http://bahejab.com/wp-content/uploads/2016/06/%DA%86%D8%A7%D8%AF%D8%B1-%D9%86%D9%85%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%D8%AE%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%86%D9%8703.jpg

 

ما آفریده شده خدای بی ­نهایت دانا و بسیار مهربان هستیم که جز خیر و نیکی برایمان نمی­ خواهد و قطعاً همه دستورات او و از جمله حجاب به سود ما می ­باشد هم در دنیا و هم در آخرت.

هنگامی که ما به یک پزشک متخصص دلسوز و متعهد مراجعه می­کنیم هر دستوری که او می­دهد و هر نسخه ­ای که برایمان می­نویسد با جان و دل می­پذیریم و بدون چون و چرا و با افتخار، به آن عمل می­کنیم با اینکه می­دانیم پزشک هر اندازه هم متخصص باشد باز هم احتمال خطا و اشتباه دارد. ولی این احتمالِ خطا، در رابطه با علم بی­نهایت خدا وجود ندارد. پس شکی نیست که دستورات او و از جمله رعایت حجاب شرعی جز برای سعادت ما نمی­باشد و از این رو می­توان گفت حجاب نشانه عبودیت و تاج بندگی و مایه افتخار است. 

خانم سُهیلا آریَن که چندی پیش مصاحبه تلویزیونی داشت و برنامه­ اش بسیار مورد استقبال قرار گرفت،[1] یک ایرانی است که در امریکا زندگی می­کرده و با فرهنگ آنجا بزرگ شده است، حجابی هم نداشته و در قید دین نبوده است. در جریانی تحت تأثیر نکته ­ای از قرآن قرار می­گیرد و راه بندگی خدا را برمی­گزیند. او می­گوید:

احساس کردم مرده­ ای بیش نیستم و از حیات و زندگی واقعی بسیار دورم و راهی جز دل سپردن به خدا و گوش دادن به فرمان­ هایش ندارم. برای همین شروع کردم به نماز خواندن و از آن روز به بعد، با حجاب در اجتماع ظاهر می­ شدم. احساس زنده بودن را روزبه­ روز بیشتر درک می­کردم و هر چه بیشتر به دستورات اسلام عمل می­کردم نشاط و شادابی بیشتری پیدا می­کردم. روزی بستگانم که آنها نیز با فرهنگ غربی بزرگ شده بودند، میهمان خانه ما شدند. خانم­ ها در مقابل آقایان نامحرم، بدون حجاب نشسته بودند، می­گفتند و می­خندیدند؛ اما من دیگر نمی­توانستم مثل قبل باشم، حالا دیگر باید به حرف خدای مهربانی که مرا به زندگی واقعی هدایت کرده بود، گوش می­کردم. به خاطر همین، روسری بلندی را که خیلی هم دوستش داشتم به سر بستم؛ طوری که حتی تار مویی هم نمایان نبود. سینی شربت را به دست گرفتم و شروع به پذیرایی کردم. جلو هر خانمی از بستگان که شربت تعارف می­کردم، آنها با تعجب  و شاید با تمسخر، مرا برانداز می­کردند؛ اما دین و عمل کردن به آن و این­که ثابت کنم من بنده خدا هستم و حاضر نیستم در هیچ شرایطی، خدای مهربانم را ناراحت کنم، به من اجازه نداد که حجابم را کنار بگذارم. یکی از آن خانم­ها با حالت مسخره اشاره به روسری من کرد و گفت: سهیلا! این چیه؟ من که می­دانستم او قصد مسخره کردن مرا دارد، سینی شربت را روی میز گذاشتم و با دو دستم به روسری اشاره کردم و گفتم: این رو می­گی؟! این تاج بندگی منه! این افتخار بندگی منه! این حجاب نشانه اینه که من ارباب دارم، خدا دارم و او به یادِ منه؛ چون که من به فکر فرمان او هستم.[2]

 


[1] ـ برنامه تلویزیونی وی به نام «كوله پشتی» شبكه سوم چندین بار نشان داده، و سی دی آن در بازار به فروش می­رسد.

[2] ـ نمی­دانستم، ص22. با پیگیری لینک ذیل می توانید فیلم گفتگوی وی را داونلود کنید

http://www.oroojesfahan.com/modules.php?name=Downloads&op=getit&lid=24

از طریق لینک ذیل نیز می توانید مصاحبه دیگری از وی را مطالعه کنید

http://bashgah.qurancity.ir/blogs/sadeghi/archive/2006/08/01/791.aspx