http://s3.picofile.com/file/8231655842/photo_2016_01_04_21_16_02.jpg

عشق ­های زمینی و شیطانی ممکن است از طریق یک دیدن، یا شنیدن، یا گفتگو (نامه، پیامک، چت)، یا استشمام بوی عطر، یا مجاورت (در محیط کار و تحصیل و...)، یا یک لمس و تماس بدنی، یا خلوت، یا اختلاط، یا مراوده و رفت و آمد به وقوع بپیوندد که البته مطالعه داستان­ها و رمان­های عاشقانه، آتش این­گونه از عشق­ها را شعله ­ورتر می­ کند و تماشای فیلم­ها و سریال­های خارجی و ماهواره­ای و حتی متأسفانه تماشای برخی از فیلم­ها و سریال­های داخلی که گاهی از صدا و سیما هم پخش می­شود سبب عادی­ سازی و رفتارسازی این­گونه از دوستی ­ها و ارتباط ­ها می ­گردد! که باید از همه آنها اجتناب شود. زیرا اینها عوامل تحریک غریزه هستند و بستر عشق­های منفی را فراهم می­کنند.

علت اصلی ابتلاء به عشق

شایان ذکر است که علل و عوامل یادشده اگرچه در ابتلاء به عشق بسیار مؤثر بوده و اجتناب از آنها همواره مورد تأکید می ­باشد لیکن این­ها علت اصلی نیستند! عِلَّةُ العِلَل و علت اصلی، فراموشیِ یاد و ذکر خداست؛ چه این‌که امام صادق (علیه السلام)† می‌فرماید:

« قُلُوبٌ خَلَت مِن ذِکرِاللهِ فَأذاقَهَا اللهُ حُبَّ غَیرِهِ » [1]

دل‌هایی که از یاد خدا خالی باشد خداوند محبت غیرخودش را به آنها می‌چشاند. 

چراکه اگر ذهن و فکر و دل انسان همواره به یاد خدا باشد و محبت او را در دل جای دهد چنین کسی چون می­داند خداوند دوست ندارد او به نامحرم نگاه کند و یا به گفتگوی با نامحرم بپردازد و یا در خلوت او قرار گیرد و یا به ماهواره نگاه کند و ... به خاطر خدا از همه موارد یاد شده که عوامل تحریک و ابتلاء به عشق نامشروع است پرهیز می­کند و بدین ترتیب گرفتار این­گونه از دوستی ­ها و عشق­ ها و ارتباط­ ها نمی­شود.

راه پیشگیری از عشق ­های شیطانی‌

با توضیحاتی که داده شد به این نتیجه می­ رسیم که والدین عزیز و مربیان و مسئولانِ فرهنگی جامعه اگر می‌خواهند جوانانشان گرفتار عشق‌های شیطانی نشوند باید همواره عوامل تحریکات خارجی را یادآور شوند و از آنها پیشگیری نمایند و مهم­تر از همه اینکه دل و روح جوانان را با شیرینی یاد و ذکر خدا آشنا کنند؛ چراکه فقط در این صورت است که جوان از عوامل تحریکات خارجی ­پرهیز می ­کند و تن به عشق ­های دون و پست نمی ­دهد!

امام سجاد† (علیه السلام)† می ­فرماید:

اِلهی مَن ذَالَّذِی ذاقَ حَلاوَةَ مَحَبَّتَکَ فَرامَ مِنکَ بَدَلاً وَ مَن ذَالَّذِی اَنِسَ بِقُربِکَ فَابتَغی عَنکَ حِوَلاً.[2]

خدایا کیست که شیرینی محبت تو را چشید و غیر تو را جایگزین کرد و کیست که به مقام قرب تو اُنس یافت و لحظه‌ای از تو روی گرداند!

البته عشق و محبت و انس با خدا تحقق نمی‌یابد، مگر به شناسایی خدای مهربان و یادآوری نعمت‌های بیکران او که از روی مهر و محبت این نعمت‌ها را در اختیار بندگانش قرار داده است و لازمة بقای نعمت و افزایش آن هم، سپاس‌گزاری از خدا و اطاعت از دستورات او و انجام مناسک دینی و تعظیم شعائر اسلامی می‌باشد.[3]

 

راه درمان و رهایی از عشق

ممکن است کسی بگوید: «من گرفتار عشق شده‌ام و قدرت رهایی از آن را ندارم! راه چاره چیست؟»

پیشنهاد ما این است که این شخص محترم را باید توصیه کرد به اینکه قدری به فکر سلامتی و سعادت خویش باشد، برای خوشبختی خودش هم که شده دعا کند و بگوید: «خدایا! اگر عشق من به فلانی، برایم زیانی در پی دارد و عاقبت بدی را برایم رقم می‌زند از تو خالصانه می‌خواهم این عشق را از قلب و روح من خارج کنی».

و البته باید اطمینان داشت که خدای مهربان قادر است عشق مضرّ و زیان‌بار را برطرف کند، به­شرط آن‌که این دعا را زیاد و خالصانه از خدا بخواهد.

پس گام نخست برای رهایی از عشق، دعاکردن است. تا می‌تواند شب و روز برای سعادت و خوشبختی خودش و رهایی از عشق شیطانی دعا کند، و یقین داشته باشد که به­ زودی دعایش به اجابت می‌رسد.

گفت پیغمبر که چون کوبی ‌دری                 عاقبت زان در برون آید سَری

گام بعدی این است که عشق خود را آشکار نسازد و آن را اظهار و بازگو نکند و عفّت را پیشه­ نماید؛ زیرا این مطلب به‌اندازه‌ای اهمیت دارد که رسول گرامی اسلام… (صلی الله علیه و آله) می‌فرماید:

مَنْ عَشِقَ فَکَتَمَ وَ عَفَّ فَماتَ فَهُوَ شهیدٌ.[4]

هرکه [به هر دلیل و علتی] مبتلا به عشق شده، اگر عشق خود را کتمان و پنهان سازد و پاکدامنی ورزد [و آن را ابراز نکند و به ارتباط نامشروع آلوده نشود] و در همان حال بمیرد، شهید است.

و در بیانی دیگر می­فرماید:

مَن عَشِقَ وَ کَتَمَ وَ صَبَرَ غَفَرَاللهُ لَهُ وَ اَدخَلَهُ الجَنّة.[5]

هر که عاشق شود و عشق خویش را کتمان کرده و صبوری نماید[پاکدامنی ورزد]، خداوند او را بیامرزد و داخل در بهشت کند. 

سومین گام این است که به هر طریق شده، فکر معشوق را از ذهن و خاطرش بیرون کند؛ یا به وسیله پرداختن به فعالیت‌های سودمند ورزشی، یا شغل‌ها و هنرهای مفید، یا مهاجرت از آن مکان و محیط، و یا مسافرت‌های دراز مدت و ... . که البته همراه با همه اینها، لازم است نماز اول وقت رعایت شود (به­ ویژه در مسجد و به جماعت) + تلاوت حداقل 50 آیه قرآن کریم در هر روز (اگر با تدبر در معانی و مفهوم آیات باشد اثربخش ­تر است به­ ویژه اگر مراجعه به تفاسیر شود همانند: تفسیر نور، نمونه، راهنما) + خواندن حداقل یکی از ادعیه مناجات «خَمسِة عَشَر» در هر روز (مناجاتی که بیشتر با آن انس قلبی پیدا می­کند همان را بخواند) و نیز در صورتی که کشش قلبی داشته باشد از خواندن ادعیه روزانه، دعاهای مکارم الاخلاق، کمیل، توسل، زیارت عاشورا، و ... در طول هفته نیز حتی الامکان بهره ببرد + دو بار روزه­ گرفتن در هفته (به ­ویژه روزهای دوشنبه و پنجشنبه به سفارش امام خمینیره).

آری جوان عاشق، باید اطمینان داشته باشد که به ­یاری خدا می‌تواند از این گرفتاری نجات یابد، همچنان‌که نقل شده زلیخا سرانجام نجات پیدا کرد، بدین­ صورت که علم و عبادت را از محضر حضرت یعقوب† آموخت و به خالق زیباآفرین روی نمود و چنان از اُنسِ با یاد خدا سیراب گشت که سرانجام یوسف† به خواستگاری او رفت.[6]

چهارمین و آخرین گام، علاج عشق، با عشق برتر است. بدین­صورت که عشق آسمانی و خدایی، جایگزین عشق زمینی و شیطانی شود. بی‌شک اگر کسی شیرینی محبت خدا را بچشد به تمام عشق‌های غیرخدایی پشت‌پا می‌زند.

عشق‌هایی کـز پی رنگی بود                        عشق نَبوَد عاقبت ننگی بود

                 ز آن‌که عشق مردگان پاینده نیست                 چون‌که مرده سوی ما آینده نیست

                 عشق زنده در روان و در بصر                       هر دو می‌باشد ز غنچه تازه‌تـر

                 عشق آن بگزین که جمله انبـیاء                       یافتند از عشـق او کار و کیـا[7]

بسیاری از کارشناسان حوزه معرفت دینی معتقدند کامل­ترین راه مقابله با عشق­ ها و دوستی ­های دروغین و مجازی، رسیدن به عشق برتر است؛ تا انسان عشقی برتر و ماندگارتر و باصفاتر به ­دست نیاورد حاضر نیست از عشق­ های پست­تر دست بکشد و البته این ویژگی همه انسان­هاست. به­ عنوان مثال، به کودکی که در دستش یک اسباب بازی است، تا چیزی بهتر از آن را ندهید حاضر به معاوضه و دل کندن نیست و این قضیه در مورد افراد بزرگتر نیز همین­گونه می ­باشد. بنابراین کامل­ترین راهِ نجات از عشق­ های مجازی، دست ­یافتن به عشقِ حقیقی و محبت اِلاهی است که به­ عنوان یکی از یاری کننده ­های نیرومند در عرصه عفاف­گرایی مورد توجه بوده و در بخش «یاری کننده­ های آدمی در عرصه عفاف­گرایی» تفصیلاً به این موضوع خواهیم پرداخت.

در حکایتی آمده است:

هنگامی که مسجد جامع گوهرشاد حرم رضوی را می‌ساختند در حین بازدیدِ «گوهرشاد خانم» از بنای مسجد، کارگری جوان او را می‌بیند و به او دل می‌بندد. به ­طوری که شب و روز از عشق او تاب و توان و قرار، از دست می‌دهد و بیمار می­ شود! پس از مدتی، بیماری این جوان را به اطلاع «گوهرشاد خانم» می‌رسانند! گوهرشاد که زنی عارف و فهمیده بود براساس یک نقشه و برنامه، به جوان عاشق اطلاع می‌دهد که حاضر است از همسرش طلاق بگیرد و با او ازدواج کند. ولی این ازدواج مشروط به شرطی است. و آن اینکه چهل شبانه‌روز در محراب مسجد به عبادت بپردازد. آن جوان این شرط را می‌پذیرد و به وعده‌اش عمل می‌کند، ولی پس از مدتی که در اثر عبادت و راز و نیاز با پروردگار، به عشق حقیقی و پایدار رسیده بود از گذشته خود اظهار ندامت و پشیمانی می‌کند و به گوهرشاد خانم اطلاع می‌دهد که حاضر نیست از این عشق نورانی، بانشاط و روح‌افزا دست بکشد و بار دیگر به عشق تاریک، افسرده و سوزان روی آورد![8]

اگر لذتِ ترکِ لذت بدانی             دگر لذتِ نفس لذت نخوانی

در حدیثی از پیامبر گرامی اسلام… (صلی الله علیه و آله) آمده:

أَفضَلُ النّاس مَن عَشَقَ العِبادَة فَعَانَقَهَا، وَ أحَبَّها بِقَلبِهِ، وَ بَاشَرَهَا بِجَسِدِهِ، وَ تَفَرَّغَ لَهَا، فَهُوَ لایُبالِی عَلَی مَا أصبَحَ مِنَ الدُّنیا، عَلی عُسرٍ أم عَلی یُسرٍ.[9]

برترین مردم کسی است که عاشق عبادت باشد و آن­را در آغوش کشد و در قلبش آن را دوست بدارد و با اندام و جوارحش بدان مباشرت ورزد و خود را برای آن فارغ نماید و باکی نداشته باشد که دنیایش چگونه سپری می‌شود، به­ دشواری یا به ­آسانی!

و در حدیث قدسی، خداوند متعال فرموده:

إذا کان الغالبُ علی العبدِ الاشتغالُ بِی جَعَلتُ بُغیَتَهُ وَ لذَّتَهُ فِی ذِکرِی، فَاِذا جَعَلتُ بُغیتَهُ وَ لِذَّتَهُ فِی ذِکرِی عَشَقَنی وَ عَشِقتُهُ فَاِذا عَشَقَنَی وَ عَشِقتُهُ رَفَعتُ الحِجابَ فِیما بَینِی وَ بَینَهُ وَ صَیَّرتُ ذَلِکَ تَغَالُباً عَلَیهِ.[10]

هرگاه اشتغالِ به من بر جان بنده چیره شود [و جذبة الهی او را فرا گیرد] خواهش و لذّت او را در یاد خودم قرار دهم و چون خواهش و لذتش را در یاد خودم قرار دهم عاشقم گردد و من نیز عاشق او شوم و چون عاشق یکدیگر شدیم پردة میان خود و او را بردارم و آن را [یعنی مشاهدة جمال و جلال خود را] بر جان او مسلط گردانم!

آری وجود نیرویی به نام عشق، یکی از نعمت‌های بزرگ اِلاهی است که اگر در جهت مثبت به­ کار گرفته شود آدمی را به اوج عرفان می‌رساند و از هر آنچه غیر خداست منقطع می‌کند و فقط به او پیوند می‌دهد و می‌رسد به ­جایی که امام حسین† و برخی از یاران خاصش رسیدند.[11] به این­ صورت که هرچه به ظهر عاشورا نزدیک‌تر و آتش جنگ شعله‌ورتر می‌شد چهره آنان گلگون‌تر و بانشاط‌تر می‌گشت؛ چراکه لحظه لقاء محبوبشان نزدیک‌تر می‌شد. تا این‌که پروردگار مهربان، آنان را به خطاب قرآنی « یَا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِی إِلَى رَبِّکِ رَاضِیَةً مَّرْضِیَّةً فَادْخُلِی فِی عِبَادِی وَادْخُلِی جَنَّتِی » [12] به سوی خود فرا خواند و آنان را غرق در مهر و محبت و لطف خویش گرداند. چنان‌که در حدیث قدسی فرموده است:

مَنْ اَحَبَّنِی إبتَلَیتُهُ وَ مَن أحبَبَتُهُ قَتَلتُهُ وَ مَنْ قَتَلتُهُ فَعَلَیَّ دِیَتُهُ وَ مَنْ عَلیَّ دِیَتُهُ فَأنَا دِیَتُهُ.[13]

کسی که مرا دوست بدارد مبتلایش می‌کنم (و با بلاها و سختی‌ها مورد امتحان و آزمایشش قرار می‌دهم) و کسی را که من دوستش بدارم او را می‌کشم (مرگ و شهادت در راه خودم را نصیبش می‌کنم) و کسی را که  من بکُشم، دیه و خون‌بهایش برعهده من است و کسی که خون‌بهایش برعهده من باشد من خود خون‌بهای او هستم! (بهشت لقاء و رضوان من پاداشش می‌باشد).

آری همان‌طور که عقوبت و مجازات عشق‌های شیطانی و غیرخدایی، هجران و جدایی است.[14] در مقابل، جزا و پاداش عشق‌های الهی و خدایی، وصل است و رهایی از تنهایی، چنان‌که فرموده است:

« فَادْخُلِی فِی عِبَادِی وَادْخُلِی جَنَّتِی » [15]  

وَ مَنْ قَتَلتُهُ فَعَلَیَّ دِیَتُهُ وَ مَنْ عَلیَّ دِیَتُهُ فَأنَا دِیَتُهُ.[16]  

گذشته از این، یکی از مهم‌ترین عوامل تزکیه نفس و پرهیز از گناهان همین بحثِ محبت و عشق الاهی است. چنان‌که امیرمؤمنان† علی (علیه السلام) در مناجات شعبانیه می‌فرماید:

الهی لَم یَکُن لِی حَولٌ فَاَنتَقِلَ بِهِ عَن مَعصِیتکَ إلاّ فِی وَقتٍ اَیقَظتَنِی لِمَحَبَّتِکَ.[17]

خدایا من قدرتی که از گناه کناره گیرم ندارم، مگر آن‌گاه که تو به عشق و محبتت مرا بیدار گردانی.

امام سجاد† (علیه السلام)  نیز می‌فرماید:

الهی مَن ذَالَّذِی ذَاقَ حَلاوَةَ مَحَبّتِکَ فَرامَ مِنکَ بَدَلاً وَ مَن ذَالَّذِی اَنِسَ بِقُربِکَ فَابتَغَی عَنکَ حِوَلاً.[18]

خدایا کیست که شیرینی محبت تو را چشید و غیر تو را جایگزین کرد و کیست که به مقام قرب تو اُنس یافت و لحظه‌ای از تو روی گرداند!

آری هرجا یاد خدا و عشق و محبت حضرتِ اِلاه باشد معصیت و گناه نیست و هرجا گناه و معصیت باشد یاد خدا و محبت الهی نیست، بلکه محبت‌ها و عشق‌های غیرالاهی و شیطانی است. چه این‌که به­فرمودة امام صادق† (علیه السلام) :

قُلُوبٌ خَلَت مِن ذِکرِ اللهِ فَاَذاقَها اللهُ حُبَّ غَیرِهِ.[19]

دل‌های خالی از یاد خداست که خدا محبت غیرخودش را به آنها می‌چشاند.

البته این بدین معنا نیست که هرکس عاشق خدا و اولیاء خدا شد دیگر عشق و محبت به دیگران نباید داشته باشد بلکه این مهم قابل جمع است یعنی عشق به دیگران می ­تواند در راستای عشق به خدا تحقق یابد به این­ صورت­ که چون خدا دوست دارد مؤمنان، به پدر و مادر و همسر و فرزند و خواهر و برادرشان محبت بورزند، انسان مؤمن و عاشق و مطیع خدا، به بستگان و همسر و فرزندانش عشق می­ ورزد بدون آنکه دچار افراط شود. یعنی آنجایی که خواسته آنان هم­سوی با خواسته خدا نباشد خواسته خدا را بر خواسته آنان ترجیح می­دهد و در برابر گناه و عصیان آنان، واکنش منفی نشان داده و نهی از منکر می­کند و از گناه بازشان می­دارد و در جای خودش، محبت هم می­ورزد.

 

[1] ـ میزان الحکمة، ح 13145.  پیش از این اشاره شد که قرآن کریم کفر اعتقادی [و نیز کفر عملی] را عامل عشق­ورزی به گوساله سامری دانسته است.]... وَأُشْرِبُواْ فِی قُلُوبِهِمُ الْعِجْلَ بِکُفرِهِم ...[. بقره(2)آیه93. « در اثر کفرشان[به خدا و فراموشی یاد خدا]، دلهایشان از عشق به گوساله سیراب گشته بود».  

[2] ـ مفاتیح الجنان، مناجات محبین.

[3] ـ ناگفته نماند که گاهی عدم محبت پدر و مادر به فرزند و برخورد سرد و یا خشن آنها نیز می‌تواند زمینه­ ساز گرایش فرزند به عشق‌های شیطانی گردد. البته آن هم در صورتی است که فرزند در وادی محبت خدای مهربان نباشد.

[4]. میزان الحکمه، ح13150.

[5]. میزان الحکمه، ح13151.

[6]. سفینة البحار، ج2، ص464، انتشارات بنیاد پژوهش‌ها، آستان قدس، چاپ اول1416.

[7]. مثنوی معنوی.

[8]. برگرفته از نظام خانواده در اسلام، ص310؛ شیخ حسین انصاریان، قم: ام ابیها، چاپ دوم1375.

[9]. وسائل، ج1، ص، ب19، ح2.

[10]. میزان الحکمة، ح 13153.

[11] ـ حضرت على (علیه السلام) روزى گذرش از کربلا افتاد و فرمود: اینجا قربانگاه عاشقان و مشهد شهیدان است شهیدانى که نه شهداى گذشته و نه شهداى آینده به پاى آنها نمى‏رسند.« هذا... مصارع عشاق شهداء لا یسبقهم من کان قبلهم و لا یلحقهم من کان بعدهم».  (تهذیب، ج 6، ص،73 و بحار، ج 98، ص116)

[12]. فجر (89) آیه 27- 30. «تو ای روح آرام‌یافته! به سوی پروردگارت بازگرد در حالی که هم تو از او خشنودی و هم او از تو خشنود است، پس در سلک بندگانم درآی، و در بهشتم وارد شو!».

[13]. مستدرک الوسائل، ج18، ص419، ح2.

[14]. «الهِجرانُ عُقُوبَةُ العِشق» از امیرمؤمنان†، میزان الحکمه، ح13021.

[15] ـ فجر(89) آیه 29و30. پس در سلک بندگانم درآی، و در بهشتم وارد شو!

[16]. مستدرک الوسائل، ج18، ص419، ح2.

[17]. مفاتیح الجنان، مناجات شعبانیه.

[18]. همان، مناجات خمس عشر، التاسعة مناجات المحبین.

[19]. میزان الحکمة، ح13145.

 

تهیه و تنظیم : کانون فرهنگی تبلیغی امین 

حق نشر محفوظ / با ذکر منبع بلامانع