http://cdn.mashreghnews.ir/files/fa/news/1393/10/10/843961_281.jpg

متأسفانه گاه انسان غافل و سرگشته، در مسیر ارضای شهوت به اندازه‌ای به پستی می‌گراید و فرومایه می‌شود که حتی از آمیزش با حیوانات هم روی برنمی‌تابد و شرم نمی‌کند!

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در این باره فرموده:

مَلعُونٌ مَن نَکَحَ بَهِیمَةً.[1]

از رحمت خدا دور است کسی که با حیوانی آمیزش کند.

در شریعت اسلام برای کسی که چنین جرمی را مرتکب شود کیفر ویژه‌ای در نظر گرفته شده و برای آن حیوان هم احکامی وضع گردیده است.

 

الف ـ کیفر مجرم:

1- عقوبت جسمی

در کتابهای فقهی برای عقوبت جسمی چنین مجرمی دستورات گوناگونی بیان شده است از  جمله  اینکه  برخی  گفته‌اند  مجازات  آن 25  تازیانه است.[2] برخی دیگر نیز قائل شده‌اند باید حدّ کامل بر او زده شود. (یعنی100 تازیانه که حدّ زنا است)[3] برخی دیگر هم معتقدند باید کشته شود.[4]

شیخ طوسی(ره) در کتاب شریف «الاستِبصار»[5] به این شکل میان این روایات جمع کرده که وقتی نزدیکی با حیوان بدون دخول باشد مجرم تعزیر می‌شود(25 تازیانه)؛ و اگر ‌‌‌‌‌دخول صورت پذیرد حدّ زناکار بر او زده‌ می‌شود(100 تازیانه)؛ و در صورتی‌که مجرم مُحصِن و دارای همسر باشد کشته می‌شود و یا سنگسار می‌گردد.[6]

 

2- جریمة مالی

حیوانی که با او نزدیکی شده ـ اگر حیوان حلال گوشت و خوراکی باشد از آنجا که باید ذبح گردد و سپس سوزانده شود( چنان‌که در مسئله بعد حکم آن خواهد آمد )ـ در صورتی‌که مال دیگری باشد فرد مجرم بایستی قیمت حیوان را به صاحبش بپردازد.

 

ب ـ احکام و سرنوشت حیوان خوراکی و غیر خوراکی:

1ـ ذبح و سوزاندن حیوان خوراکی

اگر حیوانی که با او نزدیکی شده، حیوان حلال گوشت و خوراکی باشد (مثل مرغ و گاو و گوسفند و شتر) آن حیوان باید ذبح گردد و سپس سوزانده شود. البته نه برای آن‌که حیوان عقوبت شود بلکه چه بسا حکمت‌ها و فلسفه‌هایی دارد که علم و عقل بشر هنوز آن را در نیافته است ـ مثل اینکه ممکن است از نظر بهداشتی زیان‌های قابل توجه‌ای داشته باشد ـ و یا به­جهت آن است که با سایر گوشت‌های حلال و پاک اشتباه و مخلوط نگردد.[7] و یا ممکن است میکروب خطرناکی در گوشت این حیوانات رشد کند و به جاهای دیگر سرایت نماید که جز با سوزاندن از بین نمی‌رود. و یا ممکن است سوزاندن آن برای اعلان باشد بدین معنا که زشتی این کار را به دیگران اعلان کنند که البته همة این فرض‌ها و یا فرض‌های دیگر، شایسته است در رشته‌های بهداشت و درمان، روانشناسی، علوم تربیتی و ... مورد تحقیق و بررسی قرار گیرد و با زبان علم به جهانیان عرضه گردد و بدین ترتیب مترقی بودن احکام اسلام آشکار شود.

 

یک نکته

اگر به دلایلی چنین حیوانی ذبح نگردد و سوزانده نشود (مثل نبود قاضی و دادگاه و قانون) گوشت آن حیوان و گوشت نسلش حرام می‌شود و نیز مو و پشم و شیر و تخم آن.

 

2ـ تبعید حیوان غیر خوراکی

اگر حیوان خوراکی نباشد خواه اصلاً خوراکی نباشد مثل سگ و خوک، و یا آنکه عادتاً خورده نشود و غرض مهم از آن چیز دیگری باشد مثل اسب و الاغ که برای سواری و باربری استفاده می‌شود. در این‌صورت حیوان ذبح نمی‌شود (اگر چه بنابر قول قوی، گوشتش حرام می‌باشد) بلکه از شهری که در آن با او نزدیکی شده فوراً به شهر دیگری خارج می‌گردد و در آن شهر فروخته می‌شود.[8]

برای فروختن حیوان و صدقه دادن پول آن، و اینکه مجرم به صاحب حیوان چقدر باید غرامت بپردازد نیز مطالب زیادی بیان شده که برای توضیح و تفصیل آن، نیاز است به کتابهای فقهی مراجعه شود.[9]

 

راه­های ثبوت آمیزش با حیوان

نزدیکی با حیوان، با شهادت دو عادل ثابت می‌شود و نیز با یک بار اقرار کردن، در صورتی‌که چارپا از آنِ خودِ او باشد؛ ولی اگر چارپا از آنِ اقرار کننده نباشد، در این‌صورت تعزیر می‌شود. امّا احکام دیگر که مربوط به حیوان است ثابت نمی‌شود، زیرا نسبت به حیوان، اقرار در حق غیر است و اقرار در حق غیر مسموع نیست، مگر آن که صاحب حیوان او را تصدیق کند، که در این‌صورت سایر احکام نیز ثابت می‌شود، چون مانع از نفوذ اقرار در این‌صورت زایل شده است.[10]



[1]ـ وسائل ‌الشیعه، ج14، ص265، ب26، ح2. گزارش‌ها حاکی از آنست که متأسفانه برخی از کسانی که به تقلید از غربی‌ها در خانه‌های خود حیوان نگه می‌دارند مبتلا به این انحراف کثیف هستند!

[2]ـ شرح لمعه، ج 9، ص322.

[3]ـ همان.

[4]ـ همان، ص323.

[5] ـ استبصار، اولین کتاب فقه ‌الحدیثی است که به مبحث تعارض در اخبار پرداخته ‌است. این کتاب یکی از کتب اربعه مذهب شیعه می­باشد. شیخ طوسی در این کتاب پس از نقل اخبار متعارض با استفاده از روش‌هایی به جمع اخبار متعارض پرداخته ‌است.

[6]ـ شرح لمعه، ج 9، ص323 

[7]ـ شرح لمعه، ج9، ص308.

[8]ـ برخی از فقیهان گفته‌اند باید آن شهر به اندازه‌ای دور باشد که خبر نزدیکی با آن حیوان به‌طور معمول در آن شهر فاش نگردد.    (ر.ک: شرح لعمه، ج9، ص308)

[9]ـ ر.ک: شرح لمعه، ج 9، کتاب الحدود، الفصل السابع فی عقوبات متفرقه، ص309ـ 317.

[10]ـ ر.ک: شرح لمعه، ج 9، کتاب الحدود، الفصل السابع فی عقوبات متفرقه، ص 325.