http://dl.imagelin.com/wp-contetn/uploads/20160102/8d77238ac7fa4feb1205f81f804c13878.jpghttp://dl.photowox.com/wp-group/uploads/20160129/www.takroj.ir-3000692.jpg

به آنچه كه باب شود و رواج يابد و متداول  و معمول گردد «مد» گفته می شود و فرقی ندارد كه مدل آن جديد باشد و يا قديمی؛ مد اگر بر اساس آگاهی و خردورزی پديد آيد و از يك چارچوب و معيار درستی پيروی كند می تواند كاركردهای بسيار عالی داشته باشد ليكن آنگاه كه هوا و هوس  بر آن حاكم شود و افسار آن به دست استعمارگران، سرمايه‌داران و يا سياستمداران غيرمتعهد بيافتد دچار كاركردهای منفی می شود.

پيش از اين اشاره شد كه فلسفه اصلی لباس، محافظت از گرما  و سرماست؛[1] حيا، شرم و آداب اجتماعی نيز آدمی را به پوشاندن اندام‌هايش فرمان می دهد[2] تا بدين وسيله خود را از انحرافات اخلاقی نگه دارد. افزون بر اين لباس مايه زينت و تجمّل و خودآرايی نيز می باشد.[3] ليكن اين زينت و خودآرايی در تحت پديده مدگرايی می بايست در جهت تقويت شأن و منزلت انسان باشد نه اينكه به عفت و پاكدامنی او آسيب رساند. چرا كه مدگرايی مبتذل[4] و افراطی، به شيوه کشورهای غربی، زيان‌های فراوان اخلاقی، اجتماعی، اقتصادی و سياسی در پی دارد و در باب فرهنگ نیز حتی خودِ غربی ها را به فغان آورده است تا جايی كه در دايره المعارف بريتانيكا در بحث فرهنگ، درباره مد گفته‌اند: «مد قاتل فرهنگ‌هاست و سپس قاتل خود».

 

انگيزه‌ها در پيروی از مدها و مدل‌ها

به ­طور کلی مدهای موجود در عصر ما بر دو قسم هستند:

1ـ مدهای افراطی و مبتذل.

2ـ مدهای آرمانی و معقول.

با این تقسیم ­بندی علل و انگيزه‌های روی آوردن به مدها نیز به دو قسم تقسیم می شود:

1ـ علل روی ­آوری به مدهای افراطی و مبتذل، که عمدتاً همان علل و عوامل بدحجابی می باشد. مثل خودنمايی، غرب‌زدگی، روسپی گری، خواستگاریابی، لذت‌جويی جنسی و… كه پيش از اين، آنها را در علل و عوامل بدحجابی برشمرديم و راه درمان آنها را بيان كرديم.

2ـ علل روی­آوری به مدهای آرمانی و معقول، که اغلب برخاسته از دو انگیزه مثبت می باشد:

یکم) انگیزه ارتباطی ـ عاطفی؛

دوم) انگیزه کمال­جویی.  

 

یکم) انگيزه ارتباطی ـ عاطفی در روی­ آوری به مد

ارتباط عاطفی برقراركردن با هم‌نوعان، يكی از نيازهای طبيعی روان آدمی می باشد كه ممكن است از راه های گوناگون به اين هدف برسد، يكی از آن راهها، پوششِ هم‌سان با ديگران است. یعنی پوششی که با عرف جامعه مطابقت داشته باشد.

امام صادق (علیه السلام)† در توصيه به يکی از ياران خود به نام ِ«عُبَيْدِ بْنِ زِياد» فرمودند:

إِظْهَارُ النِّعْمَةِ أَحَبُّ إِلَى اللَّهِ مِنْ صِيَانَتِهَا فَإِيَّاكَ أَنْ تَتَزَيَّنَ إِلَّا فِي أَحْسَنِ زِيِّ قَوْمِكَ. قَالَ: فَمَا رُئِيَ عُبَيْدٌ إِلَّا فِي أَحْسَنِ زِيِّ قَوْمِهِ حَتَّى مَاتَ .[5]

خداوند آشكار كردن نعمت را، بيش از [پنهان] نگاه داشتن آن دوست مى‏دارد، پس جز اين مباد كه با بهترين شكل آرايش مرسوم قومِ خويش، خود را بيارايى. (راوى حديث) می ‏گويد: عُبَيد، از آن پس تا زمانِ مرگ، جز با بهترين شكل و لباس در ميان قوم خويش ظاهر نشد.

در دین اسلام پوشيدن لباس‌هايی که به جهت جنسِ پارچه، رنگ و كيفيتِ دوخت و ... ، سبب فخرفروشی و خودبزرگ بینی می شود ممنوع شده است و همچنین است لباس مندرس و غیرمعمول که خلافِ شأن افراد و سبب حقارت، يا ايجاد ضعف شخصيت و يا هتک حرمت و خواری مسلمان می ­گردد. زیرا این­گونه لباس­ها در بيان روايات «لباس شهرت» ناميده شده و حرام می باشد.

پس گاهي انگيزه فرد در پيروی از يك مد و روشِ رايج، به‌خاطر ارتباط برقرار كردن با افراد جامعه و ميل به هم‌رنگی با ديگران است، چون نمی خواهد فخر بورزد و مشهور گردد و انگشت‌نما شود.

آری چنين انگيزه‌ای در پيروی از مدهای خوب و غيرمبتذل، پسندیده است. چنان‌كه امام صادق† (علیه السلام) می فرمايد:

اِلْبِسْ مَا لا تُشْتَهَرُ بِه وَ لا يَزْرِي بِكَ.[6]

لباسي بپوش كه نه به آن شهرت پيدا كنی و نه باعث خفّت تو شود.

و نيز می فرمايد:

خيرُ لباسُ كُلِّ زَمانٍ لباسُ أهْلِهِ‌… .[7]

بهترين لباس هر زمان، لباس رايج مردم (عاقل و متدين) آن زمان است.

اينكه راه و روش «عاقلان و متدينان» را در معنای حديث گنجانديم بدين جهت است كه گمان نشود هر لباسی كه در هر جامعه‌ای مد شود و رايج گردد مورد پسند عقل و دين است!

چرا كه عقل و دين، درباره چگونگی لباس سكوت اختيار نكرده‌اند بلكه يك چارچوب كلی بيان نموده‌اند تا هر يك از مدل‌های لباس آن‌را دارا باشند و آن اينكه لباس بايد آدمی را از سرما و گرما نگه دارد؛[8]ضرر جسمي و رواني نداشته باشد؛[9] فرد در درون آن احساسی آرام و راحت داشته باشد؛[10]عفت و پاكدامنی او را حفظ كند؛[11] از زيبايی و تجملّی كه مورد پسند دين و توده مردم است نيز برخوردار باشد؛[12]   از هر جهت ميانه و متوسط باشد؛[13] بدون اينكه انگشت‌نما شود؛[14] و یا خفیف و پست گردد؛[15] و يا بدان فخر فروشد.[16] 

بنابراين تغييراتی كه در لباس افراد عاقل و متدين و باشخصيت داده می شود بر اساس هوا و هوس نمی باشد بلكه از يك چارچوب شرعی، عقلايی و انديشه‌ورزی پيروی می كند و هر روز، شكل و رنگ آن تغيير نمی كند و اسراف و ريخت و پاش ثروت‌ها را در پی ندارد.

به‌راستي آنان‌كه از استقلال فكری و عقيدتی برخوردار شده‌اند و از بی هويتی فرهنگی رهيده‌اند و می دانند كه از كجا آمده‌اند؟ در كجا به سر می برند؟ و به كجا خواهند رفت؟ گر چه ثروت بی كران داشته باشند، شأن خود را والاتر از آن می دانند كه در حدّ يك طاووس تنزّل يابند و خود را به مردم نمایش ‌دهند. آنان بيزارند از اينكه هر روز به رنگی درآيند و بازيچه دست خيمه‌شب بازان گردند؛ خيمه‌شب‌بازانی كه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ می ­‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌توانند حتی زشت‌ترين و اهانت­ انگيزترين مدل‌ها را به بازار آوردند و آنها را مد و رايج گردانند و عروسك‌های بی اراده و وارفته و بی مغز را با آنها بيارايند.[17]

آری آن كسی كه به غنای در انديشه بار يافته و وجودش بدان سامان گرفته است هرگز هر مدلی را نمی پسندد و خود را بدان نمی آرايد. زيرا می داند كه برای بازی و بيهوده آفريده نشده است و با هر آنچه او را به بازی گيرد و به بيهودگی كشاند به مبارزه می پردازد.

 پس با اين حساب، دين مبين اسلام در باره مدل لباس‌ها و مُد شدن آنها، حرف و حديث فراوان دارد و آنها را در چارچوب‌های خاص و ويژه خويش می پذيرد.[18] و تنها كسانی را كه از چارچوب دين پيروی كنند مورد تحسين و تشويق قرار می دهد.

 

دوم) انگيزه كمال‌جويی در روی­آوری به مد

گاه پيروی از يك مد و مدل و نمونه برتر، برای رسيدن به كمال است. به ‌عبارت ديگر، فرد كمال‌جو برای رسيدن به كمالات و فضيلت­های والای انسانی، شخصيت‌های به‌كمال رسيده را الگو قرار می دهد و رفتارهای خود را با آنان هماهنگ می كند. چنان‌كه قرآن کریم سفارش كرده:

« لَقَدْ كانَ لَكُمْ فِي رَسولِ اللهِ اُسْوَةٌ حَسَنَةٌ... »  [19]

بی شك برای ‌شما در[روش‌ و رفتار]رسول‌خدا، الگوی نيكويی ‌وجود دارد.

و در فرازی از زيارت عاشورا آمده است:

اَللَّهُمَ اجْعَلْ مَحْيايَ مَحْيا مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّد.

خداوندا حيات و زندگانيم را همانند حيات و زندگانی محمد و آل‌محمد(ع) بگردان.

يعني از موی سرگرفته تا ناخن پا، و از گهواره تا گور، در همه امور فردی و اجتماعی، پا در جای پای آنان نِهم و شبيه آنان شوم. چرا كه من بيهوده آفريده نشده‌ام و بی ترديد همه رفتارهايم جهان بی پايان مرا می سازند، پس بايد حساب‌ شده حركت كنم و بر اساس يك نسخه درست، گام بردارم.

بنابراين پيروی آگاهانه از مدل‌ها و الگوهای برتر‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ می تواند آدمی را در رسيدن به كمال ياری رساند. اگرچه آن مدل، هنوز مد نگرديده و رواج‌ نيافته باشد.

البته شايسته است اين‌گونه مدل‌ها با تدبير و برنامه‌ريزی مد گردد و رواج يابد تا رسيدن به كمال، براي همگان سهل و آسان شود.

به‌راستی كسی كه دوش خود را با «چفيّه» می ­آرايد و يا در شكل و شمايل يك بسيجی جلوه­گر می­شود و انگيزه‌ای جز رسيدن به الگوهای برتر ندارد، چه سريع می تواند ره ‌صدساله را در مدت زمانی  كوتاه بپيمايد.

امام خمینی(ره) در وصف بسیج فرموده است:

بسيج شجره طيّبه و درخت تناور و پرثمری است كه شكوفه‌های آن بوی بهار وصل و طراوت و حديث عشق می دهد. بسيج مدرسه عشق و مكتب شاهدان و شهيدان گمنامی است كه پيروانش بر گلدسته‌های رفيع آن، اذان شهادت و رشادت سر داده‌اند. بسيج ميقات پا برهنگان و معراج انديشه پاك اسلامی است كه تربيت يافتگان آن، نام و نشان در گمنامی و بي­نشانی گرفته‌اند. بسيج لشكر مخلص خداست كه دفتر تشكّل آن‌را همه مجاهدان از اولين تا آخرين امضاء نموده‌اند.[20]

و خلاصه اينكه بسيج، پايگاه خداجويی و يكتاپرستی؛ تشيّع و ولايت‌‌مداری؛ انتظار و سازندگی؛ زهد و قناعت و اخلاص و پارسايی؛ سادگی و بی آلايشی و آزادگی؛ عزّت ‌نفس ‌و استغنا و بی نيازی؛ ايثار و جهاد و شهامت است.‌ و لباس بسيجی، كه نماد بسيج ‌است، فرد كمال‌جو را در رسيدن به ‌این ­فضيلت‌ها ياری ­می كند و از پستی ها و حقارت‌ها می رهاند.

 

مدها و تغيير يا تثبيت فرهنگ‌ها

هر نوع طرز رفتار و زندگی و از آن جمله هر نوع پوشش و لباس، برگرفته از يك فرهنگ خاص و ويژه است و نيز پرچم و علامت و نشانی است از همان فرهنگ؛ كه خود را از ساير فرهنگها جدا می كند و ديگران را به‌سوی فرهنگ پديدآورنده خويش فرا می خواند. بنابراين لباس می تواند به‌گونه‌ای پنهان، مُبلّغ فرهنگ پديدآورنده خويش باشد و درتثبيت فرهنگ خويش يا تغيير فرهنگ ديگران نقش‌آفرينی كند. چنان­كه برخی از صاحب­نظران معتقدند با در اختيار گرفتن چگونگی پوشش­های یک جامعه، فرهنگ آن جامعه را می ­توان  به ­دست گرفت و دگرگون كرد.[21] پس با اين حساب ما بايد در انتخاب و گزينش لباس‌ها بسيار حساس باشيم و لباسی را برگزينيم كه بار فرهنگي بيشتري داشته باشد و هدايت‌گری آن آشكارتر باشد. و البته تحقق اين امر در سطح كلان جامعه، بستگی دارد به بسيج طراحان و توليدكنندگان و مبلغان و فروشندگانِ مدلهای اسلامی در چهار چرخه طراحی، تولید، تبلیغ و توزیع.

شايان ذكر است كه هر مد و مدلي، علاوه بر متأثر بودن از خرده فرهنگ‌ها و فرهنگ‌های بومی و اقليمی، از يك فرهنگ كلی نيز متأثر است و آن فرهنگی است كه بر افكار و عقايد خرده‌ فرهنگ‌ها حاكم است كه از ديدگاه‌ ما دو فرهنگ كلی در جهان وجود دارد:

1- فرهنگ اِلهی عفاف‌ورزی دينی و فطری.

2- فرهنگ شيطانيِ ليبراليسم و آزادي جنسي.

پيش از اين اشاره شد كه عقل و دين در باره چگونگی لباس يك چارچوب كلی بيان نموده كه لازم است هر يك از مدل‌های لباس آن‌را دارا باشد و همان‌ها در جامعه مد شود و رواج يابد.

اينک با توجه به همان چارچوب، میتوان براي هر قوم و ملتی مدل­هایی را طراحی كرد و آن‌را ترويج نمود و يا از الگوهای پوششی موجود در فرهنگ‌ها و خرده ‌فرهنگ‌هايی كه متناسب با معيارهای عقل و دين است حمايت كرد و آنها را رواج داد. زيرا همان‌گونه كه اشاره شد مد يا رايج ‌شدن هر مدل، در تثبيت فرهنگ پديدآورنده آن مدل مؤثر است و هنگامی كه آن مدل مورد پذيرش افراد يك قوم و ملّت قرار بگيرد در تغيير فرهنگ آن قوم تأثير زيادی دارد. پس با اين وصف، شايسته است طرح «ساماندهی مد و لباس» که در مجلس شورای اسلامی بارها مطرح شده است و سپس به بايگانی اذهان مجلسيان سپرده شده از بایگانی ذهن­ها و اراده­ها بیرون آيد! و برای اصلاح و اجرا پیگیری شود.

 

اصول ثابت در مدگرایی و متغیّرها[22]

از مجموع آنچه در رابطه با حجاب، عفاف و مد گفته شد می توان نتیجه گرفت که در بحث مدگرایی دو مطلب بایستی همواره مد نظر باشد:

یکی اینکه ما در اسلام یکسری اصول ثابت داریم که هرگز نمی ­شود از آنها عدول کرد و هر مُدِ جدید به­ناچار باید با این اصول هماهنگ باشد. و آنها عبارتند از: اصل مطابقت با عرف جامعه؛ اصل مطابقت پوشش و آرايش با جنسيّت افراد؛ اصل رعايت عفاف و حيا؛ اصل پرهيز از خودنمايي و فخر فروشي؛ اصل پرهيز از تشبّه به کفار، که توضیح مختصر آن در ذیل بیان می­شود.

دیگر اینکه متغیرهایی معقول وجود دارد که بر اساس آن، پوشش و آرايشِ افراد در طول قرن­های مختلف مي­تواند تغيير يابد که البته اين متغيرها باید بر اساس آن اصولِ ثابت تنظيم گردد. و آنها عبارتند از: مقتضيات زمانی؛ موقعيت خاص فردی؛ وضعيت معيشتی و جايگاه اجتماعی افراد؛ و مقتضيات سنی افراد، که توضیح مختصر آن در ذیل بحث متغیرها خواهد آمد.

  

اصول ثابت:

  1. 1.       اصل مطابقت با عرف جامعه

يکی از اصول ثابت اسلامی که نقش مهمی در صيانت از هويت ملی هر جامعه­ ای دارد و کسانی که به دنبال مد هستند باید نسبت به آن دقت بيشتری داشته باشند، مطابقت داشتن پوشش و آرايش با عرف جامعه است. امام صادق† (علیه السلام) در توصيه به يکي از ياران خود به نام «عُبَيْدِ بْنِ زِياد» فرمودند:

اِظْهَارُ النِّعْمَةِ أَحَبُّ إِلَى اللَّهِ مِنْ صِيَانَتِهَا فَإِيَّاكَ أَنْ تَتَزَيَّنَ إِلَّا فِي أَحْسَنِ زِيِّ قَوْمِكَ. قَالَ: فَمَا رُئِيَ عُبَيْدٌ إِلَّا فِي أَحْسَنِ زِيِّ قَوْمِهِ حَتَّى مَاتَ.[23]

آشكار كردن نعمت را خدا بيش از (پنهان) نگاه داشتن آن دوست می ‏دارد، پس جز اين مباد كه با بهترين شكل آرايش مرسوم قومِ خويش، خود را بيارايى. (راوى حديث) می ‏گويد: عُبَيد، از آن پس تا زمانِ مرگ، جز با بهترين شكل و لباس در ميان قوم خويش ظاهر نشد.

نیز فرمودند:

كَفَى بِالْمَرْءِ خِزْياً أَنْ يَلْبَسَ ثَوْباً يَشْهُرُهُ .[24]

برای انسان از نشانه­ های خفّت و خواری همين بس كه لباسی بپوشد كه به آن مشهور شود.

 

  1. 2.      اصل مطابقت پوشش و آرايش با جنسيّت افراد

نوع لباس و آرايش هر شخصی، بايد معرف جنسيت او نيز باشد. به همين دليل بايد بين لباس مردان و لباس زنان تفاوت وجود داشته باشد و هر يک از اين دو قشر لباس مخصوص خود را بپوشند. دین مبین اسلام، مردانی را كه لباس زنان، و زنانی را كه لباس مردان را می پوشند، از رحمت خدا به­ دور می خواند و در چندین روايت، از تشبّه زنان به مردان، و مردان به زنان نهی شده است. به ­عنوان نمونه امام باقر† (علیه السلام) می ­فرماید:

لَا يَجُوزُ لِلْمَرْأَةِ أَنْ تَتَشَبَّهَ بِالرِّجَالِ لِأَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (ص) لَعَنَ الْمُتَشَبِّهِينَ مِنَ الرِّجَالِ بِالنِّسَاءِ وَ لَعَنَ الْمُتَشَبِّهَاتِ مِنَ النِّسَاءِ بِالرِّجَالِ.[25]

رسول خدا… به مردانى كه خود را همانند زنان بيارايند و رفتاری زنانه‏ داشته باشند، و زنانى كه خود را به شكل مردان در آورند، لعنت فرستاد.

در روايتی دیگر از رسول گرامی اسلام… آمده است:

أَرْبَعٌ لَعَنَهُمُ اللَّهُ مِنْ فَوْقِ عَرْشِه... الْمَرْأَةُ تَتَشَبَّهُ بِالرِّجَالِ وَ قَدْ خَلَقَهَا اللَّهُ أُنْثَى.[26]

چهار گروه را خدا از رحمت خويش دور کرده است و خدا و رسولش و ملائکه بر آنان لعنت مي­فرستند... يکی از اين گروهها زنانی هستند که خود را شبيه مردان می نمایند.

 

  1. 3.     اصل رعايت عفاف و حيا

دين مبين اسلام در خصوص نوع پوشش و آرايش همسران برای يکديگر محدوديتی قائل نشده و حتی برای جذب بيشتر زن و شوهر به يکديگر در اين زمينه سفارش­هايی نيز نموده است، اما نسبت به نوع پوشش و آرايش زنان و مردان در برابر نامحرمان و همچنين به هنگام حضور در اجتماع، خواستار رعايت اصل عفاف و حيا شده و بر همين اساس حدودی را نيز تعيين نموده است.

بر اساس اين اصل، هرگونه پوشش و آرايش، از هر نوع، شکل، رنگ و مُدی که مخالف عفاف و حياء باشد و سبب تهييج و تحریک جنسی خود یا دیگری شود، جایز نمی باشد. مانند لباس­های نازک و يا لباس تنگ و بدن­نما و يا لباس­هايي که پوشش کافی برای اعضای بدن ايجاد نمی ­کند؛ چراکه مطلوب اسلام آن است که زنان و مردان مسلمان در فعاليت­ های اجتماعی و به هنگام رويارويی با نامحرمان، با جنبه­ های انسانی خود حضور يابند، نه با جنبه­ های حيوانی و شهوانی که نتيجه ­ای جز انحطاط فرد، خانواده و جامعه در پی نخواهد داشت.

با توجه به آنچه گفته شد مشخص می شود دین اسلام با هرگونه مُدی که در آن به دليل نازکی، چسبندگی و بدن­نما بودن و همچنين نمايان شدن اعضای بدن، حريم عفاف و حيا رعايت نگردد مخالف است.

 

  1. 4.     اصل پرهيز از خودنمايی و فخر فروشی

از مهمترين انگيزه ­های مدگرايي­های افراطی و نامعقول، فخرفروشی است، احاديث امامان معصوم ‰بيانگر آن است که حتي در پوشيدن لباس می بايست نيت انسان پاك و درست باشد از همين­ رو مبنای دین اسلام در پوشش، پرهيز از خودنمايی، مباهات و فخر فروشی است و کسانی را که بدين منظور لباس می پوشند را مورد نکوهش قرار می ­دهد.

رسول گرامی اسلام… در این باره می فرماید:

ما مِنْ أحَدٍ يَلْبَسُ ثَوْبَاً لِيُباهِي بِهِ فَيَنْظُرُ النَّاسُ إلَيْهِ اِلاّ لَمْ يَنْظُرِ اللَّهُ إلَيْهِ حَتَّى يَنْزِعَهُ.[27]

هر كس لباسی بپوشد كه بدان مباهات كند و مردم به او بنگرند خدا به او ننگرد تا آن لباس را از تن بیرون آورد.

 

  1. 5.     اصل پرهيز از تشبّه به کفار

پيشوايان ما، اصل مسلم ديگری در انتخاب پوشش، آرايش، شكل، مد و رنگ آن، جهت صيانت از فرهنگ دينی مسلمانان در تمامی قرن­ها تعليم داده­ و فرموده ­اند:

أَوْحَى اللَّهُ إِلَى نَبِيٍّ مِنَ الْأَنْبِيَاءِ أَنْ قُلْ لِقَوْمِكَ لَا تَلْبَسُوا لِبَاسَ أَعْدَائِي وَ لَا تَطْعَمُوا مَطَاعِمَ أَعْدَائِي وَ لَا تُشَاكِلُوا بِمَا شَاكَلَ أَعْدَائِي فَتَكُونُوا أَعْدَائِي كَمَا هُمْ أَعْدَائِي.[28]

خداوند به يكى از پيامبرانش وحى فرمود كه: به قومت بگو، لباس دشمنان مرا نپوشید و غذاى دشمنان مرا نخورید و خود را به شكل دشمنان من نيارایید (يعنى به شكل مشركين و كفار). چون اگر اين كار را بكنید، شما هم دشمن من می شوید. همان­طورى كه آن­ها دشمن من هستند.

بر اساس اين اصل، تشبّه به کفار (يعني خود را در ظاهر به شکل غيرمسلمان‌ها درآوردن) حرام است.

ممنوعيت تقليد و شبيه کردن خود به کفار از آن جهت است که اينگونه شباهت رساندن محدود در پوشش نشده و با گذشت زمان، به­ طور طبيعی زمينه برای همرنگی­ های ديگر در ساير شئون زندگی فراهم می شود تا آنجا كه به­ تدريج مسلمانان سبك زندگی صحيح خود را از دست داده و در سايه بيگانه شدن نسبت به فرهنگ اصيل خود، در فرهنگ­ های بيگانه استحاله شده و موجوديت دينی و ايمانی و هويت اصيل خود را از دست می ­دهند. کما اينکه پيامبر خدا… (صلی الله علیه و آله) فرمودند:

مَن تَشَبَّهَ بِقَومٍ فَهُوَ مِنهُم.[29]

هر كه خود را به گروهى شبیه کند از آنان است.  

 

متغيرها:

از ديدگاه اسلام چهار متغيرِ مهم در شکل­گيری و تغيير پوشش و آرايش افراد تأثيرگذار است که عبارتند از:

  1. 1.       مقتضيات زمانی

بطور طبيعی در گذر زمان عواملی متعدد همچون بهبود شرايط اقتصادی جامعه، ورود طرح­های نو و يا ورود فن­آوری­ های جديد در عرصه بافت پارچه­ های مختلف و... دست به دست هم داده و در نوع پوشش افراد تأثير مستقيم مي­گذارد؛ به­ گونه ­ای که هر دورانی پوشش خاص خود را اقتضا مي­کند.

در روايتي امام صادق† (علیه السلام) با تاکيد بر نقش مقتضيات زمانه بر نوع پوشش فرمودند:

إِنَّ أَهْلَ الضَّعْفِ مِنْ مَوَالِيَّ يُحِبُّونَ أَنْ أَجْلِسَ عَلَى اللُّبُودِ وَ أُلْبِسَ الْخَشِنَ وَ لَيْسَ يَتَحَمَّلُ الزَّمَانُ ذَلِك.‏

شيعيان ضعيف الايمان دوست دارند كه من بر پَلاس بنشينم، و لباس خشن بپوشم، ولى زمانه اقتضا ندارد.[30]

و در بيانی ديگر فرمودند:

خّيرُ لِباسُ کُلِّ زَمَانٍ لِبَاسُ اَهلِهِ.[31]

بهترين لباس هر زمان، لباس اهل آن زمان است.

 

  1. 2.      موقعيت خاص فردی

موقعيت­های خاصی که افراد در آن قرار دارند به ­طور طبيعی در نوع پوشش و آرايش آنها تاثير می گذارد مثلا نوع پوشش کسی که در کنار همسر خود قرار دارد با زمانی که قصد حضور در ميان نامحرمان و اجتماع را دارد متفاوت است. همچنين نوع پوشش و آرايش کسی که در خانه می ­باشد با کسی که در محل کار خود مشغول به­ کار است متفاوت است.

اسلام با لحاظ نمودن اين متغيير، محدوديتی نسبت به نوع آرايش و پوشش زن و شوهر به هنگام قرار گرفتن در کنار يکديگر قائل نشده است، بلکه به آنها توصيه نموده به هنگام حضور در کنار يکديگر از بهترين لباس و لوازم زينتی و آرايشی خود استفاده نمايند همان­گونه که رسول خدا… (صلی الله علیه و آله) فرموده ­اند:

عَلَيْهَا أَنْ تَطَيَّبَ بِأَطْيَبِ طِيبِهَا وَ تَلْبَسَ أَحْسَنَ ثِيَابِهَا وَ تَزَيَّنَ بِأَحْسَنِ زِينَتِهَا وَ تَعْرِضَ نَفْسَهَا عَلَيْهِ غُدْوَةً وَ عَشِيَّةً.[32]

بر زن لازم است خود را خوشبو كند، بهترين لباسهايش را بپوشد، به بهترين وجه زينت كند و با چنين وضعى صبح و شب با شوهرش ملاقات نمايد.

از سوی ديگر دين اسلام به زنان سفارش کرده به هنگام حضور در اجتماع و يا حضور در ميان نامحرمان از به نمايش گذاشتن خود و زينت­هايشان به­ شدت بپرهيزند.

 

  1. 3.     وضعيت معيشتی و جايگاه اجتماعی افراد

از ديگر متغيرهای تأثيرگذار در نوع پوشش و آرايش افراد که دين اسلام آن را لحاظ نموده، شرايط معيشتی و جايگاه افراد در جامعه می ­باشد. به­ گونه ­اي که داشتن لباس­های متعدد و مرغوبی که در شأن و جايگاه اجتماعی افراد باشد، مجاز دانسته شده است.

يکي از ياران امام صادق† (علیه السلام) به نام «معاوية بن وَهَب» به حضرت می ­گوید: «گاهى انسان در قسمتى از عمرش ثروتمند است و لباس و سر و وضع او اعيانى است بعداً ثروتش از دست می ‏رود و وضعش عوض می ‏گردد و از شماتت دشمن رنج می ‏برد، به همين دليل براى خريد لباس كه خود را بيارايد خويشتن را به­ مشقت می ‏افكند». امام† در پاسخ اين آيه را تلاوت فرمود: « لِيُنْفِقْ ذُو سَعَةٍ مِنْ سَعَتِهِ وَ مَنْ قُدِرَ عَلَيْهِ رِزْقُهُ فَلْيُنْفِقْ مِمَّا آتاهُ اللَّهُ‏([33] آنگاه فرمود: (اين فرد) بنا به مقدار حال و روز خود خرج نمايد.[34]

اين بيان شريف امام صادق† (علیه السلام) گويای آن است که در مکتب اسلام، مسلمانان می توانند متناسب با وضعيت معيشتی خود لباس مناسب تهيه و استفاده نمايد.

 

  1. 4.     مقتضيات سنی افراد

بدون ترديد، ميل به خودآرايی و تجمّل که از خواهش­های فطری می ­باشد، در سنين مختلف تغيير می کند، به­ گونه ­ای که ارضای اين ميل در دوران جوانی به اوج خود می ­رسد.

پيشوايان اسلام نيز در سیره عملی از تمايل جوان به خودآرايی و تجمّل­دوستی حمايت می ­کردند. به عنوان نمونه امیرمؤمنان† به­ هنگام خريد لباس، جامه بهتر را به خدمت­کار خود داد تا او را با پوشيدن آن لباس، شادمان و مسرور کند، و بدين وسيله غریزه زيبایی ­پسندش را ارضا نمايد و در خطاب به وی فرمود:

أَنْتَ شَابٌّ وَ لَكَ شِرَّةُ الشَّبَابِ.[35]

تو جوانی و مانند ساير جوانان به تجمّل و زيبايي رغبت بسيار داري.

 

نتيجه­ گيری:

از آنچه گفته شد مي­توان نتيجه گرفت كه اسلام نه «مدگرايی» و «به روز» بودن را منع مي­كند و نه عنان اختيار آن را رها می نمايد بلكه راهی اعتدالی با حدود و موازين كاملاً مشخص در اين زمينه ارائه می دهد تا مردم، دولتمردان، طراحان، تولیدکنندگان، فروشندگان و... بر اساس اين موازين به نيازهای خود و جامعه پاسخی پسندیده و قابل قبول بدهند.

 



[1] - نحل(16) آيه 81.

[2] - اعراف (7) آيه 26 و 27.

[3] - ر.ك: تفسير نمونه، ج6، ص131. آيات 26، 31 و 32 اعراف  )‌... و ريشاً‌... خُذُوا زِينَتِكُمْ عِنْدَ كُلِّ مسجدٍ‌... قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِيْنَةََ اللهِ التي أخْرَجَ لِعِبادِهِ‌...(

(4) مبتذل يعني پيش‌پا افتاده، بي‌ ارج، خوار و ناپسند؛ ر.ك: فرهنگ عميد.

(5) کافی، ج6، ص440، ح15.

(6) ميزان‌الحكمه، ح18080.

(7) همان، ح18081.

(8) نحل (16) آيه 81.

(9) بدليل حديث و قاعدة «لا ضرر و لا ضرار في الاسلام».

(10) لباس همانند مسكن وخانه بايد آرامبخش باشد.

(11) برداشت از آيه 60 نور.

[12] - آيه 32 اعراف و ح 18087 ميزان‌الحكمه.

[13] - ميزان‌الحكمه، ح 18078 و 18079 و 18068.

[14] - ميزان‌الحكمه، ح18077.

[15] ـ ميزان‌الحكمه، ح18080.

[16] - ميزان‌الحكمه، ح18111.

[17] ـ متأسفانه افراد مدگرا در مواردي از تصاوير، كلمه و يا جملاتي خارجي بر روي لباس خود، استفاده مي­نمايند كه كمتر ارتباطي با زندگي شخصي يا آرمان­ها و علايق فردي آنها دارد و حتي گاه معناي آن را نيز به درستي نمي­دانند و شايد اگر بدانند، موجب شگفتي، خنده يا ناراحتي­شان بشود. تصاوير و نوشته­هايي همچون: «رقاصه خياباني»، «ما پسران شيطانيم»، «گروه لجن!»، «عشق نشئه»، «گناه تا مرگ»، و صد­ها شعار غير اخلاقي ديگر! فاش روشن است که استعمارگران و به تبع آنان برخی از طراحان و تولیدکنندگان و فروشندگانِ البسه در گسترش و فرهنگ­سازی و نهادینه کردن مُدهای مبتذل نقش اساسی دارند و راه مقابله با آن هم به بسیج کردن طراحان و تولیدکنندگان و فروشندگانِ مدل­های اسلامی است در سه چرخة طراحی، تولید و توزیع.

[18] - براي بررسي بيشتر رجوع شود به وسايل الشيعه- كتاب الصلاه- ابواب احكام الملابس.

[19] - احزاب (33)آيه22.

[20] - صحيفه امام، ج21، ص194.

[21] ـ اينكه گفتيم ارائه طرح و مدل لباس و ترويج آنها در تثبيت يا تغيير فرهنگ‌ها مؤثر است. واقعيتي است كه غربي‌ها دهها سال پيش، اين­را به‌كار بسته‌اند و به اهداف مورد نظرشان رسيده‌اند! چنان‌كه «كريستين ديور» به مدت ده‌سال، تحول انقلابي مد لباس زنان اروپا را به عهده داشت. و شهر «ونيز» در ایتالیا، يك نمايشگاه بين‌المللي در «پالازوگراسي» بر پا ساخت كه در اين شهر قرون ‌وسطايي براي نخستين‌بار، لباس‌هاي جديد جانشين لباس‌هاي سنّتي شد! (روزنامه نشاط، ش35 مورخه 26/1/78، ص5).

آري با اينكه تغيير آداب و رسوم و مدل‌هاي پوشاك، در جوامع سنتي كار بسيار دشواري است ليكن با تبليغ و برپايي نمايشگاه مي‌توان مدل‌هاي جديد را مد كرد و آنها را رواج داد!

[22] ـ برگرفته از نشریه الکترونیکی پرسمان، مقاله: (اسلام و مدگرايي جوانان)

[23] ـ كافي، ج6، ص441، باب اللِّبَاسِ.

[24] ـ وسائل الشیعه، ج 1، ص 409.

[25] ـمستدرك‏الوسائل، ج3، ص246. مسند أحمد بن حنبل، ج ‏1، ص339.‏ 

[26] ـ مستدرك‏الوسائل، ج13، ص203.

[27] ـ نهج الفصاحة

[28] ـ جامع الاحاديث ج23، ص276.

[29] ـ مسند احمد، 5114.

[30] . مکارم الاخلاق، ص98.

[31] ـ میزان الحکمه، ح18081.

[32] ـ وسائل‏الشيعه، ج 14، ص 211.

[33] ـ طلاق(65) آیه7. آنان که امکانات وسیعی دارند، باید از امکانات وسیع خود انفاق کنند و آنها که تنگدستند، از آنچه که خدا به آنها داده انفاق نمایند ... .

[34] . مکارم الاخلاق، ص114.

عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ وَهْبٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع الرَّجُلُ يَكُونُ قَدْ غَنِيَ دَهْرَهُ وَ لَهُ مَالٌ وَ هَيْئَةٌ فِي لِبَاسِهِ وَ نَخْوَةٌ ثُمَّ يَذْهَبُ مَالُهُ وَ يَتَغَيَّرُ حَالُهُ فَيَكْرَهُ أَنْ يَشْمَتَ بِهِ عَدُوٌّ فَيَتَكَلَّفُ مَا يَتَهَيَّأُ بِهِ فَقَالَ‏ لِيُنْفِقْ ذُو سَعَةٍ مِنْ سَعَتِهِ وَ مَنْ قُدِرَ عَلَيْهِ رِزْقُهُ فَلْيُنْفِقْ مِمَّا آتاهُ اللَّهُ‏ عَلَى قَدْرِ حَالِهِ.

[35] . مکارم الاخلاق، ص101. 

فَأَخَذَ ثَوْبَيْنِ أَحَدَهُمَا بِثَلَاثَةِ دَرَاهِمَ وَ الْآخَرَ بِدِرْهَمَيْنِ ثُمَّ قَالَ يَا قَنْبَرُ خُذِ الَّذِي بِثَلَاثَةٍ فَقَالَ أَنْتَ أَوْلَى بِهِ تَصْعَدُ الْمِنْبَرَ وَ تَخْطُبُ النَّاسَ قَالَ وَ أَنْتَ شَابٌّ وَ لَكَ شِرَّةُ الشَّبَابِ‏ وَ أَنَا أَسْتَحْيِي مِنْ رَبِّي أَنْ أَتَفَضَّلَ عَلَيْك‏ ... .