1- سعی كنید در هنگام گفتگو با همسرتان به دقت به گفتار او توجه كنید و اجازه دهید كه مطالب خود را به‌طور كامل بیان كند.

2- سعی كنید حریم یكدیگر را مراعات كنید و از جرّ و بحث با هم خودداری نمایید و مطالب بی‌جا را با سكوت، و یا ارائه پیشنهاد مناسب، به گفتگوهای سازنده و ثمربخش تبدیل نمایید.

3- باور كنید كه هر كلمه و گفتار شما، در بردارنده بار عاطفی و روانی است كه بر وجود شنونده تأثیر مثبت و منفی دارد لذا سعی كنید از زبان گرم، نرم و آمیخته با احترام و محبت استفاده كنید و از كلمات و سخنان موهن و ملالت‌آور و تحریك‌آمیز پرهیز نمایید.

4- بدانید كه همسر شما انسانی است منحصر به فرد و واجد ویژگی‌های شخصیتی مثبت و منفی؛ بنابراین از مقایسة او با دیگران به شدت بپرهیزید. سعی كنید او را با گذشته‌اش مقایسه نمایید و تغییرات رفتاری و پیشرفت فكری و اخلاقی وی را تحسین كنید.

5- استفاده‌كردن از عبارت‌هایی كه نشانة تصدیق و تأیید و تحسین باشد. همانند «خُب» «بله»، «درست»، «خیلی خوب»، «می‌فهمم»، «همین‌طوره»، «خوبه»، «عالیه»، «آفرین»، «چه جالب»، «ادامه بده» و ... .

ما می‌توانیم در گفتگوی خود - به ویژه در مكالمات تلفنی - از این پاسخ‌ها زیاد استفاده كنیم. ظاهراً این پاسخ‌ها به این معنا هستند كه گفته‌های طرف مقابل را به خوبی دریافت كرده‌ایم و به آن توجه كافی داریم.

این مهارت علاوه بر آن‌كه نوعی پذیرش و تصدیق همسر به شمار می‌آید، می‌تواند زمینة ارتباط كلامی مؤثر همسران را فراهم سازد، و چنانچه پس از خوش‌زبانی همسر مورد استفاده قرار گیرد، می‌تواند به تقویت خوش‌زبانی او بینجامد و مهر و محبت فزونتری را در پی آورد.[1]

6- برخی از افراد گمان می‌كنند همیشه و در همه جا باید رُك و راست بود و همة واقعیت‌ها را بی‌پرده و مستقیم  با طرفِ مقابل در میان گذاشت و آشكارا همة عیب‌ و ایرادهایش را به وی تذكّر داد! و حال آن‌كه این شیوه همه‌جا جواب نمی‌دهد و چه بسا از محبت‌ها بكاهد. بنابراین برای افزایش محبت‌، گاهی راه چاره در تقیه و خودداری از واقعیت‌ها است.[2] چنان‌كه قرآن كریم می‌فرماید:

« وَلَا تَسْتَوِی الْحَسَنَةُ وَلَا السَّیئَةُ ادْفَعْ بِالَّتِی هِی أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِی بَینَكَ وَبَینَهُ عَدَاوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِی حَمِیمٌ »[3]

هرگز نیکی و بدی یکسان نیست؛ بدی را با نیکی دفع کن، ناگاه (خواهی دید) همان کس که میان تو و او دشمنی است، گویی، دوستی گرم و صمیمی است!

امام صادق (علیه السلام) دربارة یكی از مصادیق «اَلْحَسَنَة» در آیة یادشده می‌فرماید:

حسنه و خوبی، تقیه است و سیئه و بدی، فاش‌كردن؛ و دربارة قول خدای عزوجل كه فرموده: «بدی را به آنچه نیكوتر است دفع كن» می‌فرماید: آنچه نیكوتر است، تقیه می‌باشد؛ به ناگاه آن‌كه میان تو و او دشمنی است، مانند دوست صمیمی گردد.[4]

پس گاهی بنا بر مصلحت‌هایی، تقیه می‌تواند از میزان دشمنی‌ها بكاهد و بر محبت‌ها بیافزاید.

 


[1]. برگرفته از همسران یادگار، ص185.

[2] . برای تقیه می­توان معنای عام قائل شد چنان­که از حدیث 3 باب التقیه اصول کافی نیز قابل برداشت است. ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: تقیه از دین خداست: عرضكردم: از دین خداست؟! فرمود: آرى بخدا از دین خداست، بتحقیق كه یوسف علیه السلام فرمود: «اى كاروان شما سارقید» بخدا كه آنها چیزى ندزدیده بودند (ولى براى مصلحت نگهداشتن برادرش چنین گفت)، و ابراهیم علیه السلام فرمود: «من بیمارم» و بخدا كه بیمار نبود. قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ عَلَیهِ السَّلَامُ: «التَّقِیةُ مِنْ دِینِ اللَّهِ» قُلْتُ: مِنْ دِینِ اللَّهِ؟ قَالَ: «إِی وَ اللَّهِ، مِنْ دِینِ اللَّهِ؛ وَ لَقَدْ قَالَ یوسُفُ: «أَیتُهَا الْعِیرُ إِنَّكُمْ لَسارِقُونَ» وَ اللَّهِ مَا كَانُوا سَرَقُوا شَیئاً؛ وَ لَقَدْ قَالَ إِبْرَاهِیمُ: «إِنِّی سَقِیمٌ» وَ اللَّهِ مَا كَانَ سَقِیماً». (کافی، ج3، ص549).

[3]. فصلت (41) آیه34.

[4]. اصول كافی، ج3، باب التقیه، ص309، ح6.

  تهیه و تنظیم : کانون فرهنگی تبلیغی امین 
حق نشر محفوظ / با ذکر منبع بلامانع