گفتاری درباره موسيقی و آوازه خوانی

در باره اقسام موسيقي و جايز بودن يا نبودن آنها مطالب زيادي گفته شده است كه بخشي از آنها مناسب با موضوع عفافگرايي و كنترل غريزه جنسی ميباشد.
بي گمان كسي كه در پي سعادت و خوشبختي است، ميبايست به نفس خود مراجعه كند و بنگرد اين موسيقي و آوازي را كه گوش فرا ميدهد آيا او را بهسوي خدا، معنويت، اخلاق، جهاد و حماسه مي كشاند يا اينكه حالت تخديري دارد و به مانند شراب و مواد مخدر او را از عالم واقعيت خارج ميسازد. گاه ميخنداند و بانشاطش ميكند گاه ميگرياند و در غم و اندوه فرو ميبرد و افسردهاش مينمايد و گاه ميلها و عشق هاي شيطاني را برميانگيزد. كه بيشك اين قسم از موسيقي حرام است و عقل انسان نيز حكم ميكند براي كنترل شهوت بايد از اينگونه موسيقيها و آوازها بپرهيزد. چرا كه اين همان موسيقي و آوازي است كه به فرمودة رسول خدا (صلی الله علیه و آله) سرانجام به انحرافات اخلاقي مي انجامد. «الغِناءُ رُقْيَةُ الزِّني»[1]
امام خميني(ره) در اين باره ميگويد:
يك جواني كه اكثر اوقاتش را صرف بكند در اينكه پاي موسيقي بنشيند و اينها، اين از مسائل زندگي و از مسائل جدي به كلي غافل ميشود، عادت ميكند، مثل همان كه به مواد مخدر عادت ميكند، كساني كه به مواد مخدر عادت ميكنند، ديگر نميتوانند يك انسان جدي باشند كه بتوانند در مسايل سياسي فكر بكنند. فكر انسان را موسيقي جوري ميكند كه ديگر نتواند در غير همان محيط موسيقي و مربوط به شهوات و مربوط به موسيقي، نتواند اصلاً فكر بكند… .[2]
دانشمند شهيد، حجتالاسلام هاشمينژاد نيز ميگويد:
يكي از بزرگترين اثر سوئي كه شنيدن موسيقي دارد سوق دادن افراد مخصوصاً دختران و پسران جوان به طرف شهوت و تحريك قواي حيواني است. و خلاصه دختر و پسري كه ممكن بود قبل از شنيدن موسيقي تحت تأثير شرم و حيا و عفت قرار داشته و راضي به يك رشته كارهاي ننگين شهوي و حيواني نشوند چنان با شنيدن موسيقي، آماده ننگينترين عمل ميگردند كه ابداً گويا درسي از عار و ننگ و عفت و حيا در زندگي نخواندهاند. و تأثير سوء موسيقي در اين جهت به درجهاي است كه ميتوان گفت يك قسمت مهم از اشاعه فحشاء و تجاوزات به نواميس در دنياي روز، مربوط به پخش نوارهاي شوم و آهنگهاي مهيّج موسيقي است.[3]
معیارهای موسیقی حرام
مقام معظم رهبری در بارة موسیقی حرام، 3 معیار ارائه فرموده اند:
1ـ موسيقىاى كه انسان را به بيكارگى و ابتذال و بىحالى و واخوردگى از واقعيتهاى زندگى و امثال اينها بكشاند، موسيقىِ حلال نيست؛ موسيقىِ حرام است.
2ـ موسيقى چنانچه انسان را از معنويت، از خدا و از ذكر غافل كند، حرام است.
3ـ موسيقىاى كه انسان را به گناه و شهوترانى تشويق كند، حرام است.
نظر اسلام اين است. موسيقى اگر اين خصوصيات مضر و موجب حرمت را نداشته باشد، البته آنوقت حرام نيست. اينهايى را كه من گفتم، بعضيش در موسيقى بىكلام و در سازهاست؛ بعضى هم حتّى در كلمات است. يعنى ممكن است فرضاً يك موسيقى ساده بىضررى را اجرا كنند، ليكن شعرى كه در اين موسيقى خوانده مىشود، شعرِ گمراه كنندهاى باشد؛ شعرِ تشويق كننده به بىبندوبارى، به ولنگارى، به شهوترانى، به غفلت و اينطور چيزها باشد؛ آن وقت حرام مىشود. بنابراين، آن چيزى كه شاخص حرمت و حليّت در موسيقى است و نظر شريف امام هم در اواخر حيات مباركشان - كه آن نظريه را در باب موسيقى دادند - به همين مطلب بود، اين است. موسيقى لهوى داريم. ممكن است موسيقى - به اصطلاح فقهىاش - موسيقى لهوى باشد. «لهو» يعنى غفلت، يعنى دور شدن از ذكر خدا، دور شدن از معنويت، دور شدن از واقعيت هاى زندگى، دور شدن از كار و تلاش و فرو غلتيدن در ابتذال و بىبندوبارى. اين موسيقى مىشود حرام. اگر اين با كيفيّت اجرا حاصل شود، اگر با كلام حاصل شود؛ فرقى نمىكند.
شما مىگوييد زبان بينالمللى. آن موسيقىاى كه بهقول خود شما مرزها را درنورديده و در جاهايى پخش شده، آيا لزوماً موسيقى خوبى است؟ صرف اين كه يك موسيقى از مرز فلان كشور خارج شد و توانست به مثلاً كشورهاى مختلف برود و يك عدّه طرفدار پيدا كند، مگر دليل خوب بودن موسيقى است؟ نه؛ به هيچ وجه. ممكن است موسيقىاى باشد كه به شهوترانى و تحرّكات و نشاطهاى شهوى جوانى تحريك مىكند؛ طبيعى است كه يك مشت جوانى كه غفلت زده هستند، از اين موسيقى خوششان مىآيد. هر جايى كه در دنيا دستشان به اين نوار بيفتد، از آن نوار استفاده مىكنند. اين دليل خوب بودن موسيقى نيست.
من نمىتوانم بهطور مطلق بگويم كه موسيقى اصيل ايرانى، موسيقى حلال است؛ نه، اين طور نيست. بعضى خيال مىكنند كه مرز موسيقى حلال و حرام، موسيقى سنّتى ايرانى و موسيقى غيرسنّتى است؛ نه، اينطورى نيست. آن موسيقىاى كه مناديان دين و شرع هميشه در دورههاى گذشته با آن مقابله مىكردند و مىگفتند حرام است، همان موسيقى سنّتى ايرانى خودمان است كه به شكل حرامى در دربارهاى سلاطين، در نزد افراد بىبندوبار، در نزد افرادى كه به شهوات تمايل داشتند و خوض در شهوات مىكردند، اجرا مىشده است. اين همان موسيقى حرام است. بنابراين، مرز موسيقى حرام و حلال، عبارت از ايرانى بودن، سنّتى بودن، قديمى بودن، كلاسيك بودن، غربى بودن يا شرقى بودن نيست؛ مرز آن چيزى است كه من عرض كردم.[4]