مراقبت های جنسی فرزندان، پیش از تولد و هنگام همسرگزینی
صاحبنظران در علوم تربیتی معتقدند که تربیت، قبل از تولد شروع مىشود. و از دیدگاه مکتب جامعنگر اسلام، شاکله اخلاقی فرزند، سالها قبل از ازدواج والدین شکل میگیرد. از نظر علمی نیز هماکنون تحقیقات و پیشرفتهای علمی حکایت از تأثیرات ژنتیکی بر روی جسم و خُلق و خوی فرزند دارد. به این صورت که برخی از ویژگیهای جسمی و اخلاقی والدین از طریق ژِن به فرزندان منتقل میشود.[1] بنابراین لازم است در انتخاب همسر، ویژگیهای اخلاقی و بهویژه عفافگرایی او مدنظر قرار گیرد تا فرزندِ حاصل از این ازدواج بهخوبی تربیت و رشد یابد.
در روایات اسلامی نیز تأکید شده که همسر انسان کُفو و همتایش باشد[2] و نیز توضیح داده شده که مراد از کُفوِیَّت، عفیف بودن او است. چنانکه امام صادق(ع)میفرماید:
اَلْكُفْوُ أَنْ يَكُونَ عَفِيفاً وَ عِنْدَهُ يَسَارٌ.[3]
کفو کسی است که عفیف و پاکدامن بوده و توانایی ادارۀ زندگی را داشته باشد.
حضرت در حدیثی دیگر میفرماید:
طُوبي لِمَنْ كانَتْ اُمُّهُ عَفِيفَةٌ.[4]
خوشا به حال کسی که مادرش عفیف است.
رسول خدا(ص)در بارۀ میزان تأثیر عفافگرایی حضرت زهراء؟عها؟ بر تربیت فرزندانش فرمودند:
إنَّ فاطِمَةَ اَحصَنَت فَرْجَها فَحَرَّمَ اللهُ ذُرِّيَّتَها عَلَي النّارِ.[5]
همانا فاطمه(علیها سلام) بهشدت عفاف ورزید، در نتیجه خداوند فرزندانش را بر آتش حرام نمود.
کنایه از اینکه خداوند فرزندانی معصومِ از گناه، به ایشان عطا کرد؛ همانگونه که به حضرت مریم؟عها؟ به خاطر عفافگراییاش، عیسی مسیح را عطا فرمود. چنانکه قرآن کریم میفرماید:
< وَ مَرْيَمَ ابْنَتَ عِمران ألَّتي أحْصَنَتْ فَرْجَها فَنَفَخْنا فيه مِن رُوحِنا... >[6]
و مریم دختر عمران، که بهشدت عفاف ورزید، در نتیجه ما از روح خود در او دمیدیم. [و فرزندی پاک و معصومِ از گناه، روزیش نمودیم].
امام صادق(ع)میفرماید: هرگاه کسی بخواهد ازدواج کند ابتدا دو رکعت نماز بخواند و خدا را حمد و سپاس کند و آنگاه به درگاه خداوند روی آورد و بگوید:
اللَّهُمَّ إِنِّي أُرِيدُ أَنْ أَتَزَوَّجَ اللَّهُمَّ فَاقْدِرْ لِي مِنَ النِّسَاءِ أَعَفَّهُنَّ فَرْجاً وَ أَحْفَظَهُنَّ لِي فِي نَفْسِهَا وَ فِي مَالِي وَ أَوْسَعَهُنَّ رِزْقاً وَ أَعْظَمَهُنَّ بَرَكَةً وَ اقْدِرْ لِي مِنْهَا وَلَداً طَيِّباً تَجْعَلُهُ خَلَفاً صَالِحاً فِي حَيَاتِي وَ بَعْدَ مَوْتِي....[7]
خدایا! میخواهم ازدواج کنم؛ از میان زنان برایم زنی را تقدیر کن که از همه عفیفتر و از همه امینتر و مال نگهدارتر و پُرروزی و بابرکتتر باشد. و فرزندی پاک و صالح آورد که در حیات و پس از مرگ من، جانشینم گردد. [و جای خالی مرا پُر نماید].
پیامبر گرامی اسلام(ص)با رویکرد تربیت نسل و فرزند شایسته، خواستار دقت بیشتر در انتخاب همسر شده و فرمودند:
تَزَوَّجُوا فِی الْحِجرِ الصّالِحِ فَاِنَّ الْعِرْقَ دَسَّاسٌ.[8]
با خانواده صالح و شایسته وصلت کنید؛ زیرا ژنها، خصایص والدین را، به نسلهای بعد انتقال میدهند.
و در بیانی دیگر فرمودند:
تَخَیَّروا لِنُطَفِکُمْ فَاِنَّ الْعِرْقَ دَسَّاسٌ.[9]
برای فرزندان خود، همسر شایسته انتخاب کنید؛ زیرا ژنها خصایص والدین را، به نسلهای بعد انتقال میدهند.
و نیز فرمودند:
تَخَیَّروا لِنُطَفِکُمْ فَاِنَّ النّساء يَلِدْنَ أشباهَ إخوانِهِنَّ وَ أخَواتِهِنَّ.[10]
برای فرزندان خود، همسر شایسته انتخاب کنید؛ زیرا زنان، شبیه برادران و خواهران خود میزایند. [فرزند بیشتر به خاله و دایی شباهت پیدا میکند].
و در همین راستا میفرمایند:
تَزَوَّجُوا اِلَی آلِ فِلانٍ فَإنَّهُم عَفَّوا فَعَفَّت نِساؤُهُم.[11]
با فلان خاندان ازدواج کنید زیرا مردان آن خاندان عفاف ورزیدهاند در نتیجه زنانشان عفیف گشتهاند.
از سوی دیگر در آموزههای دینی از ازدواج با افراد بیعفت بهشدت نهی شده است، چنانکه قرآن کریم میفرماید:
< الزَّانِي لَا يَنكِحُ إلَّا زَانِيَةً أَوْ مُشْرِكَةً وَ الزَّانِيَةُ لَا يَنكِحُهَا إِلَّا زَانٍ أَوْ مُشْرِكٌ وَحُرِّمَ ذَلِكَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ>[12]
مرد زناکار جز با زن زناکار یا مشرک ازدواج نمیکند؛ و زن زناکار را، جز مرد زناکار یا مشرک، به ازدواج خود درنمیآورد؛ و این کار بر مؤمنان حرام شده است![13]
و در آیهای دیگر، به مردان سفارش میکند با دخترانی که دوستی مخفیانه با نامحرمان داشتهاند، ازدواج نکنند:
<فَانْكِحُوهُنَّ بِإِذْنِ أَهْلِهِنَّ وَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ مُحْصَنَاتٍ غَيرَ مُسَافِحَاتٍ وَلَا مُتَّخِذَاتِ أَخْدَانٍ... >[14]
آنها را با اجازه صاحبان آنان تزویج نمایید، و مهرشان را به خودشان بدهید؛ به شرط آنکه پاکدامن باشند، نه بهطور آشکار مرتکب زنا شوند، و نه دوست پنهانی بگیرند.[15]
پیامبر گرامی اسلام(ص)نیز از ازدواج با افراد زیبارویی که در محیط یا خانوادهای فاسد، رشد یافتهاند نهی فرمودند:
أَيُّهَا النَّاس إِيَّاكُمْ وَ خَضْرَاءَ الدِّمَنِ[16] قِيلَ يَا رَسُولَ اللَّهِ وَ مَا خَضْرَاءُ الدِّمَنِ قَالَ الْمَرْأَةُ الْحَسْنَاءُ فِي مَنْبَتِ السَّوْءِ.[17]
ای مردم! از [ازدواج با] گلها و سبزههایی که در زمین آلوده روییده است، بپرهیزید، عرض شد مقصود چیست؟! فرمود: زن زیبایی که در محیط و خانوادهای آلوده پرورش یافته باشد.[18]
آری از آموزههای دینی این مطلب مهم برداشت میشود که باید پیش از ازدواج و به هنگام انتخاب همسر، به فکر تربیت فرزند و بهویژه در فکر عفافگرایی و تربیت جنسی صحیح او بود.[19]
دین مبین اسلام برای پیشگیری از پیدایش فرزندان فاسد و ناقص، ویژگیهایی را برای گزینش همسر معرفی کرده و در مقابل از ازدواج با فاسق و شرابخوار بر حذر داشته است؛[20] چنانکه امام صادق(ع)میفرماید:
مَنْ زَوَّجَ كَرِيمَتَهُ مِنْ شَارِبِ الْخَمْرِ فَقَدْ قَطَعَ رَحِمَهَا.[21]
کسی که دختر خود را به شرابخوار بدهد، با این کارش، قطع رحم کرده است.
لازم بهیادآوری است که ملاکهای اصلی و اساسی در انتخاب همسر، دین و اخلاق میباشد، چنانکه رسول اکرم(ص)میفرماید:
اذا جاءَكُم مَنْ تَرضَونَ خُلُقَهُ وَ دينَهُ فَزَوِّجُوهُ.[22]
هرگاه خواستگاری آمد که اخلاق و دینش مورد پسند شما بود به او همسر بدهید.
البته در کنار این دو ملاک اصلی، رعایت هم سطحبودن از نظر جسمی،[23] جنسی،[24] فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، اجتماعی نیز بسیار مفید و گاهی لازم میباشد، ولی در نظرگرفتن این ملاکها بعد از اطمینان از دین و اخلاق است.[25]
ناگفته نماند شناخت دو ملاک دین و اخلاق، صرفا به بررسی اعمال عبادی افراد مثل نماز و روزه نیست. بهعبارت دیگر دینداری افراد را نمیتوان تنها از راه انجام زیاد عبادات شناخت، بلکه باید آنان را از جهت راستگویی و امانتداری نیز مورد آزمایش قرار داد. چنانکه امام صادق(ع)میفرماید:
لَا تَغْتَرُّوا بِصَلَاتِهِمْ وَ لَا بِصِيَامِهِمْ فَإِنَّ الرَّجُلَ رُبَّمَا لَهِجَ بِالصَّلَاةِ وَ الصَّوْمِ حَتَّى لَوْ تَرَكَهُ اسْتَوْحَشَ وَ لَكِنِ اخْتَبِرُوهُمْ عِنْدَ صِدْقِ الْحَدِيثِ وَ أَدَاءِ الْأَمَانَةِ.[26]
فریفته نماز و روزه آنها نشوید؛ چه بسا شخص طوری به نماز حریص است که اگر ترک کند، دچار وحشت میشود. و لیکن آنان را به راستگویی و ادای امانت، آزمایش کنید.
در همین راستا باید گفت یکی دیگر از ویژگیهای مهم دینی و اخلاقی، عفاف و پاکدامنی است چنانکه قرآن کریم در اینباره به صراحت فرموده:
<اَلطَّيِّبَاتُ لِلطَّيِّبِينَ وَالطَّيِّبُونَ لِلطَّيِّبَاتِ>[27]
زنان پاک از آنِ مردان پاک، و مردان پاک از آنِ زنان پاکند![28]
ازدواج با مال حلال
نکتۀ بسیار مهم اینکه ازدواج باید با مال حلال باشد زیرا در غیر اینصورت صحت ازدواج با مشکل مواجه میشود و فرزند حاصل از این ازدواج مسئلهدار میگردد، چنانکه امام باقر(ع)میفرماید:
إِنَّ الرَّجُلَ إِذَا أَصَابَ مَالًا مِنْ حَرَامٍ لَمْ يُقْبَلْ مِنْهُ حَجٌّ وَ لَا عُمْرَةٌ وَ لَا صِلَةُ رَحِمٍ حَتَّى أَنَّهُ يَفْسُدُ فِيهِ الْفَرْجُ.[29]
بهراستی هرگاه کسی مالی از حرام بهدست آورد، نه مکهای و نه عمرهای و نه صلۀ رحمی، از او پذیرفته نمیشود؛ مال حرام حتی ازدواجش را فاسد میکند. [و صحت ازدواجش خدشهدار میگردد].[30]
[1]. هماکنون دانشمندان تعلیم و تربیت معتقدند شخصیت هر فرد میتواند از پنج عامل عمده تأثیر بپذیرد بهطوری که هر یک از این پنج عامل در انعقاد و تکوین شخصیت او تأثیر بهسزایی دارد. این پنج عامل عبارتنداز: 1-وراثت و خانواده 2- محیط اجتماع 3- آموزش و پرورش و استاد و مربی 4- دوست و رفیق و همدم 5- وسایل ارتباط جمعی همانند رسانهها و صدا و سیما و اینترنت و ماهواره و شبکههای اجتماعی و تبلیغات. بنابراین صفات خوب و بدآدمی و روحیات عالی و پست او به وسیله این عوامل پیریزی میشود و رشد و نمو میکند و البته هر عامل قویتر عمل کند تأثیرگذاری او بیشتر است.
قرآن کریم در بیانی به تاثیرگذاری وراثت در عفت فرزندان اشاره کرده و از قول اطرافیان حضرت مریم؟عها؟ اینچنین بیان میدارد: <یا أُخْتَ هَارُونَ مَا کَانَ أَبُوکِ امْرَأَ سَوْءٍ وَمَا کَانَتْ أُمُّکِ بَغِیا>28مریم ای خواهر هارون! نه پدرت مرد بدی بود، و نه مادرت زن بدکارهای!! از این آیه استفاده می شود که عفت میتواند از نسلی به نسل دیگر منتقل شود. بر اساس مفاد این آیه، اگر پدر و مادر و سایر نیاکان، افرادِ عفیف و پاک دامن باشند، نسلهای بعد نیز عفت را از آنان به ارث خواهند برد. چنانکه بیعفتی نیز میتواند از طریق وراثت از نسلی به نسل دیگر انتقال یابد.
بشر دیر زمانی است متوجه شده که موجود زنده، بسیاری از اوصاف خود را به نسل بعد منتقل میکند. امروزه در علوم تجربی بر این باورند که کوچکترین واحد زنده در بدن هر موجود زنده، سلول نام دارد و در هر سلول، قطعات کوچکی به نام کروموزوم هست که روی آن ذرات بسیار کوچکی به نام «ژن» وجود دارد و این ژنها عامل وراثت اوصاف مختلف والدین به فرزندان میباشند. همچنین معلوم شده که گاه برخی از صفات در ژنها مخفی میماند و بعد از گذشت چند نسل خود را بروز میدهد و این مطلبی است که در احادیث نیز به نحوی مورد توجه قرار گرفته است. مثلاً مردی از انصار، خدمت رسول اکرم (ص)آمد و گفت : زن من، که دختر عموی من است، فردی عفیف میباشد، اما برای من بچهای سیاه چهره، با موهای پیچیده و بینی پهن (شبیه افراد حبشی) به دنیا آورده است و در خانواده و اجدادمان شخصی با چنین اوصافی وجود ندارد. رسول اکرم (ص)از زن سؤال کرد و او قسم یاد کرد که جز با همسرش با هیچکس نیامیخته است. حضرت فرمود: هر انسانی ۹۹ عِرق دارد که وقتی نطفه در رحم قرار میگیرد عِرقها به جنب و جوش میافتند و فرزند شبیه یکی از آنها میشود. این بچه شما از همان عِرقهای دوردست است که در اجدادت سابقهاش را نیافتهای. کودک را بگیر که فرزند تو است. ناگفته نماند که دانش امروز هنوز بهطور جامع و کامل به تمام صفات موروثی واقف نشده است، ولی از مضمون احادیث استنباط میشود که علاوه بر صفات طبیعی و ظاهری، سجایای اخلاقی والدین نیز زمینههایی را در فرزندان ایجاد میکند. مثلاً در جنگ جمل محمد حَنَفِیّه علمدار لشکر بود و چند بار حمله کرد اما ضربات دشمن مانع پیشروی او شد. حضرت علی(ع)به او فرمود: این ضعف و ترس را از مادرت به ارث بردهای.
[2]. الفقیه، ج3، ص393. «قَالَ الصَّادِقُ؟ع؟: الْمُؤْمِنُونَ بَعْضُهُمْ أَکْفَاءُ بَعْض».
[3]. مکارم الأخلاق، ص: 204
[4]. علل الشرایع،ج2، ص564.
آری اساساً عفيفبودن مادر در تربيت شايستۀ فرزند بسيار مؤثر است. از باب نمونه در حديثی از امام باقر(ع)آمده است: «در ميان قوم بنیاسرائيل مردی عاقل و ثروتمند بود كه دو همسر داشت يكی از آنان زنی عفيف و پاكدامن بود و ديگری برعكس او، زنی غيرعفيف و ناشايست. در دامن زن عفيف پسری شايسته پرورش يافت كه شمايل و ويژگیهای پدرش را دارا بود. و در دامن زن غيرعفيف نيز دو پسر تربيت گشت. هنگامی كه مرد بنیاسرائيلی در آستانه وفات قرار گرفت وصيّت كرد كه همۀ اموالش برای يكی از پسرانش باشد. در نتيجه پس از مرگ وی، پسرانش هر يک میگفتند: مرادِ پدر، من هستم و تمام ثروت او به من میرسد. سرانجام هرسه پسر نزد قاضی رفتند و از او درخواست قضاوت كردند. ليكن قاضی از داوری ميان آنان خودداری ورزيد و برای حل مشكل، آنان را به شخص ديگری ارجاع داد. آنها نزد او رفتند [كه خود داستان جالبی دارد] و وصيت پدر خويش را با او در ميان نهادند. او گفت ابتدا برويد و قبر پدرتان را بشكافيد و استخوانهايش را بيرون آوريد و آنها را بسوزانيد سپس نزد من باز گرديد تا ميان شما قضاوت كنم! آنها به قبرستان رفتند و هنگامی كه خواستند چنين كنند برادر كوچکتر (كه در دامن زن عفيف پرورش يافته بود دلش به رحم آمد و) گفت: قبر پدرم را نشكافيد من از سهم خودم گذشتم و آن را به شما بخشيدم. آنان نزد قاضی بازگشتند و آنچه اتفاق افتاده بود را برايش باز گفتند. قاضی گفت: همين جريان، شما دو نفر را قانع و راضی خواهد كرد. سپس اموال را گرفت به پسر كوچکتر داد؛ چه اينكه اگر اين دو نفر، فرزندان آن پدر بودند همانند پسركوچک دلشان به حال او میسوخت و به او رحم میكردند». (بحار الانوار، ج103، ص233، ح14). «كان في بني اسرائيل رجلٌ عاقلٌ كثير المال، و كان له ابنٌ يُشبِهُهُ فِي الشمائل مِن زوجةٍ عَفيفَةٍ ...».
[5]. عیون اخبار الرضا، ج2، ص63و 232و 234.
[6] - تحریم (66) آیه 12. و در آیه 91 انبیا نیز در باره حضرت مریم؟عها؟ فرموده: <وَ الّتی أَحْصَنَتْ فَرجَهَا فَنَفَخنا فیها مِن رُوحِنا وَ جَعَلْنَاها وَ ابْنَها آیةً لِلعَالَمینَ> و آنکه بهشدت عفاف ورزید، در نتیجه ما از روح خود در او دمیدیم و او و پسرش را آیت و نشانهای برای جهانیان قرار دادیم.
[7]. تهذیب الاحکام، ج7، ص407.
[8]. مکارم الاخلاق، ص197.
عِرق در لغت به معنای اصل و ریشه هر چیزی است. پیامبر گرامی اسلام(ص)در این بیان نورانی به مسلمانها سفارش میکند که از قانون وراثت غافل نباشند و در انتخاب همسر دقت کنند. حضرت در این روایت واژه «عِرق» را به عنوان عامل انتقال دهنده وراثت معرفی کرده است و اینکه فرمود«عِرق» دسّاس است. دَسّ به معنای سرایت کردن از چیزی به چیز دیگر است و در اینجا منظور این است که اخلاق و سجایای آبا و اجداد را به فرزندان انتقال میدهد.
آری پدیدۀ وراثت قرنها پیش بهطور جدی توسط دین مبین اسلام مطرح شده و در بارۀ نقش آن در انتقال ویژگیهای ظاهری و باطنی سخن گفته شده است. براساس این قانون، وراثت از همان آغاز تکوین جنین در رحم مادر آن اثر کرده و زمینۀ نیکبختی و یا بدبختی هر کس در همان دوران جنینی رقم زده میشود. چنانکه پیامبر اکرم(ص)فرمود: «اَلشَّقِیُّ مَنْ شَقِیَ فِی بَطْنِ أُمِّهِ وَ السَّعِیدُ مَنْ سَعِدَ فِی بَطْنِ أُمِّه». یعنی خوشبخت کسی است که در شکم مادرش خوشبخت باشد و بدبخت کسی است که در شکم مادرش بدبخت باشد. (تفسیر الصافی، ج2، ص 189).
اینگونه روایات بر نقش وراثت در شکلگیری زمینههای شخصیتی در کودک دلالت دارد. چرا که سعادت و شقاوت جنین تنها به این معناست که عوامل درونی سعادت و شقاوت در او پدید میآید این عوامل هم مسبوق به صفات نیک و بد پدر و مادر و یا اجداد نزدیک و دور است که به او منتقل میگردد و زمینۀ خوشبختی یا نگونبختی او پس از زادن میشود. توجه به این حقیقت ضرورت دارد که وراثت به هیچ وجه علت تامّه برای خوشبختی و یا بدبختی افراد نیست بلکه تنها زمینهساز سعادت و یا شقاوت افراد است. برای توضیح بیشتر ر.ک: آخرین بحث در درس دوم، تحت عنوان: «یک پرسش و پاسخ مهم».
[9]. المحجّة البیضاء، ج3، ص93.
[10]. نهج الفصاحه، ص381، ح1132.
[11] همان، ص357، ح7.
[12]. نور(24) آیه3.
[13]. «عَنِ الْحَلَبِیِّ قَالَ: قَالَ الصَّادِقُ؟ع؟: لَا تَتَزَوَّجُوا الْمَرْأَةَ الْمُسْتَعْلِنَةَ بِالزِّنَا وَ لَا تُزَوِّجُوا الرَّجُلَ الْمُسْتَعْلِنَ بِالزِّنَا إِلَّا أَنْ تَعْرِفُوا مِنْهُمَا التَّوْبَةَ.» (مکارم الأخلاق، ص204)
[14]ـ نساء(4) آیۀ25.
[15] تفسیر نمونه در این باره میگوید: «اخدان» جمع «خدن» در اصل به معنی دوست و رفیق است اما معمولا به افرادی گفته میشود که با جنس مخالف خود ارتباط نامشروع و پنهانی برقرار میسازند. و نیز باید توجه داشت که «خدن» هم بر مرد و هم بر زن در قرآن مجید اطلاق شده است. (نمونه، ج3، ص349) نکته دیگر اینکه چرا قرآن کریم، این گروه را پس از زناکاران قرار داده و در کنار و همردیف با آنان آورده است؟ در پاسخ میگوییم: ممکن است به این دلیل باشد که یکی از عوامل مهم در مبتلا شدن به زنا، رفاقتهای پنهانی با نامحرم است! و البته اینگونه رفاقتها نیز غالباً از نگاه کردن و گفتگو و خلوت و اختلاط و مراودات و رفت و آمد با نامحرم سرچشمه میگیرد.
[16]. قال فی النهایة ج 2، ص 134 (دمن): فیه إیّاکم و خضراء الدمن. الدِّمَنُ جمع دِمْنَةٍ: و هى ما تُدَمِّنُهُ الإبل و الغنم بأبوالها و أبعارها: أى تلبّده فى مرابضها، فرّبما نبت فیها النبات الحسن النّضیر. (خضراء دمن یعنی سبزه و گلی که رستنگاه او مزبله باشد).
[17]. کافی، ج5، ص332.
[18]. در رابطه با این روایت سؤالی مطرح میشود و آن اینکه: آیا چنین روایتی نهی تحریمی است یا امری ارشادی؟ به تعبیر دیگر دختران مذهبی و عفیف و متدین که در خانوادههای غیرمذهبی بزرگ میشوند آیا مشمول این روایت قرار میگیرند؟ آیا از ازدواج با چنین دخترانی نیز نهی شده است؟ در پاسخ عرض میکنیم که نهی پیامبر از ازدواجی است که صرفاً به خاطر جمال باشد و آن هم در یک خانواده آلوده رشد یافته باشد، لیکن ازدواج با دختر مومن به خاطر دینش بهطور کل خارج از مسئله هست چون طبق دستور روایات باید با افراد متدین ازدواج صورت پذیرد. بنابراین اگر دختری ایمان و عفتش استوار باشد، در خانوادۀ بدی هم رشد نماید سفارش به ازدواج شده و نهی از رَستَنگاه بد در روایت، اختصاص به صاحب جمال دارد نه صاحب دین و جمال.
[19]. لازم به یادآوری است که اگر والدین عزیز در مرحله انتخاب همسر توصیههای یادشده را رعایت نکردهاند نباید سرخورده شوند بلکه با توبه و انجام کارهای نیک، درصدد جبران برآیند زیرا به فرمودۀ قرآن کریم: کارهای نیک، آثار گناهان و کارهای بد را برطرف میکند. «إِنَّ الْحَسَناتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئاتِ» هود114 و دیگر اینکه در چرخه تربیت جنسی، نکات یادشده در انتخاب همسر را، برای تزویج فرزندان خویش، بهخوبی اعمال نمایند.
[20]. ناگفته نماند در این میان برخی از عیوب (مانند جنون و دیوانگی) به اندازهای اهمیت دارند که اگر شخص، حتی بعد از ازدواج، متوجه آن عیب در همسرش بشود میتواند عقد ازدواج را بر هم زند و احتیاج به طلاق هم ندارد.
[21]. کافی، ج۵، ص۳۴۷.
و در حدیثی مشابه آمده است: کسی که دختر خود را به فاسق بدهد، با این کارش، قطع رحم کرده است. «وَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص)مَنْ زَوَّجَ کَرِیمَتَهُ مِنْ فَاسِقٍ فَقَدْ قَطَعَ رَحِمَهُ». در مقابل سفارش شده دختر خود را به تزویج مرد باتقوا در آورید چنان که امام حسن(ع)میفرماید: دخترت رابه مردی باتقوا شوهربده؛ زیرا اگردخترت رادوست داشته باشد گرامیاش میدارد و اگر دوستش نداشته باشد به وی ستم نمیکند. ِ «جَاءَ رَجُلٌ إِلَى الْحَسَنِ (ع)یَسْتَشِیرُهُ فِی تَزْوِیجِ ابْنَتِهِ فَقَالَ زَوِّجْهَا مِنْ رَجُلٍ تَقِیٍّ فَإِنَّهُ إِنْ أَحَبَّهَا أَکْرَمَهَا وَ إِنْ أَبْغَضَهَا لَمْ یَظْلِمْهَا». (مکارم الاخلاق، ج۱، ص204)
[22]. کافی، ج۵، ص۳۴۷.
[23]. زن و مرد لازم است از نظر جسمی با هم تناسب داشته باشند زیرا در غیر اینصورت دچار مشکل خواهند شد؛ بهعنوان نمونه شخصی نزد رسول گرامی اسلام(ص)آمد و گفت: «عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ(ع)قَالَ: أَتَى النَّبِیّ(ص)رَجُلٌ فَقَالَ یَا رَسُولَ اللَّهِ إِنِّی أَحْمِلُ أَعْظَمَ مَا یَحْمِلُ الرِّجَالُ فَهَلْ یَصْلُحُ لِی أَنْ آتِیَ بَعْضَ مَا لِی مِنَ الْبَهَائِمِ نَاقَةً أَوْ حِمَارَةً فَإِنَّ النِّسَاءَ لَا یَقْوَیْنَ عَلَى مَا عِنْدِی فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص)إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى لَمْ یَخْلُقْکَ حَتَّى خَلَقَ لَکَ مَا یَحْتَمِلُکَ مِنْ شَکْلِکَ فَانْصَرَفَ الرَّجُلُ فَلَمْ یَلْبَثْ أَنْ عَادَ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ(ص)فَقَالَ لَهُ مِثْلَ مَقَالَتِهِ فِی أَوَّلِ مَرَّةٍ فَقَالَ لَهُ رَسُولُ اللَّهِ(ص)أَیْنَ أَنْتَ مِنَ السَّوْدَاءِ الْعَنَطْنَطَةِ قَالَ فَانْصَرَفَ الرَّجُلُ فَلَم یَلْبَثْ أَنْ عَادَ فَقَالَ یَا رَسُولَ اللَّهِ أَشْهَدُ أَنَّکَ رَسُولُ اللَّهِ حَقّاً إِنِّی طَلَبْتُ مَنْ أَمَرْتَنِی بِهِ فَوَقَعْتُ عَلَى شَکْلِی مِمَّا یَحْتَمِلُنِی (وَ قَدْ أَقْنَعَنِی) ذَلِکَ». (وسائل، ج20، ص60، باب22، ح1).
«عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ(ع)عَنْ قَوْلِ اللَّه؟عز؟ أَعْطى کُلَّ شَیْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى قَالَ لَیْسَ شَیْءٌ مِنْ خَلْقِ اللَّهِ إِلَّا وَ هُوَ یُعْرَفُ مِنْ شَکْلِهِ الذَّکَرُ مِنَ الْأُنْثَى قُلْتُ مَا یَعْنِی ثُمَّ هَدى قَالَ هَدَاهُ لِلنِّکَاحِ وَ السِّفَاحِ مِنْ شَکْلِهِ.» (کافی، ج5، ص567، ح50).
[24]. زن و مرد لازم است از نظر جنسی نیز با هم تناسب داشته باشند زیرا در غیر اینصورت دچار مشکل خواهند شد؛ به عنوان نمونه اگر مرد از نظر جنسی بسیار گرم مزاج باشد و زن بالعکس بسیار سرد مزاج باشد و نتواند نیاز جنسی و عاطفی همسرش را برآورد زندگی آنان مواجه با مشکل خواهد شد. (ر.ک: جوانان و انتخاب همسر، ص132، علی اکبر مظاهری). البته دو نمونه حدیث در زیرنویس قبلی نیز علاوه بر تناسب جسمی، دلالت بر تناسب جنسی نیز دارند.
[25]. در این زمینه رجوع کنید به کتابهای بسیار ارزشمند «مطلع مهر» بانکی پور؛ «جوانان و انتخاب همسر» علیاکبر مظاهری؛ «یک انتخاب مناسب(بیست گام تا ازدواج)» محمود یزدانی؛ «نیمه دیگرم» عباسی ولدی؛ «بهشت خانواده» مصطفوی.
[26]. کافی (ط - دار الحدیث) ج3، ص269.
[27]. نور (24) آیه26.
[28]. مراد از پاکی در این آیه، همان عفاف و پاکدامنی است.
[29]. بحارالأنوار، ج 96، ص125.
[30]. احادیث دیگری نیز در همین راستا وجود دارد. مثل اینکه اگر کسی ازدواج کند و قصد پرداخت مهریه را نداشته باشد مرتکب زنا شده است. «مَنْ تَزَوَّجَ الْمَرْأَةَ وَ لَا یَجْعَلُ فِی نَفْسِهِ أَنْ یُعْطِیَهَا مَهْرَهَا فَهُوَ زِنًا»(وسائل، ج21، ص266). بنابراین کسی که با تعیین مهریۀ سنگین، هرگز قصد دادن آن را ندارد و یا باگفتنِ: «مهریه را کی داده و کی گرفته؟!» قصد پرداخت مهریه را نداشته باشد، مرتکب زنا شده و ازدواجش مشکلدار میشود.
البته یک احتمال دیگر در معنای حدیث «حَتَّى أَنَّهُ یَفْسُدُ فِیهِ الْفَرْجُ» وجود دارد و آن اینکه ازدواج با مال حرام، روی نطفه اش اثر منفی میگذارد. که اگر این باشد مناسب میشود با بحث مراقبتهای قبل از انعقاد نطفۀ فرزند که میبایست نطفه از مال و لقمۀ حلال تکوین یابد.
تهیه و تنظیم : کانون فرهنگی تبلیغی امین
حق نشر محفوظ / با ذکر منبع بلامانع