تربیت جنسی فرزند 6 تا 12 سال (تا سن بلوغ) (1) مهرورزی و ارزش دادن به کوکان

برخی از ویژگیهای روانشناختی کودکان 6 سال تا بلوغ
در این سن کودکان کنجکاو هستند و به یادگیری علاقهمندند. کودک میفهمد که دیگران احساسات، علائق و تفکرات متفاوتی دارند. او میتواند خود را جای دیگران بگذارد و دیگران را درک کند؛ کودکان در ابتدا به جنسیت اهمیتی نمیدهند ولی با بزرگتر شدن به بازی با همجنس علاقهمند میشوند؛ گروههای همسالان و روابط خانوادگی نقش مهمی در اجتماعی شدن کودک در این دوره بر عهده دارند. ظرفیت حافظه کودک بهتدریج افزایش مییابد. آنها در این سنین به همانندسازی روی میآورند و از طریق تقلید حرکات و گفتار دیگران، خود را با موازین اجتماعی منطبق ساخته و میکوشند همانند دیگر مردم باشند. در این سن، رقابت، لاف زدن و دعوا فراوان مشاهده میشود. کودک در این سنین میتواند بهطور همزمان به جنبههای مختلف یک شیء یا پدیده توجه کرده و ارتباط بین ابعاد مختلف را درک کند. به خواندن، علاقه نشان میدهد و حس تشخیص و تمیز و وجدان اخلاقی کودک رشد مییابد. او در این دوران متوجه میشود که میتواند افکارش را کنترل کند، و دیگران را تحت تأثیر افکار خود قرار دهد.
از دیدگاه آموزههای اسلامی در این مرحله برای تربیت کودک و از جمله برای عفافگرایی و تربیت صحیح جنسی او، باید در موضوعات ذیل دقت شود:
1-8- مهرورزی به کودکان
2-8- گرامیداشتن و ارزش دادن
3-8- تأمین امنیت
4-8- خودداری از تماس بدنی با اندام برهنۀ کودک
5-8- جداسازی بستر خواب کودکان از بزرگسالان
6-8- جداسازی بستر خواب کودکان از یکدیگر
7-8- اجازهگرفتن کودک در هنگام ورود به اتاق خلوت و استراحتگاه والدین
8-8- تغذیه حلال و پاکیزه
9-8- آموزش محرم و نامحرم
10-8- پیشگیری از سوء استفاده جنسی
11-8- نظارت و کنترل فیلمها، عکسها، تلفن همراه، ماهواره، اینترنت و شبکههای اجتماعی
12-8- نظارت و کنترل بازیهای رایانهای
13-8- تشویق کودکان به انجام اعمال عبادی همانند: نماز و روزه
14-8- آموزش قرآن کریم
15-8- سالمسازی محیط
16-8- بیزاری جستن شفاف و منطقی از بیعفتیها و بدحجابیها
17-8- پرسشهای جنسی فرزندان و نحوۀ پاسخگویی به آنان
1-8- مهرورزی به كودكان
یکی از عوامل غیرمستقیم و بسیار تأثیرگذار در عفافگرایی کودکان و نوجوانان و تکوین شخصیت آنان، عامل مهرورزی است؛[1] چراکه وقتی کودک و نوجوان در درون خانواده و محیطهای سالم و مذهبی، از محبت حقیقی پدر و مادر و نیکان سیراب گردد هرگز در محیط بیرون از خانه، شیفتۀ لبخند شیطانی نامحرمان نمیشود و فریب نامۀ «فدایت شومِ» شیطان صفتان را نمیخورد و از جملۀ دروغینِ «من دوستت دارم و عاشقت هستم و از عشق تو میسوزمِ» شهوتپرستان، شادمان نمیگردد، بلکه به همۀ اینها با دیدۀ نفرت مینگرد و آنان را همچون گرگانِ در لباس میش میپندارد.
اما از سوی دیگر، کودک و نوجوانی که از محبت حقیقی والدین و نیکان سیراب نگشته باشد ممکن است با شنیدن جملات و نامهها و پیامکهای عاشقانه در دام شیطانصفتان بیافتد و تمام هستی و حیثیت خویش را از دست بدهد. چنانکه تحلیل محتوای 60 مستند منتخب از سرگذشت دختران فراری، نشان داد که حدود 95% آنها از کمبود محبت والدین (بهویژه پدر) در رنج بودهاند![2]
آری،از همینروستکه در روایات اسلامی، دستورات فراوانی وجود دارد مبنی بر محبت بهکودکان[3] و نیکی کردن به آنان؛ همانند نوازش کردن و بوسیدن،[4] هدیهدادن،[5] کودکی ورزیدن با فرزند و بازی با او،[6] که به نوعی میتواند در تکوین شخصیت صحیح او مؤثر واقع شود و او را در عرصه عفافگرایی یاری نماید. چراکه توصیههای یاد شده، سبب میشود تا این دسته از فرزندان و کودکان از محبت حقیقی سیراب گردند و آنگاه همانندسازی کرده و به دیگران محبت ورزند و از جمله در نیکی و مهرورزی به همسر آیندهشان موفق شوند و بدین ترتیب از دوران کودکی تا پس از ازدواج، از بسترهای انحرافات اخلاقی در امان بمانند.
ناگفته نماند که موارد یاد شده از مهرورزی به فرزندان اگرچه مستقیماً مربوط به عفافگرایی و تربیت جنسی آنان نیست، ولی غیرمستقیم و با واسطه، در تربیت جنسی صحیح فرزندان، اثری نیک میگذارد و آنان را از انحرافات مصون میدارد.
شایان ذکر است از آنجا که در میان فرزندان، دختر، نسبت به پسر، بیشتر به محبت نیازمند است، در آموزههای دینی بر محبت بیشتر به دختر تأکید ویژه شده است.
البته والدین باید رفتار مناسب با هر یک از پسر و دختر داشته باشند و از این طریق احساس ارزشمندی و عزت نفس را، در وجود آنها، تقویت سازند. ولی در اینمیان، فرقهایی میان دختر و پسر وجود دارد، زیرا دختران عاطفیتر و حساسترند و نیاز به محبت بیشتر دارند. چنانکه رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) فرمودهاند:
إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى عَلَى الْإِنَاثِ أَرَقُّ مِنْهُ عَلَى الذُّكُورِ وَ مَا مِنْ رَجُلٍ يُدْخِلُ فَرْحَةً عَلَى امْرَأَةٍ بَيْنَهُ وَ بَيْنَهَا حُرْمَةٌ إِلَّا فَرَّحَهُ اللَّهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ.[7]
خداوند تبارک و تعالى به دختر مهربانتر از پسر است. هیچ مردى نیست که زنى از محارم خود را خوشحال سازد، مگر اینکه خداوند متعال در روز قیامت او را شادمان گرداند.
و نیز سفارش کردهاند بههنگام هدیه دادن به فرزندان، از دختران شروع کنید.
مَنْ دَخَلَ السُّوقَ فَاشْتَرَى تُحْفَةً... وَ لْيَبْدَأْ بِالْإِنَاثِ قَبْلَ الذُّكُورِ....[8]
هـر کـس وارد بـازار شود و هدیّهاى بخرد و آن را بـراى خـانواده خـود ببرد، همانند کـسى اسـت که براى گـروهى نیازمند صدقهاى بَرَد و بـایـد (دادن هـدیّه را) از دخـتران شروع کند.
و در حدیثی دیگر فرمودند:
مَنْ كَانَ لَهُ أُنْثَى فَلَمْ يُبْدِهَا وَ لَمْ يُهِنْهَا وَ لَمْ يُؤْثِرْ وُلْدَهُ عَلَيْهَا أَدْخَلَهُ اللَّهُ الْجَنَّة.[9]
آنکه داراى دختر است، اگر او را از خود نراند، و اهانتش نکند، و پسرانش را بر او مقدم ندارد، خداوند وى را وارد بهشت مى کند.
در این روایت چند نمونه از رفتار نامطلوب برخی از والدین نسبت به دخترانشان مورد توجه قرار گرفته و آنانرا از بروز اینگونه رفتارها با دخترانشان برحذر داشته است؛ اذیت و آزار دختران، توهین و تحقیر آنان و برتری دادن پسران بر دختران، از جمله رفتارهایی است که در این حدیث بهعنوان رفتارهای نادرست برخی والدین با دختران (که در عصر جاهلیت مرسوم بوده) شمرده شده است.
و نیز در میان کودکان سفارش ویژه به محبت یتیمان شده است.[10] چراکه اگر از آنان غفلت شود در آینده نه چندان دور، پیآمدهای منفی آن دست و پاگیر اجتماع میشود؛ زیرا بچه یتیمِ محرومِ از محبت، فردا در محیط اجتماع گرفتار انواع انحرافها میگردد و ترکشها و شعلههای انحراف او، ممکن است دامن زندگی ما را نیز بگیرد!
یك نكته
در مهرورزی به فرزندان و کودکان بایستی اعتدال را رعایت کرد؛ چراکه محبت بیش از اندازه نیز آسیبزا است،[11] مثلاً کودکی که به صورت افراطی به او محبت میشود، به محبوب واقعشدن معتاد میگردد و ممکن است به محبتهای عشقی و جنسی نیز تن بدهد! و یا در آینده، در زندگی مشترک، با اندکی کممهری و یا بیمهری از سوی همسرش، تاب و توان از دست بدهد و آن را بحرانی بزرگ برای زندگیاش قلمداد کند و بدینترتیب به قهر و جدایی و طلاق روی آورد!
2-8- گرامی داشتن و ارزش دادن (تقویت عزت نفس)
یکی از نیازهای طبیعی که تأمین آن، بهصورت غیرمستقیم در عفافگرایی و تربیت جنسی فرزندان مؤثّر میباشد، «نیاز به عزّت و ارزشمندی» است. ارضای این نیاز، از آن جهت در رشد سالم جنسی کودک و نوجوان اثر دارد که عزّت نفس را در وجود او تقویت میکند. کسیکه از عزّت کافی برخوردار باشد، برای خویش ارزش قائل است و حاضر نیست، تن به ذلّت گناه دهد. امیرمؤمنان (علیه السلام) در این باره میفرماید:
مَنْ كَرُمَتْ عَلَيْهِ نَفْسُهُ هَانَتْ عَلَيْهِ [شَهْوَتُهُ] شَهَوَاتُه.[12]
کسیکه کریمُ النَّفس باشد و برای خودش شخصیت قائل شود، شهوتش در نظر او خوار و بیمقدار میگردد.
و در بیانی دیگر میفرماید:
مَنْ كَرُمَتْ عَلَيْهِ نَفْسُهُ لَمْ يُهِنْهَا بِالْمَعْصِيَةِ.[13]
کسی که در نزد خود، احساس کرامت و بزرگواری کند، با ارتکاب معصیت، خود را خوار نمیسازد.
بر حسب فرمایش امیرمؤمنان (علیه السلام) اگر کسی در روح خود، احساس شرافت و بزرگواری کند، شهوترانی و به دنبال هوای نفس رفتن (آن هم از طریق حرام)، را کاری منفور و زشت تلقی میکند.
امام صادق (علیه السلام) نیز میفرماید: «چشم پوشیدن از نگاه به نامحرم و تحریک کنندهها دلیل بر کرامت نفس و بزرگواری انسان است».[14] یعنی آدم کریمُ النَّفس و بزرگوار و با شخصیت هیچگاه چشمچرانی نمیکند و خیره خیره و مستقیم به زنان نگاه نمینماید.
در بررسی علل و عوامل موفقیت قهرمانان عرصۀ عفافگرایی و پاکدامنی نیز بهدست میآید که آنان همگی دارای عزت و کرامت نفس بودهاند و همین عاملی بس مهم در پرهیز از آلودگیهای جنسی میباشد. رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) در بارۀ شخصیت حضرت یوسف (علیه السلام) میفرماید:
إِنَّ الْكَرِيمَ ابْنَ الْكَرِيمِ ابْنِ الْكَرِيمِ يُوسُفَ بْنَ يَعْقُوبَ بْنِ إِسْحَاقَ بْنِ إِبْرَاهِيمَ.[15]
همانا کریم، پسر کریم، پسر کریم، یوسف پسر یعقوب، پسر اسحاق، پسر ابراهیم میباشد.
شایان ذکر است که کسب عزّت و برخوردار شدن از اعتماد به نفس، تا حدّ زیادی در خانواده صورت میگیرد. بنابراین والدین باید با پذیرش شخصیّت کودک و احترام به او در حدّ متعادل و تشویق کارهای مثبتش و... زمینۀ تربیت سالم او را فراهم آورند و موجبات رشد، احساس اعتبار و عزّت را در او افزایش دهند، تا در آینده از انجام کارهای زشت و انحرافات اخلاقی مصون بماند.[16]
آزادگذاری کودک در هفت سال اول زندگی،[17] و مثبتاندیشی در بارۀ او،[18] و وزیر و مشاور قراردادن فرزند در هفت سال سوم زندگی[19] (از 14 الی 21 سالگی) که در آموزههای دینی بدان سفارش شده است به نوعی میتواند از مصادیق اکرام و احترام و بزرگداشت فرزند باشد و در تکوین عزتمندی و شخصیت صحیح او مؤثر واقع شود و بدینترتیب او را در عرصه عفافگرایی یاری نماید.
[1]. مهرورزی به کودکان را میتوان در چهار سطح بینشی و انگیزشی و گویشی و کُنشی مورد بررسی قرار داد.
[2]. نقدی بر روشهای تربیت دینی (سعیدی رضوانی و باغگلی 1389) به نقل از اسناد سازمان ملی جوانان.
[3]. یکی از نیازهای عاطفی مهمّ انسان، محبّت است. تأمین به موقع این نیاز روانی انسان میتواند نقش سازنده و تأثیرگذاری در سلامت روحی و رفتاری او داشته باشد. بدون شک مناسبترین زمان برای تأمین این نیاز، دوران کودکی و نوجوانی است. یکی از آثار مفید محبّت، تربیت سالم جنسی کودکان و نوجوانان است. این همه سفارشی که در اسلام به محبّت فرزند شده است، به آثار روانی و عاطفی و اخلاقی آن است. بهویژه پیشگیری از ابتلا به انحراف اخلاقی آنان میباشد. ارضای نیاز به محبّت در کودکان، آنها را از وقوع در بیعفتی محافظت میکند. در مقابل کمبود محبّت، انحراف اخلاقی را فراهم میسازد. همچنین محبّت در کودکی سبب میشود که افراد در زندگی خانوادگی خود بتوانند به همسر، فرزندان و دیگر افراد، محبّت کنند و رابطۀ بهتری با آنان برقرار سازند. بنابراین کودکانی که از نخستین ماههای زندگی از محبّت دیگران برخوردار باشند، میل و توانایی مهرورزی و دوست داشتن، برای همیشه در وجود آنان زنده خواهد بود. از نظر روانشناسان، افرادی که در کودکی محبّت ندیدهاند، نمیتوانند در بزرگسالی به همسرشان، عشق بورزند.
اینک با توجه به نقش محبّت در تربیت سالم فرزند، در روایات اسلامی به محبّت فرزند، بهویژه در کودکی، تأکید فراوان شده است. چنانکه پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «إِنَّ اللَّهَ لَیَرْحَمُ الْعَبْدَ لِشِدَّةِ حُبِّهِ لِوَلَدِهِ» ؛ خداوند، بنده اش را به خاطر شدّت محبّت به فرزندش رحم میکند و میبخشد. (کافی، ج6، ص50)
امام صادق (علیه السلام) نیز میفرماید: «إنّ الله لیرحم الرجل لشدة حُبّه لولده». (وسائل الشیعه، ج21، ص359، باب2، ح7).
[4]. از جمله نیازهای روانی و عاطفیای که تأمین آن در دوران کودکی، در تربیت صحیح جنسی فرد تأثیر دارد ،«بوسیدن و نوازش کردن» است. نیاز کودک به محبّت تنها با محبّت قلبی، تأمین نمیشود، بلکه باید در عمل، محبّت والدین را لمس کند. از اینرو بوسیدن و نوازش کردن، یکی از شیوههای مهم ابراز محبّت به کودک است. با نوازش، نیاز درونی کودک تأمین میشود و دیگر احساس کمبود نمیکند. کودک، بوسه و نوازش را نوعی محبّت میپندارد و عطش او برای دریافت محبّت، از این طریق ارضا خواهد شد. علاوه بر این کودک، نوازش کردن را بهعنوان رفتاری برای ابراز احساسات عاشقانه و دوست داشتن، یاد میگیرد و با درونسازی این رفتار، در زندگی آیندۀ خود از آن، استفاده کرده و همینگونه، عشق خود را به شریک زندگی خود ابراز خواهد کرد. به همین جهت در اسلام به نوازش کودک سفارش زیادی شده است. سیره پیشوایان دینی، بهویژه رسول گرامی اسلام نیز بر همین شیوه، استوار بوده است. پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) هر روز صبح بر سر فرزندان و نوههایشان دست [نوازش] مىکشیدند. کانَ النَّبىُّ (صلی الله علیه و آله) اِذا اَصْبَحَ مَسَحَ عَلى رُؤُوسِ وُلْدِهِ وَ وُلْدِ وُلْدِهِ؛ (بحارالأنوار، ج۱۰۴، ص ۹۹، ح ۷۵) در باره بوسیدن فرزند نیز امیرمؤمنان (علیه السلام) میفرماید: «قُبلَةُ الوَلَدِ رَحمَةٌ» بوسیدن فرزند، مهر و محبت است. (میزان الحکمة، ح16280). و نیز فرمودند: «أَکْثِرُوا مِنْ قُبْلَةِ أَوْلَادِکُمْ فَإِنَّ لَکُمْ بِکُلِّ قُبْلَةٍ دَرَجَةً فِی الْجَنَّةِ مَسِیرَةَ خَمْسِمِائَةِ عَام» فرزندانتان را زیاد ببوسید، همانا با هر بوسه، مقام و درجهای در بهشت برایتان ایجاد میشود، جایگاهی که طول آن به میزان 500 سال راه رفتن است.. (وسائل، ج21، ص485، ب89، ح3).
البته فراموش نشود که نباید تبعیض بین فرزندان بگذاریم. امیرمؤمنان (علیه السلام) در این باره میفرماید: پیامبر (صلی الله علیه و آله) کسى را دیدند که دو فرزند داشت. یکى را بوسید و دیگرى را رها کرد. پیامبر خدا به او فرمودند: چرا میان آنان یکسان عمل نکردى؟ اِنَّ النَّبىَّ (صلی الله علیه و آله) اَبْصَرَ رَجُلاً لَهُ وَلَدانِ فَقَـبَّلَ اَحَدَهُما وَتَرَکَ الآْخَرَ. فَقالَ رَسولُ اللّهِ (صلی الله علیه و آله) : فَهَلاّ واسَیْتَ بَیْنَهُما. (جعفریّات ، ص 55).
[5]. یکی دیگر از شیوههای مهرورزی، هدیه دادن است. هدیه به فرزند، ازجمله رفتارهایی است که نیاز عاطفیاش را، تأمین میکند و به صورت غیرمستقیم، درتربیت صحیح جنسی او و پیشگیری از انحراف، مؤثّر است. زیرا والدین میتوانند با هدیه دادن، به فرزندان خود، در دورۀ کودکی، به آنان نزدیک شوند و از جذب شدن فرزندشان به افراد ناسالم مانع گردند و بدینترتیب از سوء استفادهٔ جنسی پیشگیری کنند.
هدیه دادن بهعنوان یکی از راههای جذب کودکان، میتواند دو نقش تربیتی داشته باشد: نخست اینکه این رفتار باعث میشود که احساس قلبی والدین به فرزند منتقل شود و نیاز به دریافت محبّت کودک از این طریق ارضا گردد. افزون بر آن کودک این رفتار را بهعنوان شیوهای برای ابراز عشق و محبّت به دیگران همانندسازی کرده و در آینده از آن در زندگی خود (بهویژه زندگی مشترک خانوادگی) بهره میگیرد. رسول خدا (صلی الله علیه و آله) : «الهَدِیَّة تورِثُ المَوَدَّةَ...» هدیهدادن محبت میآورد. (میزان الحکمة، ح21176).
[6]. وسائل، ج21، ص486، ب90، ح2، رسول خدا (صلی الله علیه و آله) : «مَنْ كَانَ عِنْدَهُ صَبِيٌّ فَلْيَتَصَابَ لَهُ». هر کس با کودک سروکار دارد، با او کودکانه رفتار کند.
شرکت والدین در بازی بچهها و همبازی شدن با آنها، علاوه بر رفع تنهایی کودکان میتواند بر نشاط و صمیمیت کودک و والدین تأثیر مثبت بگذارد. بههمین منظور است که رسولخدا (صلی الله علیه و آله) در بازی کودکان شرکت میکرد و با آنان همبازی میشد. سیرۀ رسولخدا (صلی الله علیه و آله) در محبت به کودکان بهحدی بود که علاوه بر همبازی شدن با آنان و نادیده گرفتن موقعیت، با فروتنی به بازی با آنها میپرداخت و این در حالی بود که گاهی زمان نماز فرا رسیده بود و مردم در انتظار اقامۀ نماز به امامت ایشان بودند. بهعنوان نمونه، در یکی از روزها که رسولخدا (صلی الله علیه و آله) به منظور خواندن نماز جماعت عازم مسجد بودند، در راه به گروهی از کودکان برخوردند که در حال بازی کردن بودند؛ بچهها با دیدن پیامبر (صلی الله علیه و آله) دست از بازی کشیدند و به سوی ایشان رفتند و به پیامبر (صلی الله علیه و آله) گفتند: «کُن جَمَلِی»! شتر من باش! رسولخدا (صلی الله علیه و آله) درخواست کودکان را اجابت کردند و مشغول بازی با آنها شدند و این درحالی بود که مردم در مسجد در انتظار ایشان بودند. بلال که در مسجد همراه مردم، منتظر ورود رسولخدا (صلی الله علیه و آله) بود، با مشاهدۀ تاخیر پیامبر (صلی الله علیه و آله) به سمت خانۀ ایشان حرکت کرد. او در راه به رسولخدا (صلی الله علیه و آله) رسید و با دیدن صحنۀ بازیکردن ایشان با کودکان، خواست تا بچهها را از اطراف ایشان دور کند؛ اما رسولخدا (صلی الله علیه و آله) مانع شدند و فرمودند: برای من دیر شدن زمان اقامۀ نماز، از ناراحتی کودکان بهتر است! سپس از بلال خواستند تا به خانۀ ایشان برود و برای کودکان چیزی تهیه نماید تا به این ترتیب بچهها حضرت را رها کنند. بلال رفت و از منزل پیامبر (صلی الله علیه و آله) تعدادی گردو تحویل گرفت و به محضر ایشان بازگشت. رسولخدا (صلی الله علیه و آله) گردوها را از بلال گرفتند و به بچهها فرمودند: آیا شتر خود را به این گردوها میفروشید؟ کودکان نیز با دیدن گردوها، آنها را از دست پیامبر گرفتند و به ختم بازی رضایت دادند! (جوامع الحکایات و لوامع الروایات، عوفی، سدید الدین محمد؛ تهران، نشر ابن سینا 1340ه.ش چاپ اول؛ باب دوم از قسم دوم، ص30).
بازی رسولخدا (صلی الله علیه و آله) با کودکان در میان مردم بهگونهای بود که تعجب برخی را برمیانگیخت. در این باره آمده است: روزی رسولخدا (صلی الله علیه و آله) مشغول بازی با امام حسین (علیه السلام) بودند و زبانشان را برایش بیرون میآوردند و هنگامی که کودک این رفتار پیامبر (صلی الله علیه و آله) را میدید به سمت ایشان میدوید. در این هنگام مردی بهنام عُیَیْنَهݑُ بْنُ بَدْر که شاهد بازی پیامبر (صلی الله علیه و آله) با امام حسین (علیه السلام) بود، از این رفتار رسولخدا (صلی الله علیه و آله) شگفت زده شد و خطاب به ایشان عرض کرد: به خدا سوگند! فرزندم مرد شده و صورت او دارای محاسن گشته است، اما من تاکنون حتی برای یکبار هم او را نبوسیدهام! رسولخدا (صلی الله علیه و آله) که از رفتار آن مرد ناراحت شده بودند، فرمودند: کسی که رحم و عطوفت نداشته باشد، مورد مهر و عطوفت قرار نخواهد گرفت! «کان رسول الله (صلی الله علیه و آله) یَدْلَعُ لِسَانَهُ لِلْحُسَیْنِ، فَیَرَى الصَّبِیُّ حُمْرَةَ لِسَانِهِ، فَیَهَشُّ إِِلَیْهِ، فَقَالَ لَهُ عُیَیْنَةُ بْنُ بَدْرٍ: أَلا أَرَاهُ یَصْنَعُ هَذَا بِهَذَا، فَوَاللَّهِ إِِنَّهُ لَیَکُونُ لِیَ الْوَلَدُ قَدْ خَرَجَ وَجْهُهُ ، وَمَا قَبَّلْتُهُ قَطُّ ، فَقَالَ النَّبِیُّ (صلی الله علیه و آله) : «مَنْ لا یَرْحَمُ لا یُرْحَمُ ». (مجموعۀ ورام، قم، مکتبهݑ فقیه، چاپ اول؛ ج1، ص113).
[7]. وسائل الشیعة، ج21 کتاب النکاح، ابواب احکام الاولاد باب7 (استحباب زیادة الرقة على البنات والشفقة علیهن أکثر من الصبیان).
[8]. وسائل، ج21، ص514، ب3، ح1. «مَنْ دَخَلَ السُّوقَ فَاشْتَرَى تُحْفَةً فَحَمَلَهَا إِلَى عِیَالِهِ کَانَ کَحَامِلِ صَدَقَةٍ إِلَى قَوْمٍ مَحَاوِیجَ وَ لْیَبْدَأْ بِالْإِنَاثِ قَبْلَ الذُّکُورِ فَإِنَّ مَنْ فَرَّحَ ابْنَتَهُ فَکَأَنَّمَا أَعْتَقَ رَقَبَةً مِنْ وُلْدِ إِسْمَاعِیلَ- وَ مَنْ أَقَرَّ بِعَیْنِ ابْنٍ فَکَأَنَّمَا بَکَى مِنْ خَشْیَةِ اللَّهِ وَ مَنْ بَکَى مِنْ خَشْیَةِ اللَّهِ أَدْخَلَهُ اللَّهُ جَنَّاتِ النَّعِیمِ». کسی که به بازار میرود و برای اعضای خانوادۀ خود هدایایی میخرد، مانند کسی است که برای تهیدستان و فقیران، صدقه میبرد و بهتر است که دادن هدیهها را از دخترها شروع کند؛ زیرا کسی که دختر خود را شاد کند، مانند کسی است که بندهای از فرزندان اسماعیل را آزاد کرده باشد و کسی که فرزند پسر را شاد کند، مانند کسی است که از ترس خدا گریه کرده باشد و کسی که از ترس خدا گریه کرده باشد، خداوند او را وارد بهشت میکند.
[9]. مستدرک الوسائل، ج15، ص118.
[10]. وسائل، ج21، ص446، ب62 استحباب اسکات الیتیم إذا بکی. و نوازش یتیم: وسائل، ج21، ص374، ب13، ح1و2و3و4؛
[11]. ر.ک: خانواده و مسائل جنسی کودکان، ص85.
[12]. نهج البلاغه، حکمت449.
[13]. غررالحکم و دررالکلم، ح 8730.
نقطه مقابل این گفتار حدیثی است از امام صادق (علیه السلام) که میفرماید: «مَن هانَت عَلَیهِ نَفسُهُ فَلا تَأمَن شَرَّهُ». اگر کسی خودش را در نزد خویش خوار ببیند (و احساس بزرگواری را از دست بدهد) از شرّ او بترس و ایمن مباش. (تحف العقول، ص483).
[14]. میزان الحکمه، ح 17497. « ثَلاثةٌ تَدُلُّ عَلَی کَرَمِ الْمَرْءِ: حُسنُ الخُلق، وَ کَظمُ الغَیظِ وَ غَضُّ الطَّرفِ» سه چیز نشانگر کرامت و بزرگواری آدمی است: خوشخویی، فرو خوردن خشم، و فرو افکندن چشم.
[15]. میزان الحکمه، ح 17525.
[16]. با توجه به نقش مهم عزت نفس، لازم است شخصیت کودک را خُرد نشمریم، او را متوجه تواناییهایش کنیم، به او بگوییم که انسان هر چقدر ناتوان و علیل باشد، باز هم میتواند به اوج افتخارات دست یابد.
[17]. وسائل الشیعة، ج21، ص475، ب83، ح4. امام صادق (علیه السلام) : «دَع ابنک یلعب سبع سنین». و نیز ب82، ص473، ح1.
[18]. وسائل، ج21، ص364، ب5، ح3 و 4 و 5و 7. همان، ص367، ب7، ح1. رسول خدا (صلی الله علیه و آله) : إنّ الله تبارک و تعالی علی الأنُاث أرقّ منه علی الذکور، و ما من رجلٍ یدخل فرحة علی إمرأة بینه و بینها حرمة إلاّ فرّحه الله یوم القیامة.
[19]. وسائل، ج21، ص475، ب83، ح4. امام صادق (علیه السلام) : دَع ابنک یلعب سبع سنین، و یؤدّب سبع سنین، و الزمه نفسک سبع سنین فإن افلح و إلاّ فلا خیر فیه.
تهیه و تنظیم : کانون فرهنگی تبلیغی امین
حق نشر محفوظ / با ذکر منبع بلامانع