دوست داشتن گنه کاران از دیدگاه قرآن و روایات اسلامی
بسم الله الرحمن الرحیم
دوست داشتن اهل گناه و معصیت در آیات قرآن و روایات اسلامی
مقوله حب و بغض و مصداق محبوب و مبغوض، در آموزه های دینی از اهمیت بالایی برخوردار است چه اینکه مسئله ی دوست داشتن، یک امر قلبی و دورنی است و می تواند ایمان، تولّی و تبرّی را تحت تاثیر خودش قرار دهد. در روایتی از وجود مقدس امام صادق علیه السلام، حضرت فرمودند :
« هَلِ الْإِيمَانُ إِلَّا الْحُبُ وَ الْبُغْضُ »[1] آیا ایمان غیر از دوست داشتن و دشمن داشتن است؟
و در روایتی دیگر فرمودند :
« كُلُّ مَنْ لَمْ يُحِبَّ عَلَى الدِّينِ وَ لَمْ يُبْغِضْ عَلَى الدِّينِ فَلَا دِينَ لَهُ »[2] کسی که برای دین، حب و بغض نداشته باشد، دین ندارد.
در روایتی دیگر فرمودند :
« مَنْ أَحَبَ لِلَّهِ وَ أَبْغَضَ لِلَّهِ وَ أَعْطَى لِلَّهِ فَهُوَ مِمَّنْ كَمَلَ إِيمَانُهُ »[3] کسی که برای خدا دوست و دشمن بدارد وعطا کند، از کسانی است که ایمانش کامل شده .
لذا فرد یا هر چیزی که محبوب یا مبغوض انسان قرار می گیرد، از اهمیت فراوانی در مسیر هدایت و شقاوت انسان برخوردار است، و چه بسا محبوب بد، می تواند انسان را از صراط مستقیم و هدایت الهی منحرف سازد و وی را تحت ولایت شیطان قرار دهد. در روایتی از وجود مقدس رسول اکرم صلی الله علیه و آله آمده :
« أَحْبِبْ فِي اللَّهِ وَ أَبْغِضْ فِي اللَّهِ وَ وَالِ فِي اللَّهِ وَ عَادِ فِي اللَّهِ فَإِنَّهُ لَنْ تُنَالَ وَلَايَةُ اللَّهِ إِلَّا بِذَلِكَ وَ لَا يَجِدُ رَجُلٌ طَعْمَ الْإِيمَانِ وَ إِنْ كَثُرَتْ صَلَاتُهُ وَ صِيَامُهُ حَتَّى يَكُونَ كَذَلِكَ »[4] فقط برای خدا، دوست و دشمن بدار که همانا ولایت خداوند متعال و ایمان به او، فقط با حب و بغض مشروع و خالصانه حاصل می شود و غیر از این نیست هرچند کسی اهل نماز و روزه فراوان باشد.
مبغوضیت گناه و گنهکار در قرآن
بر اساس آموزه های دینی، شکی نیست که خدای متعال و به تبع آن پیامبران و حضرات معصومین علیهم السلام از گناه و گنه کار بیزاری جسته اند. خداوند در یک قاعده کلی می فرماید :
« وَ اللَّهُ لَا يُحِبُّ الْفَسَادَ »[5] خدای متعال، گناه، معصیت و به طور کلی فساد را دوست ندارد
و نیز می فرماید : « حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الْإِيمانَ وَ زَيَّنَهُ فِي قُلُوبِكُمْ وَ كَرَّهَ إِلَيْكُمُ الْكُفْرَ وَ الْفُسُوقَ وَ الْعِصْيانَ »[6] خداوند برای بندگانش، کفر، فسق و نافرمانی را نمی پسندد
و حتی در مواردی مؤمنان را از تبعیت گامهای شیطانی و مقدمات گناه بر حذر داشته و می فرماید : « يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّيْطانِ وَ مَنْ يَتَّبِعْ خُطُواتِ الشَّيْطانِ فَإِنَّهُ يَأْمُرُ بِالْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ »[7] ای مؤمنان از گامهای شیطان تبعیت نکنید که شیطان امر به فحشا و منکر می کند.
موارد صریح تری نیز در قرآن کریم وجود دارد؛ از جمله می فرماید : « وَ اللَّهُ لا يُحِبُّ كُلَّ كَفَّارٍ أَثيمٍ »[8] خداوند هيچ كفران پيشۀ گناهكارى را دوست نمىدارد.
و نیز می فرماید : « إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ مَنْ كانَ خَوَّاناً أَثيماً »[9] خداوند خيانتگر گناه پيشه را دوست ندارد.
همچنین می فرماید : « وَ اللَّهُ لا يُحِبُّ الْمُفْسِدينَ »[10] خداوند مفسدان را دوست نمی دارد.
و در جایی دیگر می فرماید : « إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْمُعْتَدينَ »[11] خداوند متجاوزان از حدود الهی را دوست نمی دارد.
همه این نوع آیات به صراحت اشاره دارد که خداوند متعال، معصیت و معصیت کار را دوست ندارد و اگر ما نیز بخواهیم در راه هدایت قدم برداریم و از دستورات خداوند متعال تبعیت کنیم و محبوب خدای متعال باشیم، باید در رابطه با محبوبان خود، دقت نظر داشته باشیم چراکه انسان با محبوبش محشور می شود که فرمود : « الْمَرْءُ مَعَ مَنْ أَحَب »[12] هر کسی با محبوبش محشور می شود. و نیز در همه ابعاد شبیه به او می شود چه در عقایدش و چه در رفتارش که حضرت علی علیه السلام فرمود : « مَنْ تَشَبَّهَ بِقَوْمٍ عُدَّ مِنْهُمْ » یا « فهُو مِنهُم»[13] هرکسی خود را همرنگ و همنوا با گروهی و افرادی بکند همچون آنان خواهد شد.
پرهیز از دوست داشتن گنه کاران در روایات :
در روایات و سیره اهل بیت در برخورد با اهل معصیت موارد مختلفی مشاهده می شود. هم بغض و طرد دیده می شود و هم حب و جذب که در ذیل، به تقسیم بندی گنهکاران و بررسی آن خواهیم پرداخت. اما مجموع روایات را که باهم درنظر می گیریم قاعده بغض نسبت به اهل معاصی از واضحات است و به موردی صریح پیرامون دوست داشتن اهل معصیت بر نمی خوریم از جمله :
1- امام باقر عليه السلام فرمودند : «إِذَا أَرَدْتَ أَنْ تَعْلَمَ أَنَ فِيكَ خَيْراً، فَانْظُرْ إِلى قَلْبِكَ، فَإِنْ كَانَ يُحِبُّ أَهْلَ طَاعَةِ اللَّهِ وَ يُبْغِضُ أَهْلَ مَعْصِيَتِهِ، فَفِيكَ خَيْرٌ وَ اللَّهُ يُحِبُّكَ؛ وَ إِنْكَانَ يُبْغِضُ أَهْلَ طَاعَةِ اللَّهِ وَ يُحِبُّ أَهْلَ مَعْصِيَتِهِ، فَلَيْسَ فِيكَ خَيْرٌ وَ اللَّهُ يُبْغِضُكَ، وَ الْمَرْءُ مَعَ مَنْ أَحَبَّ» [14]
هر گاه خواستی بدانى که در تو خيرى هست به دلت نگاه كن؛ اگر همواره بندگان مطيع خدا را دوست مىدارد و معصيتكاران را دشمن، در تو خيرى وجود دارد و خداوند تو را دوست مىدارد. اما از آن طرف اگر مشاهده كردى دلت همواره معصيتكاران را دوست می دارد و به آنها تمايل دارد و با دوستان خدا و اهل طاعت بغض و كينه نموده و آنها را دوست نمىدارد، بدان در تو خيرى نيست و خداوند دشمن تو مىباشد، و آدمى با كسى كه دوستش می دارد محشور است.
2- امام رضا علیه السلام فرمودند : « مَنْ أَحَبَ عَاصِياً فَهُوَ عَاص »[15]
کسی که معصیت کاری را دوست بدارد خودش هم معصیت کار است
3- حضرت عیسی علیه السلام فرمود : « تَقَرَّبُوا إِلَى اللَّهِ بِالْبُعْدِ مِنْ أَهْلِ الْمَعَاصِي وَ تَحَبَّبُوا إِلَيْهِ بِبُغْضِهِمْ وَ الْتَمِسُوا رِضَاهُ بِسَخَطِهِمْ. »[16]
به خدا نزدیک شوید با دوری از اهل گناهان و محبوب خدا شوید با دشمنی با معصیتکاران و رضایت خداوند را بجوئید با خشمشان.
4- امام صادق علیه السلام فرمودند : « مَا أَحَبَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ مَنْ عَصَاه »[17] خدای متعال کسی را که معصیتش می کند دوست ندارد
5- و نیز فرمودند : « طَلَبْتُ حُبَّ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَوَجَدْتُهُ فِي بُغْضِ أَهْلِ الْمَعَاصِي » [18] محبت خدای عزوجل را خواستم، پس آن را در دشمنی با اهل معصیت یافتم.
6- امام صادق علیه السلام فرمودند : مَنْ أَحَبَ أَنْ يُعْصَى اللَّهُ فَقَدْ بَارَزَ اللَّهَ بِالْعَدَاوَةِ وَ مَنْ أَحَبَ بَقَاءَ الظَّالِمِينَ فَقَدْ أَحَبَّ أَنْ يُعْصَى اللَّه »[19]
کسی که در دلش دوست می دارد خداوند متعال معصیت بشود قطعا به دشمنی آشکار با خداوند اقدام کرده و کسی که باقی ماندن ستمکاران را دوست بدارد قطعا دلش دوست دارد که خداوند مورد معصیت واقع شود (که این همان دشمنی آشکار با خداوند متعال است)
ارتباط و دوستی با گنه کاران در قرآن
دوستی و همنشینی با اهل معصیت چه می خواهد از دوستان صمیمی و یا بستگان انسان باشد چه مردم عادی، نباید منجر به آسیب به خود ما و دیگران شود. چه بسا کسانی که در راه نهی از منکر دوستان خود، خودشان و دیگران را به گمراهی کشانده اند.
در قرآن کریم و روایات اسلامی ، موارد فراوانی در دوری و پرهیز از اهل معصیت و گنه کاران و مذمت همنشینی با نااهلان و نیز عدم اتخاذ آنها به عنوان دوست، محبوب و ولی خود، ذکر شده که مجال بیان همۀ آنها، در این جا نیست اما به چند نمونه ی روشن و واضح اشاره خواهیم کرد از جمله ؛ می فرماید :
« وَ يَوْمَ يَعَضُّ الظَّالِمُ عَلى يَدَيْهِ يَقُولُ يا لَيْتَنِي اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبيلاً (27) يا وَيْلَتى لَيْتَني لَمْ أَتَّخِذْ فُلاناً خَليلاً (28) لَقَدْ أَضَلَّني عَنِ الذِّكْرِ بَعْدَ إِذْ جاءَني وَ كانَ الشَّيْطانُ لِلْإِنْسانِ خَذُولاً (29) [20]
و روزى كه ستمكار، دو دست خود را [از شدت اندوه و حسرت به دندان] مىگزد [و] مىگويد: اى كاش همراه اين پيامبر راهى به سوى حق برمىگرفتم، (27) اى واى، كاش من فلانى را [كه سبب بدبختى من شد] به دوستى نمىگرفتم، (28) بىترديد مرا از قرآن پس از آنكه برايم آمد گمراه كرد. و شيطان همواره انسان را [پس از گمراه كردنش تنها و غريب در وادى هلاكت] وامىگذارد (29)
در جایی دیگر می فرماید :
« لا يَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكافِرينَ أَوْلِياءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنينَ » [21]
مؤمنان نبايد كافران را به جاى مؤمنان دوست بگيرند.
چه بسا ما از کسی که اهل گناه است خوشمان می آید ، آنهم به دلیل بعضی جذابیت هایش که چهره اصلی او را پوشانده ولی برای ما خطرناک است. قرآن کریم در یک قاعده کلی می فرماید :
« عَسى أَنْ تُحِبُّوا شَيْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَكُمْ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُون »[22] چه بسا از چیزی خوشتان می آید اما برای شما بدترین است چه اینکه خدای متعال از ذات همه چیز و همه کس آگاه است و او می داند که چه چیز برای شما خیر است چه چیزی شر.
چه بسا ما گنهکار کافری را که با اساس اسلام و ایمان به خدا و ایمان به رسول، دشمنی دارد؛ به واسطه بعضی کارهای به ظاهر فریبنده اش دوست بداریم اما او ما را نه تنها دوست ندارد بلکه بشدت با زبانش و قلبش دشمن ماست. خداوند متعال می فرماید :
« ... لَا يَأْلُونَكُمْ خَبَالا وَدُّواْ مَا عَنِتُّمْ قَدْ بَدَتِ الْبَغْضَاءُ مِنْ أَفْوَاهِهِمْ وَ مَا تُخْفِى صُدُورُهُمْ أَكْبر (118) هَأَنتُمْ أُوْلَاءِ تُحِبُّونَهَمْ وَ لَا يُحِبُّونَكُم ... »[23]
... آنان از هيچ توطئه و فسادى درباره شما كوتاهى نمىكنند، شدت گرفتارى و رنج و زيان شما را دوست دارند، تحقيقاً دشمنى [با اسلام و مسلمانان] از لابلاى سخنانشان پديدار است و آنچه سينه هايشان [از كينه و نفرت] پنهان می دارد بزرگتر است (118) آگاه باشيد! اين شماييد كه آنان را دوست داريد، و اما آنان شما را دوست ندارند.
و حتی گاهی ممکن است رفاقت و دوستی ناآگاهانه با نا اهلان، عاقبت نافرجامی در آخرت داشته باشد. قرآن کریم می فرماید : « الْأَخِلاَّءُ يَوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ إِلاَّ الْمُتَّقينَ »[24] در آن روز (قیامت)، دوستان؛ دشمن يكديگرند مگر پرهيزكاران.
و نیز در یک قاعده کلی نسبت به نحوه مواجهه با ناآگاهان مغرض، می فرماید : « وَ أَعْرِضْ عَنِ الْجاهِلِين »[25] از ناآگاهان مغرض که حاضر به قبول نصیحت و خیرخواهی شما نیستند روی گردان باش و پرهیز کن.
دوستی و همنشینی با گنهکاران در روایات اسلامی
در روایات فراوانی از دوستی و همنشینی با اهل گناه و معصیت نهی شده است؛ از جمله :
1- امام سجاد علیه السلام فرمودند : « إِيَّاكُمْ وَ صُحْبَةَ الْعَاصِينَ وَ مَعُونَةَ الظَّالِمِينَ وَ مُجَاوَرَةَ الْفَاسِقِينَ احْذَرُوا فِتْنَتَهُمُ وَ تَبَاعَدُوا مِنْ سَاحَتِهِمْ »[26]
برحذر باشید از دوستی و همصحبتی با گنه کاران و کمکیاریِ ستمکاران و انس و همجواری با اهل فسق. از فتنه ی آنها بر حذر باشید و از آنها دوری بجوئید .
2- امام علی علیه السلام فرمودند : « وَ إِيَّاكَ وَ مُصَاحَبَةَ الْفُسَّاقِ فَإِنَّ الشَّرَّ بِالشَّرِّ مُلْحَق » [27]
از مصاحبت با اهل فسق بپرهیزید که شر، به شر پیوند دارد و ملحق به آن است.
3- از حضرت علی علیه السلام سوال شد : « أَيُّ صَاحِب شَرٌّ؟» دوست بد کیست؟ حضرت در پاسخ فرمودند : « الْمُزَيِّنُ لَكَ مَعْصِيَةَ اللَّه »[28] کسی که گناه را برای تو زینت دهد
4- پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمودند : « الْمَرْءُ عَلَى دِينِ خَلِيلِهِ فَلْيَنْظُرْ أَحَدُكُمْ مَنْ يُخَالِل » [29]
هر کسی تابع دین دوستش می باشد، پس دقت کنید چه کسی را به عنوان دوست بر می گزینید.
5- امام صادق علیه السلام فرمودند : « لَا تَصْحَبِ الْفَاجِرَ فَيُعَلِّمَكَ مِنْ فُجُورِهِ ثُمَّ قَالَ ع أَمَرَنِي وَالِدِي بِثَلَاثٍ وَ نَهَانِي عَنْ ثَلَاثٍ فَكَانَ فِيمَا قَالَ لِي يَا بُنَيَّ مَنْ يَصْحَبْ صَاحِبَ السَّوْءِ لَا يَسْلَمْ وَ مَنْ يَدْخُلْ مَدَاخِلَ السَّوْءِ يُتَّهَمْ وَ مَنْ لَا يَمْلِكْ لِسَانَهُ يَنْدَم »[30]
با انسان فاجر (معصیت کار لاابالی بی پرده) دوست مشو که تو را هم تعلیم می دهد به فجورش. که پدرم امام باقر علیه السلام مرا توصیه کرد که : ای فرزندم ! کسی که با انسان بدی دوستی کند، از هیچ چیز در امان نیست، و کسی که در موضع بد خود را داخل کرد، متهم شد، و کسی که زبانش را کنترل نکرد، پشیمان شد.
6- پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمودند : « أَرْبَعَةٌ مَفْسَدَةٌ لِلْقُلُوبِ ... مُجَالَسَةُ كُلِّ ضَالٍّ عَنِ الْإِيمَان »[31]
چهار چیز است که قلب انسان را فاسد می کند ... یکی از آنها : همنشینی با هر گمراه از ایمان است.
7- امام سجاد علیه السلام فرمودند : « لَيْسَ لَكَ أَنْ تَقْعُدَ مَعَ مَنْ شِئْتَ لِأَنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى يَقُولُ وَ إِذا رَأَيْتَ الَّذِينَ يَخُوضُونَ فِي آياتِنا فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ حَتَّى يَخُوضُوا فِي حَدِيثٍ غَيْرِهِ وَ إِمَّا يُنْسِيَنَّكَ الشَّيْطانُ فَلا تَقْعُدْ بَعْدَ الذِّكْرى مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ [32] » [33]
تو حق نداری با هرکس که خواستی همنشین شوی چرا که خدای متعال فرمود : « و هرگاه كسانى را ديدى كه در آيات ما [به قصد شبهه اندازى] به ياوه گويى و سخن بىمنطق مىپردازند از آنان روى گردان [و مجلسشان را ترك كن] تا در سخنى ديگر در آيند. و اگر شيطان تو را [نسبت به ترك مجلسشان] به فراموشى اندازد، پس از ياد آوردن [به سرعت بيرون برو و] با گروه ستمكاران منشين.
8- امام صادق علیه السلام فرمودند : « مَنْ جَالَسَ أَهْلَ الرَّيْبِ فَهُوَ مُرِيب »[34] کسی که با اهل شک و تردید همصحبت و همنشین شد پس خودش دچار شک و تردید شد و منحرف گشت.
9- امام علی علیه السلام فرمودند : « مُجَالَسَةُ الْأَشْرَارِ تُورِثُ سُوءَ الظَّنِّ بِالْأَخْيَارِ وَ مُجَالَسَةُ الْأَخْيَارِ تُلْحِقُ الْأَشْرَارَ بِالْأَخْيَارِ وَ مُجَالَسَةُ الْأَبْرَارِ لِلْفُجَّارِ تُلْحِقُ الْأَبْرَارَ بِالْفُجَّارِ فَمَنِ اشْتَبَهَ عَلَيْكُمْ أَمْرُهُ وَ لَمْ تَعْرِفُوا دِينَهُ فَانْظُرُوا إِلَى خُلَطَائِهِ فَإِنْ كَانُوا أَهْلَ دِينِ اللَّهِ فَهُوَ عَلَى دِينِ اللَّهِ وَ إِنْ كَانُوا عَلَى غَيْرِ دِينِ اللَّهِ فَلَا حَظَّ لَهُ مِنْ دِينِ اللَّهِ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص كَانَ يَقُولُ مَنْ كَانَ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ فَلَا يُوَاخِيَنَّ كَافِراً وَ لَا يُخَالِطَنَّ فَاجِراً وَ مَنْ آخَى كَافِراً أَوْ خَالَطَ فَاجِراً كَانَ كَافِراً فَاجِراً » [35] همنشینی و مانوس بودن با بدان، بدگمانی به خوبان را به دنبال دارد و برعکس آن، همنشینی و انس با خوبان، بدان را هم ملحق به خوبان می کند و همنشینی و مانوس بودن خوبان با فاجران (لاابالی ها و بی پردگان در دین)، خوبان را هم ملحق به فاجران می کند و اگر همصحبت و همنشین و دوست خود را نشناختید که خوب است یا بد، به دوستانش بنگرید ، اگر متدین بودند پس او هم متدین است و اگر دوستانش متدین نبودند پس او هم بهره ای از دین ندارد، رسول خدا صلی الله علیه و آله همیشه می فرمودند کسی که همواره مومن به خدا و قیامت باشد، با انسان کافر برادری ندارد و با فاجرانن و لا ابالی های در دین دوست و مانوس و همراه نیست و اگر کسی با اهل کفر و فجور برادری و همنشینی و مصاحبت داشته باشد خودش هم کافر و فاجر است .
نتیجه بررسی آیات و روایات
باید گفت همه کسانی که مرتکب گناه می شوند را نباید در یک ردیف قرار دهیم، بلکه باید بین آنها تفصیل قائل شویم :
1- فرد مؤمنی که از روی غفلت، سهو یا فراموشی، عمل زشتی از او سر می زند در حالیکه بعد از خطایش، از کار خود پشیمان شده و خود را ملامت می کند.
2- فردی که بر اثر جهل یا استضعاف فکری و عقیدتی یا نقصان فرهنگی و تربیتی، مرتکب گناه می شود (در بحث ما، همانند بدحجابی که دچار بروز بی عفتی در پوشش شده) اما در دلش با خدای متعال، اسلام، قرآن و چهارده معصوم علیهم السلام همراه و بلکه عاشق آن نیز هست.
3- فردی که به عمد و با آگاهی مرتکب گناه و بی عفتی می شود که از آن تعبیر می شود به لاابالی در دین، یعنی کسی که هیچ حریمی برای خدا و دستورات دین قائل نیست و از حد و حدود الهی آگاهانه تجاوز می کند و بر گناهان خود مداومت و اصرار دارد.
به نظر می رسد روی سخن همه این آیات و روایات با گروه سوم یعنی افراد لاابالی و بی پرده ی در دین است که حد و مرزی برای دستورات الهی نمی شناسند و مداومت و اصرار بر گناه دارند. این را از قرینه « اهل » در « اهل المعاصی » می توان برداشت نمود که « اهلیت » در جایی صدق می کند که کسی آگاهانه مداومت و اصرار بر کاری دارد.
بنابراین نمی توان گروه اول و دوم از گنهکاران را به « اهل المعاصی » تعبیر کرد. چون یا غفلت و یا جهل و استضعاف، عامل این گناه شده و نه غرض و إصرار آگاهانه. اگر هم در سیره اهل بیت علیهم السلام مواردی در طرد و رد چنین افرادی مشاهده شده بر اساس تنبیه و تادیب آنان بوده.
نتیجه اینکه دوست داشتن گروه سوم مذموم است و می تواند در مراتب بالاترش در شقاوت ابدی انسان و در مراتب پایینترش در سقوط و انحراف ولو در یک مقطع از زمان نقش داشته باشد.
مقام معظم رهبری (مدظله) و بدحجابی
برخی از مدافعان تساهل و تسامح در برخورد با بدحجابی، به بیانات رهبر حکیم و فرزانه انقلاب اسلامی امام خامنه ای استناد می کنند که ایشان در جمع علما و روحانیون خراسان شمالی فرمودند:
« خودتان را مجهز کنید، مسلح به سلاح معرفت و استدلال کنید، بعد به این کانونهای فرهنگی - هنری بروید و پذیرای جوانها باشید. با روی خوش هم پذیرا باشید؛ با سماحت، با مدارا. فرمود: «و سنّة من نبیّه» ، که ظاهراً عبارت است از «مداراة النّاس» ؛ مدارا کنید. ممکن است ظاهر زنندهای داشته باشد؛ داشته باشد. بعضی از همینهائی که در استقبالِ امروز بودند و شما - هم جناب آقای مهماننواز، هم بقیهی آقایان - الان در این تریبون از آنها تعریف کردید، خانمهائی بودند که در عرف معمولی به آنها میگویند «خانم بدحجاب»؛ اشک هم از چشمش دارد میریزد. حالا چه کار کنیم؟ ردش کنید؟ مصلحت است؟ حق است؟ نه، دل، متعلق به این جبهه است؛ جان، دلباختهی به این اهداف و آرمانهاست. او یک نقصی دارد. مگر من نقص ندارم؟ نقص او ظاهر است، نقصهای این حقیر باطن است؛ نمیبینند. «گفتا شیخا هر آنچه گوئی هستم / آیا تو چنان که مینمائی هستی؟». ما هم یک نقص داریم، او هم یک نقص دارد. با این نگاه و با این روحیه برخورد کنید. البته انسان نهی از منکر هم میکند؛ نهی از منکر با زبان خوش، نه با ایجاد نفرت. بنابراین با قشر دانشجو ارتباط پیدا کنید. »[36]
و اما پاسخ :
1)ارائه شیوه صحیح برخورد با بدحجاب ها
سخن ایشان یک نوع ارائه شیوه صحیح امر به معروف و نهی از منکر به جامعه روحانیت در جذب دلهای بسیاری از خواهران بدحجاب بوده که بر اثر استضعاف فکری و عقیدتی یا نقصان فرهنگی و تربیتی، دچار بروز بی عفتی در پوشش شده اند اما در دلشان با خدای متعال و معنویت، اسلام و قرآن و چهارده معصوم علیهم السلام کینه و دشمنی به دل ندارند بلکه عاشق آن نیز هستند و فرق دارند با آن قشری از افراد که علاوه بر ظاهر، باطن فاسدی هم دارند.
به بیان دیگر، منظور ایشان از بدحجاب ها، ناظر به قسم دوم یعنی کسانی است که از روی ناآگاهی یا نقص فرهنگی تربیتی و نه از روی غرض و عمد مرتکب خطا یا گناه شده اند و لذا هدف از ارائه این نوع برخورد با این دسته از افراد، که بر اساس دستورات دینی و آموزه های اسلامی توسط ایشان ارائه شده، تبیین تفاوت برخورد صحیح از برخورد تند، فحاشی، اهانت و توهین است.
2)تقطیع، تحریف و تفسیر به رأی ممنوع
چه خوب است، بعد از استناد به کلام رهبر معظم انقلاب، کمی نسبت به صدر و ذیل کلام ایشان دقیقتر بودند و حتی به همین تعبیری که مورد استناد قرار می دهند توجه بیشتری می کردند، کلمه « نقص » به طور صریح اشاره دارد « که این بدحجابی نقص است! »؛ این نقص یعنی عدم تائید بدحجابی.
و اینکه چرا به ذیل کلام ایشان دقت نمی شود!؟
مقام معظم رهبری (مدظله) بعد از اینکه آبروی خود را خرج اسلام کرده و از خود مایه می گذارند تا شاید بتوانند با متهم کردن خود به نقص باطن، دل بسیاری را به دست آورده و مبتنی بر راهبرد « جذب حداکثری»، آنها را به سمت عفاف و حجاب سوق دهند، بلافاصله به لزوم امر به معروف و نهی از منکر اشاره می نمایند.
3)همه بیانات را باهم ببینیم، بعد تحلیل کنیم.
مواضع و بیانات ایشان چه در سخنرانی ها و چه در استفتاءات فقهی و بیان احکام شرعی در إعراض از اهل معصیت و نهی از اشاعه گناه و تائید گنه کاران بسیار روشن و دقیق است که ما به نمونه های مختلفی در دوبخش اشاره می شود:
بخش اول) استفتاءات فقهی و احکام شرعی
1- « كسانى كه ترويج مقاصد ظلمه را مىكنند و كمك به جشنها و معاصى و ظلم آنها مىكنند، از قبيل بعض تجار و كسبه، لازم است بر مسلمانان كه آنها را نهى كنند. و اگر تأثير نكرد، از آنها اعراض كنند و با آنها معاشرت و معامله نكنند »[37]
2- « سؤال) آيا جواب ندادن به سلام كسى كه فعل حرام انجام مىدهد، براى تنبيه او جايز است؟ ج: جوابِ سلامِ مسلمان شرعا واجب است، ولى اگر بر خوددارى از جواب سلام به قصد نهى از منكر، عرفاً نهى و منع از منكر صدق كند، جايز است ».[38]
3- « براى امر به معروف و نهى از منكر مراتبى است. و جايز نيست با احتمال حاصل شدن مقصود از مرتبه پايين، به مراتب ديگر عمل شود. مرتبه اول آنكه با شخص معصيت كار طورى عمل شود كه بفهمد براى ارتكاب او به معصيت، اين نحو عمل با او شده است. مثل اينكه از او رو برگرداند، يا با چهره عبوس با او ملاقات كند، يا ترك مراوده با او كند و از او اعراض كند، به نحوى كه معلوم شود اين امور براى آن است كه او ترك معصيت كند. اگر در اين مرتبه درجاتى باشد، لازم است با احتمال تأثير درجه خفيفتر، به همان اكتفا كند. مثلا اگر احتمال مىدهد كه با ترك تكلم با او، مقصود حاصل مىشود، به همان اكتفا كند و به درجه بالاتر، عمل نكند. خصوصا اگر طرف، شخصى استكه اين نحو عمل موجب هتك او مىشود. اگر اعراض نمودن و ترك معاشرت با معصيت كار، موجب تخفيف معصيت مىشود، يا احتمال بدهد كه موجب تخفيف مىشود، واجب است اگر چه بداند موجب ترك به كلى نمىشود. و اين امر در صورتى است كه با مراتب ديگر، نتواند از معصيت جلوگيرى كند. اگر علماى اعلام احتمال بدهند كه اعراض از ظلمه و سلاطين جور، موجب تخفيف ظلم آنها مىشود، واجب است اعراض كنند از آنها، و به ملت مسلمان بفهمانند اعراض خود را. »[39]
بخش دوم) بیانات و سخنرانی ها
1. « اگر کسی به یک دختر چادری یا باحجاب، با نظر تحقیر نگاه می کند، تحقیرش کنید؛ ملاحظه نکنید. اگر کسی به جوان حزباللهی که ریش دارد، با نظر تحقیر نگاه می کند و دورش می کند، این را تحقیرش کنید »[40]
2. « از افراد متزلزل در راه دین و انقلاب باید حذر و پرهیز کرد.»[41]
3. « راجع به خانم های به اصطلاح بدحجاب... از کارهای خیلی بد این است که بعضی از خانمها ناخنهایشان را بلند میگذارند ... این تشبّه است. این تشبّه، چیز بدی است «ای دو صد لعنت بر این تقلید باد.» ... باید از آنکه بلد است یاد بگیریم و از او تبعیت و تقلید کنیم. اما نه تقلید در این آداب و رفتار و سنّت ها و حرف زدن و کار کردن و نشست و برخاست کردن از این آدمهای لاابالی. »[42]
4. « بحث های انحرافی همانند اینکه حجاب الزامی، اجباری یا اختیاری است، وجود دارد. این حرفها به نظر من در جمهوری اسلامی جا ندارد. اگر چنانچه معلوم شد چیزی از نظر شرع حرام است، حکومت اسلامی موظف است که در مقابل این حرام بایستد ». « ... در مقابل اینها حکومت اسلامی وظیفه دارد بایستد. نمی شود گفت ما عرضه مشروبات الکی را آزاد کنیم و بگوییم مردم نخورید! شارع مقدس برای این موضوع شلاق قرار داده، یعنی اینجوری نیست که فقط به (نکنید گفتن) اکتفا کند. « ... در اینکه باید مواجهه و مقابله کرد، در این کسی نباید تردید کند. »[43]
علاوه بر این، ایشان در موارد فراوانی، به جوانان « مؤمن انقلابی »، اظهار محبت فرموده اند. ما یک مورد هم در سخنان ایشان سراغ نداریم که به اهل معصیت و گناه حتی بدحجاب ها، اظهار محبت کرده باشند بلکه نهایت تعبیری که به صورت محترمانه نسبت به این قشر از جوانان فرموده اند، تعابیری همچون « مخرب » « کوچک » « سبک » « کم ارزش » و .... استفاده نموده اند. ایشان در دیدار جمعی از مداحان سراسر کشور فرمودند : « خودنمائی و جلوهفروشی، یک لحظه است و آثار سوء آن برای کشور، برای جامعه، برای اخلاق، حتّی برای سیاست، آثار مخرب و ماندگار است. ... زن با برداشتن حجاب های خود، با عریان کردن آن چیزی که خدای متعال و طبیعت پنهان بودن آن را از او خواسته، خودش را کوچک میکند، خودش را سبک میکند، خودش را کمارزش میکند »[44]
نیز در دیدار جمعی از پرستاران نمونه فرمودند : « عظمت زن به این نیست که بتواند چشم مردها را، هوس هوسرانان را به خودش جلب کند؛ این افتخاری برای یک زن نیست؛ این تجلیل زن نیست؛ این تحقیر زن است »[45]
تحلیل پایانی
متأسفانه پس از دوران دفاع مقدس و از دهه هفتاد به بعد، تفکری القاء شد که همواره با گنه کاران با روی خوش و ادبیات گُل و بلبلی برخورد کنید تا رَم نکنند و جذب شوند. این دیدگاه در حد بسیار محدود و در شرایطی خاص « شاید » درست باشد ولی در صورت فراگیر شدن، آسیب های جدی دارد.
در روایتی از وجود گوهربار امام باقر علیه السلام، خداوند متعال علت عذاب دسته جمعی قوم حضرت شعیب نبی علیه السلام را، سازش و سکوت در برابر اهل معصیت ذکر می کند که فرمود : « أَنَّهُمْ دَاهَنُوا أَهْلَ الْمَعَاصِي وَ لَمْ يَغْضَبُوا لِغَضَبِي » [46]
وقتی مؤمنان همواره با گنه کاران با روی خوش و ادبیات گل و بلبلی برخورد کنند، آنها به توهّم اینکه کارشان درست و مورد تأیید مؤمنان است در گناه خویش استوارتر می شوند و این اشاعه گناه و فحشا و تائید گناه و گنه کاران است و معصیتی مضاعف محسوب می شود و حتی مراجع تقلید و فقهاء آن را ممنوع و حرام می دانند.[47] و از طرفی دیگر موجب می شود مومنان در امر به معروف و نهی از منکر سستی و تنبلی به خرج داده و حتی کارشان را توجیه کنند.
و برخی نیز در نزد خودشان این برخورد مؤمنان را به تمسخر گرفته و از اینکه توانسته اند به اهدافشان برسند ریشخند می زنند! افزون براین وقتی زن و بچه و بستگان و اطرافیان و همکاران خود بنده ببینند که منِ مذهبی، با گنه کاران و بدحجابان و بی عفتان با روی باز و گشاده و لبخند و ادبیات گل و بلبلی برخورد می کنم آنها هم در ناخودآگاه خودشان به این نتیجه می رسند که بدحجابی و بی عفتی چیز خیلی بدی هم نیست و چه بسا خوب و باکلاس هم باشد چراکه مذهبی ها هم با آنها با روی گشاده و خوب و باکلاس برخورد می کنند.
و لذا همین تفکر اکنون غالب گشته و گریبانگیر خانواده های مذهبی هم شده است و این یکی از عوامل شیوع بدحجابی و بی عفتی در میان مذهبی ها است. و راه چاره هم به دست کشیدن از این رویه نادرست میباشد با روی آوردن به مبارزه منفی و سلبی با بدحجاب ها و بی عفت ها و بی غیرت ها.
مبارزه منفی هم ابعاد و مصادیق گوناگون دارد: از چهره در هم کشیدن گرفته تا سلام نکردن و از خود راندن و قطع رابطه کردن و ترک معامله و تجارت و عدم خدمات رسانی و... .
و حتی در مواردی که بدحجاب لاابالی باشد دیگر حتی حرمتی هم برایش نیست چه اینکه امام صادق علیه السلام فرمودند : « إِذا جاهَرَ الفاسِقُ بِفِسقِهِ فَلا حُرمَةَ لَهُ و َلا غيبَةَ » [48] هرگاه شخص فاسق و گنهكار آشكارا گناه كند، نه حرمتى دارد و نه غيبتى.
ناگفته نماند که خود دشمنان و مخالفان از طریق برخورد سخت افزاری و مبارزه منفی با حجاب و عفاف، در حد گسترده به اهدافشان رسیدند همچنان که رضاخان قلدر در ایران و آتاتورک در ترکیه و فرانسه در الجزایر از این شیوه استفاده کردند و هم اکنون در کشورهای غربی از این روش استفاده می کنند ولی همین که ما بخواهیم از این شیوه در برخورد با بدحجابان و بی عفتان استفاده کنیم می گویند: نه، این روش خوب نیست باعث طرد می شود! آنها را از دین زده می کند و ... !
امام صادق (علیه السلام) میفرماید: « لِقَوْمٍ مِنْ أَصْحَابِهِ أَنَّهُ قَدْ حَقَّ لِيَ أَنْ آخُذَ الْبَرِيءَ مِنْكُمْ بِالسَّقِيمِ وَ كَيْفَ لَا يَحِقُّ لِيَ ذَلِكَ وَ أَنْتُمْ يَبْلُغُكُمْ عَنِ الرَّجُلِ مِنْكُمُ الْقَبِيحُ فَلَا تُنْكِرُونَ عَلَيْهِ وَ لَا تَهْجُرُونَهُ وَ لَا تُؤْذُونَهُ حَتَّى يَتْرُكُهُ »[49] من از شما (خوبان) گلایه دارم، چرا گنه کار را نهی از منکر نمی کنید و آن را از خود دور نمی سازید و اذیت و آزارش نمیدهید!
از مجموع آیات، روایات، دیدگاه فقیهان دینی و نیز وظیفه امر به معروف و نهی از منکر و حس انسان دوستانه برای هدایت بشریت یک نتیجه می توان گرفت و آن اینکه : انسان باید در دل خود از گنه کاران بیزاری بجوید و نباید آنان را دوست بدارد اما در ظاهر و وظیفه ظاهری خود، باید با امر به معروف و نهی از منکر، وظیفه شرعی خود را أدا کند آن هم با روش صحیح (منطقی و نرم) و مثمر ثمر (روشمند و مخلصانه) و نباید به بهانه های مختلف از امر به معروف و نهی از منکر دست بکشد.
امام صادق علیه السلام فرمودند : « مَن لَهُ جارٌ و َيَعمَلُ بِالمَعاصى فَلَم يَنهَهُ فَهُوَ شَريكُهُ »[50] هر كس همسايه اى را داشته باشد كه گناه مى كند ولى او را نهى نكند، شريك در گناه اوست.
نگارنده : محمد محسنی
24 ربیع الثانی 1438
4 بهمن 1395
منابع کمکی نگارنده:
ترجمه قرآن بهرام پور
ترجمه قرآن شیخ حسین انصاریان
استفتاءات از آیت الله مکارم شیرازی
[2]. الكافي ط - الإسلاميه، ج2، ص 127
[3]. وسائل الشيعة، ج16، ص 165
[4]. وسائل الشيعة، ج16، ص 178
[5]. بقره آیه 205
[6]. حجرات آیه 7
[7]. نور آیه 21
[8]. بقره آیه 276
[9]. نساء آیه 107
[10]. مائده آیه 64
[11]. مائده آیه 87
[12]. الکافی ج2 ص127
[13]. مستدرک الوسائل ج17 ص440 ؛ عوالي اللئالي العزيزية في الأحاديث الدينية ج1 ص165
[14]. الکافی ط دار الحدیث ج3 ص 328 ؛ علل الشرایع ج 1 ص 117 ؛ وسائل الشیعه 30جلدی، ج16 ص183
[15]. عیون اخبار الرضا ج2 ص 235 ؛ وسائل الشیعه 30جلدی، ج16 ص185
[16]. بحار الأنوار ط بيروت، ج71، ص189 و در بعضی تعابیر « بِبُغض أهلِ المَعاصِی » آمده > مجموعه ورام ج2 ص 235 ؛ إرشاد القلوب إلى الصواب (للديلمي)، ج1، ص 77
[17]. روضة الواعظين و بصيرة المتعظين ط القديمة ج2 ص 420
[18]. مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل، ج12، ص 173
[19]. وسائل الشیعه 30جلدی، ج16 ص258
[20]. فرقان آیات 27 تا 29
[21]. آل عمران آیه 28
[22]. بقره آیه 216
[23]. آل عمران آیه 118 و 119
[24]. زخرف آیه 67
[25]. اعراف آیه 199
[26]. وسائل الشیعه 30جلدی، ج16 ص260
[27]. بحار الأنوار ط - بيروت، ج71، ص199
[28]. همان، ج71، ص191
[29]. همان، ج71، ص 192
[30]. همان ، ج71، ص191
[31]. همان، ج71، ص192
[32]. انعام آیه 68
[33]. بحار الأنوار ط - بيروت، ج71، ص 193
[34]. همان، ج71، ص197
[35]. همان ، ج71، ص197
[41]. دیدار با نخبگان و دانشجویان بسیجی مدالآور دانشگاه شریف مورخه 13 دی 1395
[42]. دیدار با مسؤولان آذربایجان شرقى مورخه 7 مرداد 1372
[43]. 20 اردیبهشت ماه 1395 در جمع شورای جبهه ملی مردمی عفاف و حجاب کشور
[44]. دیدار جمعی از مداحان سراسر کشور مورخه 23 اردیبهشت 1393
[45]. دیدار جمعی از پرستاران نمونه کشور مورخه 1 اردیبهشت 1389
[46]. تهذيب الأحكام (تحقيق خرسان)، ج6، ص 181
[47]. رک : مسائل جدید، سید محسن محمودی ج1 ص177
[48]. امالی صدوق ص 39 ، ح 7 ؛ بحارالأنوار ط-بیروت، ج72، ص253، ح32
[49]. تهذيب الأحكام تحقيق خرسان، ج6، ص182
[50] ارشادالقلوب دیلمی ص183
تهیه و تنظیم : کانون فرهنگی تبلیغی امین
حق نشر محفوظ / با ذکر منبع بلامانع