاری همسران و سپس به محبت میان آنان می‌انجامد، رفق و مدارا كردن در برخی از امور می‌باشد. چه این‌كه امام باقر  (علیه السلام) فرمود:

بِالرِّفْقِ وَ التَّوَدُّدِ تُحِبُّكَ الْقُلُوب‏.[2]

با ملایمت و مودّت، دلها تو را دوست می‌دارد.

و نیز فرمود:

مَا اسْتُجْلِبَتِ الْمَحَبَّةُ بِمِثْلِ السَّخَاءِ وَ الرِّفْقِ وَ حُسْنِ الْخُلُق‏.[3]

چیزی  به اندازة سخاوت، و رفق (مدارا) و خوش‌اخلاقی، تولید محبت نمی‌كند.

واقعیت این است كه در زندگی زناشویی گاهی از اوقات، خواسته‌های فردی و سلیقه‌های شخصی و ... ایجاد اختلاف و تنش می‌كند و زمینه‌های كدورت و دلخوری را فراهم می‌آورد كه یكی از بهترین روش‌های مقابله با آن، رفق و مداراكردن است؛ چنان‌كه یكی از یاران امیرمؤمنان (علیه السلام)، در نزد حضرت از همسران خود شكایتی را مطرح می‌كند، حضرت پس از پذیرش نقص‌هایی كه میان آنان وجود دارد به او سفارش می‌كنند:

فَداروُهُنَّ عَلی كُلَّ حالٍ.[4]

در تمام حالات با همسران  مدارا كنید.

 ناگفته نماند كه در مقابل رفق و مدارا، خشونت است كه به طور مستقل در بحث موانع مهرورزی مورد بررسی قرار گرفته است.

 

فایده‌های دیگر مدارا

ملاطفت و مدارا، افزون بر ایجاد محبت، كلید خوشبختی را به ارمغان می‌آورد؛[5] زندگی را به سِلم و صلح و صفا می‌كشاند؛[6] سختی‌ها را آسان می‌كند؛[7] آدمی را از مكر دیگران ایمن می‌سازد[8] و او را كامیاب و موفق می‌گرداند؛[9] پایه‌های زندگی را استوار می‌كند؛[10] رزق و روزی را فراوان می‌نماید.[11]

حکیم فردوسی نیز گوید:

به نرمی برآید زسوراخ مار                  كه تیزی و تندی نیاید به­كار

 

جایگاه و حدّ و مرز رفق و مدارا[12]

  مدارا این نیست كه وقتی از كسی تخلّفی می‌بینیم، او را به خیر نخوانیم، پند و اندرز ندهیم، امر به معروف و نهی از منكر نكنیم. این معنای مدارا نیست؛ بلكه نوعی بی‌تفاوتی و بی‌مبالاتی به امور دینی است. نمی‌توان فرار از مسؤولیت را مدارا نامید؛ سستی، بی‌اراده‌بودن وادادگی و تزلزل افراد را باید از دایرة مدارا خارج دانست. به‌عنوان نمونه، خداوند متعال در آیة 34 سوره مباركه نساء دربارة زنانی كه بیم سركشی و نافرمانی در آنان وجود دارد فرموده است:

« وَاللاَّتِی تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَاهْجُرُوهُنَّ فِی الْمَضَاجِعِ وَاضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلاَ تَبْغُواْ عَلَیهِنَّ سَبِیلاً... » [13]

آن دسته از زنان را كه از طغیان و مخالفتشان بیم دارید، پند و اندرز دهید و (اگر موثر واقع نشد) در بستر از آنها دوری نمائید و (اگر آن هم مؤثر واقع نشد و هیچ راهی برای واداركردن آنها به انجام وظایفشان جز شدّت عمل نبود) آنها را تنبیه كنید[14] [همانند انسان مهربانی كه برای اصلاح دوست خود چاره‌ای از تنبیه نمی‌بیند] و اگر از شما پیروی كردند به آنها تعدّی نكنید.

آری این دستور خداوندِ مهربان است به مردانی كه با چنین زنانی روبه‌رو هستند. نمی‌توان به بهانة مدارا از ادای تكلیف سرپیچی كرد. مرد یا زن هیچ‌كدام حق ندارند تحت عنوان مدارا با همسر، به كار خلاف رو آورند. مردی كه به بهانة حفظ زندگی، از وظیفة خود دوری می‌كند یا زنی كه برای حفظ جایگاه خود نزد همسر به كار خلافی كه دلخواه اوست با عنوان مدارا با شوهر، بدان رو می‌آورد، در حقیقت جایگاه مدارا را درست تشخیص نداده است.

هم‌رنگی با جماعت، پایبندی به برخی از سنت‌های غلط و حفظ موقعیت به هر قیمت، نمی‌تواند نمونه‌ای از مدارا باشد. كاری كه شارع مقدس مجوزی برای انجام‌دادن آن صادر نكرده است، به بهانه مدارا مجوّز پیدا نمی‌كند. انسان در زندگی فردی و اجتماعی وظایف و تكالیفی دارد كه باید آنها را انجام دهد و چنانچه در ادای آنها كوتاهی كند، مقصّر و مسؤول است؛ بنابراین در اصل ادای وظایف چیزی به نام مدارا وجود ندارد، ولی در راه‌كارها و كیفیت ادای وظیفه، مدارا یك اصل انكارناپذیر است كه برای رسیدن به هدف، رعایت آن ضروری است. به تعبیر دیگر، جایی نوبت به مدارا می‌رسد كه وظیفة اوّلی خود را انجام داده و درصدد دعوت به خیر، موعظه، امر به معروف، نهی از منكر و ... برآمده باشیم و در صورتی كه سطح دلخواه از كار خیر عملی نشد، دست‌كم برای تحقق سطوح پایین‌تر به مدارا رو آوریم.

البته در این میان نیز مواردی یافت می‌شود كه اسلام عزیز، مدارا را به جهت عوارض منفی آن، شایسته نمی‌داند؛ از جمله آنجا كه مدارا، آدمی را به بی‌غیرتی بكشاند و او را در برابر بی‌عفتی و انحراف جنسی همسر بی‌تفاوت كند. در چنین جایی مدارا مطلوب  نیست؛ چنان‌كه رسول خد (صلی الله علیه و آله) می‌فرماید:

إِنَّ الْجَنَّةَ لَیوجَدُ رِیحُهَا مِنْ مَسِیرَةِ خَمْسِمِائَةِ عَامٍ وَ لَا یجِدُهَا عَاقٌّ وَ لَا دَیوثٌ قِیلَ یا رَسُولَ اللَّهِ وَ مَا الدَّیوثُ قَالَ الَّذِی تَزْنِی امْرَأَتُهُ وَ هُوَ یعْلَمُ بِهَا.[15]

بوی بهشت از مسیر پانصد سال به مشام می‌رسد؛ لیكن دو كس آن را استشمام نمی‌كنند: یكی عاقّ والدین و دیگری دیوث. سؤال شد: ای رسول خدا دیوث كیست؟ حضرت فرمودند: مردی كه همسرش زنا دهد و او آگاه باشد.

در این‌جا مداراكردن شایسته نیست، بلكه سزاوار آنست كه اگر زن از كار خلاف خود دست نكشد مرد او را طلاق بدهد. چه این‌كه رسول خد (صلی الله علیه و آله) می‌فرماید:

اوصانی جبرئیلُ (علیه السلام) بِالمَرأَةِ حَتِّی ظَنَنْتُ أَنّه لاینبَغِی طلاقها إلاّ مِنْ فاحِشَةٍ مُبَینَةٍ.[16]

جبرئیل درباره زن آنقدر سفارش كرد كه من گمان كردم جز در جایی كه زن فاحشة آشكاری انجام دهد، طلاق او شایسته نیست.

و نیز در هرجا كه پای احكام شریعت و واجب و حرام پیش آید مدارا جایز نمی‌باشد.

 

آسیب‌شناسی رفق و مدارا[17]

به طور طبیعی، مدارا می‌تواند گاهی زمینة افزایش رفتار منفی گنهكار را فراهم آورد و به گسترش آن بیانجامد؛ پس راه چاره چیست؟

راه چاره برای مقابله با این آسیب، تدبیر روانشناسانه است؛ زیرا مدارا در برابر رفتار نامناسب، راه‌كاری است كه از یك سو می‌خواهد به زندگی آرامش بخشد و از سوی دیگر در درازمدت زمینة رفتار مثبت را فراهم سازد؛ بنابراین برای رسیدن به این اهداف، تدبیر لازم است. چنانچه در برابر رفتار منفی عكس‌العمل نشان ندهیم و جبهه‌گیری ننمائیم و درصدد تهیه مقدّمات تحقق رفتار مثبت و ترك رفتار منفی بر نیاییم، دیگران ما را به زعم غلطشان خودی تلقّی خواهند كرد و نه تنها خلاف‌كاری خود را ادامه خواهند داد كه ما را نیز از مخالفان دیروز و موافقان امروز به­شمار خواهند آورد!

پس ضمن این‌كه مدارا می‌كنیم، دیگران باید همواره از رفتار ما در برابر كار خلافشان نگران بوده، خاطر امنی نداشته باشند و از این‌كه شاید رفتار امروزشان كاسه صبر ما را لبریز كند و ما را بر ضدّ آنان بشوراند دلهره و نگرانی داشته باشند.

پس الگوی اجرای مدارا را باید با تدبیر برگزید. گاهی ممكن است مدارای ما در برابر كسی، با سكوتی معنادار همراه باشد كه طرفِ ما، تحمّل آن سكوت را نداشته و این در تغییر رفتار او مؤثر واقع شود.

البته در زمینة الگوی رفتار، نمی­توان یك قاعدة كلی ارائه داد؛ بلكه هركس باید با توجه به تیپ شخصیتی و احساسات حاكم بر همسر خود بهترین الگو را برگزنید.

 


[1]. رفق، یعنی نرم برخوردكردن با دیگران، به آن‌ها جا دادن و در حق آنان خشونت روا نداشتن و تحمل‌كردن آنان، به­گونه‌ای كه از انسان فرار نكنند.

[2]. نزهة الناظر و تنبیه الخاطر، ص97.

[3]. غررالحكم و درر الکلم، ص689.

[4]. كافی، ج2، ص119.

[5]. غُرَر و دُرَر آمدی، ص244. عن علی (علیه السلام): «الرفق مفتاح النجاح».

[6]. همان، عن امیرالمؤمنین (علیه السلام): «الرفق یؤدّی الی السّلم».

[7]. همان. عن امیرالمؤمنین (علیه السلام): «كَم مِن صَعبٍ تُسهل بالرفق».

[8]. همان. «مَن دارَی الناسُ اَمِنَ مَكرَهُم».

[9]. همان، «ارفق توفق». «بالرفق تدرك المقاصد».

[10]. همان، «بالرفق تدوم الصحبه». با رفق و مدارا، همدمی و همراهی در زندگی مشترك پایدار می‌ماند.

[11]. همان، «من استعمل الرفق استدر الرزق».

[12]. برگرفته از «همسران سازگار» ص113-115.

[13]. نساء (4) آیه 34.

[14]. زدن باید به گونه‌ای باشد كه به كبودی بدن نیانجامد. ر.ك: تفسیر نمونه، ج3، ص373.

[15]. وسائل الشیعه، ج20، ص154، ح9.

[16]. كافی، ج5، ص512، ح6.

[17]. برگرفته از همسران سازگار، ص115.

  تهیه و تنظیم : کانون فرهنگی تبلیغی امین 
حق نشر محفوظ / با ذکر منبع بلامانع