علل و عوامل ابتلاء به عشق و دوستی

عشق های زمینی و شیطانی ممکن است از طریق یک دیدن، یا شنیدن، یا گفتگو (نامه، پیامک، چت)، یا استشمام بوی عطر، یا مجاورت (در محیط کار و تحصیل و...)، یا یک لمس و تماس بدنی، یا خلوت، یا اختلاط، یا مراوده و رفت و آمد به وقوع بپیوندد که البته مطالعه داستانها و رمانهای عاشقانه، آتش اینگونه از عشقها را شعله ورتر می کند و تماشای فیلمها و سریالهای خارجی و ماهوارهای و حتی متأسفانه تماشای برخی از فیلمها و سریالهای داخلی که گاهی از صدا و سیما هم پخش میشود سبب عادی سازی و رفتارسازی اینگونه از دوستی ها و ارتباط ها می گردد! که باید از همه آنها اجتناب شود. زیرا اینها عوامل تحریک غریزه هستند و بستر عشقهای منفی را فراهم میکنند.
علت اصلی ابتلاء به عشق
شایان ذکر است که علل و عوامل یادشده اگرچه در ابتلاء به عشق بسیار مؤثر بوده و اجتناب از آنها همواره مورد تأکید می باشد لیکن اینها علت اصلی نیستند! عِلَّةُ العِلَل و علت اصلی، فراموشیِ یاد و ذکر خداست؛ چه اینکه امام صادق (علیه السلام) میفرماید:
« قُلُوبٌ خَلَت مِن ذِکرِاللهِ فَأذاقَهَا اللهُ حُبَّ غَیرِهِ » [1]
دلهایی که از یاد خدا خالی باشد خداوند محبت غیرخودش را به آنها میچشاند.
چراکه اگر ذهن و فکر و دل انسان همواره به یاد خدا باشد و محبت او را در دل جای دهد چنین کسی چون میداند خداوند دوست ندارد او به نامحرم نگاه کند و یا به گفتگوی با نامحرم بپردازد و یا در خلوت او قرار گیرد و یا به ماهواره نگاه کند و ... به خاطر خدا از همه موارد یاد شده که عوامل تحریک و ابتلاء به عشق نامشروع است پرهیز میکند و بدین ترتیب گرفتار اینگونه از دوستی ها و عشق ها و ارتباط ها نمیشود.
راه پیشگیری از عشق های شیطانی
با توضیحاتی که داده شد به این نتیجه می رسیم که والدین عزیز و مربیان و مسئولانِ فرهنگی جامعه اگر میخواهند جوانانشان گرفتار عشقهای شیطانی نشوند باید همواره عوامل تحریکات خارجی را یادآور شوند و از آنها پیشگیری نمایند و مهمتر از همه اینکه دل و روح جوانان را با شیرینی یاد و ذکر خدا آشنا کنند؛ چراکه فقط در این صورت است که جوان از عوامل تحریکات خارجی پرهیز می کند و تن به عشق های دون و پست نمی دهد!
امام سجاد (علیه السلام) می فرماید:
اِلهی مَن ذَالَّذِی ذاقَ حَلاوَةَ مَحَبَّتَکَ فَرامَ مِنکَ بَدَلاً وَ مَن ذَالَّذِی اَنِسَ بِقُربِکَ فَابتَغی عَنکَ حِوَلاً.[2]
خدایا کیست که شیرینی محبت تو را چشید و غیر تو را جایگزین کرد و کیست که به مقام قرب تو اُنس یافت و لحظهای از تو روی گرداند!
البته عشق و محبت و انس با خدا تحقق نمییابد، مگر به شناسایی خدای مهربان و یادآوری نعمتهای بیکران او که از روی مهر و محبت این نعمتها را در اختیار بندگانش قرار داده است و لازمة بقای نعمت و افزایش آن هم، سپاسگزاری از خدا و اطاعت از دستورات او و انجام مناسک دینی و تعظیم شعائر اسلامی میباشد.[3]
راه درمان و رهایی از عشق
ممکن است کسی بگوید: «من گرفتار عشق شدهام و قدرت رهایی از آن را ندارم! راه چاره چیست؟»
پیشنهاد ما این است که این شخص محترم را باید توصیه کرد به اینکه قدری به فکر سلامتی و سعادت خویش باشد، برای خوشبختی خودش هم که شده دعا کند و بگوید: «خدایا! اگر عشق من به فلانی، برایم زیانی در پی دارد و عاقبت بدی را برایم رقم میزند از تو خالصانه میخواهم این عشق را از قلب و روح من خارج کنی».
و البته باید اطمینان داشت که خدای مهربان قادر است عشق مضرّ و زیانبار را برطرف کند، بهشرط آنکه این دعا را زیاد و خالصانه از خدا بخواهد.
پس گام نخست برای رهایی از عشق، دعاکردن است. تا میتواند شب و روز برای سعادت و خوشبختی خودش و رهایی از عشق شیطانی دعا کند، و یقین داشته باشد که به زودی دعایش به اجابت میرسد.
گفت پیغمبر که چون کوبی دری عاقبت زان در برون آید سَری
گام بعدی این است که عشق خود را آشکار نسازد و آن را اظهار و بازگو نکند و عفّت را پیشه نماید؛ زیرا این مطلب بهاندازهای اهمیت دارد که رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) میفرماید:
مَنْ عَشِقَ فَکَتَمَ وَ عَفَّ فَماتَ فَهُوَ شهیدٌ.[4]
هرکه [به هر دلیل و علتی] مبتلا به عشق شده، اگر عشق خود را کتمان و پنهان سازد و پاکدامنی ورزد [و آن را ابراز نکند و به ارتباط نامشروع آلوده نشود] و در همان حال بمیرد، شهید است.
و در بیانی دیگر میفرماید:
مَن عَشِقَ وَ کَتَمَ وَ صَبَرَ غَفَرَاللهُ لَهُ وَ اَدخَلَهُ الجَنّة.[5]
هر که عاشق شود و عشق خویش را کتمان کرده و صبوری نماید[پاکدامنی ورزد]، خداوند او را بیامرزد و داخل در بهشت کند.
سومین گام این است که به هر طریق شده، فکر معشوق را از ذهن و خاطرش بیرون کند؛ یا به وسیله پرداختن به فعالیتهای سودمند ورزشی، یا شغلها و هنرهای مفید، یا مهاجرت از آن مکان و محیط، و یا مسافرتهای دراز مدت و ... . که البته همراه با همه اینها، لازم است نماز اول وقت رعایت شود (به ویژه در مسجد و به جماعت) + تلاوت حداقل 50 آیه قرآن کریم در هر روز (اگر با تدبر در معانی و مفهوم آیات باشد اثربخش تر است به ویژه اگر مراجعه به تفاسیر شود همانند: تفسیر نور، نمونه، راهنما) + خواندن حداقل یکی از ادعیه مناجات «خَمسِة عَشَر» در هر روز (مناجاتی که بیشتر با آن انس قلبی پیدا میکند همان را بخواند) و نیز در صورتی که کشش قلبی داشته باشد از خواندن ادعیه روزانه، دعاهای مکارم الاخلاق، کمیل، توسل، زیارت عاشورا، و ... در طول هفته نیز حتی الامکان بهره ببرد + دو بار روزه گرفتن در هفته (به ویژه روزهای دوشنبه و پنجشنبه به سفارش امام خمینیره).
آری جوان عاشق، باید اطمینان داشته باشد که به یاری خدا میتواند از این گرفتاری نجات یابد، همچنانکه نقل شده زلیخا سرانجام نجات پیدا کرد، بدین صورت که علم و عبادت را از محضر حضرت یعقوب آموخت و به خالق زیباآفرین روی نمود و چنان از اُنسِ با یاد خدا سیراب گشت که سرانجام یوسف به خواستگاری او رفت.[6]
چهارمین و آخرین گام، علاج عشق، با عشق برتر است. بدینصورت که عشق آسمانی و خدایی، جایگزین عشق زمینی و شیطانی شود. بیشک اگر کسی شیرینی محبت خدا را بچشد به تمام عشقهای غیرخدایی پشتپا میزند.
عشقهایی کـز پی رنگی بود عشق نَبوَد عاقبت ننگی بود
ز آنکه عشق مردگان پاینده نیست چونکه مرده سوی ما آینده نیست
عشق زنده در روان و در بصر هر دو میباشد ز غنچه تازهتـر
عشق آن بگزین که جمله انبـیاء یافتند از عشـق او کار و کیـا[7]
بسیاری از کارشناسان حوزه معرفت دینی معتقدند کاملترین راه مقابله با عشق ها و دوستی های دروغین و مجازی، رسیدن به عشق برتر است؛ تا انسان عشقی برتر و ماندگارتر و باصفاتر به دست نیاورد حاضر نیست از عشق های پستتر دست بکشد و البته این ویژگی همه انسانهاست. به عنوان مثال، به کودکی که در دستش یک اسباب بازی است، تا چیزی بهتر از آن را ندهید حاضر به معاوضه و دل کندن نیست و این قضیه در مورد افراد بزرگتر نیز همینگونه می باشد. بنابراین کاملترین راهِ نجات از عشق های مجازی، دست یافتن به عشقِ حقیقی و محبت اِلاهی است که به عنوان یکی از یاری کننده های نیرومند در عرصه عفافگرایی مورد توجه بوده و در بخش «یاری کننده های آدمی در عرصه عفافگرایی» تفصیلاً به این موضوع خواهیم پرداخت.
در حکایتی آمده است:
هنگامی که مسجد جامع گوهرشاد حرم رضوی را میساختند در حین بازدیدِ «گوهرشاد خانم» از بنای مسجد، کارگری جوان او را میبیند و به او دل میبندد. به طوری که شب و روز از عشق او تاب و توان و قرار، از دست میدهد و بیمار می شود! پس از مدتی، بیماری این جوان را به اطلاع «گوهرشاد خانم» میرسانند! گوهرشاد که زنی عارف و فهمیده بود براساس یک نقشه و برنامه، به جوان عاشق اطلاع میدهد که حاضر است از همسرش طلاق بگیرد و با او ازدواج کند. ولی این ازدواج مشروط به شرطی است. و آن اینکه چهل شبانهروز در محراب مسجد به عبادت بپردازد. آن جوان این شرط را میپذیرد و به وعدهاش عمل میکند، ولی پس از مدتی که در اثر عبادت و راز و نیاز با پروردگار، به عشق حقیقی و پایدار رسیده بود از گذشته خود اظهار ندامت و پشیمانی میکند و به گوهرشاد خانم اطلاع میدهد که حاضر نیست از این عشق نورانی، بانشاط و روحافزا دست بکشد و بار دیگر به عشق تاریک، افسرده و سوزان روی آورد![8]
اگر لذتِ ترکِ لذت بدانی دگر لذتِ نفس لذت نخوانی
در حدیثی از پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) آمده:
أَفضَلُ النّاس مَن عَشَقَ العِبادَة فَعَانَقَهَا، وَ أحَبَّها بِقَلبِهِ، وَ بَاشَرَهَا بِجَسِدِهِ، وَ تَفَرَّغَ لَهَا، فَهُوَ لایُبالِی عَلَی مَا أصبَحَ مِنَ الدُّنیا، عَلی عُسرٍ أم عَلی یُسرٍ.[9]
برترین مردم کسی است که عاشق عبادت باشد و آنرا در آغوش کشد و در قلبش آن را دوست بدارد و با اندام و جوارحش بدان مباشرت ورزد و خود را برای آن فارغ نماید و باکی نداشته باشد که دنیایش چگونه سپری میشود، به دشواری یا به آسانی!
و در حدیث قدسی، خداوند متعال فرموده:
إذا کان الغالبُ علی العبدِ الاشتغالُ بِی جَعَلتُ بُغیَتَهُ وَ لذَّتَهُ فِی ذِکرِی، فَاِذا جَعَلتُ بُغیتَهُ وَ لِذَّتَهُ فِی ذِکرِی عَشَقَنی وَ عَشِقتُهُ فَاِذا عَشَقَنَی وَ عَشِقتُهُ رَفَعتُ الحِجابَ فِیما بَینِی وَ بَینَهُ وَ صَیَّرتُ ذَلِکَ تَغَالُباً عَلَیهِ.[10]
هرگاه اشتغالِ به من بر جان بنده چیره شود [و جذبة الهی او را فرا گیرد] خواهش و لذّت او را در یاد خودم قرار دهم و چون خواهش و لذتش را در یاد خودم قرار دهم عاشقم گردد و من نیز عاشق او شوم و چون عاشق یکدیگر شدیم پردة میان خود و او را بردارم و آن را [یعنی مشاهدة جمال و جلال خود را] بر جان او مسلط گردانم!
آری وجود نیرویی به نام عشق، یکی از نعمتهای بزرگ اِلاهی است که اگر در جهت مثبت به کار گرفته شود آدمی را به اوج عرفان میرساند و از هر آنچه غیر خداست منقطع میکند و فقط به او پیوند میدهد و میرسد به جایی که امام حسین و برخی از یاران خاصش رسیدند.[11] به این صورت که هرچه به ظهر عاشورا نزدیکتر و آتش جنگ شعلهورتر میشد چهره آنان گلگونتر و بانشاطتر میگشت؛ چراکه لحظه لقاء محبوبشان نزدیکتر میشد. تا اینکه پروردگار مهربان، آنان را به خطاب قرآنی « یَا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِی إِلَى رَبِّکِ رَاضِیَةً مَّرْضِیَّةً فَادْخُلِی فِی عِبَادِی وَادْخُلِی جَنَّتِی » [12] به سوی خود فرا خواند و آنان را غرق در مهر و محبت و لطف خویش گرداند. چنانکه در حدیث قدسی فرموده است:
مَنْ اَحَبَّنِی إبتَلَیتُهُ وَ مَن أحبَبَتُهُ قَتَلتُهُ وَ مَنْ قَتَلتُهُ فَعَلَیَّ دِیَتُهُ وَ مَنْ عَلیَّ دِیَتُهُ فَأنَا دِیَتُهُ.[13]
کسی که مرا دوست بدارد مبتلایش میکنم (و با بلاها و سختیها مورد امتحان و آزمایشش قرار میدهم) و کسی را که من دوستش بدارم او را میکشم (مرگ و شهادت در راه خودم را نصیبش میکنم) و کسی را که من بکُشم، دیه و خونبهایش برعهده من است و کسی که خونبهایش برعهده من باشد من خود خونبهای او هستم! (بهشت لقاء و رضوان من پاداشش میباشد).
آری همانطور که عقوبت و مجازات عشقهای شیطانی و غیرخدایی، هجران و جدایی است.[14] در مقابل، جزا و پاداش عشقهای الهی و خدایی، وصل است و رهایی از تنهایی، چنانکه فرموده است:
« فَادْخُلِی فِی عِبَادِی وَادْخُلِی جَنَّتِی » [15]
وَ مَنْ قَتَلتُهُ فَعَلَیَّ دِیَتُهُ وَ مَنْ عَلیَّ دِیَتُهُ فَأنَا دِیَتُهُ.[16]
گذشته از این، یکی از مهمترین عوامل تزکیه نفس و پرهیز از گناهان همین بحثِ محبت و عشق الاهی است. چنانکه امیرمؤمنان علی (علیه السلام) در مناجات شعبانیه میفرماید:
الهی لَم یَکُن لِی حَولٌ فَاَنتَقِلَ بِهِ عَن مَعصِیتکَ إلاّ فِی وَقتٍ اَیقَظتَنِی لِمَحَبَّتِکَ.[17]
خدایا من قدرتی که از گناه کناره گیرم ندارم، مگر آنگاه که تو به عشق و محبتت مرا بیدار گردانی.
امام سجاد (علیه السلام) نیز میفرماید:
الهی مَن ذَالَّذِی ذَاقَ حَلاوَةَ مَحَبّتِکَ فَرامَ مِنکَ بَدَلاً وَ مَن ذَالَّذِی اَنِسَ بِقُربِکَ فَابتَغَی عَنکَ حِوَلاً.[18]
خدایا کیست که شیرینی محبت تو را چشید و غیر تو را جایگزین کرد و کیست که به مقام قرب تو اُنس یافت و لحظهای از تو روی گرداند!
آری هرجا یاد خدا و عشق و محبت حضرتِ اِلاه باشد معصیت و گناه نیست و هرجا گناه و معصیت باشد یاد خدا و محبت الهی نیست، بلکه محبتها و عشقهای غیرالاهی و شیطانی است. چه اینکه بهفرمودة امام صادق (علیه السلام) :
قُلُوبٌ خَلَت مِن ذِکرِ اللهِ فَاَذاقَها اللهُ حُبَّ غَیرِهِ.[19]
دلهای خالی از یاد خداست که خدا محبت غیرخودش را به آنها میچشاند.
البته این بدین معنا نیست که هرکس عاشق خدا و اولیاء خدا شد دیگر عشق و محبت به دیگران نباید داشته باشد بلکه این مهم قابل جمع است یعنی عشق به دیگران می تواند در راستای عشق به خدا تحقق یابد به این صورت که چون خدا دوست دارد مؤمنان، به پدر و مادر و همسر و فرزند و خواهر و برادرشان محبت بورزند، انسان مؤمن و عاشق و مطیع خدا، به بستگان و همسر و فرزندانش عشق می ورزد بدون آنکه دچار افراط شود. یعنی آنجایی که خواسته آنان همسوی با خواسته خدا نباشد خواسته خدا را بر خواسته آنان ترجیح میدهد و در برابر گناه و عصیان آنان، واکنش منفی نشان داده و نهی از منکر میکند و از گناه بازشان میدارد و در جای خودش، محبت هم میورزد.
[1] ـ میزان الحکمة، ح 13145. پیش از این اشاره شد که قرآن کریم کفر اعتقادی [و نیز کفر عملی] را عامل عشقورزی به گوساله سامری دانسته است.]... وَأُشْرِبُواْ فِی قُلُوبِهِمُ الْعِجْلَ بِکُفرِهِم ...[. بقره(2)آیه93. « در اثر کفرشان[به خدا و فراموشی یاد خدا]، دلهایشان از عشق به گوساله سیراب گشته بود».
[2] ـ مفاتیح الجنان، مناجات محبین.
[3] ـ ناگفته نماند که گاهی عدم محبت پدر و مادر به فرزند و برخورد سرد و یا خشن آنها نیز میتواند زمینه ساز گرایش فرزند به عشقهای شیطانی گردد. البته آن هم در صورتی است که فرزند در وادی محبت خدای مهربان نباشد.
[4]. میزان الحکمه، ح13150.
[5]. میزان الحکمه، ح13151.
[6]. سفینة البحار، ج2، ص464، انتشارات بنیاد پژوهشها، آستان قدس، چاپ اول1416.
[7]. مثنوی معنوی.
[8]. برگرفته از نظام خانواده در اسلام، ص310؛ شیخ حسین انصاریان، قم: ام ابیها، چاپ دوم1375.
[9]. وسائل، ج1، ص، ب19، ح2.
[10]. میزان الحکمة، ح 13153.
[11] ـ حضرت على (علیه السلام) روزى گذرش از کربلا افتاد و فرمود: اینجا قربانگاه عاشقان و مشهد شهیدان است شهیدانى که نه شهداى گذشته و نه شهداى آینده به پاى آنها نمىرسند.« هذا... مصارع عشاق شهداء لا یسبقهم من کان قبلهم و لا یلحقهم من کان بعدهم». (تهذیب، ج 6، ص،73 و بحار، ج 98، ص116)
[12]. فجر (89) آیه 27- 30. «تو ای روح آرامیافته! به سوی پروردگارت بازگرد در حالی که هم تو از او خشنودی و هم او از تو خشنود است، پس در سلک بندگانم درآی، و در بهشتم وارد شو!».
[13]. مستدرک الوسائل، ج18، ص419، ح2.
[14]. «الهِجرانُ عُقُوبَةُ العِشق» از امیرمؤمنان، میزان الحکمه، ح13021.
[15] ـ فجر(89) آیه 29و30. پس در سلک بندگانم درآی، و در بهشتم وارد شو!
[16]. مستدرک الوسائل، ج18، ص419، ح2.
[17]. مفاتیح الجنان، مناجات شعبانیه.
[18]. همان، مناجات خمس عشر، التاسعة مناجات المحبین.
[19]. میزان الحکمة، ح13145.
تهیه و تنظیم : کانون فرهنگی تبلیغی امین
حق نشر محفوظ / با ذکر منبع بلامانع