برخی از ویژگی‌های روانشناختی کودکان 3 تا 6 سال

خردسالان، بسیار فعال و پر جنب و جوش و کنجکاو و جستجوگر هستند و نیاز به تحرّک و فعالیت جسمی دارند و نمی‌توانند به‌مدت طولانی آرام بنشینند. آنها از تکرار، به‌ویژه تکرار قصه، داستان و اشعار، لذت می‌برند. هر چه زمان آموزش کودک، کوتاه‌تر باشد، میزان یادگیری او بیشتر است.

توقع بیش از حد از آنها بیهوده است و از جنبه‌های تشخّص‌طلبی این دوره، نافرمانی و سرکشی در برابر دیگران، علاقمندی به جذب و برانگیختن تحسین آنها می‌باشد.

دوران خردسالی، دوران نهفتگی غریزۀ جنسی است و خانواده باید بکوشد این نهفتگی حفظ شود و از کم‌ترین گفتارها و رفتارهایی که سبب بیداری این غریزه شود، خودداری کنند.[1]

متأسفانه برخی تصورشان این است‌ که کودک تا زمان بلوغ، از میل جنسی بی‌بهره است و هر رفتاری در برابر او انجام شود تأثیری در او نخواهد داشت! و حال این‌که این تصور درست نمی‌باشد. آیت‌الله ابراهیم امینی در این باره معتقد است:

غریزۀ جنسی از ابتدای تولد در وجود انسان وجود داشته و گاه هم تحریک می‌شود و آن‌گونه نیست که تنها در زمان بلوغ پیدا شود، بلکه از زمان کودکی در نهاد انسان نهفته است و به شکل‌های گوناگونی بروز می‌نماید. (کودکان از لمس آلت جنسی خویش لذت می‌برند و حالت تحریک برایشان حاصل می‌شود)[2] کودک از بوسه‌ها و نوازش‌های افراد لذت می‌برد. خوشگلی و بدگلی را متوجه می‌شود و گاهی به زبان می آورد، در دو سه سالگی به اختلاف دختر و پسر پی می‌برد و قدری که بزرگتر می‌شود، مجذوب عکس‌های برهنه و نیمه عریان می‌گردد و خیره خیره به آنها نگاه می‌کند. کودکان تا دوران ده سالگی با همین حال زندگی می‌کنند و غریزه جنسی آنها به طور کامل بیدار نشده و در حالت ابهام می‌باشد. پدر و مادر باید متوجه باشند که کودکان پیش از بلوغ از لحاظ رشد بدنی و فکری برای تولید نسل و اعمال غریزه جنسی آمادگی ندارند، بدین جهت خداوند غریزه جنسی آنها را پیش از بلوغ به حالت خفته و ابهام نهاده است. آنها باید توجه داشته باشند که صلاح فردی و اجتماعی کودکان نیز همین است که غریزهٔ جنسی آنان قبل از بلوغ، بیدار و تحریک نشود. و اگر غریزهٔ جنسی او به‌طور زود رس و پیش از بلوغ بیدار گردد، مشکلاتی در زندگی کودک به وجود خواهد آمد که ممکن است، اسباب بدبختی و انحراف او گردد. این مسئله مورد تأیید اسلام بوده و روایات زیادی در این زمینه وارد شده و تأیید می‌کند که کودکان هم میل جنسی دارند و باید از تحریک آن خودداری کرد. تحریک غریزۀ جنسی فرزندان به‌ویژه نوجوانان و جوانان آثار زیان‌باری در پی داشته و باعث آلوده شدن آنان به فساد اخلاقی می‌گردد. پدر و مادر باید برای پیشگیری از زمینه‌های تحریک غریزهٔ جنسی فرزندان خود اقدامات پیشگیرانۀ لازم را انجام دهند.[3]

از همین‌رو برای تربیت صحیح جنسی کودکان در این دوران، موارد ذیل توصیه شده است:

1-7- منصرف‌کردن کودک از بازی با اعضای تناسلی

2-7- تلقین و تکرار اذکار خاص به کودک سه الی پنج ساله

3-7- پرورش هویت جنسی و آموزش نقش جنسیت

4-7- استفاده اعضای خانواده از پوشش مناسب و غیرمحرک در محیط خانه و در برابر محارم

5-7- پرهیز از برهنه شدن در برابر کودکان و یا برهنه‌کردنِ آنان

6-7- نظارت بر دوستی‌های کودکان و جلوگیری از بازی‌های جنسی آنان

7-7- نظارت و کنترل بر اسباب بازی‌ها

8-7- پاسخ به پرسش‌های جنسی کودکان در این دوران

9-7- نظارت بر مربیان، مواد آموزشی و برنامه‌های مهد کودک

1-7- منصرف‌كردن كودک از بازی با اندام تناسلی

برخی از کودکان به هر دلیل به بازی‌کردن با اعضای تناسلی روی می‌آورند و از این طریق احساس لذت می‌کنند که بایستی به‌طور غیرمستقیم آنان را از این کار منصرف کرد.[4] مثلاً با او بازی کنیم یا او را به یک مطلب جالب و جذاب توجه دهیم و یا اسباب‌بازی مورد علاقه‌اش را در اختیارش بگذاریم و... و به‌طورکلی باید تمام اوقات فراغت کودکان را با برنامه‌های مفید و متنوع و متناسب با استعداهایشان پُر نماییم. و به‌طور نامحسوس مراقب باشیم پیش از خستگی کامل به رختخواب نروند و بعد از بیدارشدن در رختخواب نمانند و ماندن در توالت و حمام را طولانی نکنند.

البته در برخی از موارد علت دست‌کاری کودک ممکن است خارش آن عضو باشد که باید بررسی گردد علت خارش چیست؟ اگر علت خارش عدم نظافت است هرچه سریع‌تر نظافت گردد و اگر علت آن بیماری پوستی و یا بیماری انگلی است به پزشک مراجعه شود. و اگر علت خارش به خاطر زبری و یا نرمی و یا چسبان‌بودن لباسِ زیر است بایستی لباس زیر نخیِ غیرِچسبان را جایگزین کرد. و اگر علت خارش نگه‌داری ادرار یا مدفوع است[5] باید هر چه سریع‌تر به تخلیه آن راهنمایی و تشویق شود.

یک پرسش و پاسخ

درصورتی‌که کودکان با اندام جنسی‌شان بازی کنند، والدین چه واکنشی باید نشان دهند؟

گاهی اوقات کودکان، برای کشف بدن خود با اندام جنسی‌شان بازی می‌کنند، این امر برای آنها لذت بخش است، از همین‌رو کودک این عمل را تکرار می‌کند. والدین نباید از کوره در روند؛ بلکه باید احساس وظیفه کنند و با توجه به آثار نامطلوب آن، در صدد پیشگیری از تکرار آن برآیند.

بازی با اندام تناسلی موجب لذت و آرامش کودک می‌شود، از این رو کمبود محبت در کودک، یکی از عواملی است که به آن روی می‌آورد؛ لذا والدین برای پیشگیری از این عادت بد و آسیب‌زا، می‌بایست با او بازی کنند و به او محبت ورزند و قلب او را از دوستی حقیقی، چنان سرمست کنند که به خودارضایی، به‌عنوان یک وسیله التذاذ روی نیاورد. و البته از هرگونه اعمال خشونت برای ترک آن خودداری نمایند.[6]

2-7- تلقین و تکرار اذکار خاص به کودک سه الی پنج ساله

تعلیم و تربیت دینی و تقویت ایمانی، اختصاص به یک مقطع سنی و دوران خاص ندارد بلکه برای همۀ مقاطع زندگی در نظر گرفته شده است؛ یکی از آن مقاطع، دوران خردسالی است. امام صادق (علیه السلام)  در این باره می‌فرماید:

وقتی کودک شما سه ساله شد از او بخواهید هفت بار ذکر «لااله الّا الله» بگوید؛ و بعد از سه سال و هفت ماه و بیست روز، هفت بار ذکر «محمدٌ رسولُ الله» را بگوید؛ و در چهار سالگی هفت بار ذکر شریف صلوات را بگوید؛ و در پنج سالگی، جهت چپ و راست را از او بپرسید وقتی پاسخ داد، رویش را سمت قبله کنید و سجده‌کردن را آموزش دهید.[7]

شکی نیست که تکرار مشخص این اذکار در سنین خاص، در تربیت دینی و تقویت ایمانی و عقیدتی فرزند بسیار نقش دارد و در نتیجه او را در عرصه عفاف‌گرایی موفق می‌کند. علاوه براین، مقدمات آموزش نماز هم بدین ترتیب فراهم می‌شود و اصل تدریج در آموزش، و تعلیم گام‌به‌گام و پلکانی هم رعایت می‌گردد.

3-7- پرورش هویت جنسی و آموزش نقش جنسیت[8]

منظور از هویت جنسی، پذیرش ویژگی‌های شناختی، عاطفی و اجتماعی هر یک از پسر و دختر است که به صورت متفاوت، در دو جنس پدیدار می‌گردد. از آن‌جا که نگرش والدین، گرایش‌های فرهنگی و نوع تربیت و برخورد آنها با پسر و دختر در شکل‌دهی هویت جنسی فرزندان نقش اساسی دارد، لازم است که پدر و مادر به دو امر در تربیت فرزندانشان توجه داشته و آن‌را رعایت کنند:

 یکم) نگرش مثبت به پسر و دختر

بینش و عمل والدین باید از این امر حکایت کند که هیچ جنسیتی بر دیگری برتری ندارد، هر دوی آنها ارزشمند بوده و هر یک از آنان در تکامل و پیشرفت خود به دیگری نیازمند است. پدر و مادر باید احساس ارزشمندی جنسی را به فرزندانشان منتقل کنند، تا کودکان بتوانند به‌راحتی و بدون آرزوی داشتن جنسیت مخالف، به هویت جنسی خودشان دست یابند و بتوانند در آینده، زنان و مردان کامل و با اعتماد به‌نفس بوده و نقش پدری و مادری خود را نیز به‌خوبی ایفا نمایند.

متأسفانه در نزد برخی از افراد، فرزند دختر نسبت به پسر از ارزش کمتری برخوردار است و حال این‌که این دیدگاه درست نمی‌باشد. به عنوان نمونه در روایتی آمده که برای یکی از اصحاب امام صادق (علیه السلام)  فرزند دختری متولد گشت و او از این واقعه بسیار ناخشنود بود. امام (علیه السلام)  به او فرمود: اگر خداوند به تو وحی فرستد که من برایت اختیار کنم [بهتر است] یا تو برای خودت اختیار کنی، چه می‌گویی؟ آن مرد گفت: می‌گویم: پروردگارا! تو اختیار کن. امام (علیه السلام)  فرمود: همانا خداوند برای تو [فرزند دختر را] برگزیده و اختیار کرده است. سپس امام (علیه السلام)  داستان همراهی حضرت موسی (علیه السلام)  و خضر (علیه السلام)  و کشتن آن پسر بچه که در سوره کهف بیان شده را یادآور گشتند و فرمودند: پسر بچه‌ای که توسط خضر (علیه السلام)  کشته شد و خداوند اراده کرد به جای او، فرزندی پاکتر و با محبت‌تر به پدر و مادرش بدهد، دختری بود که از نسل او هفتاد پیامبر متولد گشتند![9]

 دوم) توجه دادن دختر و پسر به نقش جنسیتی خویش

نکتۀ دیگری که پدر و مادر باید در تربیت فرزندانشان اهمیت دهند، آگاهی‌بخشی نسبت به نقش جنسی آنهاست، تا هویت جنسی‌شان تقویت گردد. دختر و پسر باید بدانند که جامعه از هر یک از آنها چه انتظاری دارد و هر کدام از نظر رفتاری، گفتاری، پوشش و... چه نقشی را باید ایفا نمایند و از اجرای نقش‌های جنس دیگر، خودداری کنند.[10]

در روایات اهل بیت (علیهم السلام)  نیز به ضرورت آگاهی‌بخشی نسبت به نقش جنسیتی توجه شده است. امامان معصوم (علیهم السلام)  در موارد مختلف به این امر توصیه نموده‌اند. به‌عنوان نمونه یکی از یاران امام صادق (علیه السلام)  به نام ابی بصیر از امام (علیه السلام)  در رابطه با تزیین همسر و فرزندان، با طلا و جواهرات، سؤال نمود؟ حضرت فرمودند:

نَعَمْ النِّسَاءَ وَ الْجَوَارِيَ فَأَمَّا الْغِلْمَانُ فَلَا.[11]

تزیین همسر و دختر به طلا آری، ولی پسر، نه.

بر اساس این حدیث باید از تزیین پسران با طلا و جواهر، خودداری کرد؛ ولی فراهم کردن زمینه آرایش دختران، با طلا و جواهر، همانند زنان، پسندیده است. به‌نظر می‌رسد تأکید حدیث، براین نکته است که هر کدام از دختر و پسر باید به نقش جنسی خود، آگاه شوند و آن را بپذیرند تا بعدها دچار برخی از انحرافات اخلاقی نگردند.

البته در مورد دختر، مادر بهتر می‌تواند آموزش نقش جنسی دختر را بر عهده بگیرد.  چنان‌که پیامبر (صلی الله علیه و آله)  فرمود:

آمِرُوا النِّساءَ في بناتِهنَّ.[12]

امور دختران را، به مادران آنها واگذارید.

در این حدیث، به الگویابی جنسیتی‌ای که در امر آموزش نقش جنسی، اهمیت فراوانی دارد، توجه شده است. دختر باید مادر را در نقش جنسی الگو قرار دهد و این کار با سپردن امور دختران به مادران بهتر تأمین می‌شود. از این حدیث می‌توان استنباط کرد که تربیت جنسی دختر بیشتر برعهدۀ مادر است. همان‌طوری که تربیت جنسی پسر بیشتر برعهدۀ پدر می‌باشد.

4-7- استفاده اعضای خانواده از پوشش مناسب و غیرمحرك در محیط خانه و در برابر محارم

شکی نیست که نوع پوشش در تحریک یا عدم تحریک غریزۀ جنسی بسیار مؤثر است و از همین‌رو لازم است ابتدا پدر و مادر در محیط خانه، پوششی مناسب و عفیفانه داشته باشند[13] و سپس برای فرزندان خود پوشش‌هایی مناسب و غیرمحرک تهیه نمایند تا اسباب رشد عفت در فرزندان تقویت شود و آنان را از بی‌عفتی و انحرافات اخلاقی ایمن گرداند؛ زیرا گاه اتفاق می‌افتد که پوشش‌های محرک اعضای خانواده (و یا دیگر محارم همانند: عمو و دایی و خاله و عمه) سبب تحریک غریزۀ جنسی می‌شود و حتی در برخی موارد ممکن است خدای ناکرده آنان را به ارتباط نامشروع با محارم بکشاند!!

آری، از همین جهت است که دین مبین اسلام برای پوشش زنان در برابر محارم (مثل پسر، پدر، برادر، عمو و دایی) حد و حدودی قائل شده است.[14] و برخی از محققان معتقدند جواز نگریستن مردان به زنان محرم، محدود به چهره و دو دست آنان تا آرنج و نیز مو، گردن، گوش و گریبان و بخش‌هایی از پاهای ایشان - که در صورت نپوشیدن جوراب آشکار می‌شود - می‌باشد و نگریستن به سایر قسمت‌های بدن آنان، مانند سینه، شکم، کمر، ران و... در غیر از موارد ضرورت، جایز به نظر نمی‌رسد.[15]

بنابراین یکی از کارکردهای خانواده، در تقویت عفت فرزندان، توجه و مراقبت به حجاب و پوشش آنها است. پدر و مادر علاوه بر این‌که خودشان باید، در محیط خانه پوشش مناسبی داشته باشند و از این طریق الگوی مثبتی را برای فرزندان خود، ارائه دهند، فرزندان خود را نیز به رعایت پوشش مناسب در محیط منزل تشویق نمایند. هر چند پدر و دختر، مادر و فرزند و خواهر و برادر محرم هستند، در عین حال رعایت پوشش این افراد در حضور یک‌دیگر از نظر تربیتی و اخلاقی، لازم و ضروری است. چرا که رعایت نکردن آن جنبه بدآموزی در پی خواهد داشت. از این‌رو ضرورت دارد، پدر و مادر در برابر فرزندان خود، و فرزندان در برابر هم‌، با پوشش و حجاب مناسب ظاهر شوند و از حضور با لباس‌های غیر پوشیده بپرهیزند.

داشتن پوشش مناسب، نه تنها برای زنان در برابر مردان ضرورت دارد، بلکه زنان در برابر هم نیز باید پوشش و حجاب مناسب را رعایت نمایند. از این رو لازم است مادر در برابر دختر و دختر در برابر مادر و یا خواهر با پوشش مناسب ظاهر شود.

هم‌چنین لازم است مردان هم در برابر زنان پوشش مناسب داشته باشند. و با بدن نیمه لخت و لباس‌های بدن‌نما ظاهر نشوند. علاوه بر آن مردان در برابر مردان دیگر نیز باید پوشش مناسب داشته باشند و ظاهر شدن مرد در برابر مردان دیگر، بدون داشتن پوشش درست، ناپسند و مذموم است.  چنان‌که پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله)  به مردی که رانش نمایان بود فرمود:

غَطِّ فَخِذَیکَ فَإنَّ الفَخِذَ عَورَةً.[16]

رانت را بپوشان، زیرا ران از قسمت‌های پوشیدنی بدن است.

امیرمؤمنان (علیه السلام)  نیز فرمود:

لَيْسَ لِلرَّجُلِ أَنْ يَكْشِفَ ثِيَابَهُ عَنْ فَخِذِهِ وَ يَجْلِسَ بَيْنَ قَوْمٍ.[17]

برای مرد سزاوار نیست که رانش را برهنه کند و در برابر دیگران بنشیند.

بر اساس این روایت، رعایت حجاب و پوشش نه تنها برای زنان که برای مردان نیز لازم است. پوشش و حجاب اسلامی نه تنها در برابر نامحرم واجب است، که در برابر محارم نیز ضرورت دارد و هر چند وجوب شرعی ندارد ولی آثار اخلاقی و تربیتی فراوان در پی می‌آورد.

باید توجه داشت که همان‌گونه که اصل پوشش و حجاب از نظر اسلام مهم می‌باشد و در اسلام به آن توصیه فراوان شده است، کیفیت و نوع آن نیز مهم و سرنوشت‌ساز است. لباس نازک از نظر روایات اسلامی، نشان دهنده ضعف دین‌داری افراد می‌باشد چنان که امیرمؤمنان (علیه السلام)  می‌فرماید:

عَلَيْكُمْ بِالصَّفِيقِ مِنَ الثِّيَابِ فَإِنَّ مَنْ رَقَّ ثَوْبُهُ رَقَّ دِينُه‏.[18]

لباس‌هایی که بدن را به خوبی می‌پوشاند، بپوشید؛ چراکه هر کس لباسش نازک و بدن‌نما باشد، عقاید و رفتارهای دینی‌اش نیز ضعیف و سُست گردد.[19]

نتیجه این که پدر و مادر، می‌توانند با رعایت حجاب و پوشش اسلامی، در محیط خانه و توصیه به فرزندان، به داشتن پوشش مناسب، در برابر هم‌دیگر، به تدریج زمینه‌های گرایش فرزندان خویش به عفت و پاکی را فراهم سازند و آنها را به داشتن حجاب اسلامی عادت دهند.

در این راستا ضرورت دارد که والدین نه تنها به داشتن اصل حجاب فرزندان در محیط خانه توجه داشته باشند، بلکه به نوع و کیفیت آن نیز اهمیت دهند و فرزندان خویش را از پوشیدن لباس‌های نازک و بدن نما، و تنگ و چسبان بر حذر دارند.

چند پرسش و پاسخ

- نوع و میزان پوشش والدین در منزل بایستی چگونه باشد؟

پاسخگویی به این سؤال با توجه به شرایط سنی فرزندان در خانه متفاوت است. درصورتی‌که فرزندان در محدوده سنی پیش‌دبستانی هستند مادر و پدر می‌توانند پوشش‌های راحت‌تری داشته باشند؛ اما اگر فرزندان بزرگ‌تر در خانه وجود دارند والدین به جهت بهداشت و سلامت روانی این فرزندان می‌بایست پوشش‌های متعارف و کامل‌تری استفاده کنند. در واقع پوشش والدین در اتاق خواب نباید در فضای عمومی خانه استفاده گردد. و توجه شود که مشاهده بدن والدین، کنجکاوی‌ و حساسیت‌ها را برمی‌انگیزد و در نهایت اسباب تحریک فرزندان را فراهم خواهد آورد. از این‌رو والدینی که فرزندانی در محدود سنی شش سال و بالاتر دارند ضروری است پوشش کامل‌تری را در خانه استفاده کنند. و اما در صورتی‌که مادر و دختر در خانه حضور دارند و فرزند پسری در خانواده حضور ندارد طبیعتاً با توجه به این‌که فرزند با والد هم‌جنس خود می‌باشد نوع پوشش از انعطاف‌پذیری بیشتری برخوردار است.

دکتر پاک‌نژاد معتقد است زن حتی در محیط خانه نیز شایسته است از حجابی مناسب برخوردار باشد.[20]

- نوع پوشش کودکان در این دوره سنی چگونه باید باشد؟

پوشش و لباس کودک بایستی به‌گونه‌ای باشد که اندام جنسی او را بپوشاند و توجه کودک را نسبت به این قسمت بدن جلب نکند. به‌هنگام خواب هم باید کودک را طوری عادت داد که با لباس بخوابد، چراکه در غیر این‌صورت، تماس اعضای او با دیگران و یا تماس اعضای او با یکدیگر و یا تماس با رختخواب نرم، ممکن است سبب تحریک شود و او را به انحراف بکشاند.

- میزان آرایش مادر در منزل چگونه باید باشد؟

آرایش مادر در خانه از همان اصل کلی پرهیز از حساس‌سازی و تحریک فرزندان پیروی می‌کند. با توجه به این‌که داشتن حداقلی از آرایش در بین زنان مرسوم است؛ این مسئله در منزل و در حضور فرزندان می‌تواند پذیرفتنی و مناسب باشد اما زیاده‌روی و انجام آرایش‌های غلیظ در منزل مخصوصاً در خانواده‌هایی که فرزندان نوجوان دارند سبب جلب توجه و دقت نظر فرزندان شده و در مورد دختران موجب الگوگیری می‌شود.[21]

البته در مورد پسران شرایط حساس‌تر است و گاه ممکن است خدای ناکرده موجبات تحریک آنان را فراهم آورد. ممکن است کسی بگوید پس آن همه سفارش به آرایش زن برای شوهر چه می‌شود؟! در پاسخ می‌گوییم در شرایط وجود فرزندان، چنین آرایشی باید به دور از چشم آنان اعمال گردد و یا فقط اختصاص به اتاق خواب پیدا کند.[22]


[1]. در این زمینه حکایتی نیز وجود دارد با این مضمون که روزی علی بن جعفر با برادرشان امام کاظم (علیه السلام)  بودند و ایشان می‌خواستند مطلبی را در امور زناشویی بیان کنند. آن هنگام پسری هم آنها را همراهی می‌کرد. امام پیش از بیان سخن، از آن پسر خواستند که کمی از آنها فاصله بگیرد، زیرا سخن خصوصی دارند. این امر نشان می‌دهد که بیان هر سخنی، و القاء هر مطلبی در برابر کودک و نوجوان مجاز نیست. (قرب الاسناد، ص252. وَ قَالَ: کُنْتُ مَعَ أَخِی فِی طَرِیقِ بَعْضِ أَمْوَالِهِ، وَ مَا مَعَنَا غَیْرُ غُلَامٍ لَهُ، فَقَالَ: «تَنَحَّ یَا غُلَامُ فَإِنِّی أُرِیدُ أَنْ أَتَحَدَّثَ»...).

[2]. تربیت، ص263، ابراهیم امینی، قم: بوستان کتاب1381.

[3].آيين تربيت، ص337. و تربیت، ص263، ابراهیم امینی، قم: بوستان کتاب1381.

[4]. ناگفته پیداست که در این موارد برخورد مستقیم به آن صورت کارساز نیست و چه‌بسا اثر عکس داشته باشد؛ زیرا کودک متوجه اهمیت آن می‌شود و سپس به انگیزه‌های گوناگون به این‌کار روی می‌آورد و در صورت تنبیه، به مکانی خلوت پناه می‌برد و مخفی‌کاری شروع می‌شود.

[5]. خانواده و مسائل جنسی کودکان، ص46.

[6]. برگرفته از تربیت جنسی از منظر قرآن و حدیث، ص126، به نقل از روابط بین والدین با فرزندان، ص195. خانواده و مسائل جنسی کودکان، ص144.

[7]. وسائل الشیعة، ج21، ص474. إِذَا بَلَغَ الْغُلَامُ ثَلَاثَ سِنِینَ یُقَالُ لَهُ سَبْعَ مَرَّاتٍ قُلْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ ثُمَّ یُتْرَکُ حَتَّى یَتِمَّ لَهُ ثَلَاثُ سِنِینَ وَ سَبْعَةُ أَشْهُرٍ وَ عِشْرُونَ یَوْماً فَیُقَالُ لَهُ قُلْ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ ص سَبْعَ مَرَّاتٍ وَ یُتْرَکُ حَتَّى یَتِمَّ لَهُ أَرْبَعُ سِنِینَ ثُمَّ یُقَالُ لَهُ سَبْعَ مَرَّاتٍ قُلْ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ ثُمَّ یُتْرَکُ حَتَّى یَتِمَّ لَهُ خَمْسُ سِنِینَ ثُمَّ یُقَالُ لَهُ أَیُّهُمَا یَمِینُکَ وَ أَیَّهُمَا شِمَالُکَ فَإِذَا عَرَفَ ذَلِکَ حُوِّلَ وَجْهُهُ إِلَى الْقِبْلَةِ وَ یُقَالُ لَهُ اسْجُدْ ثُمَّ یُتْرَکُ حَتَّى یَتِمَّ لَهُ سِتُّ سِنِینَ فَإِذَا تَمَّ لَهُ سِتُّ سِنِینَ صَلَّى وَ عُلِّمَ الرُّکُوعَ وَ السُّجُودَ حَتَّى یَتِمَّ لَهُ سَبْعُ سِنِینَ فَإِذَا تَمَّ لَهُ سَبْعُ سِنِینَ قِیلَ لَهُ اغْسِلْ وَجْهَکَ وَ کَفَّیْکَ فَإِذَا غَسَلَهُمَا قِیلَ لَهُ صَلِّ ثُمَّ یُتْرَکُ حَتَّى یَتِمَّ لَهُ تِسْعٌ فَإِذَا تَمَّتْ لَهُ عُلِّمَ الْوُضُوءَ وَ ضُرِبَ عَلَیْهِ وَ عُلِّمَ الصَّلَاةَ وَ ضُرِبَ عَلَیْهَا فَإِذَا تَعَلَّمَ الْوُضُوءَ وَ الصَّلَاةَ غَفَرَ اللَّهُ لِوَالِدَیْهِ.

[8]. این عنوان با اندکی تغییر، وامدار از کتاب ارزشمند«تربیت جنسی از منظر قرآن و حدیث، ص105»می‌باشد که قسمتی از آن به‌طور گزیده در این‌جا نقل می‌شود.

[9]. بحارالانوار، ج13، ص311. وُلِدَتْ لِرَجُلٍ مِنْ أَصْحَابِنَا جَارِيَةٌ فَدَخَلَ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ فَرَآهُ مُتَسَخِّطاً لَهَا فَقَالَ لَهُ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ أَ رَأَيْتَ لَوْ أَنَّ اللَّهَ أَوْحَى إِلَيْكَ أَنِّي أَخْتَارُ لَكَ أَوْ تَخْتَارُ لِنَفْسِكَ مَا كُنْتَ تَقُولُ قَالَ كُنْتُ أَقُولُ يَا رَبِّ تَخْتَارُ لِي قَالَ فَإِنَّ اللَّهَ قَدِ اخْتَارَ لَكَ ثُمَّ قَالَ إِنَّ الْغُلَامَ الَّذِي قَتَلَهُ الْعَالِمُ حِينَ كَانَ مَعَ مُوسَى فِي قَوْلِ اللَّهِ‏ «فَأَرَدْنا أَنْ يُبْدِلَهُما رَبُّهُما خَيْراً مِنْهُ زَكاةً وَ أَقْرَبَ رُحْماً» قَالَ فَأَبْدَلَهُمَا جَارِيَةً وَلَدَتْ سَبْعِينَ نَبِيّا.

[10]. تفاوتهای میان زن و مرد در نظام آفرینش براساس علم و حکمت و رحمت بی‌انتهای خداوند کریم بوده و بنابراین لازم است هریک از مرد و زن به نقش مردانه یا زنانه خویش افتخار ورزند و همواره در صدد ایفای نقش خود باشند. یافته‌های دانشمندان در علوم مختلف نیز این تفاوت‌های حکیمانه را تأیید می‌کند که در این رابطه می‌توان به کتاب زن مراجعه کرد. «کتاب زن» به بررسی ویژگی‌های بیولوژیک، روانی و رفتار‌های اجتماعی زنان و هم‌چنین تفاوت زنان در این حوزه‌ها با مردان می‌پردازد و در سه بخش «یافته‌های فیزیولوژیک درباره زن و مرد»، «ویژگی‌های روانی» و «موضوعات و مسائل اجتماعی» نگاشته شده است. «کتاب زن» تحت نظر حجت‌الاسلام محمد حکیمی ‌و بر اساس طرحی از وی تدوین و توسط انتشارات امیرکبیر برای سومین‌بار در سال 1387 در 588 صفحه منتشر شده است. این کتاب برای بار اول در سال 1381 چاپ شده است و سید‌هادی حسینی، علی احمد راسخ و حمید نجات، نویسندگان کتاب هستند.

[11]. بحارالانوار، ج66، ص540.

[12]. مسند احمد، ج2، ص34.

[13]. این معنا را می‌توان از آیه شریفه58 سوره نور برداشت نمود. ر.ک: تفسیر راهنما، ج12، صفحه330، برداشت 5: «پدران و مادران، حق ندارند با وضعیت و پوشش متناسب با خواب و خلوت (چون برهنگی و...) در انظار فرزندانشان ظاهر شوند».

[14]. ر.ک: رساله توضیح المسائل.

[15]. فقه و پوشش، ص142، علی اکبر کلانتری، قم: بوستان کتاب، چاپ چهارم1390.

[16]. المستدرک علی الصحیحین، ج 4، ص 108، حاکم نیشابوری.

[17]. خصال صدوق، ج2، ص630.

[18]. میزان الحکمة، ح18109.

[19]. استفاده از لباس‌های نازک در غیر از روابط زناشویی با همسر، اغلب با دینداری و حیاء و پاکدامنی سازگاری ندارد.

[20]. ازدواج مکتب انسان‌سازی، ج3، ص187.

[21]. نکته قابل‌توجه این‌که مادران می‌بایست دقت داشته باشند که آرایش کردن در برابر دختران، محدود و در شرایط خاص و به میزان حداقل باشد و در نزد دختران به‌عنوان رفتاری معمول و متعارف تلقی نگردد.

[22]. ر.ک: خانواده و مسائل جنسی کودکان، ص91.

 

تهیه و تنظیم : کانون فرهنگی تبلیغی امین  

حق نشر محفوظ / با ذکر منبع بلامانع