کلید واژه دعا:

دعاء به معناى خواندن و حاجت خواستن و استمداد است[1] و استمداد یعنی استعانت و یاری طلبیدن.

پس از شناخت فایده‌های عفاف‌گرایی و پاکدامنی، و بعد از دانستن زیان‌های بی‌عفتی و انحرافات اخلاقی، به‌طور طبیعی میلِ به پاکدامنی در درون انسان برانگیخته می ­شود لیکن این تمایل به ­تنهایی کفایت نمی ­کند بنابراین برای موفقیت بیشتر لازم است آدمی به ­درگاه خدای پاکی­ ها روی آورد و از او برای کنترل شهوت، یاری بجوید و برای این منظور، همواره دعا کند. چرا که بی­ مدد الهی، توفیقی در این عرصه به­ دست نیاید. همان­گونه ‌که یوسف علیه‌السلام برای این منظور دعا کرد و دعایش برآورده گشت.

او که ارزش عفاف و پاکدامنی را خوب می‌دانست و به زیان‌های فراوان بی ­عفتی و انحراف اخلاقی نیز آگاهی داشت در عین حال از ماندن در محیط فاسد کاخ و آلوده شدن خویش، بسیار نگران بود! چرا که این آگاهی‌ها در برابر تحریک­ های مداوم و نقشه­ های فریبکارانه و وسوسه ­انگیز کافی نبود و نمی‌توانست برای همیشه او را از انحراف دور سازد و دامن عفتش را از آلودگی پاس دارد؛ بنابراین خالصانه به­ درگاه پروردگار پناهنده گشت و عرضه داشت: ] ... رَبِّ السِّجْنُ أحَبُّ اِلَیَّ مِمّا یَدْعُونَنی اِلَیهِ وَ إلّا تَصْرِفْ عَنّی کَیْدَهُنَّ أَصْبُ اِلَیْهِنَّ وَ أَکُن مِنَ الْجاهِلینَ[[2]پروردگارا ! زندان، برایم محبوبتر است از آنچه زنان مرا بدان فرا می‌خوانند و اگر کید و مکرشان را از من بازنگردانی شیفته آنان می‌شوم و از جاهلان می‌گردم!

سرانجام، پروردگار مهربان، دعا و درخواست او را برآورد و با رفتن ‌یوسف(ع) به ‌زندان، نیرنگ زنان را از او بازگرداند.‌‌] فَاستجابَ لَهُ رَبُّهُ فَصَرَفَ عَنْهُ کَیْدَهُنَّ... [[3]

آری دعا کردن و خالصانه از خدا خواستن، مهمترین گام است برای پاک ماندن. و بی‌شک چنین دعایی که از سر نیاز و اخلاص باشد به‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌زودی برآورده می‌شود همان‌گونه که دعای یوسف علیه‌السلام برآورده گشت. چرا که خداوند خود فرموده: « ... اُدْعُونی اَسْتَجِبْ لَکُمْ ... » [4] مرا بخوانید و خواسته‌هایتان را از من بخواهید تا برایتان برآورم.

امیر مؤمنان علی علیه‌السلام نیز‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌فرماید: زیاد دعا کن تا از یورش و گزند شیطان در امان بمانی. « أکثِرِ الدُّعاءَ تَسلِم مِن سَوْرَةِ الشیطانِ».[5]

بحث دعا و خواستن از خدا، برای پاک ماندن و به انحرافات اخلاقی آلوده نشدن، به اندازه ­ای اهمیت دارد که حتی به هنگام طهارت و شستشویِ عورت، نیز شایسته است آدمی به­ درگاه خدای تعالی روی آورد و عرضه بدارد: «الّلهُمَّ حَصِّن فَرْجِی وَ  اَعِفَّهُ وَ اسْتُر عَورَتِی وَ حَرِّمْنِی عَلَی النَّار».[6]  خداوندا دامنم را از هرگونه آلودگی حفظ فرما، و عفیف و پاکش گردان، و عورتم را بپوشان [یعنی توفیقم عطا فرما تا با پوششی مناسب، خود را مستور نمایم و با خودآرایی و بدلباسی، خود و دیگران را به گناه و انحراف نکشانم] و [جسم و جان] مرا را بر آتش حرام فرما.

بی‌تردید تا یاری خدا نباشد آدمی نمی‌تواند از شرّ نفس و شیطان رهایی یابد، چنان‌که امیرمؤمنان علیه‌السلام‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌فرماید: «کَیفَ یَصْبِرُعَنِ الشَّهْوَةِ مَنْ لَمْ تُعِنْهُ العِصْمَةُ ؟!»[7] کسی که نگه‌داری ـ و لطف و رحمت الهی ـ او را یاری نکرده باشد، چگونه از شهوت باز ایستد؟! چرا که به­ فرموده قرآن کریم خاصیت نفس سرکش انسان به‌گونه­ ای است که آدمی را به بدی فرمان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ می‌دهد جز این که لطف و رحمتی از سوی پروردگار مهربان فرا رسد و انسان را در برابر خواهش‌های نفس یاری کند. ] ... إنَّ النَّفْسَ لَأمّارَةٌ بالسُّوء إلّا ما رَحِمَ رَبّی [8][.  و در آیه ­ای دیگر می­ فرماید: « وَ لَولا فَضلُ اللهِ عَلَیکُم وَ رَحمَتُهُ ما زَکی مِنکُم مِن اَحَدٍ اَبَداً ... » .[9] اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود، هرگز احدی از شما پاک نمی­شد.

امیرمؤمنان علیه‌السلام در دعای صباح‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌فرماید: « خدایا اگر به هنگام مبارزه با نفس و شیطان از یاری تو محروم بمانم، این محرومیت، مرا به رنج و حرمان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌سپارد [و در نتیجه امیدی به نجات من نیست]».[10]

آری تا یاری خدا نباشد، آدمی نمی‌تواند از گناه دست بکشد و در برابر خواهش‌های نفس پایداری ورزد؛ پس بنده ضعیف در میدان مبارزه با نفس و شیطان، باید متکی به ­یاری خدا باشد تا از کارهای ناشایست باز ایستد و به کردارهای شایسته روی آورد.

از نامه ماندگار شهید «امین» که چگونگی عفاف­گرایی او بیان شده (و در ضمیمه فصل نخست آمده) نیز پیداست که وی به این معنا واقف بوده است آنجا که‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گوید: « خوشبختانه به حَول و قُوّه الهی من پسری نیستم که از این موقعیت­ ها سوء استفاده کنم و خودم را به منجلاب فساد بکشانم».

جابر بن یزید جُعفی از امام باقر علیه‌السلام پرسید: معنای «لا حَولَ وَ لا قُوَّةَ اِلّا بِالله» چیست؟ حضرت فرمود:معنایش این است‌که جز به‌یاری خدا، توان کناره‌گیری از گناهان را نداریم و جز به توفیق خدا قدرت بر اطاعتش نداریم. «مَعناهُ لا حَولَ لَنا عَن مَعصِیَةِ اللهِ إلّا بِعَونِ اللهِ وَ لا قُوَّةَ لَنا عَلی ‌طاعَةِ اللهِ إلّا بِتَوفیقِ ‌اللهِ عَزَّوَجَل».[11]   

از این گفتار بسیار پُر مغز، می‌شود فهمید که نقش دعا در فاصله گرفتن از گناهان و در انجام کارهای نیک چه اندازه زیاد است. چرا که دعا یعنی یاری خواستن از خدا.

اینکه می‌بینیم دوستان خدا اهل دعا هستند و بیش از دیگران دعا‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کنند سرّش در همین معنای پرمغز «لا حَولَ وَ لا قُوَّةَ إلّا بِالله» نهفته است، گذشته از این که کیفیت دعای آنان و حضور قلبشان نیز برتر از دیگران است، چرا که وقتی انسان غیر خدا را مؤثر در عالم نداند بی‌شک از غیرخدا و حتی از خودش نیز قطع امید می‌کند و با همه وجود به خدا روی می‌آورد و خواسته‌اش را تنها از او‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌خواهد. و اوج دعا هم زمانی است‌که قلب انسان نرم شود و جویبار اشک از دیدگانش جاری گردد.

امام صادق علیه‌السلام‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌فرماید: « هر گاه که بدنت به لرزه درآمد و چشمانت گریان شد و دلت تپیدن گرفت آن لحظه را غنیمت شمار، که به تو توجه شده است».[12]

هـر تضرع کان بود با سوز و درد                       آن تضـرع را اثر باشـــد به مــرد

و آنکه خـواهی کزبلایش وارهی                        جــــان او را در تــضــرع آوری

  بـا تضـرع بـاش تا شـادان شوی                       گریه کن تا بی‌دهان خندان شوی[13]

 


[1] ـ ر.ک: قاموس اللغه، ج2، ص345.

[2] - یوسف (12) آیه 33.

[3] - یوسف (12) آیه 34.

[4] - غافر(40) آیة 60.

[5] - میزان الحکمه ، ح 5528

[6] ـ صحیفه علویه، ص248، دعای82،  "دعائه عند الإستنجاء " شایسته است این دعا قاب گرفته شود و جهت یادآوری در وضوخانه­ها نصب گردد.

[7] - همان ، ح 21512

[8] - یوسف (12) آیه 53. در دعای روز شنبه نیز به همین مضموم اشاره شده است: «و ترحمنی بصدی عن معاصیک ما احییتنی»

[9] ـ نور (24) آیه21.

[10] - مفاتیح الجنان « وَ إن خَذَلَنی نَصرُکَ عِندَ مُحارَبَةِ النفس وَ الشیطان فَقَد وَکَلَنی خِذلانک إلی حَیثُ النَّصَبِ وَ الحِرمان »

[11] - بحارالانوار ، ج 5 ، ص 203 ، محمدباقر مجلسی ، چاپ سوم ، بیروت: مؤسسه الوفاء ، 1983 م

[12] - میزان الحکمه، ح5612.

[13] - مثنوی معنوی.

 

تهیه و تنظیم : کانون فرهنگی تبلیغی امین 

حق نشر محفوظ / با ذکر منبع بلامانع