hejabpix_ir_18.jpg (284×506)

سؤال : من دختری 26ساله هستم. پای­بند به نماز و حجاب می ­باشم. خانواده­ ای مذهبی دارم. اهل دوست پسر داشتن هم نیستم اما گمان می ­کنم امکان ازدواج دخترانی که با پسرها دوست می­ شوند بیشتر است. چراکه خودشان برای خودشان خواستگار دست و پا می­ کنند. راستش را بخواهید با همه اعتقادی که به خدا دارم و با همه باوری که به نادرستی این رابطه ­ها دارم، گاهی وسوسه می‌شوم با پسری دوست شوم و ازدواج کنم. راه مقابله با این وسوسه ­ها چیست؟

پاسخ: باورهای اعتقادی و رفتارهای دینی ­تان قابل تحسین است و تصمیم استوارتان برای پاک بودن و پاک زیستن ستودنی است. اما دقت داشته باشید که اتفاقاً در همین شرایط است که انسان محکک می­ خورد و نزد خدا امتحان پس می ­دهد.

شیطان در تنگناهاست که شما را وسوسه می­ کند:

سِن­ّت داره بالا می­ره!

برای خودت کاری کن!

تو که منظور بدی نداری،

دوستی به قصد ازدواج اشکال نداره! ...

اگه بخوای پاک زندگی کنی باید تا آخر عمر مجرد بمونی. و ... .

مراقب باشید که همین­جا باید استقامت کنید و فریب شیطان را نخورید. فراوانیِ کسانی که برای خود دوست پسری دارند و ترس از تجرد و تنهایی، نباید شما را از تصمیم­تان باز دارد و به کاری وادارد کهه یقین دارید خدا نمی­ پسندد. مطمئن باشید نه کسانی که قدم در این راه گذاشتند به جایی رسیدند و نه شما که بخواهید قدم در این راه بگذارید. پیشنهاد می­ شود بار دیگر آسیب­ های روابط دختر و پسر را مطالعه کنید. و مطمئن باشید این آسیب ­ها در کمین این افراد است.

برای ازدواج اولاً مراقب باشید که سختگیری نکنید و پرتوقع نباشید. و ثانیاً توکل­تان به خدا باشد و از او در نهایتِ امیدواری و حسن ­ظن، یاری بجویید که به لطف خدا همه چیز به بهترین شکل رقم خواهد خورد. و اگر چنان­چه با حرکت در صراط مستقیم و مسیرِ درست، خواستگارِ مناسب برای شما نیاید و نتوانید ازدواج کنید هرگز از عفاف­گرایی فاصله نگیرید و مطمئن باشید این تجردِ شما مورد پسند خداست و هرآنچه خدا بپسندد، بهتر از آن وجود ندارد. و قطعاً همین وضعیت برای شما نیکو و خیر است؛ چنان­که حضرت مریم و حضرت معصومه و حضرت عیسی و حضرت یحیی‰ (علیهم السلام) در نهایت پاکی و پاکدامنی، تا آخر عمر مجرد زیستند و سرآمدِ مردمِ زمانِ خویش گشتند.

نکته آخر این­که اساساً عفاف­گرایی و پاکدامنی و کنترل غریزه جنسی، سبب شكوفايی بسياری از استعدادهای علمی، هنری، مديريتی و معرفتی می ­شود و آدمی را در دنیا و آخرت خوشبخت می­ کند. و مطمئن باشید انسان عفیف به لحاظ جایگاه و مقام، هم­ ردیف شهیدان و فرشتگان است. چنان­که امیرمؤمنان† علی (علیه السلام) می­ فرماید:

مَا الْمُجاهِدُ الشيهدُ في سَبيل‌اللهِ بِأَعْظَمَ أَجْراً مِمَّنْ قَدَرَ فَعَفَّ لَكَادَ الْعَفيفُ أنْ يَكونَ مَلْكاً مِنَ الْمَلائِكَة.[1]

مجاهد شهيد در راه خدا، پاداشش بيش از كسی نيست كه قدرت بر گناه دارد ليكن عفاف می ورزد. انسان عفيف «به­ اندازه ­ای روحش اوج می ­گیرد و متعالی می­شود که» نزديك است فرشته‌ای از فرشتگان گردد!



[1]. ما یک صورت مادی و زمینی داریم که همین صورت ظاهری ماست که در چگونگی آن چندان نقشی نداریم ولی یک صورت ملکوتی و روحانی داریم که با اعمالمان آن را می­ سازیم. مثلاً برخی با شهوتِ نامشروع، به­ صورت خوک، و یا با غضبِ نامشروع، به­ صورت گرگ در می­ آیند و بعضی هم با عفاف­ ورزی، فرشته ­گون می­ شوند.

 

تهیه و تنظیم : کانون فرهنگی تبلیغی امین 

حق نشر محفوظ / با ذکر منبع بلامانع