cuqeu2lugfj6.jpg (727×214)

برخی می‌گویند: این تفكیك‌ها و جداسازی‌ها، حساسیت‌ها را بر می‌انگیزد و آدمی را حریص‌تر می‌كند و سبب تحریك بیشتر دو جنس مخالف می‌شود و ممكن است آنها را به انحرافات شدیدتر بكشاند!

دكتر علی ملك پور «جامعه شناس» در این باره معتقد است:

من به این مسأله از دید جامعه شناختی نگاه می كنم و اگر كارشناسان تربیتی بگویند باید تفكیك انجام شود من به آنها احترام می‌گذارم، اما من از نظر اجتماعی به آن نگاه می­كنم و به كاركردها و پیامدهای آن می‌اندیشم.  وی می‌افزاید: اصولاً من با هر نوع تفكیك مخالف هستم. هر نوع تفكیك در خانه، سازمان، دانشگاه و ... جواب نمی­دهد، زیرا باید افرادی انسان­محور تربیت كنیم و به دختر و پسر بگوییم تو انسان هستی و فقط با یكدیگر تفاوتهای فیزیولوژی دارید و اساساً با آفرینش دو جنس، خلقت تكمیل شد. نه اینكه به دختر بگوییم چون تو دختر هستی پس حرف نزن، در جامعه ظاهر نشو و ... .  وی یادآور می­شود: به اعتقاد من بسیاری از انحراف‌های اجتماعی از جمله فرار دختران، پرخاشگری و بزهكاری‌ها ریشه در همین تفاوت قایل شدن‌ها و تفكیك‌ها دارد. این تفكیك باعث می‌شود به حرص و ولع لجام گسیخته و بیمارگونه‌ای دامن زده شود.[1] 

كسانی كه این ایراد را مطرح می‌كنند دو گروه‌اند: یك گروه از روی ناآگاهی به طرح این ایراد می‌پردازند. و گروه دوم، از روی آگاهی و با انگیزه‌ها و هدف‌های خاص و پنهان!

 در پاسخ به گروه اول كه ممكن است برخی همانند دكتر «ملك­پور» تحت عنوان كارشناس علوم اجتماعی و جامعه شناسی اینچنین نظر بدهند چند پاسخ ارائه می‌شود:   

پاسخ نخست اینكه: آیا در كشورهای دمكراتیك و آزاد، كه تفكیك و جداسازی وجود ندارد و اختلاط و معاشرت آزاد است و افزون بر آن كاباره‌ها و مراکز فساد و فحشایِ رسمی و قانونی فراوانی وجود دارد، به‌راستی این حرص‌ها و حساسیت‌ها و تحریك‌ها كمتر شده و آمار تجاوزات در آنجاها كاهش یافته است؟! آیا در آن كشورها ـ با اینكه رابطه با جنس مخالف آزاد است ـ هم‌جنس‌بازی كه زشت‌ترین نوع انحرافات جنسی است‌‌ كمتر شده؟! و یا اینكه به‌عكس دامنه آن به‌اندازه‌ای گسترش یافته كه در برخی كشورها مجبور شده‌اند همجنس­بازی را  قانونی كنند.

بررسی‌ها و تحقیقات نشان می‌دهد كه در آمریكا از سال 1960 تا 1990 كه سال‌های آزادی جنسی اعلام شد آمار تجاوزات 400 درصد افزایش داشته است.[2]

«ودینتا كارتر» مدیر اجرایی مؤسسه «بریلینگ فری» با ردّ این نظریه كه «قانونی ساختن روسپی‌گری می‌تواند از حجم تجاوزات جنسی بكاهد»، به آمار ارایه شده در «نوادا» توسل می‌جوید كه میزان تجاوزات به عنف را در این منطقه، چهار برابر دیگر نقاط آمریكا ـ كه در آن مناطق روسپی‌گری عملی غیرقانونی شناخته می‌شود ـ می‌داند.[3]

رجانیوز در گزارشی آورده است:

در آمریکای امروز نزدیک به 50 درصد از دانش آموزان دبیرستانی حتما سکس را تجربه کرده­اند و یک نفر از هر 4 دختر نوجوان آمریکایی حداقل به یک بیماری مقاربتی دچار است. 24 درصد از نوجوانانی که دچار بیماری­های مقاربتی هستند اعلام کرده­اند که هنوز هم به رابطه جنسی بدون در نظر گرفتن اصول محافظتی ادامه می­دهند. بدین ترتیب سلامت جسمی و جنسی زنان آمریکایی که مهمترین عامل موثر در زندگی فردی و اجتماعی ایشان محسوب می­شود در اثر بی بندو باری به­شدت در خطر قرار گرفته است.[4]

روزنامه لُموند شماره 20 اکتبر1984 می­نویسد:

در ایتالیا سالانه 20هزار زن مورد حمله ناموسی قرار می­گیرند و در آلمان سالانه 75هزار مورد بی­حرمتی شرم­آور به زنان صورت می­گیرد. این مسئله بحرانی سبب شده تا زنان آلمانی  نسبت تقویت قدرت بدنی خود اقدام نمایند. برپایه همین گزارش 40درصد از زنان آلمانی تا کنون شیوه­های دفاع از خود را در این کلاس­ها فرا گرفته‌اند. بیشتر زنان فرانسوی در کیف دستی خود وسیله دفاع شیمیایی یا فیزیکی پنهان می­کنند.[5]

یک خبرنگار از تلویزیون فرانسه، کانال TFI ساعت یک بعدازظهر (18 اوت1984) به وقت پاریس، اعلام داشت که سالانه بیش از 300هزار دختر و زن در فرانسه مورد حمله یا تجاوز قرار می­گیرند.[6]

ما از كسانی كه از روی ناآگاهی ایراد یاد شده را مطرح می‌كنند درخواست می‌كنیم با اندكی مطالعه و بررسی، مقایسه كنند كه آیا تجاوزات و انحرافات جنسی در جوامع آزاد و دمكراتیك بیشتر است یا در جوامع اسلامی‌ای كه تا اندازه‌ای به تفكیك‌ها و جداسازی‌ها اهمیت داده می­شود؟

پاسخ دوم اینكه: این تفكیك‌ها و جداسازی‌ها سبب می‌شود تا زندگی زناشویی متأهل‌ها گرم‌تر و استوارتر شود و آمار طلاق‌ كاهش یابد. چراکه بخش قابل توجه­ای از طلاق­ها به­خاطر روابط سرد زناشویی است و البته عوامل مختلف در سردی روابط دخیل می­باشد که از جمله مهمترین این عوامل همان ریزه­خواری­های جنسی­ است که از طریق نگاه و گفتگو و ... در طول روز، در خارج از محیط خانه و به­ویژه در خلوت­ها و اختلاط­ها اتفاق می­افتد.­

پاسخ سوم اینكه: وقتی مجردها، به بازار آزاد و دمكراتیك روابط جنسی دسترسی نداشته باشند به ازدواج روی می‌آورند و از مزایای فراوان ازدواج بهره‌ می‌برند.

پاسخ چهارم و از همه مهمتر اینكه: خالق و آفریننده  انسان كه از ساختار روانی انسان آگاه‌تر از همگان است این‌گونه تفكیك‌ها و جداسازی‌ها را می‌پسندد و بی‌گمان رعایت این دستورها در شرایط عادی به سود ما می‌باشد و حساسیت‌ها نیز برانگیخته نمی‌شود و به‌عكس هر چه اختلاط و معاشرت و خلوت با نامحرم بیشتر شود، شهوت بیشتر تحریك می‌شود و آدمی را بیشتر در معرض خطر و انحراف قرار می‌دهد، چنان‌كه مولوی گوید:

          نفْسَت اژدرهاست، او كی  مرده  است                    از غم بی‌آلتــــی افــسرده اســت

           اژدهــــا را دار در بــــرف فـــراق                     هین مكش او  را  به خورشید  عراق

پاسخ پنجم اینکه: حرص و ولع زمانی حاصل می­شود که یک چیز هوسناک را نشان دهند و آنگاه منع کنند. مثلاً طلای هوس­انگیز را در پشت ویترین به نمایش می­گذارند که به­طور طبیعی برخی را تحریک می­کند و سبب می­شود تا نقشه سرقت آن را بریزند. ولی طلایی که درون گاوصندوق است و درب آن قفل شده حرص و هوس کسی را برنمی­انگیزد. اینک در بحث مورد نظر ما هم، کسی تحریک می­شود و حرص می­ورزد که به جداسازی­ها اهمیت ندهد و با نامحرمان معاشرت و نشست و برخاست داشته باشد. نه کسی که معاشرت نداشته باشد.

پاسخ ششم اینکه: اگر بپذیریم تفكیك‌ها و جداسازی‌ها، حساسیت‌ها را بر می‌انگیزد و آدمی را حریص‌تر می‌كند و سبب تحریك بیشتر دو جنس مخالف می‌شود لازمه­اش این است خدای تعالی این تفکیک­ها و جداسازی­ها را منع و تحریم کند و امر به اختلاط و عدم تفکیک نماید تا حرص و تحریکِ افراد کمتر شود! و حال اینکه به­عکس در آموزه­های دینی امر به تفکیک و جداسازی شده است. بنابراین یا نعوذ بالله خدا اشتباه کرده که امر به تفکیک نموده! و یا این آقایان در اشتباهند!

آری این اظهارات آقای دكتر در تعارض با برخی از آیات قرآن كریم و احادیث اسلامی است. چرا كه قرآن كریم در باره پرهیز از خلوت و اختلاط با نامحرم می‌فرماید:

« ...إِذَا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتَاعًا فَاسْأَلُوهُنَّ مِنْ وَرَاءِ حِجَابٍ ‌ذَلِكُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِكُمْ ‌وَ قُلُوبِهِنَّ...»[7]

هنگامی که چیزی از وسایل زندگی را (به­عنوان عاریت) از آنان [همسران پیامبر] می‌خواهید از پشت پرده بخواهید؛ این کار برای پاکی دل­های شما و آنها بهتر است!  

و در آیه­ای دیگر ماجرای عدم اختلاط دختران حضرت شعیب (علیه السلام) را بیان کرده و تأیید می­نماید:

« وَلَمَّا وَرَدَ مَاءَ مَدْینَ وَجَدَ عَلَیهِ أُمَّه مِنَ النَّاسِ یسْقُونَ وَ وَجَدَ مِنْ دُونِهِمُ امْرَأَتَینِ تَذُودَانِ قَالَ مَا خَطْبُكُمَا قَالَتَا لَا نَسْقِی حَتَّى یصْدِرَ الرِّعَاءُ وَأَبُونَا شَیخٌ كَبِیرٌ»[8]

و هنگامی که [موسی (علیه السلام)] به [چاه] آب مدین رسید، گروهی از مردم را در آنجا دید که چهارپایان خود را سیراب می‌کنند؛ و در کنار آنان، دو زن را دید که مراقب گوسفندان خویشند [و به چوپان‌ها نزدیک نمی‌شوند؛ موسی] به آن دو گفت: کار شما چیست؟ [چرا گوسفندان خود را آب نمی‌دهید؟!] گفتند: ما آنها را آب نمی‌دهیم تا چوپانها همگی خارج شوند؛ و پدر ما پیر مرد کهنسالی است [و قادر بر این کارها نیست].

در احادیث اسلامی نیز از خلوت و اختلاط با نامحرمان به­شدت نهی شده است چنان‌كه پیش از این به آنها اشاره شد.

آری مشكل اساسی این دسته از جامعه­شناسان یا در همان نگاه این جهانی و مادی‌گرایانه و اُمانیستی است و یا به تقلید بی­چون و چرا از تحقیقات و سرفصل­های جامعه­شناسی غرب است! و دلیل آن هم بر می‌گردد به اینكه جامعه­شناسی اسلامی جایگاهی در دانشگاه‌های ما ندارد كه البته بایستی حوزه‌های علمیه برای آن خیز بردارند و در نهضت نرم افزاری و تولید علم، سازوكاری برای ارائه جامعه­شناسی اسلامی و مبنا قرار گرفتن آن فراهم آورند و گرنه مادام که در دانشگاه­های ما، علوم انسانی غرب، مبنا قرار گیرد نسخه‌هایی بهتر از نسخه‌های آقای دكتر علی ملك پور «جامعه شناس» انتظار نمی‌رود! 

پاسخ هفتم اینکه:نتایج یک تحقیق در دانشگاه «والنسیا» نشان می‌دهد که ملاقات با یک زن زیبا باعث افزایش هورمون استرس موسوم به «کورتیزول» در بدن انسان می‌شود. این هورمون تحت تأثیر استرس‌های فیزیکی و روانی در بدن انسان تولید می‌شود که می­تواند در نهایت منجر به بیماری‌های قلبی شود. که توضیح آن در درس پیشین بیان گشت.

نتیجه این­که روابط زنان و مردان هرگز عادی نخواهد شد و کسانی که در غرب، این تز و نظریه را دادند با تحمل تجربیات بسیار تلخ به نادرستی آن پی برده­اند و هم­اکنون به مباحثی همچون تقویت عزت نفس و تقویت هوش هیجانی و خویشتنداری جنسی روی آورده­اند!

 

و اما گروه دوم كه با هدف‌ها و انگیزه‌های خاص، به طرح ایراد یاد شده می‌پردازند به دو دسته تقسیم می‌شوند:

دسته نخست كسانی هستند كه می‌خواهند با مختلط كردن محیط‌ها به لذت‌های جنسی و حیوانی خود بیشتر بپردازند!

دسته دیگر آنهایی هستند كه می‌خواهند به اهداف سیاسی خویش برسند!! چرا كه صاحبان اندیشه اسلام معاویه‌ای به­خوبی می‌دانند تا زمانی كه مردم و جوانان، پاكدامن و با ایمان باشند در انتخابات به آنها رأی نمی‌دهند. بنابراین راهی جز آلوده كردن جوان‌ها ندارند! پس این‌گونه شبهه‌ها و ایرادها كه در تهاجمی گسترده و سازمان یافته در رسانه‌ها و مطبوعات وابسته به صاحبان اندیشه اسلام معاویه‌ای مطرح می‌شود برای برانگیختن حس شهوت برخی از جوانان و جلب نظر آنان است تا از حمایت آنان در انتخابات بهره ببرند و هم اینكه با به فساد كشیدن جامعه، زمینه براندازی نظام اسلامی را فراهم كنند. همان‌سان كه غربی‌ها و هواداران داخلی آنها از طریق فساد و فحشاء حكومت اسلامی اُندلُس را تغییر دادند و انقلاب الجزایر را به­شكست كشاندند.

 

ترك‌ اختلاط و مورد استهزاء قرار گرفتن

گاهی ‌وقتها اگر بخواهیم از محیط آلوده فاصله بگیریم و هجرت كنیم ممكن است تمسخرها، گرفتاری‌ها و محرومیت‌هایی در پی داشته باشد، لیكن نباید فراموش كنیم كه ارزش روح و شخصیت اِلاهی انسان و كرامت نفس آدمی بسیار والاتر از امور مادی و دنیوی است. پس باید با توكل بر خدا از محیط آلوده فاصله بگیریم و از پی‌آمدهای ناگوار آن نهراسیم؛ همان‌گونه كه یوسف (علیه السلام) برای حفظ عفت و پاكدامنی مدت هفت ‌سال در برابر سختی‌های محیط زندان تاب آورد تا سرانجام امدادهای الهی به سراغش آمد. و نیز شهید برونسی که در ارتش رژیم پهلوی به‌خاطر عفاف‌گرایی سختی کشید تا سرانجام در نظام اسلامی به درجه فرماندهی و مقام والای شهادت رسید.  

بنابراین در برخی از شغل‌ها و محیط‌های كاری،[9] و در بعضی از جشن‌ها، مجلس‌ها، میهمانی‌ها و سفره‌های مختلط كه زمینه برای انحرافات اخلاقی و دیگر گناهان فراهم و آماده است، باید نخست تلاش كنیم تا فضای آلوده این محیط‌ها و مجلس‌ها را دگرگون سازیم و اگر توان دگرگون‌سازی برنامه‌ها و جداسازی میان زن‌ها و مردها را نداریم دست‌كم با این محیط‌ها و جمع‌ها، همراهی نكنیم و آن مكان‌ها را ترك كنیم اگرچه صاحبان این مجلس‌ها و محیط‌ها از افراد برجسته جامعه باشند و اگرچه ما را تمسخر و تهدید و تحقیر كنند؛ همان‌گونه که زلیخا از این حربه‌ها استفاده كرد.

او كه از برجستگان جامعه خویش بود و به‌عنوان همسر نخست‌وزیر، شخصیت ویژه‌ای داشت در نهایت بی‌شرمی و بی‌حیایی اعلام كرد:

…« لَئِن لَّمْ یفْعَل ما ءآمُرُهُ لَیسْجُنَنَّ وَ لَیكوناً مِنَّ الصَّاغرینَ» [10]

اگر آنچه را كه به یوسف فرمان می‌دهم انجام ندهد به­حتم زندانی می‌شود و به‌راستی از حقیران می‌گردد.

لیكن یوسف (علیه السلام) از این تهدیدها و تحقیرها نهراسید، بلكه با پذیرش محرومیت‌ها و سختی‌های فراوانِ محیط زندان، با توّكل بر خدای مهربان از این آزمایش‌ها سالم بیرون آمد و سعادت دنیا و آخرت را برای خویش فراهم آورد.

 


[1] ـ قدس، ش5415 (13/8/85) ص13.

[2] - ماهنامه سیاحت غرب، ش7, ص47.

[3] - ماهنامه سیاحت غرب، ش6 (آذر 82) ص41.

[4] ـ رجانیوز کد خبر:152529

[5]ـ راز یک فریب، ص21.

[6] ـ راز یک فریب، ص34.

[7] . احزاب(33) آیه53.

[8] . قصص(28) آیه23.

[9] - متأسفانه هم ‌اكنون این معضل كه كنار دست برخی از مدیران و كارمندان، زنانی به‌عنوان منشی یا تاپیست یا حسابدار  یا  همكار یا ... مشغول به كار هستند اندك اندك به‌صورت یك مُد و فرهنگ غلط در می‌آید كه بدون شك از بی‌غیرتی یا  بی‌عفتی برخی از مسئولین نشأت می‌گیرد!! بنابراین شایسته است این معضل زشت و قبیح، در دستور کار کمسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی قرار بگیرد و برای حل آن چاره اندیشی و اقدام شود.

[10] - یوسف (12) آیه32.

 

تهیه و تنظیم : کانون فرهنگی تبلیغی امین 

حق نشر محفوظ / با ذکر منبع بلامانع