http://www.aftabir.com/articles/religion/philosophy/images/913e898453913dbd76ee8d7c39f8fc56.jpg

غريزه جنسی، غريزه ­اي است كه هم بُعد فيزيولوژيك دارد يعني بُعد جسماني و نمود و بروز و ظهور جسمي دارد (مثل فعالیت مراکز عصبی و غدد داخلی و برانگيختگي اعضای تناسلی  و ترشح هورمون­ها و ...) و هم بُعد عاطفی ـ رواني دارد (يعني با تصور و تصديق و تخيل، تحريك و برانگيخته و علاقه­ مند مي­ شود و لذت مي­برد). و هم بُعد عقلاني دارد، مثل ازدواج و آميزش به انگيزه توليد نسل، با مقاصد بشر دوستانه و خدمت به جامعه. و هم بُعد روحي و معنوي دارد[1]؛ بدين­صورت كه اگر ازدواج و آمیزش و ارضاء، فقط به قصد انجام وظيفه الهي و گسترش نسل مؤمنان انجام پذيرد، بُعد روحي و معنوي غريزه جنسي تحقق می ­یابد که از اجر و پاداش بیکران اخروی نیز برخوردار می­ شود؛ همان­گونه كه حضرت زكريا† به­ درگاه پروردگار عرضه داشت:

« قَالَ رَبِّ إِنِّی وَهَنَ الْعَظْمُ مِنِّی وَاشْتَعَلَ الرَّأْسُ شَیبًا وَلَمْ أَكُنْ بِدُعَائِكَ رَبِّ شَقِیا * وَإِنِّی خِفْتُ الْمَوَالِی مِنْ وَرَائِی وَكَانَتِ امْرَأَتِی عَاقِرًا فَهَبْ لِی مِنْ لَدُنْكَ وَلِیا * یرِثُنِی وَیرِثُ مِنْ آلِ یعْقُوبَ وَاجْعَلْهُ رَبِّ رَضِیا » [2]

گفت : « پروردگارا ! استخوانم سست شده؛ و شعله پیری تمام سرم را فرا گرفته؛ و من هرگز در دعای تو، از اجابت محروم نبوده‌ام! و من از بستگانم بعد از خودم بیمناکم (که حق پاسداری از آیین تو را نگاه ندارند)! و (از طرفی) همسرم نازا و عقیم است؛ تو از نزد خود جانشینی به من ببخش... که وارث من و دودمان یعقوب باشد؛ و او را مورد رضایتت قرار ده!

از اين درخواست حضرت زكريّا†، آن هم در سن پيري، دانسته می­ شود که فقط بُعد روحي و معنوي آن مد نظر بوده است، نه برخورداری از لذت جسمي و عاطفی ـ رواني (اگرچه برای رسیدن به آن مقصود عالی، لازم است به­ طور طبیعی ابعاد جسمی و عاطفی ـ روانی غریزه جنسی هم تحقق یابند).



[1] ـ در آموزه ­هاي ديني ميان روح و روان تفکیک قائل شده­اند مثلا در صدر اسلام و در شهر مدینه، به شخصي كه ديوانه بود و مردم او را مجنون خطاب مي­كردند حضرت فرمود: اين بيمار است ولی ديوانه واقعي كسي است كه سينه ­هايش را جلو انداخته و متكبرانه راه مي­رود كه اين در واقع از نظر روحي بيمار است.(في قلبه مرض). نمونه ديگر از حالات رواني، ترس از برخی عوامل طبیعی است كه عوارض جسمي نیز دارد مثل زرد شدن رنگ صورت كه گناهی نيست، ولي ترسی كه آدمي را از انجام وظيفه الهي بازدارد بيماري روحي و قلبي محسوب مي­شود و گناه است و مؤاخذه نيز دارد. مثل ترس از دشمن آنگاه که آدمی را از جهاد در راه خدا باز دارد. بنابراين بايد بين روح و روان تفكيك قائل شد اگر چه ارتباط آن دو با هم، بسیار نزدیک است.

[2] ـ مریم(19) آیات 4و5و6.

 

تهیه و تنظیم : کانون فرهنگی تبلیغی امین

حق نشر محفوظ / با ذکر منبع بلامانع