شیوه های مهرورزی | انديشهای و بينشی (1)

نوع نگاه و نگرش انسان به همسرش، در فرآیند مهرورزی بسیار تأثیرگذار است كه به سه مصداق از آن اشاره میشود و سپس توضیح آنها، تقدیم همسران محترم میگردد:
أ) نگاه به همسر به عنوان یك انسان باكرامت و باشخصیت
ب) خوشگمانی
ج) نگرش مثبت به تفاوتهای میان زن و شوهر
أ) نگاه به همسر به عنوان یك انسان باكرامت و باشخصیت
یكی از راهكارهای ایجاد محبت میان همسران، نگرش به همسر به عنوان یك انسان باكرامت و باشخصیت است.
متأسفانه، برخی از نگرشهای نادرست به زن و یا مرد كه بعضاً در فرهنگ و ادبیات ملیتها و گاهی در قالب ضرب المثلها و ... منعكس شده، سبب بینش منفی به زن و یا مرد میگردد و در نتیجه مانع از مهرورزی میشود. نگرشهایی همانند: «زن عنصر گناه - شیطان كوچك - شرّ - موجودی پستتر از مرد- عامل وسوسة آدم - شهوتران- همكار شیطان و ...».[1] در حالیكه از دیدگاه قرآن كریم هیچیك از این نگرشها صحیح نمیباشد، بلكه از دیدگاه قرآن كریم، زن و مرد دارای شخصیتی والا بوده و از كرامت اِلاهی برخوردارند، چنانكه میفرماید:
« وَ لَقَدْ كَرَّمْنا بَنی آدَمَ ...»[2]
به راستی فرزندان آدم را كرامت داریم [و آنان را گرامی داشتیم].
و در آیهای دیگر فرموده:
« إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ»[3]
همانا گرامیترین شما نزد خدا، باتقواترین شماست.
در این آیه شریفه ملاکِ گرامیداشتِ افراد، به تقوا است نه به جنسیت و نژاد و قبیله و زبان و رنگ پوست و ...؛ چراكه اینها ویژگیها، ظاهری و خدادادی بوده و اگرچه هریك در جای خود بایسته و شایسته و دارای حکمت است[4] ولی ملاك امتیاز افراد نباید قلمداد شود.
با این توضیح، اگر همسرش باتقواتر از خود اوست، باید بسیار شادمان گردد و خدا را بر این نعمت سپاس گذارد و به همسرش بسیار احترام نماید و محبتش را در حق او آشكار سازد. و اگر در ظاهر، همسرش در رعایت تقوای الهی از او ضعیفتر است باز حق ندارد خود را برتر از همسرش بداند! زیرا از دیدگاه اسلام، انسان عاقل و باتقوا، همگان را بهتر از خود میپندارد حتی اهل معاصی و گناهکاران را ![5]
[1]. ر.ك: بهشت خانواده، ج1، درس پنجاه و پنج: ضرب المثلها.
[2]. اسراء (17) آیه70.
[3]. حجرات (49) آیه13.
[4]. « یا أَیهَا النّاسُ إِنّا خَلَقناكُم مِن ذَكَرٍ وَأُنثى وَجَعَلناكُم شُعوبًا وَقَبائِلَ لِتَعارَفوا إِنَّ أَكرَمَكُم عِندَ اللَّهِ أَتقاكُم إِنَّ اللَّهَ عَلیمٌ خَبیرٌ» 13حجرات ای مردم! ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم و شما را تیرهها و قبیلهها قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید؛ (اینها ملاک امتیاز نیست،) گرامیترین شما نزد خداوند، با تقواترین شماست؛ خداوند دانا و آگاه است!
[5]. تحف العقول، ص467. قَالَ الرضا (علیه السلام) لَا یتِمُّ عَقْلُ امْرِئٍ مُسْلِمٍ حَتَّى تَكُونَ فِیهِ عَشْرُ خِصَالٍ: امام رضا (علیه السلام) فرمود: عقل انسانِ مسلمان، كامل نمیشود، مگر آنكه ده خوی و خصلت در او آشكار شود:
1) الْخَیرُمِنْهُمَأْمُولٌ به خیر او امید باشد،
2) وَ الشَّرُّ مِنْهُ مَأْمُونٌ و از شرّش ایمنى باشد،
3) یسْتَكْثِرُ قَلِیلَ الْخَیرِ مِنْ غَیرِهِ خوبى و خیر دیگران را بسیار شمارد
4) وَ یسْتَقِلُّ كَثِیرَ الْخَیرِ مِنْ نَفْسِهِ و خیر بسیار خود را اندك و ناچیز
5) لَا یسْأَمُ مِنْ طَلَبِ الْحَوَائِجِ إِلَیهِ از مراجعه نیازمندان به خود خسته نشود
6) وَ لَا یمَلُّ مِنْ طَلَبِ الْعِلْمِ طُولَ دَهْرِهِ در طول عمر از طلب و تحصیل علم و دانش ملول و خسته نگردد
7) الْفَقْرُ فِی اللَّهِ أَحَبُّ إِلَیهِ مِنَ الْغِنَى برای او فقر در راه خداوند از توانگرى در غیر راه حقّ بهتر باشد
8) وَ الذُّلُّ فِی اللَّهِ أَحَبُّ إِلَیهِ مِنَ الْعِزِّ فِی عَدُوِّهِ و خوارى در راه حقّ از سربلندى در راه دشمن خدا نزد او محبوبتر است،
9) وَ الْخُمُولُ أَشْهَى إِلَیهِ مِنَ الشُّهْرَةِ نزد او؛ گمنامى از شهرت مطلوبتر است،
ثُمَّ قَالَ (علیه السلام) الْعَاشِرَةُ وَ مَا الْعَاشِرَةُ قِیلَ لَهُ مَا هِی قَالَ ع لَا یرَى أَحَداً إِلَّا قَالَ هُوَ خَیرٌ مِنِّی وَ أَتْقَى سپس آن حضرت علیه السّلام افزود: دهم و چه دهمى؟! [و دهمین خصلت كه مهمتر از همه است] پرسیدند: آن چیست؟! فرمود: كسی را ننگرد جز اینكه بگوید او از من بهتر و پرهیزگارتر است.
إِنَّمَا النَّاسُ رَجُلَانِ رَجُلٌ خَیرٌ مِنْهُ وَ أَتْقَى وَ رَجُلٌ شَرٌّ مِنْهُ وَ أَدْنَى فَإِذَا لَقِی الَّذِی شَرٌّ مِنْهُ وَ أَدْنَى قَالَ لَعَلَّ خَیرَ هَذَا بَاطِنٌ وَ هُوَ خَیرٌ لَهُ وَ خَیرِی ظَاهِرٌ وَ هُوَ شَرٌّ لِی وَ إِذَا رَأَى الَّذِی هُوَ خَیرٌ مِنْهُ وَ أَتْقَى تَوَاضَعَ لَهُ لِیلْحَقَ بِهِ فَإِذَا فَعَلَ ذَلِكَ فَقَدْ عَلَا مَجْدُهُ وَ طَابَ خَیرُهُ وَ حَسُنَ ذِكْرُهُ وَ سَادَ أَهْلَ زَمَانِهِ. به راستی مردم دو گونهاند: برخی از او بهتر و پرهیزگارتر به نظر میرسند، و برخی از او بدتر و زبونتر؛ هرگاه كسی را [از نظر ظاهری] بدتر و پستتر از خود ببیند، [با خود] گوید: ای بسا درونش خوب باشد و عاقبتش به خیر گردد و این برایش بهتر است و خوبی من آشكار است و چه بسا درونم خراب باشد و پایان كارم ختم به شرّ شود و آن برای من بدتر است، و هرگاه كسی را بهتر و پرهیزگارتر از خود ببیند در برابرش فروتنی كند، تا به وی ملحق شود [و به مرتبة او برسد].
پس هر گاه چنین كند مجد و بزرگواریش بالا گیرد و خیرش پاك و دلپسند، و نامش نیكو شود، و آقا و سرور مردم عصر خود گردد.
امام کاظم (علیه السلام) : یا هشام کان أمیر المؤمنین (علیه السلام) یقول: ما عُبِدَ اللّهُ بشَیءٍ أفضَلَ مِن العَقلِ، و ما تَمَّ عَقلُ امرئٍ حتّى یكونَ فیهِ خِصالٌ شَتّى: الكُفرُ و الشَّرُّ مِنهُ مَأمُونانِ، و الرُّشدُ و الخَیرُ مِنهُ مَأمُولانِ، و فَضلُ مالِهِ مَبذولٌ، و فَضلُ قَولِهِ مَكفوفٌ، و نَصیبُهُ مِن الدُّنیا القُوتُ، لا یشبَعُ مِن العِلمِ دَهرَهُ ، الذُّلُّ أحَبُّ إلَیهِ مَع اللّهِ مِن العِزِّ مَع غَیرِهِ، و التَّواضُعُ أحَبُّ إلَیهِ مِن الشَّرَفِ، یستَكثِرُ قَلیلَ المَعروفِ مِن غَیرهِ، و یستَقِلُّ كَثیرَ المَعروفِ مِن نَفسهِ، و یرَى النّاسَ كُلَّهُم خَیراً مِنهُ ، و أنَّهُ شَرُّهُم فی نَفسِهِ، و هُو تَمامُ الأمرِ. امام كاظم علیه السلام: اى هشام! امیرالمؤمنین (علیه السلام) مىفرمود: خداوند به چیزى بهتر از عقل پرستش نشده است، و خرد انسان كامل نباشد تا اینكه در او چند خصلت گوناگون باشد: كفر و بدى از وى نتراود، به هدایت و خوبى او امید برود، زیادى مالش را ببخشد، از زیادهگویى بپرهیزد، بهرهاش از دنیا همان خوراك روزانهاش باشد، تا عمر دارد از دانش سیر نشود، خوارىِ با خدا نزد او خوشتر باشد از عزّت با غیر او، افتادگى نزد وى محبوبتر از بلندى و شرافت باشد، احسان اندك دیگران را زیاد شمارد و احسان زیاد خود را اندك داند، همه مردم را بهتر از خود بیند و خودش را از همه آنها بدتر شمارد و این تمامِ مطلب [و نهایت کمال عقل] است. (اصول کافی، کتاب عقل و جهل).
تهیه و تنظیم : کانون فرهنگی تبلیغی امین
حق نشر محفوظ / با ذکر منبع بلامانع