پنج توصیه برای کسانی که با نامحرم رابطه و دوستی دارند

سوال: حدود هشت ماهی است که با دختری دوست هستم. با اینکه می دانم این رابطه غلط است نمی توانم آن را قطع کنم. چه کنم؟
در پاسخ می گوییم: این پرسش شما نشان از روحیه حق پذیری شما دارد. این خیلی خوب است. تنها باید عمل کنید. وقتی انسان درستی ترک یک کار را قبول کرد، دیگر باید دل به دریا بزند و به هر زحمتی هست خود را به ترک آن کار وادارد. اما برای موفق شدن در انجام تصمیمی که دارید، به چند نکته بسیار مهم توجه کنید:
1) رابطه را به طور کامل و صدرصد قطع کنید. این کار را مشروط به چیزی نکنید و به زمانی دیگر موکول ننمایید. و بدون معطلی و با صراحت تمام اعلام کنید:
ـ من فهمیدم این رابطه غلط است و تمام.
در حقیقت بگویید: من با کسی دوست شده ام(خدای مهربان) که او دوست ندارد این رابطه ادامه یابد.
قطع رابطه به طور کامل، بسیار مهم است. نگویید: «حالا چه می شود هفته ای یک بار تلفنی صحبت کنیم؟ یا چند روز یک بار پیامک بدهیم؟ و...».
نه. باید رابطه کاملاً قطع شود. اگر راه کوچکی بگذارید قطعاً دوباره آلوده می شوید. بنابراین نه تماسی، نه پیامکی، نه ایمیلی، نه زنگی، نه دیدنی و نه ملاقاتی. هیچکدام نباید باشد.
قطع رابطه یعنی قطع رابطه!
نه کاهش آن! حتی اگر لازم است شماره تلفن همراه خود را تعویض کنید. و تلفن منزل را هم شما برندارید. بهیاری خدا اتفاق بدی هم پیش نخواهد آمد ولی اگر حتی یک روز هم بخواهد این رابطه ادامه پیدا کند چون در حال انجام گناه هستید در نتیجه از عواقب خطرناک آن در امان نیستید.
2) اگر از او چیزی دارید که شما را به یاد او میاندازد حتماً از دایرع زندگیتان خارج کنید. اگر کادویی، یادگاریای، نامه ای، عطری، خودکاری، جاسوئیچی، لباسی، و ... هرچه از او نزد شماست یا به شما هدیه کرده، حتما باید از خانة شما بیرون رود. نگویید: «آن را داخل کمدم میگذارم و کاری به آن ندارم». نگویید: «حیف است». بلکه آن را دور بیندازید و یا به فقیری ناشناس بدهید.
3) احتمال دیدن را به صفر برسانید. یعنی اگر حدس می زنید از این خیابان یا این میلان بروید احتمال دیدن او هست، مکان و زمان حرکت خود را تغییر دهید. اگر احتمال می دهید الان در راهروهای دانشگاه حضور دارد، فعلا داخل کلاس یا محوطه دانشگاه بمانید. به هر حال نباید سر خودتان را کلاه بگذارید و خود را به ندانستن بزنید. هرجا و هر وقت احتمال حضورش را می دهید سعی کنید آنجا نباشید. اگر هم جایی مجبور به حضور بودید حواستان را پرت کنید و رفتارهای او را زیر چشمی تعقیب نکنید.
4) راجع به او فکر نکنید. البته ممکن است یاد او ناخودآگاه به ذهن شما خطور کند ولی شما این فکر را دنبال نکنید و پرورش ندهید. مثلا اگر گوشه ای نشسته اید و یکدفعه یاد او می افتید، بیدرنگ برخیزید، راه بروید، جابجا شوید، با کسی صحبت کنید، قرآن بخوانید، آب یا چایی یا میوه و ... بخورید و بدین طریق ذهن خود را منصرف گردانید. ممکن است چندین بار در روز به فکر او بیفتید. هر بار بلافاصله به همین کارها متوسل شوید تا ذهنتان منصرف شود.
یادتان باشد خطور این افکار به دست شما نیست ولی دنبال کردن و باقی ماندن در آن فکر، دست شماست. اگر هر بار چنین کنید، به تدریج فکر او کمتر به ذهن شما می آید. البته گفتن اذکار خاص مانند: «آمَنّا بِاللّهِ وَ رَسولِه وَ لاحَولَ وَ لا قُوَّةَ إلّا بِاللّه»1 و یا ذکر شریف «لاإلهَإلَّا الله»2 نیز بسیار کارساز خواهد بود.
5) هر روز دقایقی را با خدای مهربان خلوت نموده، و به راز و نیاز بپردازید و برای خوشبختی در زندگی از او استمداد بجویید.
این پنج نکته را به طور جدی دنبال کنید و مصمم شوید آنها را به کار ببندید. به شما اطمینان می دهم که به مرور زمان همه چیز به حال سابق برگردد گرچه ممکن است کمی زمان ببرد. اما اگر در انجام هر کدام کوتاهی کنید نتیجه نمی گیرید.