How_Music_Affects_Your_Brain.jpg (640×549)

از باب مقدمه لازم است يادآور شويم كه روان‌شناسي يكي از شاخه‌هاي فلسفه است و اساس و پاية مكتب‌هاي روان‌شناسي بر مكاتب فلسفي بنا شده است به‌طوري‌كه هر مكتب فلسفي، مكتب روان‌شناسي ويژه‌اي را پديد مي‌آورد زيرا نوع نگرش به هستي و جهان آفرينش و انسان است كه مسير حركت روان‌شناسان را تعيين مي‌كند و به آنها خط و جهت مي‌دهد.

برهمين اساس علّامه «محمدتقي جعفري» كه يكي از فيلسوفان مكتب جامع‌نگر اسلام است در کتاب «موسیقی از دیدگاه فلسفي و رواني» مي‌گويد:

هيچ صاحب‌نظري و متفكّري كه خود را در اين زندگاني مسئول مي‌داند، نبايد بدون تأمل و دقت و با مقداري دلايل توجيهي تكليف «نفس» يا «روح» انساني را با پديدة موسيقي يكسره نمايد.

حتي اگر بر فرض، معلومات و تحقيقات ما در بارة موسيقي به حدّي رسيد كه اثبات كرديم موسيقي بر دو نوع تقسيم مي‌گردد: «مفيد و مشروع» و «غيرمفيد». و منظور از غيرمفيد همان پديدة ناسالم است و لهو و لعب و ممنوع مي‌باشد، با اين‌حال، حركت انسان‌ها را در مرزِ سهم اين دو نوع با احتياط تلقي كنيم. زيرا جاذبيّت خود موسيقي مقتضي تعدّي و تجاوز از مرز، به داخل منطقة ممنوعه در ذات خود مي‌باشد».[1][2] يعني ذات موسيقي به‌گونه‌اي است كه به‌خاطر جذّابيّتي كه دارد حتي همان قسم مفيد و مشروع آن، انسان را به منطقة ممنوعه وارد مي‌كند و به‌سوي موسيقي غيرمفيد و نامشروع مي‌كشاند.

علّامه در جايي ديگر از همين كتاب مي‌گويد:

مقداري فراوان از موسيقي براي گريز از واقعيات استخدام مي‌شوند. گريز از هشياري‌ها، گريز از اختيار، گريز از انديشه‌هاي عميق كه پاسخ آنها به دست ‌برداشتن از هواهاي نفساني و خودخواهي‌ها نياز داشته است. به‌همين ‌جهت است كه اسلام، موسيقي بر مبناي لهو و لعب و تخدير و انحرافات فكري را ممنوع ساخته است.[3]

موسيقي مانند كسي است كه دست يك تشنة جان‌به‌لب رسيده را گرفته و او را با شديدترين تحريكات و احساسات به‌سوي سراب مي‌برد و يا به لب چشمه‌ساري مي‌برد و با كمال قدرت او را از خم ‌شدن  به روي آب و آشاميدن آن جلوگيري مي‌كند. آيا اين اشتياق شديد به محتوا كه دائماً با شكست مواجه مي‌شود مغز و روان انسان‌ها را در برابر واقعيّات نمي‌سايد؟ آيا با اين تحليل كه دربارة موسيقي وجود دارد، واقعيت‌ها رنگ خود را براي انسان‌ها نمي‌بازد؟[4]

 

موسيقي‌هاي عرفاني و روحاني از ديدگاه علامه جعفري

برخي معتقدند موسيقي اگر آدمي را به‌سوي معنويت، جهاد و حماسه سوق بدهد استفاده از آن اشكال ندارد ليكن علامه جعفري حتي موسيقي‌هاي عرفاني و روحاني را نمي‌پسندد و معتقد است:

موسيقي‌ها حتي روحاني‌ترين آنها با دو حقيقت مزبور (هشياري و اختيار) سازگار نيست و اين اصل را همة ما مي‌دانيم كه هيچ حركت ناهشيارانه و جبري نمي‌تواند تكاملي باشد، اگرچه با نظر به عوامل گوناگون داراي لذت و جذابيّت بوده باشد. جنبة تخديري موسيقي را نيز مي‌توان در نظر گرفت لذا اگر در حال جذبة موسيقي ذكر «الله‌اكبر» را به زبان بياوريم، هيجان و تأثر از موسيقي مانع آن خواهد بود كه ما معناي آن ذكر مقدس را به‌طور معين و مستقيم درك كنيم و با همة قواي مغزي و رواني متوجه آن باشيم.[5]

بعضي از انواع موسيقي روحاني البته  درست است كه تحريك مثبت در درون را به‌ وجود مي‌آورد و ما را از موجوديت غوطه‌ور در طبيعت و خودخواهي بالاتر مي‌برد، ولي هنگامي كه موسيقي تمام مي‌شود، يك سرازيري حقيقي در خود احساس مي‌كنيم و مي‌بينيم كه موسيقي سايه‌اي از ما براي ما ساخته و آن‌را بالا برده بود اكنون شبح مصنوعي از بين رفته و واقعيّات با همان خشونت براي ما نمودار مي‌شوند. به ‌همين جهت بوده است كه در جنگ‌هاي صدر اسلام كه در حدود هشتاد جنگ و دفاع بوده است نمي‌بينيم كه مسلمانان براي تحريك سربازان خود به موسيقي متوسّل شوند، بلكه آنها شعارهاي واقعي را به‌طور دسته ‌جمعي مي‌گفتند و تحريك مي‌گشتند... با اينكه كفار به هرگونه وسايل موسيقي ممكن در آن زمان براي تحريك سربازان خود متوسل مي‌گشتند، مسلمانان كوچك‌ترين اعتنايي به مسأله موسيقي نداشتند.[6]

«جُنَيد»كه يكي از مشايخ صوفيّه است دربارة موسيقي عرفاني مي‌گويد:

چون مريد را بيني كه سماع را دوست دارد، بدان‌كه از بطالت بقيّتي با وي مانده است.[7]

آري آنچه فيلسوف شهير، استاد علامه جعفري را برآشفته و او را در برابر موسيقي و هواداران آن قرار داده، اين پرسش است­كه: «آيا تاكنون توانسته‌ايم با يك دليل قانع‌كننده اطمينان پيدا كنيم كه با ايجاد نشاط و هيجان و ديگر تأثرات خوشايند به وسيله موسيقي، هيچ ‌چيزي از سرمايه جان خود را از دست نمي‌دهيم؟!» سپس با سوز و آه پاسخ مي‌دهد: ما انسان‌ها سرماية جان خود را در برابر لذايذ و هيجانات ناشي از موسيقي و هرچيزي كه عامل تحريك و استهلاك انرژي‌هاي مغزي و رواني ما باشد، بدون اينكه يك محتواي كمالي بر جان ما بيفزايد، از دست مي‌دهيم و مشمول آن آية مباركه مي‌شويم كه مي‌فرمايد:

]...أذْهَبْتُمْ طَيِّبَاتكُمْ في حَياتِكُمُ الدُنْيا وَ اسْتَمْتَعْتُمْ بها...[[8]

شما نيروها و سرمايه‌هاي پاكيزة خود را در زندگاني دنيوي از دست داديد و از آنها بهره‌مند گشتيد.

چون به هر ميلي كه دل خواهي سپرد              از تو چيزي در نهان خواهند برد[9]

با این توضیح می­توان نتیجه گرفت که وقتی موسیقی عرفانی جای تأمل و اشکال باشد موسیقی­ های دیگر همانند موسیقی سنتی، ملی، ورزشی و ... اشکال­اش بیشتر است. پس این­ همه اصرار صدا و سیما بر استفادة از موسیقی، به ­ویژه در برنامة کودکان بسیار تأمل برانگیز است و جا دارد بررسی شود که نکند خدای ناکرده شبکه­ های نفوذی دشمن همانند شبکه «سیامک پورزند»[10] که پیش از این در صدا و سیما نفوذ کرده بودند و شناسایی و دستگیر شدند نیز هم اکنون به شکلی دیگر فعّال شده و در صدد پیاده کردن اهداف شیطان بزرگ هستند!

امام خمینی(ره) سال­ها پیش در خطاب به مسئولین و دست­ اندرکاران صدا و سیما فرمودند:

خود شما باید دستگاه تلویزیون و دستگاه رادیو را طوری اداره کنید که آموزنده باشد و به جوان­های ما قدرت بدهد و آنها را نیرومند کند، بنابراین دستگاه رادیو و تلویزیون طوری نباشد که ده­ ساعته موسیقی پخش کند، جوان­های نیرومند را از نیرومندیشان برگرداند.

موسیقی با تریاک فرقی ندارد. تریاک یک­جوری بی­حالی و بی­حسی می ­آورد و موسیقی هم همین­طور.

اگر شما می­خواهید مملکت شما مستقل باشد، باید رادیو و تلویزیون را تبدیل کنید به یک رادیو و تلویزیون آموزنده و باید موسیقی را حذف کنید. از این­که به شما بگویند کهنه ­پرست شدید نترسید، باشد ما کهنه­ پرست هستیم، این­ها نقشه است برای این­که شما را از کار جدی عقب بزنند. این­که می­گویند اگر موسیقی در رادیو و تلویزیون نباشد جوانان می­روند از جای دیگر موسیقی را می­گیرند، این عذر نیست. آیا حالا اگر از جای دیگر می‌گیرند ما باید به آنها موسیقی بدهیم؟! ما باید خیانت کنیم؟!

موسیقی خیانت است به مملکت؛ خیانت است به جوان­های ما؛ این موسیقی را به­ کلی حذفش کنید و چیزی جای آن بگذارید که آموزنده [باشد]. کم­کم مردم و جوان­ها را به مسائل آموزنده عادت دهید و از آن عادت خبیثی که داشتند برگردانید. این­که می­بینید جوان­ها اگر موسیقی نباشد جای دیگر سراغ آن می ­روند، برای این­که عادت کرده ­اند و به­ خاطر این است که جوان­های ما فاسد شده ­اند، الان ما موظف هستیم این نسلی که فاسد شده را به اصلاح برگردانیم و نگذاریم بچه ­های کوچک ما فاسد شوند و جلوی آنها را بگیریم.[11]



[1] - موسيقي از ديدگاه فلسفي و رواني ، ص 151 .

[3] - موسيقي از ديدگاه فلسفي و رواني، ص11-10.

[4] - همان، ص8 .

[5] - همان، ص57-56.

[6] - موسيقي از ديدگاه فلسفي و رواني، ص105.

[7] - همان، ص50.

[8] - احقاف (46)، آيه20.

[9] - موسيقي از ديدگاه فلسفي و رواني، ص64-63.

[10] ـ مأمور فرهنگي غرب در صدا و سيما كه چند سال پيش شناسايي و دستگير شد. ر.ک: رجانیوز، کدخبر 102928 «وزارت اطلاعات برای کشف شبکه­ های مشکوک در صدا و سیما هم اقدام کند».

[11] - صحيفه امام، ج9، ص 201، سخنراني 30 تير 1358.

 

تهیه و تنظیم : کانون فرهنگی تبلیغی امین

حق نشر محفوظ / با ذکر منبع بلامانع