ازدواج سنتی یا مدرن؟
سوال: من از ازدواج های سنتی بدم می آید چرا که عقیده دارم در زندگی مشترک، عشق بسیار مهم است و من به عنوان دختر، دوست دارم با کسی ازدواج کنم که عاشقش باشم و او هم عاشقم باشد. اما در ازدواج های سنتی که با خواستگاری صورت می گیرد این موضوع لحاظ نمی شود. برای همین من عقیده دارم اول باید دوست شد؛ اگر دیدیم همدیگر را دوست داریم برای ازدواج اقدام می کنیم. شما می گویید در زندگی عشق لازم نیست!
پاسخ: دوست داشتن لازم است؛ اما وقتی شما با پسری دوست می شوید طبع جوانی و هیجانات و عواطفی که در این زمان در اوج خود است، کشش و گرایش و تمایلی جدی را برمی انگیزد که پس از آن، دید عقل برای اینکه ببینیم فرد دلخواهمان معیارهای عاقلانه انتخاب همسر را دارد یا نه، کور می شود. برای همین در چنین شرایطی معمولا این عشق و کشش همه چیز را تحت الشعاع قرار می دهد. این زندگی آغاز می شود، ولی پس از مدتی که هیجانها فروکش کرد یا کمتر شد، متوجه می شویم چه نکات مهمی نادیده گرفته شده و چه تفاوت ها و تضادهای پررنگی داریم و چون معیارهای صحیح لحاظ نشده و کفویت و تناسبی نداریم، تنش ها و مشاجره ها آغاز می شود و از شور و عشق های آغازین می کاهد و در نهایت چیزی باقی نمی ماند!
ما معتقدیم که باید در ابتدا، بدون ایجاد رابطه عاطفی و دوستی ها، بررسی و تحقیق انجام گیرد و سپس در حضور خانواده چند جلسه صحبت کنیم؛ اگر این انتخاب را عاقلانه تشخیص دادیم حالا نوبت به کشش و احساس درونی می رسد. در اینجا باید خاطرنشان کنیم عشق به آن معنا، لازم نیست. اصلا عشق های آنچنانی صرفاً در نتیجه روابط نادرست قبل از ازدواج پدید می آید (ضمن اینکه اصلا اسم آن نمی تواند عشق باشد) و گرنه در ازدواجی که با رفتارهای معقول و صحیح و گفتگوها در فضای جدّی و در حضور خانواده ها انجام می شود، غالباً چنین اتفاقی نمی افتد. اما آنچه لازم است این است که شما پس از بررسی ها و گفتگوهای دو نفره باید ببینید آیا طرفِ شما، به دل شما نشسته یا نه؟ اینکه به دل شما بنشیند بسیار ضروری است.[1] اما عشق نه. اگر طرفِ شما تمامی معیارها را داشته باشد و فردی شایسته برای ازدواج باشد ولی شما نسبت به او کشش و تمایل درونی نداشته باشید و او با همه خوبی هایش، به دل شما ننشیند، این ازدواج صحیح نیست. باید به خودتان فرصت دهید چند باری بیایند و بروند و گفتگو کنید، اگر دیدید همچنان برایتان دلنشین نیست، این ازدواج غلط است. چرا که رجوع به دل، و دوست داشتن در دل، یکی از ملاکهای انتخاب همسر است ولی عشق و محبت شدید، معمولا پس از ازدواج حاصل می شود.
اگر ازدواج، معقول و معیارها درست باشد، این به دل نشستن و کشش اولیه سرمایه ای است که با انتخاب درست شما و رفتارهای درست پس از ازدواج، قابل افزایش است و سرمایه مهر و محبت و عشق و علاقه شما روزبه روز بیشتر و بیشتر میشود. اما اگر انتخاب غلط و معیارها نادرست باشد (که معمولا در دوستی های قبل از ازدواج به دلیل غلبه عواطف بر عقل چنین است) بخش اعظم این سرمایه عاطفی پس از چند ماه نابود و آن عشق به نفرت تبدیل می شود. بنابراین لازم است همسرگزینی و ازدواج، عاقلانه باشد و ادامه زندگی عاشقانه.
[1] . امیرمؤمنان علی (علیه السلام) می فرماید: اگر احساس کردید که فردی را دوست دارید، بدون اینکه خیری از او به شما رسیده باشد، پس به او امیدوار باشید. و اگر از فردی بدتان آمد، بدون اینکه قبلا از او بدی ای به شما برسد، پس از او دوری گزینید. «فَإِذَا أَحْبَبْتُمُ الرَّجُلَ مِنْ غَیْرِ خَیْرٍ سَبَقَ مِنْهُ إِلَیْکُمْ فَارْجُوهُ وَ إِذَا أَبْغَضْتُمُ الرَّجُلَ مِنْ غَیْرِ سُوءٍ سَبَقَ مِنْهُ إِلَیْکُمْ فَاحْذَرُوه». (بحارالانوار، ج42، ص248).
تهیه و تنظیم : کانون فرهنگی تبلیغی امین
حق نشر محفوظ / با ذکر منبع بلامانع