شیوه های مهرورزی | انديشهای و بينشی (3)
ج) نگرش مثبت به تفاوتهای میان زن و شوهر
یكی دیگر از راههای افزایش محبت میان همسران، نگرش مثبت به تفاوتهای میان آنان است. بیشك میان زن و شوهر تفاوتهایی وجود دارد كه این تفاوتها براساس حكمت و مصلحت میان زن و مرد نهاده شده تا مكمل یكدیگر باشند و نیازهای هم را برآورند.
تفاوتهای مكمّل، كشش خاصی را میان همسران پدید میآورد و از این كشش خاص، محبت و مودّت تولید میشود كه شالودة زندگی آنان است.
گسترة تفاوتها
تفاوتهای میان همسران، اغلب در ابعاد و زمینههای جسمانی، اخلاقی، عاطفی، فكری، اجتماعی و جنسی میباشد كه به اختصار اشاره میگردد:[1]
یك) تفاوتهای كمّی و جسمانی
خداوند حكیم و دانا، زن و مرد را به شكلی آفریده است كه از نظر جسمانی، تفاوتهایی میان اعضای آنان وجود دارد كه مكمل یكدیگرند. به گونهای كه برای افزایش محبت و ایجاد جاذبههای جنسی و تولید نسل، بدان نیازمندند. بنابراین از این جهت هیچ عیب و ایرادی در خلقت زن و مرد وجود ندارد و هریك از این تفاوتها در جای خود بهجا و بایسته است.
و اما از جهت قدرت و نیرو، مردها نوعاً قویتر از زنها هستند؛ چراكه به گفتة محققان: «هورمون ویژه جنسی مرد به نام تستسترون، اثر فراوانی در تولید پروتئین در بدن دارد و رشد بافتهای عضلانی را تحریك میكند. از اینرو مردان برای كارهای سنگین توانایی بیشتر دارند».[2] زیرا در ادارة زندگی و انجام برخی كارهای دشوار بدان نیازمندند.
از سوی دیگر نوع زنان ضعیفتر و ظریفتر از مردان آفریده شدهاند تا بُعد عاطفی آنان كه برای شوهرداری و تربیت فرزندان لازم است تقویت شود و به تقسیم كار در محیط خانه و جامعه بیانجامد.[3]
امیرمؤمنان (علیه السلام) دربارة تقسیم كار میان زنان و مردان، با توجه به استعدادها و تواناییهای آنان، میفرماید: كاری كه به زن واگذار میكنی، نباید از حیطة تواناییهای او بیرون باشد؛ چراكه زن گلی است خوشبو و نه كارگزاری سختكوش. (یعنی زن نباید متصدی انجام كارهای دشوار و طاقتفرسا و خشن گردد). «وَ لاَتُمَلِّكِ المَرأةَ مِنْ اَمْرِهَا ما جاوَزَ نَفْسَها فإنَّ المرأةَ رَیحانَةٌ وَ لَیسَتْ بِقَهرَمَانَةٍ».[4]
دو) تفاوتهای كیفی و اخلاقی
یكی دیگر از تفاوتهای میان زن و مرد، تفاوتهای كیفی و اخلاقی میباشد؛ یعنی ممكن است برخی از ویژگیهای اخلاقی برای مرد فضیلت به شمار آید، در حالیكه همان ویژگی برای زن، فضیلت نباشد. چنانكه امیرمؤمنان (علیه السلام) میفرماید:
خِیارُ خِصَالِ النِّسَاءِ شِرَارُ خِصَالِ الرِّجَالِ الزَّهْوُ وَ الْجُبْنُ وَ الْبُخْل.[5]
بهترین خصلتهای زنانكه بدترین خصلتهای مردان است عبارتنداز:تكبر، ترس، بخل.
شایان ذكر است كه مراد، تكبّر در برابر نامحرمان است تا كسی در او طمع نكند و به حریم عفاف او وارد نشود.
و نیز ترس از برخی امور تا به انسجام و ادارة زندگی و استحكام خانواده بیانجامد.[6]
و نیكو بودن بخل برای آنست تا اقتصاد خانواده با اسراف و بخشش بیجا، آسیب نبیند.
ارسطو نیز معتقد است:
تفاوت زن و مرد به مسائل كمّی اختصاص ندارد؛ بلكه آنها از نظر كیفی هم تفاوت دارند؛ یعنی از جهت فضایل اخلاقی در بسیاری از موارد با مردان فرق میكنند؛ یك خُلق و خوی میتواند برای مرد فضیلت شمرده شود و برای زن فضیلت نباشد، برعكس یك خُلق و خوی دیگر ممكن است برای زن فضیلت باشد و برای مرد فضیلت شمرده نشود.[7]
سه) تفاوتهای عاطفی و روانی
دیگر از تفاوتهای میان زن و مرد، تفاوتهای عاطفی است. با اینكه هریك از زن و شوهر نیاز به دوستی یكدیگر دارند، لیكن ابراز این دوستی و عاطفه در زن و مرد متفاوت است؛ زن به ابراز زبانی عاطفه و اینكه مرد آشكارا به او بگوید كه: «دوستت دارم» نیازمند است؛ چنانكه در روایات اسلامی به این مهم اشاره شده است.[8] و مرد هم نیازمند آن است كه مورد قبول و افتخار و تأیید زنش واقع شود؛ چنانكه در روایات اسلامی آمده است اگر زنی به شوهرش بگوید: «از تو هیچ نیكی و خیری ندیدم» كارهایش پوچ و تباه گردد.[9]
دیگر آنكه مرد نیاز به تمركز فكر و فرو رفتن در خود دارد تا مشكل پیشآمده را حلّ كند و به همین جهت دوست دارد كه گاهی در مكانی خلوت و بیسروصدا به سر برد در حالیكه نوع زنان اینگونه نیستند؛ آنان بیشتر نیاز به گفتگو دارند كه بهتر است با محیطها و مجالس سالم زنانه در ارتباط باشند و با همنوعان خود به گفتگو بپردازند و از این طریق به نیاز روانی خود پاسخ مثبت دهند.[10]
چهار) تفاوت در تفكر
تفكر اقسامی دارد: تفكر ابتدایی، تفكر انتزاعی، تفكر حل مسأله و... .
تفكر ابتدایی به طور معمول در میان زنان، بیش از مردان است. خانمها در بسیاری از موارد خوابهای طولانی میبینند كه این خود نشان از تفكر ابتدایی است.
در تفكر انتزاعی هم كه به استنباط و به دستآوردنِ مفاهیم از نمونهها نیازمند است، اجزای این تفكر در میان زنان، بسیار جزئی است و در میان مردان كلی؛ به عبارت دیگر مردان در تفكر انتزاعی كلگرا هستند؛ به همین دلیل زنان برای فكركردن و تصمیمگرفتن به دقت بیشتری نیازمندند، در حالیكه مردان به جهت كلّینگری، زودتر پاسخ میدهند و در تصمیمگیری از سرعتی بیشتر برخوردارند.
در تفكّر حل مسأله هم كه نوعی از تفكر انتزاعی است، انسان با یك دسته از معلومات به سراغ حلّ پارهای از مجهولات میرود. مردان برای حلّ یك مسأله زمان كمتری میخواهند؛ چون تمركز دارند؛ در حالیكه زنان به زمان بیشتری نیازمندند. همچنین درصد اشتباه و انحراف از استاندارد در میان مردان كمتر از زنان است.
نكتة دیگر اینكه دامنة تفكر زنان گسترده و پراكنده است؛ یعنی در یك زمان میتوانند به چند موضوع فكر كنندكه همین سبب میشود تا از میزان تمركزشان كاسته شود و تفكرشان خیلی عمیق نباشد.[11]و شاید بههمین جهات استكه در برخی از روایات اسلامی از مشورت با زنان در پارهای از امور پیچیده و دشوار نهی شده است. چنانكه امیرمؤمنان (علیه السلام) میفرماید:
إِیاكَ وَ مُشَاوَرَةَ النِّسَاءِ فَإِنَّ رَأْیهُنَّ إِلَى الْأَفْنِ وَ عَزْمَهُنَّ إِلَى الْوَهْن.[12]
از مشورت با زنان بپرهیز؛ چراكه رأی آنان زود سست میشود و تصمیم آنان ناپایدار است.
آری ممكن است عامل ناپایداری در تصمیمگیری آنان، افزون بر غلبة احساسات و عواطف، همان سطحیبودن و گستردگی در تفكر باشد.
خانم كلیودالسون - روانشناس- میگوید:
كارهایی كه به تفكر مداوم احتیاج دارد زن را كسل و خسته میكند.[13]
البته همانگونه كه اشاره گشت این تفاوتها هیچیك مایة برتری و فخرفروشی نمیباشد، بلكه هریك برای كاری مفید است؛ چراكه خالق حكیم برای تقسیم كارها و مسؤولیتها، تفاوتهایی را در خلقت هریك از زن و مرد نهاده است تا در كنار هم كامل شوند و به آرامش برسند و از این طریق به هم مهر بورزند.
پنج) تفاوتهای اجتماعی
تفاوتهای میان زن و مرد در ابعاد گوناگون جسمانی، اخلاقی، عاطفی و فكری-كه پیش از این اشاره گشت- سبب میشود تا مسؤولیت اجتماعی آنان نیز از هم متمایز گردد و با این تمایز، جامعة انسانی اداره شود؛ چه اینكه اجتماع انسانی برای خوب ادارهشدن نیاز به استعدادهای گوناگونِ زن و مرد دارد تا با پذیرش مسؤولیتهای گوناگون و متناسب با استعدادها و توانمندیهای خود، در مسیر بندگی خدای مهربان گام نهند و برای سفر آخرت توشه برچینند.
خانم كلیودالسون - روانشناس- میگوید:
تمام زنها علاقهمندند كه تحت نظر شخص دیگری كار كنند و به طور خلاصه از مرئوسبودن و تحت نظر رئیس كاركردن بیشتر خوششان میآید. تمام زنها میخواهند احساس كنند كه وجودشان مؤثر و مورد نیاز است.
وی در ادامه یادآور میشود كه:
مردان همیشه عملیتر فكر میكنند، بهتر قضاوت میكنند، سازماندهندة بهتری هستند و بهتر هدایت میكنند ... خانمها به علت اینكه حساستر از آقایان هستند باید این حقیقت را قبول كنند كه به نظارت آقایان در زندگیشان احتیاج دارند.[14]
قرآن كریم در سورة نمل پس از آنكه از فرمانروایی ملكة سبا و عقاید كفرآمیز او و قومش سخن به میان میآورد، یادآور میشود كه تخت سلطنتی ملكه سبا به فرمان حضرت سلیمان (علیه السلام) با قدرتی خارقالعاده به كاخ سلیمان منتقل گردید و آنگاه ملكة سبا ایمان آورد و تسلیم گشت[15] و فرمانروایی را رها کرد.[16]
در روایات اسلامی نیز از مدیریتهای كلان سیاسی– اجتماعی زنان نهی شده است. چنانكه رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) فرموده است:
لَنْ یفْلِحَ قَوْمٌ أَسْنَدُوا أَمْرَهُمْ إِلَى امْرَأَةٍ.[17]
مردمی كه امر اجتماع خود را به زنی واگذارند هرگز رستگار نشوند.
و نیز فرموده است:
إِذَا كَانَ أُمَرَاؤُكُمْ شِرَارَكُمْ وَ أَغْنِیاؤُكُمْ بُخَلَاءَكُمْ وَ أُمُورُكُمْ إِلَى نِسَائِكُمْ فَبَطْنُ الْأَرْضِ خَیرٌ لَكُمْ مِنْ ظَهْرِهَا.[18]
هرگاه فرمانروایان شما بدان شما باشند و توانگرانتان بخیلان شما، و امر اجتماعتان به زنان واگذار شود، پس درون زمین (و مردن) برایتان بهتر است از روی زمین (و زندهماندن).
امیرمؤمنان (علیه السلام) نیز میفرماید:
كُلُّ امْرِئٍ تُدَبِّرُهُ امْرَأَةٌ فَهُوَ مَلْعُون.[19]
هر مردی كه، زنی او را مدیریت كند از رحمت خدا دور است.
چراكه قرآن كریم مردان را قیم و مدیر و برنامهریز و وسیلة اتکاء زنان قرار داده است:
« اَلرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاءِ بِمَا فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلَىٰ بَعْضٍ» [20]
مردان، سرپرست و قیم زنانند، بخاطر برتریهایی که خداوند [از نظر نظام اجتماع] برای بعضی قرار داده است.
و شكی نیست كه تنها راه سعادت و خوشبختی زن و مرد، پیروی از قوانین و نسخههای خالق دانا و حکیمِ جهان و انسان است.
ناگفته نماند كه بحث در مدیریتهای كلان سیاسی- اجتماعی و مدیریت در خانواده میباشد وگرنه در محیطهای تفكیكشده همانند مدارس، دانشگاهها و بیمارستانهای ویژه بانوان، شكی در ضرورت مدیریت داخلی زنان نمیباشد.
البته نباید فراموش شود كه در شرایط عادی و طبیعی، نخستین و مهمترین مسؤولیت زن، مسؤولیت خانوادگی و تربیت فرزند است و فعالیتهای اجتماعی او نباید به وظایف اولیهاش آسیب رساند و در امور داخلی زندگی خللی پدید آورد. چه اینكه به لحاظ تقدّمی، خانواده در مرحلة نخست است و جامعه در مرحلة دوم؛ زیرا اگر زیربنا و تاروپود جامعه كه خانواده است متلاشی شود، جامعه نیز متلاشی خواهد گشت. از اینرو میبینیم در سفارشهای فراوانی كه به زنان مسلمان شده، مسؤولیتهای داخلی خانه از اهمیت بیشتری برخوردار است. چنانكه خانهداری و تربیت فرزندان و خوب شوهرداریشان در ردیف جهاد در راه خدا به شمار آمده و این بهترین تدبیری است كه اسلام عزیز برای استحكام تاروپود جامعه در نظر گرفته است.
آری هیچ خدمتی به بشریت، والاتر از تربیت صحیح و اسلامی فرزندان نمیباشد و این نیز بیشتر از عهدة زنان با ایمان بر میآید تا از عهدة مردان. چنانكه امام خمینی(ره) فرمود:
از دامن زن، مرد به معراج میرود.[21]
رهبر معظم انقلاب نیز معتقدند مهمترین مسؤولیت و نقش زنان، در هر سطحی از توانایی و فعالیت اجتماعی، نقش بسیار مهم آنان در خانواده است:
نقش زن به عنوان عضوی از خانواده. به نظر من از همة نقشهایی که زن میتواند ایفا کند، این اهمیتش بیشتر است… بحث سر این نیست که زن آیا می تواند مسئولیتی در بیرون از منزل داشته باشد یا نه – البته که میتواند، شکی در این نیست؛ نگاه اسلامی مطلقاً این را نفی نمیکند – بحث در این است که آیا زن حق دارد بهخاطر همة چیزهای مطلوب و جالب و شیرینی که در بیرون از محیط خانواده برای او ممکن است تصور شود، نقش خود را در خانواده از بین ببرد؟ نقش مادری را، نقش همسری را؟ حق دارد یا نه؟ ما روی این نقش تکیه میکنیم. من میگویم مهمترین نقشی که یک زن در هر سطحی از علم و سواد و معلومات و تحقیق و معنویت میتواند ایفا کند، آن نقشی است که بهعنوان یک مادر و بهعنوان یک همسر میتواند ایفا کند؛ این از همة کارهای دیگر او مهمتر است؛ این، آن کاری است که غیر از زن، کس دیگری نمیتواند آن را انجام دهد… بقای نوع بشر و رشد و بالندگی استعدادهای درونی انسان به این وابسته است؛ حفظ سلامت روحی جامعه به این وابسته است؛ سَکن و آرامش و طمأنینه در مقابل بیقراریها و بیتابیها و تلاطمها به این وابسته است؛ این را نباید فراموش کنیم.[22]
دكتر افروغ - جامعهشناس - دربارة نقش اجتماعی و اقتصادی زنان خانهدار میگوید:
مگر همسر و مادربودن جزء مشاركت [اجتماعی] نیست؟! مگر نقش زن در تربیت و تقویت عاطفه نقش كمی است؟! مگر این نقش، نقش اجتماعی نیست؟! چرا فقط اگر زن جایی كار اداری كرد و دستمزد گرفت میگوییم مشاركت دارد، در حالیكه خانهداری هم میتواند نوعی مشاركت اقتصادی باشد. الان 13 ارزش كارِ اقتصادی در خانه است، اگر زن در خانه كار نكند مرد مجبور است چند نفر را استخدام كند.[23]
ناگفته نماند دشمنان هماكنون به این نتیجه رسیدهاند كه برای نابودی جامعة اسلامی، زنان را با هزار فریب و نیرنگ و تبلیغات پرُجاذبه به صحنههای ناسالم اجتماع بكشانند و آنان را از وظایف اصلی و اولیهشان باز دارند.[24] چنانكه در گزارشها آمده است:
افزایش روزافزون دختران دانشآموخته در رشتههای مختلف، آنان را مجبور به پذیرش شغلهایی مانند منشیگری كرده است! گفته میشود به دلیل انحرافات اخلاقی (جنسی) برخی از مدیران شركتهای خصوصی، محیط كار برای بانوانی كه به شغل منشیگری و امور دفتری در این شركتها مشغولند ناسالم بوده و آنان، با مشكلات عدیدهای مواجه شدهاند![25]
بهراستی آنانی كه زنان را بهسوی كاركردِ خلاف مادری و همسری سوق میدهند ارزش ذاتی و تواناییهای فطری و طبیعی آنان را نادیده میگیرند. امروزه، بیشتر دانشمندان، خانواده را مهمترین نهادی میدانند كه جامعه و كودك را تغذیه میكند و پرورش میدهد. خانواده در جامعهپذیری كودك، و سلامت و سازگاری او نقش اساسی را برعهده دارد و بیشك خانواده بدون وجود زن مصداق پیدا نمیكند. بنابراین نقش زن و مادر در خانواده، نقش بنیادین و اساسی است.[26]
امام خمینی (ره) در عظمت جایگاه مادر میفرماید:
تجسّم عطوفت و رحمت در دیدگان نورانى مادر، بارقه رحمت و عطوفت ربّ العالمین است. خداوند تبارک و تعالى قلب و جان مادران را با نور رحمت ربوبیّت خود آمیخته آنگونه که وصف آن را کس نتوان کرد و به شناخت کسى جز مادران درنیاید.[27]
البته فراموش نشود آنجا كه مسأله حفظ نظام اسلامی و رهبری و ارزشها پیش آید، دفاع از آنها در رأس همه امور قرار میگیرد و زنان وظیفه دارند به پا خیزند و بخروشند و در صورت لزوم، جان خویش را در این راه فدا كنند؛ چنانكه آسیه و حضرت زهرا و زینب كبری، در راه دفاع از دین و ولایت و ارزشها به پا خاستند و خروشیدند و هستی خود را فدا نمودند. چه اینكه در زیر یوغ نظام غیراسلامی و دولتمردان فاسد، نه میتوان یك زندگی سالم و اسلامی داشت و نه میتوان به تربیت صحیح فرزندان پرداخت. زیرا بهفرموده امیرمؤمنان (علیه السلام) :
اَلنَّاسُ بِأُمَرَائِهِمْ أَشْبَهُ مِنْهُمْ بِآبَائِهِمْ.[28]
مردم به رؤسا و زمامدارانشان بیشتر شباهت دارند تا به پدرانشان.
شش) تفاوتهای جنسی
آگاهی از تفاوتهای جنسی و توجه به آن سبب میشود تا زن و شوهر نگرش مثبت به این تفاوتها داشته باشند و یكدیگر را در تأمین خواستههای هم یاری نمایند و از این طریق بر مهر و اُلفت میان خود بیافزایند.
وقتی زن بداند، تحریكپذیری مرد در برابر محركهای بصری بسیار بیشتر از دیگر محركات است به مرتبكردن سر و وضع خویش و چگونگی پوشش و رنگ آن اهمیت میدهد. چه اینكه خصلت مرد چشمدوانی و خصلت زن خودآرایی است.
مرد هم وقتی بداند زن در برابر تحریكات لمسی حساسیت بیشتری دارد از تأمین این خواسته، غفلت نمیورزد.
در نحوة آمیزش و ارضاء و تحریكپذیری نیز میان زن و شوهر تفاوت است. شوهران اغلب زودتر تحریك میشوند و به آستانة ارضاء میرسند و زنان اندكی دیرتر؛ چنانكه براساس روایات اسلامی، شایسته است شوهر با ملاعبه و ... عمل زناشویی را طول دهد تا همسرش نیز به ارضای كامل برسد.
درسهایی از داستان مسابقه خرگوش و لاكپشت
واکاوی یک داستان قدیمی؛ از شکست، فرصت بسازیم
روزی لاک پشت و خرگوش در مورد سرعت خود با هم بحث میکردند، سرانجام برای ثابت کردن حرفشان تصمیم گرفتند با هم مسابقه بدهند. خرگوش با سرعت شروع به دویدن کرد. پس از مدتی که پشت سر خود را نگاه کرد، دید از لاک پشت خیلی جلو افتاده است، بنابراین تصمیم گرفت کمی استراحت کند. به درختی تکیه کرد و خوابش برد. لاک پشت آمد و از او جلو زد و مسابقه را برد. وقتی خرگوش بیدار شد دید مسابقه را باخته است.
* درس اول: کسی که آهسته و پیوسته حرکت کند، برنده می شود.
* ادامه داستان: خرگوش پس از باخت خود ناامید و ناراحت شد کمی فکر کرد و با خود گفت، حتماً راه بهتری وجود دارد. فهمید که باختش به خاطر غرور بیش از حدش بوده است و کمی هم بی دقتی و تنبلی کرده، اگر همه چیز را مسلم و بدیهی نگرفته بود، لاک پشت برنده نمیشد، بنابراین لاک پشت را به مبارزه دیگری دعوت کرد. او هم پذیرفت؛ این بار خرگوش بدون توقف همه راه را دوید و با فاصله زیادی از لاک پشت جلو افتاد و برنده شد.
* درس دوم: «تند و ثابت قدم» همیشه بر «پیوسته و آهسته» پیروز می شود خوب است که آهسته و پیوسته باشیم، ولی تند و ثابت قدم بودن بهتر است.
* ادامه داستان: لاک پشت قدری فکر کرد و فهمید که به این ترتیب برای بردن از خرگوش هیچ راهی ندارد. لحظهای فکر کرد و دوباره خرگوش را به مسابقه در مسیر دیگری دعوت کرد. خرگوش هم موافقت کرد. سپس شروع کردند به دویدن. خرگوش با توجه به اطمینانی که به خود داشت با آخرین سرعت خود و بدون توقف دوید تا اینکه به رودخانهای رسید خط پایان چند مایل آن طرف رودخانه قرار داشت. به دنبال راه چارهای کنار رودخانه نشست در همین حال لاک پشت رسید، شناکنان از رودخانه گذشت و به راه خود ادامه داد تا به خط پایان رسید و برنده شد.
* درس سوم: اول توانایی خود را بشناسید. سپس با توجه به آن، زمینه فعالیت را تغییر دهید. اقدام بر اساس تواناییهای خود، نه تنها جلب توجه میکند، بلکه فرصتهایی را برای رشد و ترقی پیش میآورد.
* ادامه داستان: خرگوش و لاک پشت این بار با هم دوست شدند، همفکری کردند و هر دو متوجه شدند که میتوانند برای موفقیتهای دو جانبه مسابقه بدهند و برنده شوند. بنابراین تصمیم گرفتند دوباره مسابقه بدهند، ولی این بار به عنوان یک تیم حرکت کردند. این دفعه خرگوش تا کنار رودخانه لاک پشت را بر پشت خود سوار کرد. سپس لاک پشت او را بر پشت خود گذاشت و شناکنان از رودخانه عبور داد. در ساحل مقابل هم دوباره خرگوش او را به پشت گرفت و هر دو از این همفکری و همدلی احساس شادی و رضایت خاطر بیشتری داشتند.
* درس چهارم: خرگوش و لاک پشت آموختند وقتی رقابت علیه یکدیگر را کنار بگذارند و با توجه به موقعیتها و توانمندیها، بههمکاری با هم بپردازند، خیلی بهتر عمل خواهند کرد.
نتیجه آنكه، حركت به سمت پذیرش تفاوتها و استفادة بهینه از آنها، زن و شوهر را به سوی كمال رهنمون میسازد و مهر و محبت را در میانشان بر میانگیزد و در نتیجه آنان را از انحرافات جنسی بیرون از خانه ایمن میسازد.
[1]. لازم به یادآوری است كه تفاوتهای میان زن و مرد به اندازهای زیاد و گسترده است كه فقط در «كتاب زن» تألیف حجت الاسلام محمد حکیمی، در حدود 600 صفحه به برخی از تفاوتهای جسمی و روانی و اجتماعی اشاره شده است.
[2]. همسران سازگار، ص329، به نقل از روانشناسی زن و مرد، ص45.
[3]. برای آشنایی با ابعاد گستره تفاوتهای جسمی و روانی و اجتماعی زن و مرد، ر.ك: «كتاب زن» كه با اشراف و نظارت استاد محمدحكیمی تألیف یافته است. انتشارات امیركبیر، چاپ اول، 1381.
[4]. نهج البلاغه، نامه31.
[5]. نهج البلاغه، حكمت234.
[6] . و یا مثل ترس و مراقبت بهجا و عاقلانه كسی كه گوهر بسیار گرانبهای چندین میلیاردی در دست دارد و به همین جهت در هرجا حضور پیدا نمیكند و با هركسی نشست و برخاست ندارد و بیشك گوهر عفاف زن از آن گوهر چندین میلیاردی ارزشش بیشتر است و نیاز به ترس و مراقبت بیشتر دارد و اینگونه ترس و مراقبت برای زن بسیار نیكو و پسندیده است.
[7]. نظام حقوق زن در اسلام، ص161.
[8]. وسائل، ج2، ص23، ب3، ح9. «قال رسولا... (صلی الله علیه و آله) : قول الرجل للمرأة اِنّی اُحبّكِ لایذهب من قلبها ابداً».
[9]. همان، ج20، ص162، ب80، ح7، «عن أبی عبدالله (علیه السلام) قال: اَیما إمرأةِ قالت لزوجها: مارأیتِ قطّ من وجهك خیراً فقد حبط عملها».
[10]. ر.ك: پاكنژاد، ج3، ص58، ماجرای لولهكشی یكی از شهرهای لبنان و افزایش آمار طلاق! به جهت عدم صحبت کردن با هم که قبل از لولهکشی بر سرچشمهها جمع میشدند و کلی با هم گفتگو و صحبت میکردند!
[11]. برگرفته از همسران سازكار، ص336، به نقل از روانشناسی زن، ص78، محمد مجد، نهی ازمشورت با زنان در همه امور نیست؛ چراكه قرآن كریم مشورت با زن را در مورد از شیر بازگرفتن زود هنگام كودك جایز دانسته است. (ر.ك: آیه233 بقره) به طوری كه میتوان نتیجه گرفت مشورت با زنان در اموری كه از عقل و درایت و تجربه كافی برخورداند جایز است و چه بسا مشمول آیه و امرهم شوری بینهم گردد.
[12]. نهج البلاغه، نامه31.
[13]. نظام حقوق زن در اسلام، ص171، شهید مطهری.
[14]. نظام حقوق زن در اسلام، ص170.
[15]. نمل (27)، آیات23-44. اگر فرمانروایی زنان، جایز بود
[16]. برخی از علماء معتقدند در قرآن کریم یک قاعده کلی وجود دارد که اگر یک امر را نمیپسندد آنرا رد میکند؛ بهعنوان مثال در همین سوره نمل هدهد از شرک و خورشیدپرستی قوم ملکه سبا خبر میدهد و بلافاصله آنرا رد میکند و میگوید چرا خدای یکتا را پرستش نمیکنند؟! « وَجَدْتُهَا وَقَوْمَهَا یسْجُدُونَ لِلشَّمْسِ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَزَینَ لَهُمُ الشَّیطَانُ أَعْمَالَهُمْ فَصَدَّهُمْ عَنِ السَّبِیلِ فَهُمْ لَا یهْتَدُونَ«24»أَلَّا یسْجُدُوا لِلَّهِ الَّذِی یخْرِجُ الْخَبْءَ فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَیعْلَمُ مَا تُخْفُونَ وَمَا تُعْلِنُونَ«25»اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِیمِ«26»» (استاد علی سائلی).
اینک بر همین اساس از این آیات و از این واقعه استفاده میشود که اگر فرمانروایی زنان، جایز بود به طریقی به آن اشاره میشد و یا حضرت سلیمان (علیه السلام) به ملکه سبا بعد از ایمان آوردنش یک پست یا مسئولیتی میداد و حال اینکه در تاریخ و حدیث چنین چیزی نقل نشده است. بلکه در قرآن کریم از قول ملکه سبا چنین آمده: « قَالَتْ رَبِّ إِنِّی ظَلَمْتُ نَفْسِی وَأَسْلَمْتُ مَعَ سُلَیمَانَ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ»44 نمل.
[17]. تحف العقول، ص34، ح5. بحار، ج15، ص212.
[18]. تحف العقول، ص35، ح13.
[19]. وسائل، ج20، ص182، ب96، ح4.
[20] . نساء(4) آیه34.
[21]. صحیفه امام، ج 7، ص341.
[22]. بیانات در جمع زنان نخبه ۱۳/۴/۱۳۸۶.
[23]. قدس، 7/5/1382، ص12.
ناگفته نماند که متأسفانه با سیاستگذاریهای نادرست، هم اکنون بیش از 60 درصد پذیرش دانشگاههای کشور از میان بانوان میباشد که این سبب میشود تا جامعۀ ما در آینده با مشکلات بسیار جدی مواجه شود که حتی به سود بانوان نیز نمیباشد! زیرا علاوه بر بالا رفتن سن ازدواج، تجربه نشان داده که آنان با مدارک عالیشان، حاضر به ازدواج با آقایان کمسوادتر از خودشان نیستند و به فرض اینکه ازدواج کنند بهخاطر عدم کفویت، با مشکلات فراوان اخلاقی و ناسازگاری روبهرو خواهند شد که اغلب به جدایی و طلاق میانجامد. و مشکل دیگر اینکه در آینده آنان به دلیل برخورداری از تخصصهای بالا، بیشترِ شغلهای مهم را بهدست خواهند گرفت و رتبۀ مردان بعد از آنان خواهد بود که این نیز افزون بر مشکل ازدواج، مشکلات فراوان اجتماعی دیگر در پی خواهد داشت. و از همه مهمتر به نظر میرسد که ادامۀ این رویه بر خلاف دستور قرآن باشد. زیرا قرآنکریم برای اینکه زندگیها پا بگیرد و بخوبی اداره شود، مدیریت خانواده را به مردان سپرده است. آنجاکه فرموده: « الرِّجالُ قَوّامُونَ عَلَی النِّساءِ». حال مردانی که از نظر سواد و مدرک تحصیلی و شغل و درآمد و موقعیت اجتماعی پایینتر از زنان خود باشند با این احساس حقارت چگونه میتوانند زندگی را مدیریت کنند؟! این مشکلات، واقعیتهایی است که دود آن در درجۀ اول به چشم زنان میرود و در آینده، جامعۀ ما را با بحران عظیم اجتماعی مواجه خواهد کرد. و اینها نیست جز سیاستگذاریهای نادرست برخی از مسئولان و دستاندرکاران براساس آموزههای علوم انسانی غرب.
لازم به یادآوری است که دین مبین اسلام فعالیت اقتصادی زنان را پذیرفته است ولی حدّ و حدود آن در سیاستگذاریها با توجه به مؤلفههای دیگر، از جمله آیه یاد شده، آنهم برای مصلحت زنان و سپس خانواده و اجتماع، جای بررسی بیشتر دارد. افزون بر مشکلات یاد شده، مسئلۀ سربازی آقایان و فاصلۀ تحصیلی به جهت آن، و به تأخیر افتادن اشتغال؛ بالا بودن آمار مرگ و میر مردان در حوادث و تصادفات؛ بالا بودن آمار زندانیان آقایان و اکثریت معتادان؛ اختصاص بیشتر استخدامیها به بانوان به جهت اطاعتپذیری و دستمزد اندک و... در آینده نتایج ناگوار و وحشتناکی را درپیخواهد داشت که به برخی اشارهگردید. برخی دیگر نیز هم اکنون قابل مشاهده است و آن وجود 900هزار پیر دختر میباشد که با شرایط کنونی جامعه، امکان ازدواج آنان بسیار بسیار اندک است و حال آنکه نیاز به همسر دارند! و با توجه به شرایط کنونی، آیا میتوانند تا پایان عمر عفاف بورزند و پاک بمانند؟! و چنانچه برخی پاک نمانند علاوه بر انحراف خود، دهها نفر دیگر را میتوانند به انحراف و بیعفتی بکشانند!
[24]. از جمله این نیرنگها دامن زدن به مباحث فمینیسم و زن سالاری است تا همواره مطالبات کاذب زنان را افزایش دهند و آنان را از ازدواج و تشکیل خانواده بازدارند و از موهبت عظیم مادری محروم کنند.
[25]. قدس، 5/10/81، ص آخر.
[26]. برگرفته از «كتاب زن» ص524. برای آشنایی با كاركردهای فراوان خانواده، ر.ك: كتاب زن، ص525 به بعد.
[27]. صحیفه امام، ج16، ص 225.
[28]. بحار، ج75 ، ص46. تحف العقول، ص208 عربی.
تهیه و تنظیم : کانون فرهنگی تبلیغی امین
حق نشر محفوظ / با ذکر منبع بلامانع