موسيقی از ديدگاه علمی

پيش از ورود به بحث لازم است يادآور شويم كه تارهايي به نام «عصب» در سراسر بدن پراكنده و به مغز سر متصل هستند كه حس و حركت بدن بوسيلة آنها صورت ميپذيرد.[1]
دانشمندان علم فيزيولوژي دستگاه عصبي انسان را به دو بخش تقسيمكردهاند:
1- سلسله اعصاب ارتباطي
2- سلسله اعصاب نباتي (خودكار)
سلسله اعصاب ارتباطي، شامل ستون مركزي عصبي از نخاع گرفته، نيمكرههاي مغز و نيز اعصاب محيطي ميباشد. و سلسله اعصاب نباتي، شامل سيستم سمپاتيك و پاراسمپاتيك هستند كه در كيفيت جذب، هضم و دفع غذا، ترشّحات، ضربان قلب و فشارخون تأثيرگذار ميباشند و در برابر صدا حساسند، بهطوري كه برخي از صداها و از جمله صداي موسيقي ميتواند تعادل بين دو دسته عصب سمپاتيك و پاراسمپاتيك را برهم زند و كارآيي بدن را مختل سازد.
توضيح مطلب اينكه سيستم اعصاب سمپاتيك فقط از ابتداي ستون فقرات آغاز گرديده و دنبالة آن به ساير اعضاء پخش ميگردد؛ مركز اين دستگاه عبارت از 23 زوج عقده (گره) عصبي است كه در دو طرف ستون فقرات به شكل زنجيري از بالا به پائين كشيده شدهاند، اين عقدهها شبيه به دانة تسبيح ميباشند؛ دستگاه سمپاتيك از طرفي بوسيلة شاخههاي ارتباطي با سلسلة اعصاب ارادي مربوط است و از طرف ديگر رشته رشته شده و بهشكل شبكهاي اطراف عروق و احشاء را فرا ميگيرد و شبكههايي قبل از تقسيم در اعضاء تشكيل ميدهد كه بين اين شبكهها عقدههاي محيطي وجود دارند.
اما سلسله اعصاب پاراسمپاتيك از مغز شروع ميشود سپس از ستون فقرات ميگذرد و همراه با سمپاتيك اطراف همة رگها و اعضاي داخلي بدنرا فرا ميگيرد.
سمپاتيك رگها را تنگ ميكند، عضلات صاف را منبسط ميسازد، مانع از ترشح ميشود و فشارخون را بالا ميبرد.
پاراسمپاتيك بهعكس سمپاتيك رگها را گشاد ميگرداند، عضلات صاف را منقبض ميسازد، ايجاد ترشح ميكند و فشارخون را پايين ميآورد.
اين دو دسته عصب به همراه يكديگر كار ميكنند و تعادل بدن را حفظ مينمايند و اين تعادل در صحت و سلامت جسمي و رواني انسان تأثير تام دارد. ليكن هرگاه يكي از اين دو دسته عصب در اثر تحريكات خارجي، تعادل و توازن خود را از دست بدهد آنگاه به نسبت عدم تعادل هر يك از آنها، اختلال رواني و جسمي براي شخص ايجاد ميشود.
يكي از تحريكات خارجي كه تعادل بين اعصاب سمپاتيك و پاراسمپاتيك را برهم ميزند، موسيقي است. آهنگهاي نشاطانگيز، نواهاي حزنآميز و بهويژه ارتعاشات عجيب و غريب ارگ و جاز، با برهمزدن تعادل بين اين دو دسته از عصبها، اصول حساس زندگي حيواني را همانند: جذب، هضم، دفع، ترشّحات، ضربان قلب و فشار خون را مختل ميسازد و شخص را اندك اندك گرفتار امراضي ميكند كه طب جديد در بيشتر موارد از درمان آن ناتوان مانده است.
آهنگهاي افراطي نشاطانگيز بهگونهاي عصبهاي سمپاتيك و پاراسمپاتيك را تحريك ميكند كه شخص دچار ناراحتيهاي رواني ميشود. بيداريهاي شبانه، فعاليتهاي بيموقع، خوشيهاي ناگهاني، خندههاي بيجا، پُرگويي، اداي سخنان مسخره و هذيانآميز، سردرد و عصبانيّت، از دست آوردهاي ديگر موسيقي است كه ادامة اين وضعيّت ممكن است به مرض «ماني» بيانجامد كه نوعي جنون و بيماري رواني است.[2]
دكتر نوري ـ داراي دانشنامة دكترا از (اكل دوپواري كولتور) دانشگاه پاريس ـ ميگويد:
مسلم است كه موسيقي و گامها و امواج موزون آن در سلسله اعصاب اثر رخوت و سستي و گاهي تغيير حالت مخصوصي ايجاد ميكند كه شخص را از حال عادي خارج كرده و به عالم ديگري سوق ميدهد، زماني به عالم نشاط و موقعي در حال تأثر و اندوه و گاه به گريه ميبرد و آدمي را از خود بيخود ميكند و تمايل شخص را از راه مستمر و مستقيم حيات منحرف و به راههاي غيرمستقيم ميكشاند و همين تحولات روحي است كه گاهي موجب بيماريهاي رواني شده و سرانجام امور حيات را تعطيل ميكند كراراً نيز در اين مسير آلودگيهاي ديگر و اعتيادات شوم و مضرّه نظير هروئين و مرفين و يا نوشابههاي الكلي ضميمه شده كه جريان و زيان عمل را دوچندان، بلكه بيشتر ميكند.[3]
در يك مقالة طبي آمده:
روانشناسان پي بردهاند كه بيشتر دردهاي روزانه مثل دردسر، درد معده، درد حالت زنانه، عصبانيت و خيلي از دردهاي ديگر در نتيجة تأثير صدا است. اثر صدا از الكل و توتون به مراتب شديدتر است و بدن را بيشتر مسموم ميكند. بهترين درمان خستگي دماغي و جسمي سكوت مطلق است و هيچ دارويي نميتواند جانشين آن شود.[4]
بر اساس نتايج يك تحقيق جديد، گوشدادن به موسيقي بلند در حين رانندگي ضمن مشكل كردن واكنشهاي لازم، موجب بروز تصادف ميشود، اين نتايج نشان ميدهد كه بلندكردن صداي موسيقي نهتنها براي ديگران ايجاد مزاحمت ميكند بلكه ميتواند عامل بروز تصادف نيز باشد... موسيقيهاييكه ضرباهنگآنها بيش از 60 بار در ثانيه است با افزايش تعداد ضربان قلب، فشارخون را بالا ميبرد.[5]
برهمين اساس ادارة راهنمايي و رانندگي برخي از كشورها، گوشدادن به صداي موسيقي در حين رانندگي را جزء جرايم رانندگي دانسته و براي رانندگانِ متخلّف، جريمه وضع كردهاند.
نتيجه بحث موسيقي
از آنچه دربارة موسيقي گفته شد دستكم چهار نتيجه ميتوان گرفت:
1- موسيقياي كه عشقهاي شيطاني را برانگيزد و شهوت آدمي را تحريك كند بدون هيچ شك و ترديدي، زيانبار، نامشروع و حرام است.
2- موسيقيهاي شاديآور يا غمانگيز براي جسم و روان انسان زيان دارد.
3- موسيقيهاي عرفاني و روحاني كه با آلات و ادوات اجرا ميشود جاي بسي تأمّل و بررسي دارد.
4- آنچه موردپسند دين ميباشد اين است كه آدمي به عقلانيت و فطرت روي آورد و با تحليلهاي عقلي، فطري و شهودي، واقعيتها را دريابد و از لحظههاي عمر خويش براي دنياي بيپايانش توشه برچيند و عمر گرانبهايش را بهپاي موسيقي هدر ندهد.