روانشناسی شخصيت نوازندگان
براي شناخت شخصيت افراد، راه هاي فراواني وجود دارد. چگونگي گفتار، نوشتار، پوشش، نوع شغل دلخواه و كردار مداوم انسان، همگي شخصيت انسان را ميسازند و درونمايه او را به نمايش ميگذارند.
البته هر مكتب روانشناسي بر اساس نوع نگرش به هستي و آفرينش، ديدگاهش در اين موارد متفاوت است. به عنوان نمونه از ديدگاه مكتب جامعنگر اسلام، نوازندگان آهنگهاي مبتذل، افرادي پست و فرومايه هستند. زيرا وقتي از امام صادق (علیه السلام) درباره افراد پست و فرومايه پرسيده شد؟ حضرت فرمود:
أنَّه سُئِلَ عَن السَّفَلَه؟ فقالَ: مَنْ يَشْرِبُ الخَمْرَ و يَضْرِبُ بِِالطَّنبُور .[1]
آنانكه شراب مينوشند و تنبور مينوازند.
«ماهاتما گاندی» متفکر و رهبر استقلال هند، در سرگذشت زندگی خود می نویسد:
برای اینکه با موسیقی غربی آشنا شوم، فکر کردم یاد بگیرم ... روزی با خود گفتم مرد حسابی، چطور رقص و موسیقی می تواند تو را جِنتِلمَن(آقا) سازد؟! تو که شاگردی باید درس بخوانی، بایستی کاری کنی که شایستگی وکالت در دادگاه را داشته باشی و خدمتگذار مردم بشوی، اگر از حیث اخلاق، مرد شایسته ای بشوی، مردی! ... شخصاً نزد معلم موسیقی رفتم و پس از ذکر دلایل خویش خواهش کردم ویولن را به هر قیمت که می شود برایم بفروشد، اتفاقاً پس از ذکر دلایل خود، معلم موسیقی از اینکه به حقیقت پی برده و درک کرده ام براه غلط میروم، شاد شد و مرا به ادامه تحصیل و تغییر کامل برنامه زندگی تشویق کرد و به نظرم این حماقت و نادانی سه چهار ماه طول کشیده بود.[2]
گرفتاريهاي جسمي و رواني نوازندگان
تحقيق و بررسي در زندگي نوازندگان و موسيقيدانان نشان ميدهد كه آنان در دوران عمر خويش به تدريج دچار انواع بيماريهاي جسمي و رواني شدهاند. برخي در اين راه حواس بينايي و شنوايي خود را از دست دادهاند و برخي ديگر فلج و ناتوان گشته و عدهاي به هنگام نواختن موسيقي، درجه فشار خونشان بالا رفته، دچار سكته ناگهاني شدهاند. گروهي نيز به بيحوصلگي و ناراحتيهاي عصبي گرفتار آمدهاند و برخي شعور خود را از دست داده و به ديار جنون و ديوانگي رهسپار گرديدهاند. و اينها خود بهترين مدرك است كه ثابت ميكند موسيقي تا چه اندازه براي سلامتي جسم و روان زيانبار است.
«بِتهُووِن» يكي از همان موسيقيدانان و نوازندگان بسيار مشهور ميباشد كه به بدبختيهاي فراوان گرفتار گرديده است. دكتر «واوروخ» پزشك معالج بتهوون ميگويد:
وقتي سنش از 30 سال گذشت، درد بواسير گريبانش را گرفت و همهمه و صداهايي عصبانيكننده در هر دو گوشش به پيچيدن افتاد. متعاقب آن قدرت شنوايياش كاسته شد و با وجودي كه بهطور مرتب زمانهايي را كه گاه به چند ماه هم ميرسيد بدون دردسر و مزاحمت ميگذراند، اين ناتواني سرانجام به ناشنوايي كامل وي انجاميد و كاربرد تمام امكانات پزشكي بياثر ماند.
در همان زمان بود كه بتهوون مشاهده كرد از دستگاه گوارشش در زحمت است. به دنبال كم اشتهايياش، سوءهاضمه، آروغزدنهاي عذابآور، يبوست متناوبِ دير علاج, و اسهالهاي پيدرپي ظاهر گشت…».[3]
بتهُوون در وصيت نامهاش نوشته است:
شما اي مردمي كه به من همچون شخصي بدخو، ديوانه و متنفر از همه مينگريد و مرا اينسان ميانگاريد، چقدر نسبت به من ظالم هستيد، شما علت پنهاني چيزي را كه به نظر شما چنين مينمايد نميدانيد… برايم مقدور نبود كه به مردم بگويم بلندتر صحبت كنيد، فرياد بزنيد، من كَر هستم، آخر چگونه ممكن بود كه ضعف يكي از حواس خود را بر همه مردم فاش سازم. حسي كه ميبايست در من خيلي قويتر از ديگران باشد. حسي كه پيش از آن با كمال دقت و قدرت در اختيارم بود. با چنان دقت و قدرتي كه مسلماً كمتر كسي از آن كه شغل مرا داشتهاند و دارند به پاي آن ميرسيدهاند. آه كه هرگز نميتوانم اين ضعف خود را فاش كنم… .[4]
در شهر بُن آلمان مرد ميانسالي بود به نام «استومب» كه قبلا نوازنده بود و درس آهنگسازي ميخواند ولي بعدها كارش به ديوانگي كشيد. روزها با يك چوب رهبري در دست راست و يك لوله كاغذ در دست چپ در سطح شهر پرسه ميزد و كلامي هم بر زبان نميآورد. وقتي به خيابان «راين» ميرسيد و به طبقه همكف خانه شماره 934 كه هيچكس در آنجا انتظارش را نداشت وارد ميشد با چوب رهبرياش روي ميزي كه در آنجا بود ميكوبيد و به خانه بتهوون اشاره ميكرد تا برساند كه اعضاي اركستر او در آنجا هستند. سپس بدون آنكه حرفي بزند با چوب خود روي لوله كاغذش، وزن و ميزان موسيقي را مشخص ميكرد. بتهوون اغلب اوقات از اين صحنه خندهاش ميگرفت. يكبار گفت:
از همين جا ميشود فهميد كه عاقبت ما موسيقيدانها به كجا خواهد كشيد، موسيقي اين يكي را كه ديوانه كرده، ببينم به سر ما چه خواهد آورد؟![5]
سه پسر بتهوون، به نامهاي لوديك، كاسپار و نيكلا، نسبت به آبرو و حيثيّت والدينشان خيلي حساسّيت داشتند. وقتي پدرشان به همراه دوستان از منزل خارج ميشد و قدري در شرابخواري افراط ميكرد، خبرش كه به گوش پسرها ميرسيد بيدرنگ هر سه، خودشان را به محل ميرساندند و با التماس و درخواست او را ترغيب ميكردند تا بدون سر و صدا با آنها به خانه بيايد كه كسي متوجه آن وضع نشود![6][7]
|
شماره |
اسامياستادان معروفموسيقي |
گرفتاريهاي جسمي و رواني آنان |
|
1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20
|
بتهوون موزارت واگنر شوبرت مندلسن فردريك هندل باخ «سباستيان» دوكوونيسي بوكريني ناني(خواهر مندلسن) موريس راول شوپن نيچه ماليبران ماريا آلتاويلا شومان ماكسيم شاپيرو متروپولوس پاگانيني پروكوفيف
|
پريشاني فكري، بدبيني به جامعه، ثقل سامعه، بیماری روانی. لاقيدي، پريشاني فكري، سل و جوانمرگي. ضعف اعصاب، بدبيني. عشق و شهوتراني، شرابخواري، فقر، جوانمرگي اختلالات روحي و عصبي، تندخويي، سكته و جوانمرگي. عصبانيت، بدبيني به جامعه، ضعف باصره و كوري. اختلال حواس، ضعف اعصاب، تندمزاجي، كوري ضعف اعصاب، بيقيدي، تندخويي، ضعف باصره. پريشاني فكري، بيحالي، فقر. ضعف قواي روحي، سكته در حال نواختن موسيقي. اغتشاشات فكري، عصبانيت، كوري. ضعف اعصاب، سل، جوانمرگي. ضعف اعصاب، بیماری روانی. سكته در سن 27 سالگي در حال خواندن آواز شكنجههاي روحي، ضعف قوه باصره و كوري. فلج انگشتان، ضعف بينايي و شنوايي، بیماری روانی. سكته هنگام نواختن پيانو. اختلالات عصبي، فشارخون، سكته در حال اجراي موسيقي. اختلال مزاج، جوانمرگي. ناراحتي اعصاب، فشار خون، سكته مغزي. |
شايان ذكر است كه اطلاعات ياد شده در كتاب «تأثير موسيقي بر روان و اعصاب» صفحه 138 و 139 آمده است.
آري از بررسي زندگي كساني كه اهل موسيقي هستند، اين نتيجه را ميتوان گرفت كه امامان معصوم (علیهم السلام) چه اندازه راست و درست خبر دادهاند كه موسيقي سبب فقر و فلاكت و مصيبتهاي بزرگ و… ميشود.(7)
[1] - وسائل الشيعه، ج17، ص314، ح11.
[2] . موسیقی از نگاهی دیگر، ص136، به نقل از زندگی من، مهاتما گاندی.
[3] - بتهوون به روايت معاصرانش، ص 247.
[4] - زندگاني بتهوون، ص114.
[5] - بتهوون به روايت معاصرانش، ص14.
[6] - همان.
(7)- مستدركالوسائل، ج13، ص212، ح2 و وسائلالشيعه، ج17، ص303، ب99، ح1.