معادباوری و عفاف گرايی
یکی از واقعیتهای انکار ناپذیر این جهان، پدیده ی مرگ است که هیچ جانداری چارهای از آن ندارد و بیشک هر یک از ما را فرا میگیرد و مهمتر اینکه با مردن، زندگی انسان پایان نمییابد بلکه روی دیگر از حیات رُخ مینماید و همین عقاید، انگیزهها و رفتارهای ماست که دنیای بیپایان خوب یا بد ما را میسازد.
بهعبارت دیگر باورها، انگیزهها و رفتارهای نیک، و از جمله عفافورزی و پاکدامنی نعمتهای بیکران بهشتی را به ارمغان میآورد؛ و عقاید، نیّتها و رفتارهای ناشایست و از جمله بیعفتی و انحرافات جنسی، عذاب های سخت و بیپایان را رقم میزند.
بنابراین یکی از یاری کننده های آدمی در مسیر عفافگرایی و کنترل غریزه جنسی این استکه آدمی مردن و جهان پس از مرگ، و حساب و کتاب، و سؤال و جواب، و عذاب و عقاب را بهیاد آورد و آنها را باور کند. از همینرو قرآن کریم در قالب صدها آیه به بحث معاد و وعده و وعید پرداخته و نعمت های بهشتی و نقمتها و عذاب های دوزخی را بیان نموده است تا انگیزه ی افراد برای انجام کارهای نیک و پرهیز از کارهای زشت تحریک گردد و آنان را در صراط مستقیم نگاه دارد. چنانکه خدای تعالی به موسی علیهالسلام وحی فرمود: « بهیاد داشته باش که تو ساکن قبر خواهی بود، این یادآوری، تو را از بسیاری شهوت ها باز میدارد».[1]
امام سجاد علیهالسلام نیز میفرماید: «بسیار یاد مرگ بودن و خود را از خوف عذاب الهی ترساندن، دامن عفت آدمی را از آلودگی نگه میدارد».[2]
امام صادق علیهالسلام هم میفرماید: «یاد مرگ شهوتها و خواهشهای نفس را میمیراند و نشانههای هوا و هوس را درهم میشکند».[3]
آری اگر انسان بهیاد آورد که بهزودی به دنیایی منتقل میشود که انواع و اقسام عذابها و مصیبتهای فراوان بهخاطر گناهان و انحرافات جنسی در انتظار اوست بعید است مرتکب گناه و انحراف شود!
شکی نیست که مرگ به سراغ هر یک از ما خواهد آمد و به دنیای ما خاتمه خواهد داد ولی روح ما برای همیشه زنده و باقی است و گرفتار عملکردهای خود خواهد شد. چنانکه امیرمؤمنان علیهالسلام در نامهای به فرزند بزرگوارش ـ و به همة جوانان و فرزندان روحانیاش ـ میفرماید: « بدان ای فرزندم تو برای آخرت آفریده شدهای نه برای دنیا! برای رفتن، نه ماندن! برای مردن نه زیستن! تو در منزلگاهی کوچ کردنی، و در سرایی ناپایدار و عاریتی، و در راه آخرت هستی! تو فراری و تعقیب شده مرگی! مرگی که نه گریزانش را از چنگ آن رهایی است و نه جویندهاش از دست او به در رود بلکه ناگریز به او میرسد. پس بترس از اینکه مرگ تو را به هنگامی در رسد که در حال گناه باشی که خودت را به توبه از آن وعده میدادهای و او نگذارد توبه کنی و آنگاه است که خود را به هلاکت در افکندهای. فرزندم بسیار به یاد مرگ باش و به یاد آنچه به سوی آن میروی و پس از مرگ در آن قرار میگیری، تا اینکه هنگامی که مرگ به نزد تو آید تو خود را از هر جهت مهیّا کرده باشی. نیروی خویش را تقویت و دامن همّت بر کمر زده و آماده باشی؛ نکند ناگهان بر تو وارد شود و مغلوبت سازد».[4]
آری هیچ انسان عاقلی نیست که با به یاد آوردن مرگ و جهان پس از مرگ، مرتکب گناه و انحراف جنسی شود! مرگی که انسانهای پاک و شخصیتهای بزرگ، با به یاد آوردن آن پشتشان میلرزد و همانند امیرمؤمنان علیهالسلام فریاد بر میآورند: « آه مِنْ قِلَّةِ الزّاد وَ طُولِ الطّریقِ وَ بُعدِ السَّفَرِ وَ عظیمِ المَورِدِ »[5] وای از کمبود زاد و توشه، و طولانی بودن راه، و دوری سفر، و بزرگی جایی که وارد میشویم.
هان ای عزیز! چنین مرگی در انتظار من و شماست و به زودی ما را فرا خواهد گرفت و نتیجه گناهان و انحرافات را به ما خواهد چشاند!
رسول خدا صلیاللهعلیهوآله همواره به یارانش سفارش میکرد: « زیاد یاد مرگ کنید! زیرا یاد مرگ در هم کوبنده لذّتهاست و مانع و حائلی است میان شما و شهوتها ».[6]
و نیز فرموده است: «زیرکترین مردم کسی استکه شدیداً به یاد مرگ باشد».[7]
یادآوری مرگ بهاندازهای سازنده و اثربخش استکه امام سجاد علیه السلام از خداوند درخواست میکند: خدایا مرگ را در برابر دیدگانمان مجسّم فرما ـ تا همیشه بهیاد مرگ باشیم ـ و هیچگاه یاد آن را از خاطرمان مبر.[8]
یعنی اینگونه نباشد که روزی بگذرد و در آن روز بهیاد مرگ نباشیم! بلکه هر روز به یاد مرگ و عالم قبر و برزخ و قیامت، و حساب و کتاب باشیم و بدین طریق ازگناهان بپرهیزیم و به نیکیها روی آوریم.[9]
سپس امام علیهالسلام خود در مناجات «ابوحَمزه ثُمالی» با چشمانی اشکبار اینچنین از مرگ و دنیای پس از مرگ یاد مینماید: «خدایا چه کسی حالش بدتر از من خواهد بود آنگاه که با این وضعیّت به خانة قبر منتقل شوم، در حالیکه خانه ی قبر را برای خوابیدن مهیّا و آماده نساختهام و آن را با عمل صالح برای آرامیدن فرش نکردهام! چرا نگریم در حالی که نمیدانم چه سرانجامی دارم! و حال آنکه میبینم نفسم با من خُدعه و نیرنگ میکند و روزگار فریبم میدهد. بهراستی که بالهای فرشته ی مرگ، روی سرم در حرکت است. برای چه نگریم؟! بلکه میگریم برای لحظة جان کَندنم؛ برای تاریکی قبرم؛ برای تنگی لَحَدم؛ برای پرسش نکیر و منکر؛ برای آن هنگامی که در روز قیامت از قبر خارج میشوم، در حالی که برهنه و خوار و ذلیل بوده و سنگینی گناهان را بر دوش حمل میکنم».[10]
آری اگر زنی حدیثِ معراج را بهیاد آورد که رسول خدا(ص) فرمود: « در معراج زنی را مشاهده کردم که در جهنّم به مویش آویخته بود بهگونهای که مغز سرش میجوشید! و آن زنی بود که موی سر خویش را از نامحرمان نمیپوشانید»[11] بعید است که بار دیگر موی خود را برای نامحرمان نمایان کند و مرتکب این گناه شود و یا سایر انحرافات جنسی را انجام دهد.
و نیز اگر مردی این گفتار حضرت را متذکّر شود که فرمود: « هر که با زنی (نامحرم) بگوید و بخندد، خداوند او را برای هر کلمه در دنیا، هزار سال زندانی خواهد کرد»[12] بعید است که بار دیگر این گناه را انجام دهد و یا خود را به سایر انحرافات جنسی بیالاید. زیرا انسان عاقل و فهیم با خود میسنجد که وقتی عذاب برخی از انحرافات ـ همانند نمایاندن موی سر، و بگو و بخند با نامحرم ـ چنین باشد بنابراین عذاب سایر انحرافات جنسی چگونه خواهد بود؟!
نا امید نشوید ولی ...
آری نباید از مغفرت و آمرزش پروردگار مهربان نا امید بود ولی این در صورتی استکه انسان بهدرستی توبه کند و تصمیم جدّی بر ترک گناه بگیرد و در صدد جبران گذشته نیز برآید. چه اینکه خدای مهربان فرموده است: ای بندگان من که بسیار گناه کردید، از رحمت خدا نا امید نشوید، همانا خداوند همه ی گناهان را میآمرزد زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است. « قُل یا عِبادِیَ الّذینَ اَسرَفُوا عَلَی اَنْفُسِهُمْ لا تَقنَطُوا مِنْ رَحمَةِ اللهِ اِنَّ اللهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمیعاً اِنَّه هُوَ الغَفُورُ الرَّحیم » [13]
آری او همان خدای آمرزنده و مهربانی است که توبه حُرّ را پذیرفت و او را از نهایت شقاوت و بدبختی به اوج سعادت و کرامت انسانی رسانید. و او همان خدایست که توبه سحره فرعون را پذیرفت و با مقام والای شهادت از آنان پذیرایی نمود. آن هم ساحران کافری که به حمایت از فرعون گرد هم آمده بودند تا در عرصه ی مبارزه با موسی(ع) سِحر خود را آشکار سازند و بر حضرت موسی(ع) چیره شوند و بدینگونه از نزدیکان و خاصّان درگاه فرعون گردند. لیکن آنگاه که دانستند موسی علیهالسلام بر حقّ است و فرستاده ی خداست در همان جا ایمان آوردند و در راه ایمان خویش استقامت ورزیدند و آنگاه بهدست فرعون ستمکار به شهادت رسیدند.[14]
[1]ـ میزان الحکمه ح 21505 : « اُذکُر اَنَّکَ ساکِنُ الْقَبرِ فَیَمنَعَکَ ذَلِکَ عَنْ کَثِیرٍ مِنَ الشَّهواتِ »
[2]ـ تحف العقول، رساله حقوق امام سجاد علیهالسلام: « وَ اَمّا حَقّ فَرجک فَحِِفظُه مِمّا لا یَحِلُّ لَکَ وَ الاِستِعانَةُ بِغَضِّ البَصَر فَإنَّهُ مِنْ اَعوَن الأعوان وَ کَثرَةذِکر المَوتِ وَ التَّهَدُّد لِنَفسِکَ بِاللهِ وَ التَّخوِیف لَها بِه »
[3]ـ مصباح الشریعه، ب83. و میزان الحکمه، ح 19148 : « ذِکْرُ المَوتِ یُمیتُ الشَّهواتِ فیِ النَّفسِ... وَ یَکْسِرُ اَعْلامَ الْهَوی »
[4]ـ نهج البلاغه، نامه 31.
[5]ـ همان، حکمت 77.
[6]ـ میزان الحکمه، ح 19159 : « اَکْثِروا ذِکْرَ الْمَوتِ فَاِنَّهُ هادِمُ اللَّذّاتِ، حائِلٌ بَینَکُم وَ بَینَ الشَّهَواتِ »
[7]ـ بحار الانوار، ج6، ص130، ح21. « اَکْیَسُ النّاس مَنْ کانَ اَشَدُّ ذکِراً لِلْمَوتِ »
[8]ـ صحیفه سجّادیّه، دعای چهلم : « وَ انْصِبِ المَوتَ بَینَ اَیْدینا نَصبَاً وَ لا تَجْعَلْ ذِکْرَنا لَهُ غِبّاً » ترجمة تحت الفظی: خدایا مرگ را در برابر دیدگانمان مجسّم فرما ـ تا همیشه بهیاد مرگ باشیم ـ و یادکردِ ما، آن را (مرگ را) روز در میان، قرار مده. یعنی اینگونه نباشد که یک روز به یاد مرگ باشیم و روز دیگر مرگ را فراموش کنیم.
[9]ـ امید است هنرمندان عزیز با استفاده از زبان هنر، یاد مرگ و قبر و قیامت و حساب و کتاب و پاداش و عقاب را ـ که از برترین عبادات است ـ در میان مردم زنده نگه دارند و جامعه را از مواهب تربیتی آن بهرهمند نمایند. ( همانند فیلمهای توبه نصوح، زنگها به صدا در میآیند، سریال اصحاب کهف و...) در همین راستا شایسته است وزارت کشور، معاونت فرهنگی شهرداریها را موظف کند تا در محل دفن اموات، آیات و احادیث مربوط به عالم قبر و برزخ و قیامت و حساب و کتاب را نصب نمایند تا مایة درس عبرت افراد گردد و آنان را از خواب غفلت بیدارکند و به توبه و انابه بکشاند و از ارتکاب گناه بازدارد.
[10]ـ مفاتیح الجنان، اعمال سحرهای ماه رمضان، دعای ابوحمزة ثمالی : « فَمَن یَکُونُ اَسوَءَ حالاً مِنّی، اِنْ اَنَا نُقِلتُ عَلی مِثلِ حالِی اِلی قَبرِی...».
[11]ـ بحار الانوار، ج18، ص351ـ352.
[12]ـ وسائل الشیعه، ج20، ص198، ح4. « مَنْ فاکَهَ إمرَأةً لا یَمْلِکُها حَبَسَهُ اللهُ بِکُلِّ کَلِمَةٍ کَلَّمَها فی الدُّنیا ألْفَ عامٍ».
[13]ـ زمر (39) آیه 53.
[14] ـ اشاره است به آیات 46ـ51شعراء و 70ـ76طه و 120ـ126اعراف.
تهیه و تنظیم : کانون فرهنگی تبلیغی امین
حق نشر محفوظ / با ذکر منبع بلامانع